کد خبر: ۳۳۶۱۰۹
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲
گزارش روز صد و هفتادم جنگ

آمریکا جنگ را باخته و برای پایان آن باید به ایران امتیاز بدهد

آمریکا جنگ با ایران را باخته است. این گزاره طی روزهای اخیر به شکل پربسامد در رسانه‌های آمریکایی و اروپایی تکرار می‌شود.
این قضاوت چنان پررنگ است که به گزارش نشریه هیل متعلق به کنگره؛ «۸۸ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند آمریکا به اهداف خود در جنگ با ایران دست نیافته است».
ایان برمر رئیس گروه اوراسیا هم گفته است: با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، ترامپ از نظر محبوبیت در زمینه اقتصاد و تورم، وضعیت بسیار ناگواری دارد.
آمریکا جنگ را باخته و باید امتیاز بدهد
استفان والت، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه هاروارد و سردبیر نشریه فارین پالیسی دیروز تصریح کرد: آمریکا جنگ ایران را عملاً باخته است. پایان جنگ، مستلزم امتیازدهی واقعی آمریکا به ایران است؛ اعلام پیروزی و خروج یک‌طرفه دیگر کارساز نیست. ایالات متحده، جنگ را باخته و هیچ‌یک از اهداف جنگی اعلام‌شده در مراحل اولیه محقق نشده؛ ایران همچنان قادر به بستن تنگه هرمز است و آمریکا گزینه‌های نظامی مؤثری برای جلوگیری از آن ندارد. هزینه‌های اقتصادی جنگ برای جهان و خود آمریکا همچنان رو به افزایش است و ایران اکنون در موقعیت چانه‌زنی بسیار برتری نسبت به ترامپ قرار دارد.
والت افزود: فشار اقتصادی و محاصره دریایی، ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. ایران دهه‌ها تحت تحریم شدید بوده و اقتصاد حدود ۳۵۰ میلیارد دلاری دارد. ایران در این جنگ برای بقای خود می‌جنگد و عزم بسیار بالاتری دارد. حتی پس از کشته شدن برخی چهره‌های میانه‌روتر، رژیم همگن‌تر و تندروتر شده است. اختلافات در واشنگتن عمیق‌تر است. حوثی‌ها می‌توانند هزینه‌های جنگ را با تهدید دریای سرخ افزایش دهند و حذف نظامی آن‌ها ممکن نیست. پایان جنگ مستلزم امتیازدهی واقعی آمریکا به ایران است؛ اعلام پیروزی و خروج یک‌طرفه دیگر کارساز نیست، چون ایران می‌خواهد آمریکا درس بگیرد و دیگر تکرار نکند. بمباران هوایی نمی‌تواند توان نظامی ایران را از بین ببرد و خطر تشدید جدی دارد.
ترامپ، جنگ را در همان چند روز اول باخت
در همین حال، پل کروگمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک و ستون‌نویس سابق نیویورک‌تایمز تأکید کرد: ترامپ هیچ طرحی برای پایان جنگ ندارد؛ او جنگ را در چند روز اول باخته و اکنون حتی موشک و مهمات کافی هم ندارد. ترامپ حاضر نیست شکست را بپذیرد و به توافق معقولی که امتیازهای جدی به ایران بدهد تن دهد؛ همچنان ادعا می‌کند ایرانی‌ها برای توافق التماس می‌کنند. تنگه هرمز همچنان بسته است و ایران شروط خود را تحمیل می‌کند؛ آمریکا عملاً کنترل را از دست داده و مجبور به پذیرش خواسته‌های ایران است. قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا به‌مراتب بالاتر از سطح منطبق با قیمت نفت خام است (معادل نفت ۱۲۰ دلاری) و این وضعیت زندگی عادی مردم را به‌شدت تحت فشار گذاشته. اقتصاد آمریکا به دلیل اخراج مهاجران وارد فاز رشد بسیار کند یا نزدیک به صفر شده و نشانه‌های رکود تورمی آشکار است. وعده ترامپ و استیون میلر مبنی بر اینکه اخراج مهاجران شغل‌های خوب برای آمریکایی‌های بومی ایجاد می‌کند کاملاًً دروغ از آب درآمده؛ نرخ اشتغال بومی‌ها پایین آمده و رشد دستمزدها رو به افول است. رشد اشتغال آمریکا در دوره بایدن عمدتاً متکی بر نیروی کار مهاجر بود؛ با اخراج یا ترس مهاجران، نیروی کار کافی برای رشد ماهانه حتی ۳۰ هزار شغل هم وجود ندارد.
کروگمن همچنین خاطرنشان کرد: آمریکا دیگر قدرت نظامی لازم برای ادامه جنگ را ندارد؛ موشک‌های دقیق تمام شده‌اند و حمله زمینی متعارف نیز از نظر سیاسی غیرممکن است. ایران با کنترل تنگه هرمز دست بالا را گرفته است. جنگ، ظرفیت پالایشگاهی پشت تنگه هرمز را قفل کرده و پهپادهای اوکراینی نیز پالایشگاه‌های دیگر را هدف قرار داده‌اند؛ بنابراین شکاف قیمتی، گسترده است.
۹۰ درصد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز
 متوقف شده است
فاکس نیوز شبکه حامی ترامپ دیروز درباره وضعیت صادرات نفت از خلیج‌فارس گزارش داد: تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته است. روزانه نزدیک به ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی فرآورده‌های نفتی مایع، از تنگه هرمز عبور می‌کرد. پیش از درگیری‌ها روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از این مسیر عبور می‌کردند، اما این رقم به ۸ تا ۱۴ کشتی کاهش یافته است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را از ۸۲ به ۸۷ دلار در هر بشکه افزایش داده است. آژانس بین‌المللی انرژی نیز پیش‌بینی کرده کسری عرضه جهانی نفت در سه‌ماهه سوم به روزانه ۱.۸ میلیون بشکه برسد؛ بیش از دو برابر برآورد قبلی.
زیرساخت‌های ذخایر نفت آمریکا
 به سرعت در حال فرسوده شدن است
از طرف دیگر، خبرگزاری رویترز نوشت: نابودی ۲.۶ میلیارد بشکه نفت، هزینه جنگ‌افروزی آمریکا برای جهان است.
پیش از جنگ، تقاضای جهانی نفت روزانه ۱۰۳ میلیون بشکه بود. جنگ تقریباً معادل ۲۵ روز از مصرف جهانی نفت را از بین برده است. از ذخایر دولتی باقی‌مانده، یک‌سوم در ایالات متحده نگهداری می‌شود؛ یعنی حدود ۳۰۰ میلیون بشکه. دفتر پاسخگویی دولت آمریکا (GAO) هشدار داد که زیرساخت‌های ذخیره راهبردی نفت آمریکا با سرعت زیادی در حال فرسوده شدن است و یک‌چهارم ذخایر دیگر قابل دسترسی نیست. اگر آمریکا تنها ۲۰۰ میلیون بشکه ذخیره راهبردی نفت قابل دسترسی داشته باشد، این مقدار تنها می‌تواند برای حدود ۴۰ روز از شکاف فعلی عرضه نفت کافی باشد.
رسانه سی‌ان‌بی‌سی هم در گزارش خود خاطرنشان کرد: کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به حدی رسیده که نگرانی‌هایی را درباره آسیب‌دیدن مخازن و توان عملیاتی آنها ایجاد کرده است. ذخایر دارای یک کف در حدود ۱۷۰ میلیون بشکه است که پایین‌تر از آن، «محدودیت‌های سلامت ساختاری حفره‌ها و زیرساخت‌های پمپاژ، مانع از برداشت‌های بیشتر می‌شود.»
نیوزویک: پیروزی ایران بر ترامپ کامل است
«ایران با داشتن دست برتر در برابر آمریکا به‌دنبال تحمیل شروط خود است». نشریه نیوزویک با انتشار این تحلیل می‌نویسد: نخستین هدف ایران این است که در نبود تغییر در دکترین هسته‌ای، تمرکز اصلی برای تقویت امنیت خود، خروج نیروهای آمریکا از منطقه است. هدف بعدی، دریافت غرامت برای خسارات واردشده به زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی ایران است. سومین هدف ایران، تثبیت اهرم خود در تنگه هرمز است. حق غنی‌سازی و لغو تحریم‌ها، دو هدف نهایی ایران است.
نیوزویک با بیان اینکه «ایران پیروزی کاملی بر ترامپ کسب کرده است»، می‌افزاید: ایران با ایستادگی برابر حملات آمریکا و اسرائیل، خود را پیروز میدان دانسته و اکنون به دنبال تحقق پنج هدف مهم برای تغییر موازنه قدرت در منطقه است. مهم‌ترین دستاورد ایران، تسلط کامل بر تنگه هرمز است که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند. ایران موفق شده کنترل این آبراه حیاتی را در دست بگیرد و در حال مذاکره با عمان برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری است. ایران حملات گسترده‌ای به پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج‌فارس انجام داده که باعث آسیب‌پذیری شدید این تأسیسات و احتمال انتقال آنها به خارج از منطقه شده است. ایران خواستار خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه شده و لغو تحریم‌ها را به عنوان شرط اصلی برای هر توافقی مطرح کرده است. مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران، در هم شکستن فرضیات دیرینه درباره موازنه قدرت در خاورمیانه است؛ کشورهای منطقه مانند عربستان و امارات، ارزیابی خود را از تعهدات امنیتی آمریکا تغییر داده‌اند.
فشار جنگ بر اقتصاد آمریکا و مقبولیت ترامپ
مایک جانسون، رئیس‌مجلس نمایندگان آمریکا و از حامیان ترامپ اذعان کرد: جنگ با ایران مانع بزرگی برای رشد وضعیت اقتصادی آمریکا است. ما در کنگره تمام شرایط اقتصادی را فراهم کردیم تا اقتصاد مانند موشک به پرواز درآید و از سه ماهه اول امسال این اتفاق افتاد و سپس وارد درگیری با ایران شدیم. این مانع بزرگی است که اکنون با آن مواجه هستیم.
همزمان، نظرسنجی نشریه فایننشال تایمز که توسط شرکت پژوهشی «فوکال‌دیتا» انجام شده است، در فاصله کمتر از سه ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نشان می‌دهد بیش از ۵۳ درصد آمریکایی‌ها معتقدند وضعیت مالی آنها از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید وخیم‌تر شده است.
فایننشال تایمز نوشت: این نارضایتی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند برای جمهوری‌خواهان نگران‌کننده باشد؛ چرا که ۴۴ درصد رأی‌دهندگان گفته‌اند در انتخابات نوامبر به نامزدهای دموکرات رأی می‌دهند، در حالی که این رقم برای جمهوری‌خواهان ۳۹ درصد است. همچنین محبوبیت ترامپ در میان جمهوری‌خواهان نسبت به ماه گذشته ۸ درصد کاهش یافته است.
سقوط مداوم مقبولیت ترامپ در اثر جنگ
در این میان، قیمت بنزین در آمریکا به یکی از چالش‌های جدی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۷۹ درصد آمریکایی‌ها از قیمت سوخت ناراضی هستند، رقمی که در مقایسه با دولت‌های پیشین بی‌سابقه گزارش شده است.
یاهو فایننس در گزارشی نوشت: جنگ ایران و مسائل اقتصادی، محبوبیت ترامپ را به پایین‌ترین حد رسانده و میزان خالص محبوبیت او اکنون منفی ۲۰درصد است. تورم با نرخ منفی ۴۲.۴ درصد، اقتصاد با منفی ۲۹.۶ درصد و تجارت با منفی ۲۵.۷ درصد، سه عامل اصلی این افت مقبولیت هستند. همه این اعداد روند نزولی داشته و برخلاف دوران اول ترامپ، اقتصاد حالا به جای کمک، به محبوبیت او آسیب می‌زند. بسیاری رأی‌دهندگان از مدیریت تورم توسط ترامپ ناراضی هستند. هواداران او دو علت اصلی قیمت بالای بنزین را جنگ علیه ایران و تعرفه‌ها عنوان کرده‌اند. به گفته تحلیلگران، کاهش محبوبیت ترامپ با قیمت بنزین و جنگ ایران همخوانی کامل دارد.
ماجراجوی سردرگم و فاقد راه‌حل
از طرف دیگر، روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد: بحران جنگ با ایران و گرانی، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای بر سر ترامپ سایه انداخته است. نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد محبوبیت ترامپ به‌شدت کاهش یافته و بیشتر آمریکایی‌ها از عملکرد او ناراضی‌اند و حدود ۵۹ درصد او را تأیید نمی‌کنند. بن‌بست و پیچیدگی بحران جنگ با ایران، نگرانی‌ها درباره هزینه‌های زندگی و جنگ طولانی که پایانش مشخص نیست، از مهم‌ترین عواملی است که جایگاه او را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای متزلزل کرده است. تحلیلگران می‌گویند این بار وضعیت برای ترامپ فرق می‌کند؛ چون او که همیشه ادعا می‌کرد جنگ‌های خارجی را نمی‌پذیرد، حالا خودش وارد یک بحران بی‌پایان شده و چهره‌اش دیگر آن آدم مطمئن و قاطع گذشته نیست. حتی پایگاه سنتی او هم نگران است چون او را فردی سردرگم می‌بینند که فقط به دنبال هیجان و ماجراست، نه راه‌حل درست.
چی فکر می‌کرد و چی شد؟!
سردرگمی و درماندگی ترامپ در جنگ، به روایت غالب در آمریکا تبدیل شده است چنان که وبسایت شبکه سی‌ان‌ان نوشت: با گذشت شش ماه از جنگ، دولت ترامپ از اهداف عقب‌نشینی کرده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، اکنون اولویت را «تداوم جریان نفت» عنوان کرد. این نشان‌دهنده عدم تحقق اهداف جنگ است. درحالی‌که جنگ علیه ایران وارد ششمین ماه خود شده، اختلافات تیم امنیتی-سیاسی اطراف ترامپ بر سر این جنگ ادامه دارد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات دولت ترامپ در خروج از جنگ ایران، فهرست اهداف بسیار مطلق‌ است که دونالد ترامپ و تیمش ارائه داده‌اند. این اهداف شامل تسلیم کامل ایران، تغییر حکومت، عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و پایان دادن به حمایت تهران از گروه‌های نیابتی در خاورمیانه مانند حزب‌الله بوده است. اما با طولانی شدن جنگ این فهرست اهداف به طرز چشمگیری تغییر کرده است.
آخرین دست و پا زدن ترامپ قبل از غرق شدن
مالکوم نانس، از افسر سابق اطلاعاتی نیروی دریایی آمریکا گفت: ترامپ در حال غرق شدن در جنگ ایران است. ما اساساً مهماتمان تمام شده است و ایران این را می‌داند. ترامپ به تحریم‌های ایران بازمی‌گردد در حالی که سایر استراتژی‌های او برای پایان دادن به جنگ شکست می‌خورند؛ او در حال چنگ زدن به آخرین علف‌هاست. ترامپ دوست دارد بگوید که این جنگ را پس از ۵۰ سال فشار اقتصادی که نتوانسته بود جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران را متوقف کند، آغاز کرده است، اما اکنون شرط می‌بندد که یک فشار مالی دیگر می‌تواند جنگ را به پایان برساند. ایرانی‌ها گفته‌اند که منتظر می‌مانند تا زمانی که او دیگر در دفتر کار نباشد؛ آنها قطعاً استراتژی دارند که نظم اقتصادی جهان را بشکنند و آن را به گردن ترامپ بیندازند.
سند شکست‌های پیاپی و قطعی ترامپ
نشریه معتبر هیل متعلق به کنگره آمریکا در یادداشتی تحلیلی نوشت: ایران مشغول بالابردن هزینه برای ترامپ است. پیام انتصابات جدید در تهران، رویکرد تهاجمی ایران است. هیچ‌کس در تهران به چیزی کمتر از تسلیم واشنگتن راضی نیست. تغییر ناگهانی لحن کاخ سفید از «تهدید به آغاز مجدد حملات نظامی» به اتخاذ یک موضع مبهم و نظاره‌گرانه، نشان‌دهنده شکست ادعاهای مکرر در کسب پیروزی قطعی است. توصیف تقابل جاری به عنوان یک «بازی شطرنج» و اتکا به این گزاره اثبات‌ناپذیر که گذر زمان و فشارهای تورمی و بی‌پولی رقیب را تسلیم خواهد کرد، تلاشی آشکار برای طفره رفتن از مسئولیت شکست ضرب‌الاجل‌های پیشین برای بازگشایی تنگه هرمز است. این رویکرد انفعالی واشنگتن بلافاصله با ضربات سنگین ایران پاسخ داده شد؛ طرح شروط شش‌گانه شورای عالی امنیت ملی ایران، شامل توقف تهدیدها، پایان قطعی حملات به متحدان منطقه‌ای، لغو محاصره دریایی و خروج نیروهای آمریکایی، پرداخت غرامت دو جنگ، لغو کامل تحریم‌ها و آزادسازی بی‌قیدوشرط اموال مسدودشده، عملاً مذاکره فنی بر سر کشتیرانی را به یک مصالحه سیاسی بنیادین برای پایان جنگ تبدیل کرد. همزمان، اصابت موشک به نفتکش متعلق به شرکت ادنوک امارات در تنگه هرمز و تکذیب مذاکرات مستقیم از سوی وزارت خارجه ایران، توهم دستیابی سریع به توافق را در هم شکست.
پیام روشن آرایش تهاجمی ایران
هیل افزود: تغییرات در رأس هرم امنیتی ایران و آمدن محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران، پیام روشنی از آرایش تهاجمی به همراه دارد. شرط‌بندی استراتژیک واشنگتن بر سر اینکه فشارهای اقتصادی و گذر زمان می‌تواند طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند، با یک خطای محاسباتی بزرگ روبه‌رو شده است. مسئله اساسی این است که هیچ مقامی در ساختار فعلی ایران، اجازه پذیرش شروطی کمتر از تسلیم واشنگتن ندارد؛ مطالباتی که کاخ سفید اساساً توان یا تمایل برآورده کردن آن‌ها را دارا نیست. با بسته شدن دست ترامپ برای اجرای گزینه‌های نظامی و ناکارآمدی حربه فرسایش اقتصادی، استراتژی موسوم به «صبر و تماشا» به یک باتلاق بی‌پایان تبدیل شده که در آن زمان، بر خلاف تصور، نه به سود واشنگتن، بلکه در جهت افزایش اهرم‌های فشار ایران به گردش درآمده است.
جمع‌بندی در خلیج‌فارس: پذیرش مدیریت ایران بر تنگه
در همین حال، تایمز هندوستان تأکید کرد: تنگه هرمز در مشت تهران است و کشورهای خلیج‌فارس میان «معامله بد» و جنگ بزرگ‌تر، به مرحله پذیرش کنترل اهرم تنگه هرمز در دستان ایران نزدیک می‌شوند.
این روزنامه می‌نویسد: تولیدکنندگان انرژی در خلیج‌فارس بیش از گذشته به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای بازگشایی تنگه هرمز ناچارند کنترل ایران را بپذیرند. طرح پیشنهادی، با وجود نگرانی دولت‌های منطقه از نظارت تهران، به گزینه ترجیحی چند کشور خلیج‌فارس تبدیل شده؛ زیرا بدیل آن می‌تواند تشدید رویارویی آمریکا و ایران و افزایش تهدید علیه تأسیسات نفت، گاز، برق و آب باشد. مذاکرات متوقف شده است. ایران خواهان گشایش مالی و ممنوعیت عبور ناوهای جنگی آمریکا و اسرائیل از تنگه است، در حالی که واشنگتن هر ترتیبی را که به تهران امکان محدودکردن کشتیرانی بدهد رد می‌کند. برآورد کپلر نشان می‌دهد صادرات نفت خام از هرمز در هفته گذشته به حدود ۲.۲ میلیون بشکه در روز رسیده، در حالی که یک ماه قبل حدود ۸.۵ میلیون بشکه بود؛ پیش از جنگ نیز روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این آبراه عبور می‌کرد.
کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به هرمز مسیرهای جایگزین را فعال کرده‌اند، اما این گزینه‌ها نیز مصون نمانده‌اند. از ۲۸ فوریه تا ۳۰ ژوئیه، ایران و شبه‌نظامیان همسو در عراق دست‌کم ۱۷۲ حمله به زیرساخت‌ها در شش کشور عربی خلیج‌فارس انجام داده‌اند و حدود نیمی از آنها متوجه تأسیسات انرژی بوده است. نگرانی دولت‌های خلیج‌فارس این است که ازسرگیری جنگ خسارت بیشتری به زیرساخت انرژی وارد کند و سرمایه‌گذاری خارجی و گردشگری را تحت فشار بگذارد. ذخایر جهانی طی شش ماه بیش از ۴۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته و حاشیه امنیت بازار در برابر شوک عرضه کمتر شده است. تهران نیز بازگشایی هرمز را مشروط دانسته و گفته این آبراه تا زمانی که آمریکا «اقدامات تهاجمی» را متوقف نکند و محاصره بنادر ایران را جبران نکند، باز نخواهد شد.
پرونده‌ای عبرت‌آموز در تاریخ روابط بین‌الملل
نیکولا ترز، خبرنگار و تحلیلگر فرانسوی می‌گوید: آمریکا جنگ علیه ایران را بدون راهبرد منسجم و اهداف روشن آغاز کرد و برای واکنش قابل پیش‌بینی تهران نیز آمادگی کافی نداشت. واشنگتن با صرف بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار، نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه با تضعیف اعتبار قدرت آمریکا، فشار بر اقتصاد جهانی و خطر گسترش جنگ در منطقه روبه‌رو شده است. تحولات تنگه هرمز و احتمال سرایت بحران به باب‌المندب نیز می‌تواند پیامدهای این جنگ را از سطح منطقه‌ای فراتر برده و به یک بحران گسترده در مناسبات بین‌المللی تبدیل کند. این شکست، به‌دلیل ابهام در اهداف جنگ و برآورد نادرست از توان ایران، می‌تواند در کتاب‌های روابط بین‌الملل به‌عنوان نمونه‌ای کلاسیک از یک شکست قابل پیش‌بینی ثبت شود.
ناامیدی فزاینده از آمریکا در میان متحدان
روزنامه واشنگتن‌پست هم خبر داده که نارضایتی و ناامیدی از آمریکا در منطقه خلیج‌فارس در حال افزایش است: متحدان آمریکا به‌طور فزاینده‌ای نگرانند که دونالد ترامپ نتواند دیپلماسی مورد نیاز برای تأمین صلح با ایران را مدیریت کند. این موضوع را سه مقام خلیج‌فارس به واشنگتن‌پست گفته‌اند. یکی از این مقامات گفت خشم به بالاترین سطح از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه رسیده و تأکید کرد: «ترامپ این جنگ را شروع کرد و ما بهای آن را می‌پردازیم.» از نگاه این کشورها، سیاست آمریکا غیرقابل پیش‌بینی و ناکارآمد شده است. عربستان، امارات، قطر، کویت و بحرین همچنان برای دفاع به آمریکا وابسته‌اند، اما همزمان به‌دنبال گزینه‌های جایگزین، از جمله همکاری دفاعی نزدیک‌تر میان خودشان هستند. وابستگی به واشنگتن باقی مانده؛ اما اعتماد ظاهراً نه.

captcha