نمایشگاهی برای روایت سالهای سلطه آمریکا و استبداد پهلوی
محمد محمدی افران
نمایشگاه و جشنواره کتاب «یک تجربه تاریک» با تمرکز بر تاریخ معاصر ایران و بررسی ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی سلطه آمریکا و استبداد پهلوی برگزار شده است. محمدحسین کریمیپور، دبیر این رویداد، در گفتوگو با ما از رویکرد مطالعاتی نمایشگاه، حضور ۱۱۰ ناشر و حدود دو هزار عنوان کتاب، برگزاری ۹ نشست تخصصی و برنامههای آن برای تداوم فعالیتها پس از پایان نمایشگاه
میگوید.
«یک تجربه تاریک» چه معنایی دارد و نمایشگاه با چه رویکردی برگزار شده است؟
این نمایشگاه صرفاً یک ویترین برای عرضه کتاب نیست، درواقع یک «فرصت مطالعاتی» است. عنوان «یک تجربه تاریک» به دوران سلطه سیاسی و نظامی آمریکا و استبداد پهلوی اشاره دارد. معنای آن، بازخوانی سالهای سیاه دستاندازیهای آمریکا بهعنوان یک نظام استکباری و استبداد پهلوی است.
این نمایشگاه میخواهد به مخاطب بگوید که تاریخ، مجموعهای از اتفاقات تصادفی نیست، بلکه نتیجه سیاستهای طراحیشدهای است که اگر شناسایی نشوند، ممکن است دوباره تکرار شوند. ما میخواهیم «تاریکیهای» آن دوران را با نور «آگاهی تاریخی» روشن کنیم.
این نمایشگاه را نباید صرفاً بهعنوان یک رویداد کتابمحور دید؛ ماهیت آن یک «کارگاه بازخوانی تاریخ» است. ما در اینجا به دنبال عرضه کاغذ و چاپ نیستیم، بلکه به دنبال «کشف حقیقت» هستیم. «تاریکی» زمانی آغاز میشود که یک ملت، تاریخ خود را گم کند یا اجازه دهد دیگران آن را بنویسند. پیام ما این است: شناخت تاریکیهای گذشته، تنها راه رسیدن به روشنایی آینده است.
دوره چهارم نمایشگاه چه تفاوتها و نوآوریهایی نسبت به دورههای گذشته دارد؟
تفاوت اصلی در «گسترش فعالیتهایی با موضوع تاریخ معاصر» است. در سه دوره گذشته، ما بیشتر روی عرضه کتب تاریخ معاصر، بهصورت فیزیکی و مجازی، تمرکز داشتیم. در این دوره، ما «رویکرد گسترش فعالیتها» را پیش گرفتیم؛ یعنی تجربه سازماندهی از دورههای قبل را با موضوع تنوع در فعالیتهای جانبی گره زدیم.
این رویکرد باعث شد نمایشگاه از حالت «عرضه کتاب» به حالت «راهنمای مطالعاتی و پژوهشی» تغییر کند؛ یعنی مخاطب دیگر فقط کتاب نمیخرد، به او کمک داده میشود که چگونه تاریخ را مطالعه و تحلیل کند.
چرا «باغ کتاب تهران» برای برگزاری این نمایشگاه انتخاب شد؟
تاریخ نباید در اتاقهای بسته یا سالنهای خشک دانشگاهی بماند.
باغ کتاب به دلیل «دسترسی حداکثری» و «اتمسفر فرهنگی» انتخاب شد. این مکان به دلیل فضای باز و محیطی که در آن مخاطبان مختلف، از خانوادهها تا دانشجویان، حضور دارند، باعث میشود تاریخ از حالت «کتابخانهای و بسته» خارج شده و به «فضای عمومی و زیست شهری» بیاید. ما میخواستیم تاریخ معاصر را در جایی عرضه کنیم که با جریان زندگی شهری و فرهنگی مردم گره خورده باشد.
کتابها و آثار حاضر در نمایشگاه بر چه اساسی انتخاب شدهاند؟
تدارکات ما شامل مجموعهای از کتب، اسناد، عکس و آثار هنری است که ابعاد پنهان روابط ایران و آمریکا و ساختار قدرت در دوران پهلوی را به تصویر میکشد/
با حضور ۱۱۰ ناشر و حدود دو هزار عنوان، معیار ما «کمیت» نبود، بلکه «کارکرد تحلیلگری و علمی» بود. ما کتابها را بر اساس سه لایه فیلتر کردیم.
لایه نخست، «اعتبار منبع» بود؛ یعنی آثاری که بر اساس اسناد دست اول هستند، نه روایتهای شنیداری.
لایه دوم، «رویکرد استراتژیک» بود؛ کتابهایی که به جای توصیف وقایع، به «تحلیل روابط قدرت»، بهویژه رابطه ایران و آمریکا، پرداختهاند.
لایه سوم، «پازل تکمیلکننده» بود. ما تلاش کردیم آثاری را جمعآوری کنیم که در کنار هم، یک «پازل کامل» از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ را تشکیل دهند.
تدارکات ما شامل مجموعهای از اسنادی است که تمام ابعاد پنهان روابط ایران و آمریکا و ساختار قدرت در دوران پهلوی را به تصویر میکشد.
در کنار کتابها، چه منابع و رسانههای غیرکتابی در نمایشگاه مورد استفاده قرار گرفته است؟
در روایت تاریخ ما بر این باوریم که «متن» بهتنهائی نمیتواند تمام حقیقت را روایت کند. برای عبور از «روایتهای یکطرفه» و روایت جامعتر، از «سندهای بصری، تکمیلی و هنری» استفاده کردیم.
اسناد آرشیوی برای این مورد استفاده قرار گرفتهاند که مخاطب ببیند «سلطه» چگونه در یک کاغذ رسمی امضا شده است. عکسهای تاریخی نیز برای این است که مخاطب تضاد میان «چهرههای رسمی» و «واقعیتهای اجتماعی» را ببیند. آثار هنری نیز در کنار این موارد قرار گرفتهاند.
این رسانهها در کنار کتاب، نقش «شاهد عینی» را دارند و باعث میشوند مخاطب، بهویژه نسل جوان، با واقعیات تاریخی پیوند بصری و حسی برقرار کند.
نشست تخصصی نمایشگاه با چه موضوعاتی برگزار میشود و محور سخنرانان چیست؟
نشستها بر محور «سلطه سیاسی، امنیتی و نظامی آمریکا (۱۳۳۲-۱۳۵۷)» طراحی شدهاند. موضوعات شامل تحلیل کودتای ۲۸ مرداد، نقش سازمانهای امنیتی، ساواک و سیا، و بررسی ابعاد اقتصادی سلطه است. سخنرانان، اساتید متخصص تاریخ معاصر و پژوهشگران حوزه روابط بینالملل هستند که تلاش میکنند تاریخ را نه به صورت خطی، بلکه به صورت تحلیلی و استراتژیک بررسی
کنند.
این نشستها «تلاش برای بازسازی حافظه جمعی» هستند. محور اصلی تمام نشستها، «کالبدشکافی سلطه» است. هدف این است که مخاطب بفهمد چگونه «سلطه سیاسی» ابتدا با «نفوذ نظامی» آغاز شد و سپس به «سلطه فرهنگی و اقتصادی» تبدیل گشت.
منظور از «مقابله با بازنویسی تاریخ» چیست و نمایشگاه برای مقابله با این روند چه راهکاری دارد؟
«بازنویسی تاریخ» یک ابزار سیاسی است تا با حذف بخشهای تاریک یا تغییر چهرهها، «سرمایهای دروغین» برای آینده بسازند. مقابله با این روند، یعنی «حفاظت از حقیقت». راهکار ما، گردآوری کتابها و اسنادی است که روایتهای تحریفشده را به چالش میکشد. ما کتابهایی را کنار هم قرار دادیم که روایتهای متناقض را به چالش بکشند. از طریق نشستها، به مخاطب یاد دادیم که «چگونه بخواند» تا فریب بازنویسیها را نخورد. همچنین هر کجا که ادعایی مطرح شده، سند را در دسترس قرار دادیم تا «حاشیه» جای خود را به «برهان»
بدهد.
برای جذب مخاطب عمومی و بهویژه نسل جوان چه راهکارهایی در نظر گرفتهاید؟
ما میدانیم نسل جوان به دنبال «پاسخهای سریع و بصری» است. به همین دلیل، فضای نمایشگاه را به یک محیط تعاملی، با استفاده از اسناد، عکس و آثار هنری، تبدیل کردیم.
همچنین نشستهای تخصصی را با زبانی تحلیلگر و به دور از کلیشهها برگزار کردیم.
هدف این است که به جوانان نشان دهیم تاریخ معاصر، کلید فهم وضعیت فعلی جهان و ایران است.
مخاطب اصلی نمایشگاه چه گروههایی هستند و برای جذب آنها چه برنامهای دارید؟
مخاطب ما «طیف گستردهای از جامعه» است. هسته مرکزی مخاطبان، پژوهشگران و دانشجویان هستند که برای دسترسی به منابع تخصصی و نایاب به نمایشگاه مراجعه میکنند. گروه میانی، روشنفکران و فعالان اجتماعی هستند که برای درک درست از تاریخ کشورشان و ریشههای نفوذ بیگانه مخاطب نمایشگاه قرار میگیرند.
گروه بیرونی نیز عموم مردم و نسل جوان هستند که هدف از حضور آنها، ایجاد تفکر انتقادی در برابر روایتهای غلط تاریخ و «کشف حقیقت» و «آگاهی از سرگذشت ملی» است.
هدف ما این است که نمایشگاه را از یک «کتابفروشی تخصصی» به یک «مرکز آگاهیبخش ملی» تبدیل کنیم.
تجربه برگزاری نمایشگاه به شیوه ترکیبی، یعنی حضوری و مجازی، چگونه بوده است؟
این شیوه باعث شد «محدودیت جغرافیایی» شکسته شود. بخش حضوری برای تجربه لمس کتاب و شرکت در نشستها عالی بود و استقبال عاطفی بیشتری داشت.
بخش مجازی برای دسترسی سریع، جستوجوی کتاب و خرید توسط کسانی که در تهران نیستند، بسیار کارآمد است.
تجربه ما این است که «حضوری» باعث «ترغیب» میشود و «مجازی» باعث «تسهیل». استقبال از مجازی در «تعداد» بیشتر است، اما «عمق اثرگذاری» در بخش حضوری اتفاق افتاد. این ترکیب باعث شد ما به مخاطبانی در شهرستانها دست یابیم که هرگز امکان بازدید از باغ کتاب را نداشتند.
برای ماندگاری آثار و محتوای نمایشگاه پس از پایان آنچه برنامهای دارید؟
ما نمیخواهیم این رویداد با جمع کردن میزها تمام شود. برنامه ما «نهادینه کردن» است.
یکی از برنامهها، ایجاد یک «نقشه راه مطالعاتی» است؛ به این معنا که فهرستی از آثار نمایشگاه تدوین شود تا بهعنوان «کتابهای ضروری برای فهم تاریخ معاصر» به مراکز فرهنگی معرفی شود.
برنامه دیگر، تبدیل نشستها به «محتوای مکتوب، دیجیتال» است. نشستها ضبط و بهصورت مکتوب در قالب کتاب و دیجیتال در پلتفرمهای آموزشی تدوین میشوند تا هر زمان و هر مکان قابل دسترسی باشند.
ضمناً نشستها به صورت کامل ضبط و در شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.