بایگانی حزب کمونیست
دکترای افتخاری
پایان سال ۱۹۹۱، در میان تماسها برای پیشبرد پروژه تاسیسات آب شیرین کن هستهای، مطلع شدم که آکادمی علوم روسیه (آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی سابق)، تصمیم گرفته برای تشکر از تلاشهایم در پیشبرد همکاری اقتصادی_ علمی بین اسرائیل و اتحاد جماهیر شوروی به من مدرک دکترای افتخاری اعطا کند و من را به عنوان عضو افتخاری به آکادمی اضافه کند. در می۱۹۹۲ به مسکو بازگشتم و این بار در رأس یک هیئت بزرگ اقتصادی، به همراه همسرم، فرزندانم و معاون وفادارم یهودا البوحر، همچنین اعضای هیئت مدیره «توسعه زمین»، رحویا واردی و گور (جورجی) شاشا، و همچنین شخصیتهایی مانند ژنرال (بازنشسته) اهرون یاریو، که به عنوان رئیس مؤسسه تحقیقات استراتژی در دانشگاه تلآویو خدمت میکرد، دوست قدیمیام مئیر عزری، روزنامه نگاران موشه زاک و یوری دن، وکیل یحیال گاتمن، الی راخمیلویچ و دوستان دیگرم. این مراسم بسیار هیجان انگیز بود. سفیر اسرائیل در روسیه آریا لوین خاطر نشان کرد که در واقع من اولین اسرائیلی هستم که مدرک دکترای افتخاریِ این آکادمی را کسب میکنم. رئیس آکادمی پروفسور مارچوک گفت که روسیه موضوع تحولات اسرائیل را دنبال میکند و در آنها یک مورد مشابه با اهدافی را که کشورشان مشتاق به رسیدن به آن است، میبیند. همچنین رئیس مؤسسه اقتصادی_اجتماعیِ این آکادمی، پروفسور گنادی اوسیفف، رابطه نزدیکی را که بین من و آکادمی علوم به وجود آمد ستود و گفت که امیدوار است این رابطه به عنوان کاتالیزور برای همکاری اقتصادی بین دو کشور عمل کند. میان تبریکگویان به «دیوید بارتوف» رئیس «نتیو» هم بود.
هنگامی که نوبت صحبت کردن من رسید به میزبانم به خاطر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عظیمی که بر جامعه روسیه گذشته بود تبریک گفتم. آن را با تحولاتی که اسرائیل گذراند و میگذراند، پرچمهای صنعت، امنیت و دموکراسی را به اهتزار درآورده است[!] مقایسه کردم و از صمیم قلبم از این افتخار بزرگ که نصیب من شد تشکر کردم.
رؤسای آکادمی علوم مدرک دکترای افتخاری را با اشاره به موضوع دیگری که مرا تکان داد و برای من فوقالعاده هیجانانگیز بود امضا کردند_ بازدید ویژه از بایگانی حزب کمونیست. زمان کوتاهی قبل از اینکه به مسکو بروم، رهبر روسیه تصمیم گرفت بایگانی حزب را برای عموم باز کند. این برای من واقعاً یک معدن طلا بود. اول و مهمتر از همه به عنوان یک یهودی، اما به عنوان کسی که در حال حاضر مالک یک روزنامه بزرگ در اسرائیل معاریو است. سرانجام ممکن است تصمیماتی که در اتحاد جماهیر شوروی درباره یهودیان گرفته بودند و جریانهای محرمانه و روندهای پذیرش تصمیمات مربوط به کشورهای اتحاد جماهیر شوروی درباره اسرائیل در ابتدا، فاش شود.
رؤسای آکادمی من را برای بازدید شخصی به بایگانی حزب کمونیست بردند. همراه من اهرون یاریو، رحویا واردی، یهودا البوحر، وکیل یحیال گاتمن، دخترم اسمادار، الی راخمیلویچ و روزنامهنگاران موشه زاک و یوری دن از معاریو بودند. به ساختمان بزرگی در مرکز مسکو وارد شدیم، از ستاد کاگب(KGB) دور نبود. در یک تالار بزرگ تمام پروندههای مربوط به اسرائیل نگهداری شده بودند، به شیوه دولت توتالیتر، کمونیستها به دقت تمام جلسات، بحثها و اسناد را مستند کرده بودند و اینجا همه آنها در برابر ما بودند. تاریخِ واقعیِ یهودیان که این جا برای اولین بار فاش شده بود.
احترام زیادی به ما گذاشتند. تنها بعد از اینکه وارد شدیم متوجه شدم که اولین مهمانی هستم که به او اجازه بازدید از بایگانی داده شده است. تا آن زمان این مکان برای شهروندان عادی بسته بود. از میزبان تقاضا کردم نمونههایی از اطلاعات را که امکان دارد از بایگانی دریافت کنیم. موشه زاک درخواست کرد پروتکل بحثها در دفتر حزب کمونیست، پولیت بورو به ما داده شود که در این مورد آیا علاوهبر «کلها عیم» مجله حزب کمونیست اسرائیلی، روزنامهای از اسرائیل اجازه ورود به اتحاد جماهیر شوروی داشته است. البته این بحثها با پاسخ منفی مواجه شدند.
یوری دن درخواست کرد اطلاعاتی درباره رابرت مکسول صاحب رسانههای بریتانیا و مالک قبلی معاریو که گفته میشد بیش از یک بار با سرویسهای اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی همکاری داشته است دریافت کند.(۱) واضح بود که قابلیت دسترسی روسی مرزهایی دارد و پاسخ دادند که در این مرحله امکان ارائه این اطلاعات وجود ندارد. یوری دن شانس خود را بار دیگر امتحان کرد و تقاضا کرد اطلاعاتی درباره رائول والنبرگ، دیپلمات سوئدی، طرفدار امتهای جهان که زندگی یهودیان مجارستان را که توسط نازیها تسخیر شده بود نجات داد، دریافت کند. والنبرگ بعد از ربوده شدن توسط ارتش سرخ که در پایان جنگ جهانی دوم مجارستان را تسخیر کرده بودند ناپدید شد. این بار هم پاسخ منفی بود.
من هم درخواست کردم یک پرونده مشخص را ببینم. تقاضا کردم مکاتبات طولانی بین مئیر ویلنر و مقامات حزب کمونیست در اسرائیل، با مقامات این حزب در مسکو را ببینم. کارکنان این بایگانی این پرونده را آوردند، اما به دلایلی آمادگی نداشتند که آن را در برابر ما باز کنند. به نظر میرسید که آنها دلایل خوبی برای این کار دارند.
اما پروندههای دیگری بودند که امکان ملاحظه آنها برای ما وجود داشت. میزبانان به ما اجازه دادند یکی از آنها را ملاحظه کنیم که حاوی اطلاعات شگفت انگیزی درباره روشهای فعالیت کاگب(KGB) بود. در آگوست ۱۹۶۹، زمان کوتاهی بعد از اینکه مسجدالاقصی در اورشلیم[قدس اشغالی] توسط یک دیوانه استرالیایی، دنیس روهان سوزانده شد(۲)، افسر عالی رتبه کاگب(KGB) در هند درباره طوفان ضد اسرائیلی شدید در میان میلیونها مسلمان در این کشور گزارش داده بود. در ۲۸ آگوست ۱۹۶۹ رئیس شعبه محلی کاگب(KGB) در هند با این گفتار گزارش داد: «برای ما امکان سازماندهی تظاهرات اعتراضی مقابل ساختمان سفارتخانه ایالات متحده آمریکا در هند وجود دارد (آن زمان اسرائیل در هند سفارتخانه نداشت)، که در آن تا بیست هزار مسلمان شرکت خواهند کرد. هزینههای اجرای این تظاهرات برابر با پنج هزار روپیه هندی، از حساب کمیته مرکزی حزب کمونیستِ اتحاد جماهیر شوروی، بودجه اجرای طرحهای ویژه در هند تأمین خواهد شد.»(۳) این گزارش ویژه برای مطالعه رئیس کاگب(KGB) در آن زمان، یوری آندروپف فرستاده شده بود (که بعدها رئیسجمهور اتحاد جماهیر شوروی شد).
پانوشتها:
۱- م: برای آشنایی با رابرت مکسول رجوع شود به پاورقی شماره ۵ در فصل ۱۳.
۲- م: پنجشنبه ۲۱ آگوست ۱۹۶۹ مصادف با ۳۰ مرداد ۱۳۴۸ یک استرالیایی به نام دنیس مایکل روهان که از مارس ۱۹۶۹ با ویزای توریستی در اراضی اشغالی زندگی میکرد، تحت تأثیر تعالیم و القائات صهیونیستها مسجدالاقصی را به آتش کشید تا معبد یهود به جای آن ساخته شود. آتشسوزی خسارت زیادی به بنای مسجد وارد کرد، منبر تاریخی صلاحالدین، مقام اربعین و محراب زکریا نابود شد و بخشی از سقف مسجد نیز فروریخت. این اقدام یکی از مجموعه اقداماتی است که در آن برهه تاریخی برای هویتزدایی اسلامی از شهر بیتالمقدس رخ میداد و تا امروز نیز توسط صهیونیستها ادامه پیدا کرده است. تخریب خانهها و اماکن اسلامی، افزایش آبادیهای یهودینشین، جمعآوری اسکناسها و مسکوکات عربی، رواج واحد پولی اسرائیل و تعویض شناسنامههای عربی از جمله این اقدامات بود. صهیونیستها از مارس ۱۹۶۸(اسفند ۱۳۴۶) نیز به بهانه کشف آثار معبد سلیمان اقدام به حفاریهای متعدد در اطراف و زیر عمارت مسجدالاقصی کردند. هدف این حفاریها تخریب تدریجی مسجدالاقصی و احداث معبد سلیمان به جای آن بود. آتشسوزی مسجدالاقصی در این بستر تاریخی رخ داد و احساسات مسلمانان جهان را جریحهدار کرد. رژیم صهیونیستی ناچار به دستگیری دنیس مایکل روهان سه روز پس از حادثه شد اما ۹ ماه بعد با بهانه اینکه روهان یک بیمار روانی است او را در مِی ۱۹۷۴ آزاد کرد و به استرالیا فرستاد. فاجعه آتشسوزی مسجدالاقصی واکنش بینالمللی در جهان اسلام را به همراه داشت. پس از این حادثه، در مهر ۱۳۴۸ طی اجلاسی با شرکت سران کشورهای اسلامی در رباط پایتخت مراکش سازمان کنفرانس اسلامی اعلام موجودیت کرد. این سازمان البته در بدو تشکیل با رویکردی محافظهکارانه به میزبانی ملک حسن دوم، پادشاه وقت مراکش و توسط محمدرضا پهلوی، شاه ایران افتتاح شد. از همین رو مورد حمایت دولتهای غربی قرار گرفت زیرا آن را جایگزین مناسبی برای اتحادیه عرب که تحت تأثیر جمال عبدالناصر مواضع شدیدی علیه اسرائیل داشت، میدانستند. محمدرضا پهلوی در سخنرانی افتتاحیه نشست در رباط کلمهای از آتشسوزی مسجدالاقصی به میان نیاورد! اجلاس همچنین به گونهای اداره شد که در قطعنامه پایانی آن حتی از آوردن کلمه بیت المقدس نیز امتناع و به جای آن از واژه عبری «اورشلیم» استفاده شده بود. در این کنفرانس حتی پیشنهاد سازمان آزادیبخش فلسطین در مورد متشکل شدن کشورهای اسلامی در برابر اسرائیل و تحریم علیه حکومت تلآویو مجال طرح نیافت و شدیدترین موضع اجلاس رباط علیه اسرائیل، درخواست از این کشور برای بازگشت به مرزهای قبل از جنگ ژوئن ۱۹۶۷ بود. امام خمینی(ره) که در آن زمان توسط حکومت پهلوی به نجف تبعید شده بود طی سخنانی خواستار اتحاد مسلمانان شد و اجلاس رباط را بیثمر توصیف کرد زیرا از نظر ایشان بعضی شرکت کنندگان در این کنفرانس نیت صادقانه نداشتند. ایشان همچنین در سخنانشان تأکید کردند: «تا زمانی که فلسطین اشغال شده، آزاد نشده است؛ مسلمانان، مسجدالاقصی را نباید تجدید بنا کنند. بگذارند جنایت صهیونیسم هماره در برابر چشمان مسلمانان مجسم باشد و مایة حرکتی برای آزادی فلسطین گردد.» با این حال یکی از اقدامات محمدرضا پهلوی و سازمان کنفرانس اسلامی جمعآوری کمک برای بازسازی مسجدالاقصی و زدودن تمامی آثار جنایت صهیونیستها از این بنای مقدس بود.
۳- م: در این قسمت نیمرودی میخواهد موضوع خشم جهانی مسلمین از صهیونیستها را به رقابتهای دو ابرقدرت دوره جنگ سرد تقلیل دهد و تظاهرات مسلمانان در هند را به حزب کمونیست آن کشور منتسب کند. درحالی که با توجه به جریحهدارشدن عواطف مسلمانان جهان در آن زمان از آتشسوزی مسجدالاقصی، اصلا نیازی به چنین اقدامی از ناحیه یک قدرت غیرمسلمان وجود نداشت. نگاهی گذرا به اخبار و مطبوعات آن زمان کافی است تا متوجه شویم انزجار عمومی از این اقدام صهیونیستها در جهان اسلام آنقدر بالا گرفته بود که نه فقط در هند بلکه مسلمانان در سایر کشورهای اسلامی و غیراسلامی نیز دست به تظاهرات اعتراضی زدند.