این راه بنبست است چرا درک نمیکنید؟!
حسن رضایی
مسئله مذاکره با آمریکا و ابعاد مختلف خسارات مربوط به آن، طی چند دهه اخیر یک پای ثابت مباحث رسانهای داخل کشور بوده است. چنانکه شخص نویسنده از نوشتن چندین و چند صد باره درباره این موضوع، به جد اکراه دارد! چرا که توضیح واضحات، کار آسانی نیست و گوینده را دچار زحمت زیادی خواهد کرد. چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز بارها با گلایه از همین موضوع، مجبور به تکرار سخنان خود درباره مضرات مذاکره با آمریکا شده بودند؛ ولی ظاهراً گوش برخی، هرگز آماده شنیدن نبود! بهعنوانمثال، ایشان دهم مردادماه سال 1399 با خواهش، درباره همین مسئله میفرمایند: «خواهش میکنم همه این را توجّه کنند! البتّه من این را بارها گفتهام، باز هم ناچارم بگویم، چون بعضیها یا متوجّه نمیشوند یا وانمود میکنند متوجّه نشدهاند! اینکه دشمن میگوید: بیایید مذاکره کنیم، یعنی اینکه شما بیایید پشت میز مذاکره بنشینید و ما به شما بگوییم باید شما موشک نسازید، شما هم باید قبول کنید؛ اگر قبول کردید که خب پدرتان درآمده؛ یعنی خودتان را بیدفاع کردهاید؛ اگر قبول نکردید، همین آش است و همین کاسه؛ باز هم دعوا، باز هم تحریم، باز هم تهدید؛ مذاکره یعنی این؛ دلیل اینکه بنده میگویم با آمریکا مذاکره نمیکنیم، این است که این مذاکره [نتیجه ندارد]؛ البتّه او سود میبرد از مذاکره.»
رهبر شهید انقلاب، جایی دیگر و در آذرماه سال 1401 با اظهار گلایه مجدد از اینکه، برخی این واضحات را نمیفهمند، در همین زمینه میفرمایند: «بله، مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل میکند؛ چه چیزی؟ به آمریکا باج بدهیم؛ نه یکبار؛ آمریکاییها به یکبار باج هم قانع نیستند؛ امروز باج بدهیم، فردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، [باز باید] باج بدهیم؛ پسفردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، [باز باید] باج بدهیم. امروز میگویند هستهای را تعطیل کنید- اول میگویند بیست درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند پنج درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند بساط هستهای را برچینید - بعد میگویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد میگویند شورای نگهبان را بردارید؛ آمریکاییها باج میگیرند. اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتب باج بدهید. آمریکا اینها را میخواهد: پشت مرزهای خودتان، خودتان را محبوس کنید، دستتان را خالی کنید، صنایع دفاعیتان را تعطیل کنید. کدام ایرانی باغیرتی حاضر است که یک چنین باجی بدهد؟ من نمیگویم [طرفدار] جمهوری اسلامی؛ ممکن است یکی جمهوری اسلامی را هم قبول نداشته باشد؛ اما ایرانی باشد، غیرت ایرانی داشته باشد؛ [او هم] حاضر نیست این باجها را بدهد. آمریکا به کمتر از این قانع نیست؛
چرا نمیفهمند؟!»
ما و مصیبت خوشبینی برخی عزیزان به آمریکا!
بااینوجود، ظاهراً حالا و پس از تحمیل دو جنگ در وسط مذاکرات، نقض چندینباره آتشبس و تمامی مفاد تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا (به اذعان سخنگوی محترم وزارت امور خارجه)، شهادت چند هزار نفر از هموطنان، جنایت میناب، شهادت رهبر عظیمالقدر انقلاب و شهادت سرداران و دانشمندان بزرگ کشور هم هنوز لازم است برای برخی توضیح دهیم که چرا مذاکره با آمریکا، دردی از ما دوا نخواهد کرد، بلکه گره مشکلات کشور و مردم را کورتر خواهد نمود! توضیح چندین صد باره واضحات، امر دشواری است؛ بااینحال، حالا که ظاهراً چارهای جز این نیست، بهتر است برای شروع به گزارشی که اخیراً و در روز دوم مردادماه جاری، شبکه آمریکایی سیانان منتشر کرده است، بپردازیم. سیانان در گزارشی با تیتر «چگونه ترامپ توافق هستهای عربستان را کمتر از ۲۴ ساعت پس از امضای آن برهم زد»، مینویسد: بعدازظهر چهارشنبه، مقامات در مقر وزارت انرژی در مرکز شهر واشنگتن گردهم آمدند تا شاهد رویدادی باشند که تدارک آن بیش از دو دهه به طول انجامیده بود: امضای توافقنامه هستهای غیرنظامی میان ایالات متحده و عربستان سعودی!
گزارشگر این شبکه آمریکایی در ادامه مینویسد: طرف سعودی توانسته بود بخش عمدهای از خواستههای خود را در این توافق محقق کند؛ اما به همان سرعتی که خبر این توافق اعلام شد، به نظر میرسید که همه چیز در حال فروپاشی است! صبح پنجشنبه، ترامپ در پستی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که این توافق مشروط بهشرط جدیدی است: عربستان سعودی باید به «پیمان ابراهیم» بپیوندد؛ ابتکاری که به دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ بازمیگردد و منجر به عادیسازی روابط دیپلماتیک چندین کشور عربی با اسرائیل شد. ترامپ همچنین این موضوع را که توافق مذکور اجازه غنیسازی اورانیوم را میدهد، تکذیب کرد! دو منبع مطلع به سیانان گفتند که شرط جدید که کاخ سفید اصرار داشت از دیرباز یکی از اهداف ترامپ بوده و نباید مایه تعجب کسی میشد حتی مذاکرهکنندگان هستهای خودِ دولت را نیز غافلگیر کرد، چرا که مطرحشدن شرط «پیمان ابراهیم» برای آنها غیرمنتظره بود!
فریبی به نام کنسرسیوم هستهای منطقهای
فسخ کردن 24 ساعته یک قرارداد راهبردی با عربستان - به عنوان مهمترین گاو شیرده آمریکا در منطقه غرب آسیا- آن هم قراردادی که به گفته رسانههای آمریکایی تدوین آن بیست سال طول کشیده است!، اما میتواند چه معنایی برای امروز ما داشته باشد؟ پاسخ، بسیار تکراری و روشنتر از آن است که نیاز به بازگویی داشته باشد. به همین مناسبت اما بد نیست به یک گزارش قدیمیتر از رسانههای آمریکایی در روزهای پایانی اردیبهشت ماه 1404 و بازخورد آن در فضای داخلی ایران هم نگاهی بیندازیم. در مقطع زمانی مذکور، روزنامه آمریکایی گاردین طی گزارشی مینویسد که ایران پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای با حضور خود، عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای غنیسازی اورانیوم را مطرح کرده است؛ اقدامی که هدف آن مقابله با مخالفتهای آمریکا و جلب حمایت کشورهای خلیجفارس از برنامه هستهای تهران است! به نوشته این روزنامه، ابتکار مذکور در حالی مطرح شده که تهران آن را به عنوان یک امتیاز تلقی میکند! چرا که در صورت اجرا، کشورهای همسایه میتوانند از دانش فنی ایران بهرهمند شوند و در فرآیند غنیسازی ذینفع گردند. در نتیجه، مشروعیت برنامه هستهای ایران از دید منطقهای و بینالمللی تقویت میشود.
در میانه خردادماه همان سال اما زمزمههای تشکیل کنسرسیوم هستهای منطقهای جدیتر شد و رسانهها از این نوشتند که پس از ۵ دور مذاکره فشرده میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان، ایالات متحده بالاخره و برای اولینبار، پیشنهادی مکتوب به تهران ارائه کرده است. به فاصله کوتاهی از انتشار این خبر، روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز به نقل از مقامات آگاه آمریکایی نوشت که این پیشنهاد بهصورت فهرستی از نکات کلیدی تنظیم شده و هنوز پیشنویس کامل یک توافق به شمار نمیرود. طبق این گزارش، در این سند، از ایران خواسته شده که به طور کامل غنیسازی اورانیوم را متوقف کند و پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم (شراکت) منطقهای برای تولید انرژی هستهای مطرح شده که ایران، عربستان سعودی، دیگر کشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا را دربر میگیرد. وبگاه آمریکایی آکسیوس نیز به نقل از منابع آمریکایی نوشت که پیشنهاد جدید این کشور باهدف «شکست بنبست ایجاد شده» در پی اصرار ایران برای غنیسازی داخلی ارائه شده است!
استقبال همیشگی برخی اصلاحطلبان از فریبهای آمریکا
آکسیوس نوشت که ایده دیگر این است که آمریکا حق غنیسازی اورانیوم ایران را به رسمیت بشناسد، درحالیکه ایران به طور کامل غنیسازی اورانیوم را تعلیق کند! در همان روزها، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، درباره پیشنهاد هستهای آمریکا به ایران که از طریق وزیر خارجه عمان به تهران تحویل داده شده، گفت پیشنهاد کاخ سفید «مفصل و قابلقبول» است. خانم لیویت در بیانیهای تصریح کرد: «ویتکاف پیشنهاد مفصل و قابلقبولی به ایران ارائه کرده و به نفع آنهاست که آن را بپذیرند.» به فاصله کوتاهی، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا نیز خطاب به خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «من فکر میکنم که ما به توافق با ایران نزدیک هستیم و فکر میکنم که در آیندهای نهچندان دور این اتفاق میافتد!» اکنون و در مردادماه سال 1405 که من این گزارش را برای شما مینویسم؛ اما همه ما از نتیجه جانسوز و دهشتناک آن بازیهای دیپلماتیک و فریبهای آمریکایی باخبریم. علاوهبرآن، میدانیم که پس از 20 سال رایزنی و روابط نزدیک، آمریکا نهتنها با غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان هم مخالفت کرده که انعقاد هرگونه قرارداد هستهای- حتی بدون حق غنیسازی- با این گاو شیردهِ خوش دوش و قدیمی خود را هم منوط به پیوستن سعودیها به پیمان ابراهیم و عادیسازی کامل روابط با اسرائیل نموده است.
این مسئله حداقل از دو جهت برای جامعه ایرانی حائز اهمیت است. اول آنکه نشان میدهد افسانه اختلاف انداختن بین اسرائیل و آمریکا که ظاهراً هنوز هم در دستگاه سیاست خارجی ما خریدار زیادی دارد، چقدر مهمل و مضحک است. دوم آنکه مشخص میکند که آمریکا اساساً با هرگونه استقلال علمی کشورهای منطقه- و نهفقط ایران!- ولو در شکل وارداتی و صوری آن، مخالف است و مسئلهاش اساساً این مزخرفاتی که معمولاً در زبان دیپلماتیک میگوید- از قبیل دموکراسی، حقوق بشر، صلح منطقهای و...- نیست، بلکه میخواهد؛ مانند اربابی شلاق به دست، سوار کشورهای منطقه باشد و به چیزی کمتر از آن هم رضایت نخواهد داد. به نظر شما اما سال گذشته، بازخورد رسانهای «فریب کنسرسیوم هستهای» در رسانههای غربگرای داخل کشور چگونه بوده است؟! بیایید یک مرور کوتاه داشته باشیم. روزنامه اصلاحطلب اعتماد متعلق به الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، طی یادداشتی مفصل به استقبال از این فریب آمریکایی رفته، با بررسی مزایای متعدد آن، در نهایت نتیجه میگیرد: «ایده تشکیل یک کنسرسیوم هستهای میان ایران، کشورهای عربی و آمریکا، اگرچه در نگاه اول بلندپروازانه و پیچیده به نظر میرسد، اما میتواند گامی مؤثر در مسیر اعتمادسازی، کاهش تنشهای منطقهای و بهرهبرداری مشترک از انرژی صلحآمیز هستهای باشد!»
با این تفکر مخرب مرزبندی کنید!
درحالیکه پیشنهاد مذکور عملاً حق غنیسازی ایران را نادیده میگرفت؛ اما برخی دیگر از رسانههای غربگرای داخل کشور در مسیر بزک این فریب آمریکایی و وارونهنمایی آن، پا را فراتر گذاشته، نوشتند که عاقلانه است غنیسازی اورانیوم در داخل کشور برای مدتی معین راکد و تعلیق شود! در بخشی دیگر از همین یادداشت عجیب میخوانیم که «شرکت آمریکا در این کنسرسیوم برای بالابردن سطح فنآوری و دانش بهروزتر میتواند بسیار مفید باشد!» یعنی درحالیکه آمریکا رسماً خواستار دست برداشتن ایران از حق غنیسازی در داخل خاک خود شده بود، برخی رسانههای اصلاحطلب میگفتند نه؛ پذیرفتن این پیشنهاد، فناوری ما را ارتقا خواهد داد! افرادی با همین سطح درک و هوش، اکنون نیز بر طبل مذاکره با آمریکا میکوبند و احتمالاً باید معتقد باشند مذاکره با آمریکا در هر شرایطی، فناوری مذاکره ما را ارتقا خواهد داد! بعید است چنین افرادی واقعاً در نهایت هم بفهمند که چرا مذاکره با آمریکا چیزی جز فریب نیست و آمریکاییها چیزی جز سوارشدن بر پشت ما و آنها را نمیخواهند و به کمتر از آن هم قانع نمیشوند. هرچند گفتهاند که هرگز مگو هرگز و بههرحال ما به معجزه هم اعتقاد داریم! برای خروج کشور از بنبست «مذاکره، جنگ، آتشبس» و ایجاد بازدارندگی پایدار اما مسئولین محترم حتماً باید با این تفکر فانتزی، ضدملی و بیگانه با عقلانیت، مرزبندی روشنی داشته باشند. در بخش بعدی گزارش بیشتر در این باره سخن خواهیم گفت.