دست از سر ورزش بردارید (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
ورزش عمدتا از دو سو مورد هجوم مشکلات است. یکی مشکلات ناشی از اخلال عناصر غیرمسئول و زیادهخواه و دیگری دخالتهایی است که از «بیرون» بر جسم وجان ورزش آسیب میزند.
مشکلات و گرفتاریهای ورزش که ناشی از، سیستم و ساختار درونی ورزش است تقریبا بر اهالی ورزش مخصوصا آنها که مسائل ورزش را از نزدیک و به شکل کارشناسانه دنبال میکنند، معلوم است و حتی منشا و علت این مشکلات هم مشخص است، اما دستهای از مشکلات هم هستند که منشا و علت «بیرونی» دارد و از حوزهها و فضاهای غیر ورزشی به حوزه ورزش تحمیل میشود. مشکلاتی که از اخلال عناصر غیر مسئول و زیادهخواه و منفعتجو و یا دخالتها و تحمیلهایی است که از اینجا و آنجا به ویژه مراکز و کانونهای سیاسی و... بر ورزش و مدیران ورزش وارد میشود. در این باره مثالها و نمونه هم فراوان است که برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر مثال میپرهیزیم و به همین اشاره اکتفا میکنیم. ضمن اینکه اهالی ورزش در سطوح و ردههای مختلف از مدیریتهای کلان گرفته تا تماشاگران عادی و علاقهمندان به ورزش کم و بیش با این درد و معضل ورزش آشنا هستند و نیازی نیست مورد یا مواردی را به عنوان شاهد بحث اینجا بیاوریم. جالب است که بعضی از این حوزههای غیر ورزشی قرار بوده و هست که به کمک ورزش بیایند و در برطرف کردن مشکلات و حل مسائل و مبارزه با فساد و دلالی و دیگر معضلات، «یار» ورزش باشند اما با گذشت زمان خود در فضای موجود ورزش استحاله شده و عملا به «بار» ورزش تبدیل شده و تقریبا کارکرد اصلی خود را از دست داده و به «ضد کارکرد» خود تبدیل شدهاند و خود لاینحل ماندن مسائل ورزش، و تداوم فعالیت عناصر و جریاتات مخل ورزش نقش مؤثری بازی میکنند!!
بنابراین همانطور که بارها گفتهایم ورزش، ایران برای بهتر و قویتر شدن، هیچ کمبود اساسی و مشکل حاد ذاتی چه از حیث مادی و امکاناتی و چه از نظر انسانی و غیر مادی ندارد. گرفتاری ورزش بیتعارف و خیلی ساده و صریح این است که با آن خوب رفتار و معامله نمیشود و به جای اینکه تلاش شود نعمتهای خدادادی آن به کار پیشرفت و افتخارآفرینی بیاید، خیلی وقتها نعمتهای آن با همین رفتارهای غلط و سوء مدیریتها به نقمت تبدیل میشود. بدیهی است برای اینکه ورزش در مسیر پیشرفت از شتاب لازم و سرعت منطقی برخوردار باشد باید بر مشکلات و گیر و گرفتهای داخل حوزه ورزش و همچنین دخالتها و مانعتراشیها و تحمیلهایی که از خارج از حوزه ورزش صورت میگیرد، حتیالامکان غلبه کند و انجام این مهم بیش از هرکسی و سازمانی بر عهده کسانی که صاحب مناصب مدیریتی هستند و به اصطلاح سکان هدایت آن را در جهت اصلاح و پیشرفت و قوی شدن برعهده دارد. اما این کاری است که از، سوی مدیریت کلان ورزش یا اصلا صورت نمیگیرد یا خیلی کمرنگ و خفیف انجام میشود. راست است که مدیریت ورزش در برابر مشکلات و آفات و مشکلسازان داخلی برخورد و مقابله لازم را ندارد. بسیاری از جریانات مخل ورزش و عناصر منفعتجو برای تامین منافع خویش تقریبا از هیچ اقدامی ولو به ضرر ورزش باشد ابا و دریغ ندارند. یادمان هست دو سال پیش همین موقعها در آستانه شروع کار دولت وزیر محترم ورزش در کنار قولها و وعدههای خود به موضوع «فساد در ورزش» نیز به عنوان یکی از معضلات ورزش که حتما باید با آن مبارزه شود، پرداخت. اما در یک سنجش دقیق، و قضاوت منصفانه درباره عملکرد دوساله مدیریت فعلی ورزش این نتیجه ناخوشایند حاصل میشود که در این باره عملا هیچ اقدام ملموس و مؤثری صورت نگرفته است و... در واقع با تغییر مدیریتی در ورزش هیچ تحولی صورت نگرفته و در ورزش کماکان بر پاشنه قبلی میچرخد. اگر این حرف ما با واقعیات منطبق نیست، مسئولان محترم ورزش باید خاطرشان جمع باشد که این قضاوت و تشخیص ماست و خوب است که مسئولان محترم پاسخگو باشند و به طور مستند نشان دهند که قضاوت و تشخیص ما و هر آن کس که این چنین میاندیشد، غلط است و ما نیز این توضیحات و جوابیهها را تمام و کمال منعکس خواهیم کرد.
باری، وقتی مسئولان ورزش و مدیران ارشد با مشکلات درونی و مانعتراشان درونزای ورزش برخورد بایسته را ندارند و به خود جرأت و زحمت درگیر شدن با این معضلات درونی نمیدهند خیلی باید خوشخیال و از مرحله پرت باشیم که انتظار برخورد آنها را با مشکلات و موانعی داشته باشیم که ریشه بیرونی دارد و منشأ آن عوامل سیاسی و اقتصادی و مقامات صاحب نفوذ و غیرمسئول دارد، «هوای همه را داشتن» و «به فکر آینده سیاسی و منافع اقتصادی» بودن منش و دیدگاهی نیست که از آن چالش و مبارزه با مفاسد و موانع ورزش را داشته باشد. مدیران ورزش باید به روزمرگی و «همین که هست» پایان دهند و با قدرت به مقابله با مشکلات و مشکلسازان ورزش بروند و آنها را از، سر راه ورزش بردارند و مثل همه اهالی ورزش و استخوان خردکردههای ورزش بر سر آنها فریاد زنند «دست از سر ورزش بردارید...!» عافیتطلبی و مصلحتاندیشی و هوای دوستان و همشهریان و قوم و خویشها را داشتن و دهنکجی به اصل عقلانی و قرآنی شایستهسالاری و چشم بستن بر خلافکاریها و مفاسد و... خلاصه اینکه کاری کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب، آن چیزی نیست که جامعه ورزش از مدیریت و سکانداران ورزش انتظار دارند... متاسفانه این رویه و روشی است که در دستور کار خیلی از مدیریتهای ورزش است!