عزم همگانی در مصرف بهینه برای تقویت ایستادگی مردمی
گالیا توانگر
پیچیدگیهای جنگ اقتصادی بهمراتب بیشتر از جنگ نظامی است و دشمنان تلاش میکنند از طریق ایجاد اختلال در مسیر تأمین منابع لازم برای تقویت حوزههای آب، برق، گاز و معیشت مردم، نارضایتی عمومی ایجاد کرده و توان مدیریتی کشور را زیر سؤال ببرد. امنیت اقتصادی و تابآوری ملی تبدیل شده است.
بسیاری از برنامههای بهینهسازی مصرف را میتوان مستقل از تفاهمنامهها و چارچوبهای اداری و صرفاً با تکیه بر فرهنگسازی و جلب مشارکت عمومی به اجرا رساند. برآوردها نشان میدهد اگر فقط ۱۰ درصد صرفهجویی در مصرف انرژی محقق شود، معادل حدود ۹۰۰ هزار بشکه نفت در روز صرفهجویی خواهد شد؛ ظرفیتی که بدون نیاز به سرمایهگذاری جدید و صرفاً از طریق اصلاح رفتار مصرفی قابلدستیابی است.
صرفهجویی در مصرف آب و برق مسئولیتی همگانی
همزمان با افزایش دمای هوا در روزهای اخیر، مصرف آب و برق نیز در بسیاری از مناطق کشور روندی افزایشی پیدا کرده است؛ موضوعی که ضرورت مدیریت مصرف و مشارکت عمومی را بیش از گذشته نمایان میکند. کارشناسان حوزه انرژی معتقدند رعایت الگوی صحیح مصرف، نقش مهمی در حفظ پایداری شبکههای توزیع آب و برق دارد و میتواند از بروز ناترازی و اختلال در خدماترسانی جلوگیری کند. مسئولان از شهروندان خواستهاند با رعایت توصیههای سادهای همچون تنظیم دمای وسایل سرمایشی در محدوده استاندارد، خاموشکردن وسایل برقی غیرضروری، استفاده از لوازم پرمصرف در ساعات غیر اوج و بهرهگیری از نور طبیعی در طول روز، در کاهش بار شبکه برق مشارکت کنند. در بخش مصرف آب نیز پرهیز از باز گذاشتن بیمورد شیرهای آب، مدیریت مصرف هنگام شستوشو، استفاده بهینه از آب در امور روزمره و آبیاری فضای سبز در ساعات خنک شب یا صبح زود، از مهمترین راهکارهای جلوگیری از هدررفت این سرمایه ارزشمند عنوان شده است. کارشناسان تأکید میکنند مشارکت مردم در مدیریت مصرف، علاوهبر کمک به پایداری شبکههای آب و برق و جلوگیری از قطعیهای احتمالی، نقش مؤثری در حفظ منابع طبیعی و تأمین نیاز نسلهای آینده دارد. در روزهایی که گرمای تابستان مصرف آب و انرژی را به اوج میرساند، هر اقدام کوچک در صرفهجویی، گامی مؤثر برای مدیریت بهتر منابع و تأمین رفاه همه شهروندان خواهد بود.
چگونه در مصرف آب صرفهجویی کنیم؟
صرفهجویی در مصرف آب با شناسایی دقیق محلهای هدررفت آغاز میشود و سپس برای هر بخش، راهحلهای مناسبی ارائه میگردد. بهطورکلی، بیشترین هدررفت آب در سه بخش اصلی کشاورزی، صنعتی و خانگی اتفاق میافتد. همانطور که پیشتر اشاره شد، الگوی مصرف منابع آب در ایران بسیار نامتوازن است و بیشترین بار مصرف برعهده بخش کشاورزی قرار دارد. حدود ۹۰ تا ۹۲ درصد از منابع آب تجدیدپذیر کشور در این بخش مصرف میشود که بیشتر آن با روشهای سنتی و کمبازده همراه است. در مقابل، تنها ۶ تا ۷ درصد از آب برای مصارف شرب و بهداشت و ۱ تا ۲ درصد برای بخش صنعت استفاده میشود. در ادامه به توضیح روشهای کاهش مصرف آب در هر سه بخش خواهیم پرداخت.
حسن رحیمی یک کارشناس مصرف بهینه آب درباره روشهای جلوگیری از هدررفت آب و صرفهجویی در مصرف آبخانهها توصیه میکند: «رفع نشتیها: بهسرعت شیرآلات، سیفون توالت و لولههای دارای نشتی را تعمیر کنید.
نصب شیرآلات کممصرف: از دوشها و شیرهای کاهنده جریان آب استفاده کنید.
دوشگرفتن بهجای وان: زمان دوشگرفتن را کوتاه کنید و از پر کردن وان خودداری کنید.
استفاده بهینه از ماشین لباسشویی و ظرفشویی: این دستگاهها را فقط زمانی که کاملاً پر هستند، روشن کنید. جمعآوری آب باران: از آب باران برای آبیاری گیاهان استفاده کنید.
آبیاری مؤثر باغچه: گیاهان را در ساعات خنک روز آبیاری کنید تا تبخیر آب کاهش یابد. استفاده مجدد از آب: آب سبزیهای شسته شده را برای آبیاری گلدانها به کار ببرید.»
مصرف بهینه برق در تابستان
مصرف بیرویه برق و بیاعتنایی ما به صرفهجویی، بهویژه در ساعتهای اوج مصرف، باعث میشود دیگر هموطنان نتوانند از این نعمت بهره برند. اثرات منفی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خاموشی در روشنایی بر همه آشكار است. با قطع برق، آب هم پس از اندکزمان قطع میشود.
ساعتهای اولیه شب، وسایل روشنایی و برخی از لوازم الكتریكی دیگر به مدار وصل میشوند، چون مجموع بار اینگونه مصارف بیش از بار مصرفكنندگانی مانند صنایع یکنوبته، ادارات و... است كه از مدار خارج شدهاند، لذا بار مصرفی در این ساعتها به حداكثر مقدار خود میرسد و همچنین در فصل تابستان با به مدار آمدن بار وسایل سرمایشی بهویژه در ساعتهای بعدازظهر، میزان بار مصرفی بسیار افزایش مییابد که به آن، ساعتهای اوج مصرف میگویند. مدیریت مصرف برق سعی در كاهش این قله بار و تعدیل آن دارد كه در مواردی با رهنمودهای فرهنگی و ایجاد تغییرات ساده در چگونگی مصرف قابل
اجرا است.
در فصل تابستان از اواسط خردادماه تا اواسط شهریورماه پرمصرفترین ماههای سال هستند.
بیشترین مصرف برق در شبانهروز طی چهار ساعت اولیه شب است. در تابستان چند ساعت میانی روز از ساعت 12 الی 18 هم به این ساعات اضافه میشود. در شش ماهه اول سال پیك روز (اوج مصرف در روز) از ساعت 12 الی 18 و پیك شب (اوج مصرف در شب ) ساعت 20 الی 24 است. در ششماهه دوم سال پیك بار (اوج مصرف) از ساعت 17 الی 21 است. در ساعتهای اوج مصرف كه بار مصرفی شبكه برق به حداكثر مقدار خود میرسد، مشتركین با ایجاد تغییرات ساده در چگونگی مصرف برق میتوانند به بهینهسازی و كاهش مصرف برق شبكه كمك کنند.
باید به فکر زمستان بود
در میانه تابستان و زمانی که هنوز بخش بزرگی از کشور درگیر مصرف بالای برق برای سرمایش است، هشدار درباره زمستان و کمبود گاز شاید در نگاه اول زودهنگام به نظر آید؛ اما واقعیت این است که مسئله ناترازی انرژی محدود به یک فصل یا یک حامل انرژی نیست و آسیبهایی که در جنگ وارد شد، اهمیت این مسئله را دوچندان کرده است. از جهتی ظرفیت تولید گاز بهعنوان مهمترین حامل انرژی کشور در جنگ کاهشی جدی داشته است.
تجربه زمستان گذشته، محدودیت گاز صنایع، فشار بر نیروگاهها و کاهش توان تولید در بخشهای مختلف نشان داد که هر اختلال در تأمین گاز، خیلی سریع به برق، تولید، اشتغال و در نهایت به معیشت خانوارها سرایت میکند.
بر اساس برآوردهای کارشناسی احتمال این میرود که ناترازی گاز در روزهای اوج سرما تا 350 میلیون مترمکعب خواهد رسید و آسیب وارد شده به بخشی از زیرساختهای انرژی توسط دشمن آمریکایی- صهیونی، این نگرانی را نیز جدیتر کرده است. در چنین شرایطی، افزایش تولید هرچند ضروری است، اما نمیتواند در فاصله کوتاه باقی مانده تا فصل سرد، به تنهائی پاسخگوی شکاف عرضه و تقاضا باشد. در نتیجه پرسش اصلی آن است که وقتی نمیتوان در چند ماه صدها میلیون مترمکعب به تولید اضافه کرد، چرا بخشی از این گاز از دل هدر رفت مصرف، به خصوص تجهیزات فرسوده پس گرفته نشود؟
سالها این تصور ساده وجود داشته که خانوارهای پردرآمد، به دلیل خانههای بزرگتر، استخر، ویلا و امکانات رفاهی بیشتر، اصلیترین مصرفکنندگان گاز هستند و با افزایش قیمت برای پرمصرفها میتوان بخش مهمی از ناترازی را کنترل کرد؛ اما پژوهشها، تصویر سادهتری را که سالها تکرار شده است، به چالش میکشند.
بررسیهای انجامشده توسط مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد تفاوت مصرف گاز میان دهکهای مختلف درآمدی آنقدر زیاد نیست که ناترازی صرفاً به خانوارهای مرفه تقلیل داده شود. حتی خانوارهای کمدرآمد با دهک پایین بهازای هر مترمربع زیربنای خانه، گاز بیشتری نسبت به دهکهای برخوردار مصرف میکنند.
رضا شکوهی یک کارشناس ساختمان میگوید: «دلیل این وضعیت را باید در عایقبندی ساختمان و تجهیزات فرسوده جستوجو کرد. خانههای فرسوده، پنجرههای غیراستاندارد، نبود عایق حرارتی، موتورخانههای قدیمی و بخاریهای کمبازده باعث میشوند خانواری که توان مالی کمتری دارد، برای رسیدن به همان سطح آسایش، انرژی بیشتری مصرف کند. در نتیجه لازم به ذکر است در چنین شرایطی، افزایش ناگهانی قیمت به عنوانی سیاستی در جهت کاهش مصرف، الزاماً به کاهش منجر نمیشود. ممکن است فقط قبض را سنگینتر کند.
به همین دلیل، اصلاح قیمت انرژی اگرچه در بلندمدت اجتنابناپذیر است، باید تدریجی و همراه با ایجاد امکان واقعی برای کاهش مصرف باشد. جریمهکردن مصرفکنندهای که ابزار و توان مالی لازم برای بهینهسازی ندارد، عملاً سیاست را از هدف اصلی خود دور میکند.»
چطور هدررفت گاز را مهار کنیم؟
قبل از آزادسازی قیمت گاز، با تعویض تجهیزات، هدررفت را ارزانتر مهار کنید. اینجاست که طرح «کارور گاز» اهمیت پیدا میکند. این طرح قرار نیست صرفاً مردم را به کمتر مصرفکردن توصیه کند. بلکه منطق آن بر اصلاح ساختاری مصرف استوار است. شرکت کارور، تجهیزات پرمصرف را شناسایی میکند و با تأمین مالی لازم، نسبت به تعویض یا بهسازی آنها اقدام میکند.
تعویض موتورخانههای فرسوده، نصب تجهیزات هوشمند کنترل دما، اصلاح سامانههای گرمایشی، عایقکاری ساختمان و جایگزینی وسایل کم بازده میتواند در قالب فعالیت این شرکتها انجام شود. نکته مهم این است که مشترک برای این اقدامات هزینه اولیه پرداخت نمیکند. سرمایهگذار هزینه را تقبل میکند و در مقابل، از محل گاز صرفهجویی شده و گواهیهای صرفهجویی، سرمایه خود را بازمیگرداند.
این سازوکار، یک معادله سهطرفه ایجاد میکند. خانوار تجهیزات بهتر دریافت میکند و در نتیجه از رفاه بالاتری برخوردار خواهد بود، برای سرمایهگذار نیز بازده اقتصادی دارد و شبکه گاز نیز در روزهای اوج مصرف، با فشار کمتری روبهرو میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که بهینهسازی را از یک توصیه اخلاقی به یک فعالیت اقتصادی تبدیل میکند. از طرفی گاز صرفهجویی شده صرف افزایش تولید در بخشهای مولد شده و میتواند به تحقق رشد هشتدرصدی مبتنی بر قانون برنامه هفتم توسعه کشور کمک کند.
روحالله هاشمیان یک کارشناس انرژی توصیه دارد: «فاصله باقیمانده تا شروع سرمای جدی، شاید فرصت اجرای پروژههای عظیم افزایش تولید را ندهد، اما برای آغاز پروژههای هدفمند بهینهسازی هنوز زمان وجود دارد. موتورخانههای پرمصرف، بخاریهای کمبازده، ساختمانهای قدیمی میتوانند در اولویت قرار گیرند؛ بهویژه در دهکهای پایین درآمدی. جایی که هر اقدام اصلاحی میتواند در مدتی کوتاه، صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند.»
وی در ادامه میافزاید: «در کنار این سیاست، اصلاح تدریجی تعرفه برای مصارف بسیار بالا و بهصورت پلکانی، پاداش به مشترکان صرفهجو، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی نیروگاهها به گاز نیز باید همزمان دنبال شود. بحران ناترازی با یک نسخه واحد حل نمیشود. نه افزایش قیمت بهتنهائی کافی است، نه توصیه به مردم برای صرفهجویی و نه حتی افزایش تولید. مسئلهای که طی سالها شکلگرفته، به بستهای ترکیبی از اصلاح قیمت بهصورت تدریجی و پلکانی، سرمایهگذاری برای بهینهسازی تجهیزات، نوسازی ساختمانها و تغییر رفتار نیاز دارد. بااینحال، برای زمستان پیشرو یک تفاوت اساسی وجود دارد، زمان محدود است و هر روز تأخیر، هزینه بیشتری به شبکه انرژی کشور تحمیل میکند.»
شاید امروز مهمترین سؤال این باشد که آیا قرار است بار دیگر زمستان را با محدودیت تأمین سوخت صنایع، سوخت جایگزین در نیروگاهها و فشار بر خانوارها پشت سر بگذاریم، یا این بار پیش از رسیدن سرما، سراغ همان گازی برویم که همین حالا در دیوارهای بدون عایق، موتورخانههای فرسوده و بخاریهای کمبازده هدر میرود؟