اُدیسه؛ روایت فریبِ صلح برای شکستن مقاومت
علی قرباننژاد
فیلم «اُدیسه» به کارگردانی و تهیهکنندگی «کریستوفر نولان» که تازهترین اثر او به شمار میرود، نسبتی جالبتوجه با وقایع اکنون دارد که در این نوشتار سعی شده تا از این زاویه به آن پرداخته شود.
فیلم ادیسه براساس یکی از دو اثر ادبیات کهن یونانی ساخته شده است؛ اشعار حماسی که خالق آن را «هومر» میدانند. پیش از پرداختن به فیلم مذکور، اشاره به این موضوع لازم است که ریشههای شکلگیری تمدن جدید غربی (شکل اروپایی و سپس شکل آمریکایی آن) را باید در یونان و روم باستان جستوجو کرد. پرداختن به این موضوع خود یادداشتهایی مجزا میطلبد و تنها به اشارهای به همین اندازه اکتفا میکنم.
در فیلم ادیسه، داستان بازگشت «اودیسئوس» یا همان ادیسه پس از نبرد «تروآ» روایت میشود. کریستوفر نولان در روایتی غیرخطی و در اثنای فیلم با فلشبک به ماجراهای مختلفی که ادیسه با آنها سر و کار داشته است میپردازد. از مهمترین و قابلتأملترین این فلشبکها، قسمتهایی است که به روایت جنگ تروآ و چگونگی پیروزی لشکریان ادیسه اختصاص دارد.
ادیسه پس از سالها محاصره «شهر تروآ» و عدم موفقیت در وارد شدن به شهر و یا به زانو درآوردن اهالی آن، نقشه و مکری به کار میبندد. به دستور او افرادش اسب چوبی بزرگی میسازند و خود ادیسه به همراه تعدادی از یاران زبدهاش در آن مخفی میشوند. بقیه لشکریان ادیسه آن اسب را در نزدیکی شهر رها میکنند و از حدود دید شهر خارج میشوند تا این تصور را در مدافعان تروآ ایجاد کنند که آنها از حمله به تروآ و اشغال کردن و نابود ساختن آن منصرف شده و خواهان «صلح» هستند. اسب چوبی نیز به عنوان هدیهای برای اهالی تروآ گذاشته شده تا نمادی از آغاز دوران صلح میان آنها باشد.
مردمان شهر تروآ با صلحنمایی ادیسه و لشکریانش فریب میخورند و اسب چوبی را به داخل شهر میبرند و به جشن و پایکوبی برای صلح میپردازند. در نیمههای شب که شهر در خواب فرو رفته، ادیسه و افرادش از اسب خارج شده و با کشتن نگهبانان، دروازه را به روی لشکریان خویش باز میکنند که مطابق نقشه در غفلت اهالی تروآ دوباره به اطراف شهر بازگشتهاند. لشکر مهاجم با ورود به شهر به قتلعامی گسترده دست میزند و شهر را به آتش میکشد.
در انتهای فیلم، جایی که ادیسه پس از ۱۰ سال دربهدری به نزد همسر خویش بازگشته، به روایت آن خدعه و نیرنگ و سپس قتلعام مردم شهر تروآ میپردازد. «مت دیمون» در نقش ادیسه در این صحنه دیالوگهای جالبتوجهی را به زبان میآورد. او برای همسرش توضیح میدهد که چگونه از چیزی شریف مانند صلح سوءاستفاده کرده و آن را به خدعه و فریبی تبدیل کرده و تنها به این وسیله توانستهاند مقاومت مردم تروآ را بشکنند. او در حالی آن ماجراها را شرح میدهد که به شدت از جنایات افرادش پس از موفقیت پروژه «فریب صلح» غمگین و افسرده است.
مت دیمون در نقش ادیسه در پلان مذکور خطاب به همسرش میگوید: «اگر ادیسهای که میشناختی دیگر همان ادیسه نباشد چه؟ اگر همان شبی که از شکم اسب [چوبی] بیرون آمد و پس از گشودن دروازههای تروآ، ۱۰ سال خشم را دیده باشد که یک شبه شهری را زیر و رو میکند، آن وقت چه؟ ما برای آنها پیشکش و پیشنهادی برای صلح گذاشته بودیم که آن را به داخل شهر بردند. ما مقدسترین چیزی که بین انسانها وجود داشت [پایبندی به تعهد صلح] را زیر پا گذاشتیم و نبرد را به شکار تبدیل کردیم. ما دیوارهای تروآ را به آتش کشیدیم انگار داشتیم تمام دنیا را خاکستر میکردیم و اگر آن شب، ادیسه وقتی که بین شعلههای هرج و مرج و رنج قدم میزد فهمیده باشد که چه کاری کرده، آن وقت چه؟»
فیلم تازه و خوشساخت کریستوفر نولان بر پایه یکی از قدیمیترین متون حماسی و فرهنگی یونانی، گویای یک سنت در ریشههای تمدن غربی است. تمدنی که «تهاجم» و سپس ایجاد «سیطره» در مرکز آن قرار دارد و ادیسه «هومر» گویای آن است که هرگاه این تمدن شکل تهاجمی به خود بگیرد، برای دستیابی به اهدافش به هر روش و طریقی متوسل میشود، حتی اگر این روش سوءاستفاده از پیشنهاد «صلح» باشد. نمونه سوءاستفاده غربیها از این طریق و روش در عصر و روزگار جدید کم نیست.
هنگام نبرد و تصاحب سرزمینهای سرخپوستان بومی آمریکای شمالی، انگلیسیهای اشغالگر به قبایل بزرگ سرخپوست پیشنهاد صلح دادند و سپس در نیمهشبی با هجوم به آنها، تمام افراد قبیله را قتلعام کردند، نوع مواجهه ناتو با حکومت قذافی و پیشنهاد صلح و سپس خلع سلاح لیبی؛ ناتو در مقابل طبق قراردادی به لیبی تعهد داد که در صورت خلع سلاح لیبی، ناتو از این کشور در مقابل هجوم خارجی دفاع خواهد کرد اما در نهایت همان ناتو به لیبی حمله کرد و این کشور را به ویرانهای که هنوز روی آرامش ندیده تبدیل کرد.
حملات آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل به ایران در میانه مذاکرات و آغاز جنگ ۱۲روزه و پس از جنگ ۱۲روزه، پیشنهاد صلح و سپس آغاز دور جدید حملات از نهم اسفند ۱۴۰۴ و... تنها چند نمونه از بهکارگیری این روش در نظام سلطهجوی غربی است که برخلاف ظواهر فریبکارانه حقوقبشری خویش، برای استیلای سیطرهاش هر روشی را به کار میگیرد و هیچ حد و مرزی هم ندارد. و اما نکته پایانی اینکه هر ملتی که از تاریخ عبرت نگیرد، تاریخ او را عبرت آیندگان خواهد ساخت.