کد خبر: ۳۳۶۵۲۳
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۴
چرخه شوم «مذاکره، جنگ، آتش‌بس» و لزوم خروج از آن-بخش دوم

آمریکا دنبال مصالحه نیست دنبال تصاحب ایران است

حسن رضایی

در بخش پیشین گزارش به بررسی اجمالی مصائب تفکر سطحی و مضحک غرب‌گرایان داخلی در زمینه مذاکره با آمریکا و نتایج خسارت‌بار حاصل از آن پرداختیم. تفکری که به جد، طی دهه‌های اخیر از خود آمریکا و غرب، خسارات به‌مراتب بیشتری را بر منافع ملی ایران وارد کرده و مروجان آن ظاهراً خیال توبه‌پذیری و بازگشت از این راه بن‌بست و ضدملی را هم ندارند. چنین است که اگر ما زمانی امیدوار بودیم تا پس از تجربه تلخ برجام، برخی‌ها دست از رؤیای مذاکره با آمریکا بردارند، حالا باید امیدوار باشیم تا همان‌ها در کنار برخی دیگر بفهمند که حداقل در میانه جنگ وجودی، دیگر نباید از هر درخواست مذاکره آمریکا با آغوش باز استقبال کرد! این قصه، روایت تلخی‌ست ولی متأسفانه واقعیت دارد که ما در مسیر تجربه‌گیری از بدعهدی‌های چند دهه‌ای آمریکا در مذاکرات، حقیقتاً ترقی معکوس کرده‌ایم! 
چنان‌که از مرحله منع اصلِ مذاکره با آمریکا، اکنون به مرحله منع پذیرش زمان‌بندی آمریکایی‌ها برای آغاز و پایان دورهای مختلف جنگ توسط مذاکره‌کنندگان ایرانی، منع ارسال پالس مذاکراتی از سوی مسئولان محترم در زمان تحت‌فشار قرارگرفتن آمریکا به لحاظ قیمت نفت و لجستیک نظامی، منع مذاکره چندین‌باره در زیر تهدید، تحقیر، توهین و تحریم‌های فراوان و روزانه آمریکا و نهایتاً، درخواست شکستن چرخه تکراری و مخرب «مذاکره، جنگ، آتش‌بس» از سوی مسئولین محترم رسیده‌ایم. 
این در حالی است که رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، جناب آقای دکتر قالیباف، در جریان جنگ ۴۰ روزه، چند بار وعده شکستن این چرخه مخرب را به مردم سرافراز ایران اسلامی داده بودند. 
ایشان ۱۹ اسفند سال گذشته، طی توئیتی در همین زمینه می‌گویند: «به‌طورقطع ما دنبال آتش‌بس نیستیم؛ معتقدیم باید توی دهان متجاوز زد تا درسی بگیرد که دیگر هیچ‌گاه به فکر تجاوز به ایران عزیز نیفتد. رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخه «جنگ- مذاکره- آتش‌بس و سپس دوباره جنگ» می‌بیند تا سلطه خود را تثبیت کند. این چرخه را خواهیم شکست.»
ترقی معکوس در تجربه‌اندوزی
 از مذاکره با آمریکا
ایشان ۶ فروردین ماه سال جاری و در نیمه دوم جنگ رمضان نیز، بار دیگر طی توئیتی در همین زمینه می‌نویسد:
«ملت قهرمان ایران، ۲۵ شب حضور شما در خیابان و فداکاری نیروهای مسلح، شرایط پیروزی تاریخی برای ایران عزیز ایجاد کرده است. هیچ کس نمی‌تواند برای ایران و ایرانی اولتیماتوم تعیین کند. فرزندان شما این موقعیت را تا تحقق کامل پیروزی و شکستن چرخه شوم «جنگ-آتش‌بس-جنگ» از دست نخواهند
 داد.»
اکنون که من این گزارش را می‌نویسم اما متأسفانه نه تنها آن چرخه کذایی شکسته نشده که کم و بیش چند بار دیگر هم تکرار شده؛ یعنی اینکه پس از جنگ رمضان هم چند بار دیگر به ایران عزیزمان حمله شده ولی پس از مدتی، باز شلیک‌های پاسخ ما، به درخواست طرف آمریکایی متوقف شده تا آتش‌بس باشد و ما چند بار دیگر هم با آمریکایی‌ها مذاکره کرده‌ایم! این در حالی است که طبق برآوردهای قاطبه کارشناسان داخلی و خارجی، ما اکنون مجدداً در آستانه دور جدید حملات گسترده و مشترک آمریکا و اسرائیل به میهن عزیز و سرافرازمان ایران اسلامی هستیم.
 به راستی چرا این‌گونه است و راه‌حل آن چیست؟! برای فهم چرایی وضعیت فعلی و راه جلوگیری از آن، شاید بد نباشد که به‌مرور کوتاه مبحث «چرخه» در کتاب فیزیک پایه دهم بپردازیم! در توضیح مفهوم چرخه می‌توان گفت: یک‌چرخه به دنباله‌ای از رویدادها یا مراحل گفته می‌شود که به طور منظم و پشت‌سرهم تکرار می‌شوند. هر چرخه معمولاً با یک نقطه شروع، مشخص می‌شود و پس از گذراندن یک سری مراحل دوباره به نقطه شروع بازمی‌گردد. شناخت چرخه‌ها به ما قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی می‌دهد. مثلاً اگر از چرخه فصول مطلع باشیم و بدانیم که زمستان در راه است، برای آن لباس گرم تهیه 
می‌کنیم.
اگر چرخه زندگی یک حشره مزاحم را بدانیم، می‌توانیم در مرحله آسیب‌پذیر آن، برای مقابله، اقدام کنیم. در واقع، چرخه‌ها به ما کمک می‌کنند تا در جهان پر از تغییر، مقداری ثبات و اطمینان پیدا کنیم.
تمایل به هزار بار گزیده شدن 
از یک سوراخ
  خب، حالا به بحث گزارش خودمان برگردیم! بر اساس مطلب ساده‌ای که درباره چرخه آمد، مسئولان محترم باید بدانند وقتی خودشان قبلاً به‌درستی و بر اساس تجربه، از لزوم شکستن چرخه شوم «مذاکره، جنگ، آتش‌بس» سخن گفته‌اند و حالا باز دوباره، مهم‌ترین خبرها درباره مذاکرات ما، آمریکا و میانجی‌هاست، این یعنی آنکه مرحله بعدی، جنگ خواهد بود! معنی روشن این عبارت، آن است که راه جلوگیری از جنگ جدید، هر چه باشد، مذاکره نیست! بلکه در این فرآیند تکراری و تجربه‌شده - با هزینه‌هایی تاریخی و بسیار سنگین - مذاکره، همواره باید مقدمه ورود به جنگی جدید در نظر گرفته شود و نه راهی برای حفظ منافع ملی و ایجاد بازدارندگی پایدار. فهم همین مسئله ساده اما ظاهراً برای برخی‌ها خیلی هم آسان نیست! این در حالی است که مقامات آمریکایی بارها اعلام کرده و صدالبته ثابت کرده‌اند که قرار نیست در جریان مذاکرات، هیچ امتیازی به ایران بدهند و تنها به تسلیم بی‌قیدوشرط ایران، نابودشدن تمام صنعت هسته‌ای کشورمان، بسته‌شدن پرونده متحدان منطقه‌ای ایران و ازبین‌رفتن قدرت موشکی کشور راضی خواهند بود.
پرونده  دردناک  تفاهم اسلام‌آباد و خوش‌بینی‌های ساده‌لوحانه برخی به نتیجه‌بخش‌بودن آن و پایبندی آمریکا به تعهداتش در این زمینه، تجربه روشن و در دسترسی، در همین زمینه است. این‌جا اما ظاهراً برخی، مسائل را معکوس می‌فهمند و وقتی از رفتن به یک راه، نتیجه درستی نمی‌گیرند، به این نتیجه می‌رسند که باید دوباره به همان راه رفت و دوباره به نتیجه نرسید! هزینه این اشتباهات تکراری و عجیب اما کم نیست و نقداً از جیب ملت پرداخت خواهد شد. چنان‌که محاصره دریایی رژیم تروریستی آمریکا بر علیه کشور عزیزمان، اساساً در طول دوره آتش‌بس پس از جنگ ۴۰ روزه و با پایان دور نخست مذاکرات اسلام‌آباد آغاز شد. یعنی علی‌رغم بیانیه پیروزمندانه شورای عالی امنیت ملی درباره آتش‌بس و حرکت دولت ما به سوی مذاکره، دشمن همزمان با ژست مذاکره، عملاً به سمت محاصره دریایی کشور ما - که یک عمل کاملاً جنگی است - گام برداشت. همه اینها اما امری دور از ذهن و غیرقابل‌پیش‌بینی نبود بلکه متأسفانه یک اقدام کاملاً پیش‌بینی‌پذیر و تکراری بود.
مذاکره فقط دشمن را گستاخ‌تر می‌کند 
و به او فرصت می‌دهد
  چنان‌که رهبر شهید انقلاب پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه در همین زمینه می‌فرمایند: «ما خیلی اصرار می‌کردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهائی هم که می‌گفتند راه‌حل مشکلات کشور مذاکره با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشه جنگ بود!» اعمال محاصره دریایی بر علیه کشور عزیزمان در جریان آتش‌بس ادعایی و پس از دور نخست مذاکرات اسلام‌آباد، در حالی بود که اساساً ما اعلام کرده بودیم پایان جنگ در لبنان و آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار پول بلوکه‌شده ما، پیش‌شرط حضور ما در مذاکرات اسلام‌آباد است. به فاصله کوتاهی اما با عدول از پیش‌شرط‌های اعلامی، به اسلام‌آباد شتافتیم. نتیجه هم مشخص بود!؛ دشمن گستاخ‌تر شد و هر روز یک گام به جلوتر
 برداشت.
محمدحسین قدیری ابیانه کارشناس مسائل استراتژیک درباره علت این اشتباهات تکراری و پرهزینه به گزارشگر کیهان می‌گوید: «برخی‌ها فکر می‌کنند که اگر مذاکرات قبلی به شکست انجامید، به‌خاطر ضعیف‌بودن هیئت مذاکره‌کننده بوده است - که البته ضعیف هم بوده است - و فکر می‌کردند خودشان چون آدم‌های قوی‌تری هستند، می‌توانند یک دستاورد داشته باشند. این در حالی است که آمریکا اصلاً دنبال مصالحه نیست. این واقعیت را یک عده نمی‌فهمند و همواره فریب می‌خورند. بعد هم جرئت نمی‌کنند، بیایند و بگویند که ما فریب خوردیم! بلکه دنبال دستاورد هستند. مثلاً می‌آیند می‌گویند: دستاوردی که ما با امضای این تفاهم‌نامه داشته‌ایم، از عملیات نظامی‌مان بیشتر بوده است، درحالی‌که هیچ دستاوردی نداشته‌اند. اینها باید بفهمند که به نتیجه نرسیدن مذاکرات، به دلیل ضعیف‌بودن هیئت‌های مذاکره‌کننده نیست. هر چند هیئت‌های مذاکره‌کننده ما هم ضعیف بوده‌اند!»
هر‌کس مذاکره‌کننده باشد 
آمریکا دنبال مصالحه نیست!
  وی می‌افزاید: «برخی‌ها فکر می‌کنند اگر من بروم مذاکره کنم، چون آدم قوی‌ای هستم، چون طرفداری از انقلاب می‌کنم، پس می‌توانم کار را به نتیجه برسانم. درحالی‌که اصلاً این‌گونه نیست. آمریکایی‌ها اصلاً قصد مصالحه 
ندارند.حتی اگر خود رهبری عزیز فعلی یا قائد شهید هم مذاکره‌ای را با آمریکا مدیریت کنند و در مذاکرات رئیس هیئت باشند، باز هم ما به نتیجه نمی‌رسیم. چرا؟ چون آنها قصد مصالحه ندارند. پس مسئله این‌جا قوی‌بودن هیئت مذاکره‌کننده نیست، بلکه ماهیت آمریکا و هدفش از مذاکرات است. متأسفانه در این مذاکراتی که انجام شد، حتی در یک‌بخشی، مستقیماً با اینها مذاکره شد. درحالی‌که نباید مستقیماً مذاکره می‌شد. چه مستقیم، چه غیرمستقیم مذاکرات با آمریکا به نتیجه نمی‌رسد. چه شخص آقای قالیباف رئیس هیئت باشد، چه عراقچی باشد چه شخص آقای پزشکیان رئیس هیئت باشد، باز هم به نتیجه نمی‌رسد. چرا؟ چون آنها نفت ما را می‌خواهند. ترامپ واضح می‌گوید: که ما در حال حاضر میلیاردها دلار از نفت ونزوئلا به دست می‌آوریم و در مورد ایران هم همین اتفاق خواهد افتاد. حتی می‌گوید: معادنشان هم باید در تملک ما باشد. راحت دارند. می‌گویند: ما دنبال تجزیه ایران و لیبی‌سازی ایران هستیم. خب، اگر در مذاکرات اینها را به او دادی، مذاکرات موفق می‌شود وگرنه خیر! این است که رهبر شهید سال‌ها می‌فرمودند: مذاکره با آمریکا هیچ نفعی برای ما ندارد و ضررهای جبران‌ناپذیر
 هم دارد.»
  این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های طبیعی کشور ایران و طمع دشمنان نسبت به آن، می‌افزاید: «ما باید بدانیم که آنها چه می‌خواهند؟ در ۲۲ بهمن ۵۷ یک کشوری از یوغ سلطه آنها خارج شد که از نظر وسعت، بزرگ‌تر از مجموع کشورهای انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا است. مجموع ذخایر نفت و گاز ما از مجموع ذخایر نفت و گاز هر کشوری در جهان بیشتر است. موقعیت جغرافیایی ایران یک موقعیت استثنایی است. اینها ثروت‌های بزرگی است و طبعاً هر استعمارگری را وسوسه می‌کند. شما با این گرگ نمی‌توانی مذاکره کنی که بیا و نسبت به ما طمع نداشته باش. راه ما در مقابل آمریکا، مذاکره نیست، راه ما قوی شدن تا حد پس زدن آمریکاست. این مدل مذاکره، هیچ نفعی به ما نمی‌رساند.»

captcha