دولت، آخرین توصیههای امام شهید را فراموش نکند!(یادداشت روز)
حسن رشوند
سال گذشته در یکسالگی دولت چهاردهم یادداشتی با عنوان «دولت؛ حمایت واقعبینانه، نقد منصفانه» در همین ستون نوشتم که مبنای آن یادداشت سخنان حکیمانه امام شهیدمان درباره ضرورت «اتحاد مقدس» و تاکید بر اتحاد و همدلی بین مردم و مسئولان بود. انصافا در این یک سالی که گذشت هم مردم و هم قوای سهگانه در همین مسیر گام برداشتند و بیشترین همراهی را برای عبور از جنگ سوم رمضان که از نگاه صاحبنظران نظامی هنوز به پایان نرسیده، داشتند و کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشتند که اگر چنین نمیشد امروز شاید در این نقطه اتکاء و استیصال دشمن قرار نداشتیم. اما نباید فراموش کرد که در همان آغازین روزهایی که دولت چهاردهم در شهریور 1403 سکان اجرائی کشور را عهدهدار شده بود، امام شهید امت با 8 توصیه به دولت، همچون چراغی راهنما، مسیر را برای دولتی که با نفسی تازه وارد میدان شده بود، روشن کردند. این سخنان، تنها یک سری توصیه مدیریتی ساده برای یک کابینه نبود؛ بلکه «نقشه راه استراتژیک» برای عبور از تنگناهای تاریخی و پیادهسازی حاکمیت ملی در عصر نوین جنگهای ترکیبی بود. رهبری در آن سخنان، هشت ستون اصلی بقا و تعالی را ترسیم کردند: از «خرد تجربه» و «گزینش انقلابی» تا «عدالت و رعایت اولویتها» و «حکمرانی قانونمند در فضای مجازی». اکنون، پس از گذشت دو سال ازکار دولت و تجربه دو آزمون سخت و سنگین «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان»، باید با نگاهی نقادانه و دور از حب و بغضها پرسید: آیا دولت چهاردهم توانسته است این فرمانها را از «کلام گهربار» به «کیمیایی بیبدیل» تبدیل کند، یا صرفاً در سطح «ادبیات کارشناسی» و «تکنوکراتهای مصلحتطلب» درجا زده است؟ آنچه مسلم است در این دو سال شخص رئیسجمهور و معاون اول تمام تلاش خود را مصروف کردند تا کشوری که در طول یک سال درگیر دو جنگ نابرابر با دو رژیم جنایتکار و فراتر از آن باکشورکهای دنبالهرو منطقهای آنها شده است با بحران لاینحلی مواجه نشود و انصافا کابینه هم در بیشتر زمینهها، رئیسجمهور محترم را در اداره کشور کمک کرد ولی سؤال اینجاست آیا دولت نمیتوانست فراتر از کارهایی که انجام داده، توصیهها و تاکیدات امام شهید را در این دو سال به عنوان نسخه بیبدیل مدیریت کشور دنبال کند؟
1- امام شهید و حکیم انقلاب در آغاز کار دولت، هشدار دادند که نباید اجازه داد «تهنشینهای ذهنی غلط» در لباس کارشناسی، مسیر کشور را منحرف کنند. ایشان بر «کارشناسی برآمده از ملاحظات ملت» تاکید داشتند، نه کارشناسیهایی که با رضایت رفقا و صاحبان نفوذ، ملت را ناراضی میکند. در دو سال فعالیت دولت چهاردهم، شاهد بودیم که چالش اصلی، تقابل میان «کارشناسی مصلحتاندیش» و «کارشناسی انقلابی» وجود داشت. اگرچه در بخشهایی از بدنه اجرائی، تلاشهایی برای تزریق نیروهای جوان و پرانگیزه صورت گرفت، اما هنوز در لایههای عمیق مدیریتی، سایه سنگین همان آدمهایی دیده میشود که به تعبیر امیرالمؤمنین که رهبری شهید به آن استناد کردند «لا تُدخِلَنَّ فی مَشوِرَتِکَ بَخیلاً... وَ لا جَباناً؛ با بخیل مشورت نکن.» که این جماعت از مواجهه با موانع عقبنشینی میکنند. دولت در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، گاهی بیش از آنکه به دنبال «راهکار جرأتمندانه» باشد، درگیر «توجیهات فنی ناشی از ترس» برخی به اصطلاح کارشناسان است. با شناخت و تجربه رفتاری چنین کارشناسانی است که امام شهید ما در همان آغازین روز فعالیت دولت چهاردهم میفرمایند: «مواظب باشیم از کارشناسی استفاده کنیم که مؤمن باشد، صادق باشد، به توانمندی داخلی و ملّی کشور معتقد باشد، سرمایههای ملّی را بشناسد. از کارشناسهایی استفاده نکنیم که دنبال نسخههای نسخشده خارجیاند.»
2- برقراری عدالت در جامعه از دغدغههای همیشگی امام شهید بود که در همه ادوار از دولتها ازجمله از دولت چهاردهم هم مطالبه کردند. ایشان در این باره فرمودند: «من چندسال قبل از این، «پیوست عدالت» را مطرح کردم؛ گفتم شما هر قانونی تصویب میکنید، هر تصمیمی میخواهید بگیرید- تصمیم مهم، قانون مهم- یک پیوست عدالت برایش تهیّه کنید. مرحوم آقای رئیسی یک مقداری هم در این قضیّه پیش رفت؛ ایشان کارهایی هم کردند، منتها نیمهکاره ماند. میخواهم این توصیه را به شما بکنم: پیوست عدالت لازم دارد. پیوست عدالت یک ترتیب اداری یا یک فرم تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است... دنبال این بروید که چه جوری میتوانید عدالت را اجرا کنید. جوری عمل بشود که هیچ مدیری و هیچ مسئولی نتواند تخلّف کند از آن راهی که به عدالت منتهی میشود.» شرایط جنگی در کشور کاملا قابل درک است ولی اینکه با وجود کمبود شدید منابع ارزی کشور، بانک مرکزی و وزارتخانههایی که تسهیلگر دادن ارز به برخی افراد سودجو بودند برای بازپس گرفتن آن ارادهای نداشته باشند به گونهای که به صراحت گفته میشود بیش از 95 میلیارد دلار ارز این کشور در اختیار تعداد اندکی «تراستی» است که با گردن کلفتی از باز پس دادن پول این ملت سرباز میزنند، کجا با شاخص عدالت سازگاری دارد. قطعا اگر به این توصیه امام شهید که در همه اقدامات دولت باید «پیوست عدالت» وجود میداشت، عمل میشد حتما امروز شاهد نبودیم که کل ارز برای نهادههای دامی به یک نفر واگذار شود تا در شرایط خاص جنگی، سرنوشت تولید گوشت و مرغ کشور دست او باشد و یا بیشتر ارز به کسانی داده شود که بهجای واردات کالا یا بازگشت ارز، در جای دیگری سرمایهگذاری کنند و سفره مردم روز به روز کوچکتر و شکم این عده رانتخوار بزرگتر شود. ممکن است گفته شود این نابسامانی و بیتوجهیها تنها محصول این دولت نبوده و از دولتهای گذشته به ارث رسیده است که این نکته درستی است، اما اکنون که کشور شدیدا تحت فشار منابع ارزی است، آیا نباید اقدامی عاجل صورت گیرد!
3- یکی از کلیدیترین محورهای توصیه امام شهید به دولت چهاردهم، «رعایت اولویتها» بود؛ تفکیک میان کارهای زیرساختی و مسائل فوری نظیر گرانی و تورم. دولت چهاردهم با شروع کار خود ،ناخواسته با عرصهای مواجه شد که در آن، مسایل «فوری» و «بنیادی» چنان در هم تنیده بودند که مدیریت آنها به یک هنر فوقالعاده نیاز داشت. در حالی که دولت در ابتدای کار به برنامههای بلندمدت تأکید داشت، فشارجامعه و مسئله «امنیت غذایی» مدام توجه دولت را به آن سمت جلب میکرد و این قضیه با ورود به دو جنگ، ناخواسته به عنوان مسئله اصلی و فوری دولت قرارگرفت. امروز هر چند تمام تلاش دولت این بوده که مایحتاج مردم با مشکل مواجه نشود و انصافا در تامین کالاهای اساسی به شایستگی عمل شده است، اما بخش زیادی از جامعه در تامین غذای روزمره خود دچار مشکل هستند. یک قرص نان سنگک ساده در ابتدای دولت چهاردهم از3 هزار تومان به 5 هزارتومان افزایش یافت و اکنون یک کارگر که بر اساس حقوق و دستمزد سال 1405 ماهانه 16میلیون و 536 هزار تومان حقوق دریافت میکند باید برای یک قرص نان، 38 هزار تومان پرداخت کند. تصور کنید کارگری با دو سر عائله و حداکثر 20 میلیون تومان حقوق، اگر روزی 3 قرص نان و سه عدد تخم مرغ مصرف کند، باید در ماه 5 میلیون 670 هزار تومان از حقوق خود را فقط برای همین دو قلم بپردازد. گوشت و مرغ و اجاره بهاء سرسامآور و... که نگفتنی است. کدام مسئله فوریتر و اولویتدارتر از کاهش هزینههای زندگی و قوت لایموت مردم وجود دارد؟
4- امام شهید انقلاب در همان اولین دیدار با کابینه چهاردهم نگرانی خود را از رها بودن فضای مجازی به دولت گوشزد کردند و با بیانی صریح، فضای مجازی «رها و ول» به نقد کشیدند و بر «حکمرانی قانونمند» تأکید ورزیدند. این در حالی است که در دولت چهاردهم، فضای مجازی از یک ابزار اطلاعرسانی به یک میدان جنگ تمامعیار برای نفوذ دشمن تبدیل شده است که اوج آن را در فتنه دی ماه 1404 دیدیم که این فضا محل آموزش استفاده از سلاح و ساخت مواد آتشزا برای حمله به اماکن حساس و مردم شده بود و امروز همین فضا محل انواع بیبندباریهای اجتماعی که کانون خانوادهها را نشانه رفته، شده است.
5- رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ برنامهای بدون مانع نیست... سعی کنید از مانع عبور کنید یا آن را دور بزنید.» در جریان «جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان»، دولت با چالشی مواجه شد که مستقیماً «امنیت ملی» و «حاکمیت ملی» را هدف گرفته بود.
در این مقطع، اگر چه میتوان گفت دولت توانست با هماهنگی سایر ارکان نظام، از «عقبنشینی» پرهیز کند، اما در بخش «مدیریت پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ»، میتوان گفت که دولت در «دور زدن مانع» به جای «عبور کوبنده از آن»، بیشتر به دنبال فرصتهای جدیدی است که تصور میکند با تفاهمنامهای که اعتبار خود را کاملا از دست داده، میتواند ظرفیتسازی کرده و مسیر اداره کشور را طی کند. این در حالی است که امام شهید، همواره به این نکته اساسی تاکید داشتند که «نباید به دشمن امید بست.» دولت چهاردهم در روابط خارجی خود، مدام در این مرز باریک قدم میزند و با نگاهی امیدوارانه به رفع تحریمها در این مسیر گام برمیدارد. تجربه نشان داده است که هرگونه «امید به حسن نیت دشمن»، مستقیماً با توصیه امام شهید و رهبری حاضر انقلاب امام سید مجتبی خامنهای حفظالله در تضاد است. دولت باید یاد بگیرد که هر گونه مذاکره فقط برای برونرفت از بحران و دفع شر دشمن و ابزاری برای «تقویت خودکفایی» میتواند باشد، نه مسیری برای «وابستگی و امید به دشمن».
در مجموع میتوان گفت، دولت چهاردهم با وجود تلاش بیوقفهای که در این دو سال انجام داده و جای تقدیر جدی دارد، برای ادامه راه، در مرحله «تطبیق با واقعیتهای سخت میدانی» دچار مشکلات و نارسایی است و توصیههای امام شهید را نباید با «رفتارهای کلیشهای» و «نسخههای منسوخ شده» آن هم با وجود کارشناسان و مشاورانی که ذهن بسته و یا نگاه غربگرایانه آنها مانع پیمودن این مسیر سخت ولی امیدوارکننده است، داشته باشد.
در مجموع میتوان گفت، دولت چهاردهم با وجود تلاش بیوقفهای که در این دو سال انجام داده و جای تقدیر جدی دارد، برای ادامه راه، در مرحله «تطبیق با واقعیتهای سخت میدانی» دچار مشکلات و نارسایی است و توصیههای امام شهید را نباید با «رفتارهای کلیشهای» و «نسخههای منسوخ شده» آن هم با وجود کارشناسان و مشاورانی که ذهن بسته و یا نگاه غربگرایانه آنها مانع پیمودن این مسیر سخت ولی امیدوارکننده است، داشته باشد.