کد خبر: ۳۳۵۹۹۱
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۵

کدام فناوری جدید موشک‌های ایرانی ترامپ را به میز مذاکره کشاند؟

افشاگری ریک سانچز، روزنامه‌نگار باسابقه آمریکایی، از ناکامی سامانه‌های تاد و پاتریوت در برابر موشک‌های مانورپذیر جدید ایران همزمان با تأیید گزارش‌ها از کاهش ۶۵ تا ۸۰ درصدی ذخایر راهبردی پدافندی آمریکا در خاورمیانه، معادلات نظامی- سیاسی منطقه را به نفع تهران دگرگون کرده است.
در روزهای اخیر، اظهارات ریک سانچز، روزنامه‌نگار باسابقه آمریکایی و مجری پیشین شبکه‌های سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز‌، توجه بسیاری از تحلیلگران نظامی را به خود جلب کرده است.
سانچز در تحلیلی که به بررسی دلایل گرایش دولت ترامپ به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران پرداخته، فاش کرده که موشک‌های جدید بالستیک ایران دارای کلاهک‌های مانورپذیری هستند که هنگام ورود مجدد به جو قادر به تغییر مسیر بوده و همین ویژگی، سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت را در رهگیری آنها با ناکامی مواجه ساخته است.
سانچز به صراحت می‌نویسد: «موشک‌های جدید ایران صرفاً یک مسیر قوسیِ ثابت بالستیک را طی نمی‌کنند؛ آنها می‌توانند هنگام ورود دوباره به جو، مسیرشان را تغییر دهند. به همین خاطر است که سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت در رهگیری آنها ناکام می‌مانند.» این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که منابع نظامی و تحلیلگران بین‌المللی نیز نرخ رهگیری موفق پاتریوت را در برخی موارد تنها ۴ تا ۵ درصد برآورد کرده‌اند.
آمریکا در تنگنای مهمات پدافندی
گزارش‌های متعدد از منابع معتبر بین‌المللی حکایت از آن دارد که ارتش آمریکا در جریان پنج ماه درگیری با ایران، با بحران بی‌سابقه‌ای در ذخایر مهمات پدافندی خود مواجه شده است. شبکه سی‌ان‌ان در گزارش خود به نقل از منابع آگاه اعلام کرده که ارتش آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد از ذخیره موشک‌های رهگیر سامانه تاد و حدود نیمی از موشک‌های پاتریوت خود را در طول جنگ با ایران مصرف کرده است.
تحلیلگران مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در واشنگتن تخمین زده‌اند که تعداد موشک‌های پاتریوت در اختیار آمریکا از ۲,۳۳۰ فروند پیش از جنگ به ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند کاهش یافته است؛ یعنی کاهشی حداقل ۶۵ درصدی از آغاز درگیری. همچنین شمار موشک‌های رهگیر تاد از ۴۵۲ فروند پیش از جنگ به ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند رسیده که کاهشی حدود ۳۸ درصدی را نشان می‌دهد.
نیویورک تایمز نیز به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده که زرادخانه آمریکا در پی عملیات نظامی علیه ایران به شدت تحلیل رفته و پنتاگون هم‌اکنون کمتر از ۱,۷۰۰ موشک پاتریوت در اختیار دارد، در حالی که بیش از ۱,۵۰۰ فروند از این موشک‌ها در جنگ با ایران مصرف شده است. به گزارش این روزنامه، جبران این کاهش حتی با احتساب تلاش‌های دولت ترامپ برای افزایش تولید، بیش از دو سال زمان خواهد برد.
فناوری جدید موشکی ایران؛ 
کلید شکست سامانه‌های پیشرفته
آنچه بحران مهمات آمریکا را از یک مسئله صرفاً کمّی به یک چالش راهبردی تبدیل کرده، تحول کیفی در زرادخانه موشکی ایران است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ایران در ماه‌های اخیر نسل جدیدی از موشک‌های بالستیک را به کار گرفته که مجهز به فناوری کلاهک مانورپذیر هنگام ورود به جو (MaRV) هستند.
از جمله این موشک‌ها می‌توان به  خیبرشکن با سرعت ۹ ماخ و برد ۱,۴۵۰ کیلومتر، و خرمشهر-۴ با سرعت ۱۶ ماخ در خارج از جو و ۸ ماخ هنگام ورود به جو و برد ۲,۰۰۰ کیلومتر اشاره کرد. موشک خیبرشکن که وال‌استریت ژورنال آن را ستون فقرات زرادخانه موشکی ایران توصیف کرده، از موتور سوخت جامد تک‌مرحله‌ای بهره می‌برد و کلاهکی به وزن بین ۴۵۰ تا ۵۹۰ کیلوگرم را حمل می‌کند و نقطه‌زن است.
ویژگی کلیدی این موشک‌ها که سامانه‌های پدافندی آمریکا را با چالش بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته، قابلیت تغییر مسیر در فاز پایانی پرواز است. برخلاف موشک‌های بالستیک سنتی که مسیر نزولی نسبتاً ثابتی دارند، خیبرشکن می‌تواند هنگام ورود مجدد به جو، جهت خود را تغییر دهد و نقطه برخورد را غیرقابل پیش‌بینی سازد. این موشک با سرعت مافوق‌صوت به سمت هدف شیرجه می‌رود و زمان واکنش سامانه‌های دفاعی را به شدت کاهش می‌دهد.
برخی از گونه‌های این موشک به کلاهک‌هایی مجهز هستند که در مرحله پایانی مسیر از بدنه موشک جدا شده و با بهره‌گیری از یک موتور کوچک، تغییرات لحظه‌آخر در مسیر خود ایجاد می‌کنند و به سرعتی معادل 
۹,۶۰۰ کیلومتر بر ساعت دست می‌یابند.
هزینه‌ها و تاکتیک‌های جدید؛ 
جنگ نامتقارن در تراز نوین
یکی از ابعاد مهم این معادله که کمتر به آن پرداخته شده، هزینه است. هزینه تولید هر موشک خیبرشکن به مراتب کمتر از هزینه موشک‌های رهگیر مورد نیاز برای انهدام آن است.
این مزیت اقتصادی به ایران امکان می‌دهد تا با شلیک همزمان چندین موشک، سامانه‌های پدافندی دشمن را اشباع کند. حتی اگر تمام موشک‌ها به سپر دفاعی نفوذ نکنند، وادار کردن دشمن به مصرف انبوه موشک‌های رهگیر، هزینه‌های هنگفتی را به او تحمیل می‌کند.
نکته قابل تأمل دیگر، تنوع تاکتیک‌های تهاجمی ایران است. مقامات آمریکایی اذعان کرده‌اند که ایران در حملات اخیر خود، همزمان از موشک‌های خیبرشکن، پهپادهای پرسرعت و موشک‌های قدیمی‌تر(مانند خانواده قدر) علیه اهداف مشترک استفاده کرده و حملات چندلایه‌ای طراحی کرده که هدف آن اشباع سامانه‌های پدافند هوائی است.
ژنرال جوزف وتل، فرمانده پیشین سنتکام، در این باره گفته: این نشان می‌دهد که ایران بسیار دقیق نظارت می‌کند، آنها در حال یادگیری و تلاش برای پیشی گرفتن از ما هستند. آنها تجربه زیادی در این زمینه دارند.
پیامدهای راهبردی؛ از خاورمیانه تا آسیا و اروپا
کاهش شدید ذخایر مهمات پدافندی آمریکا پیامدهای فراتر از مرزهای خاورمیانه داشته است. به گزارش نیویورک تایمز، پنتاگون ناچار شده کشتی‌ها، هواپیماها و یگان‌های پدافند هوائی را از اروپا و آسیا به خاورمیانه منتقل کند تا کمبودها را جبران 
نماید.
این جابه‌جایی که مقامات آمریکایی آن را دارای پیامدهای دومینووار برای نگهداری تجهیزات و روحیه نیروها توصیف کرده‌اند، نگرانی‌هایی را درباره توانایی آمریکا در حفاظت از متحدان خود در شرق آسیا، به ویژه کره جنوبی و ژاپن، ایجاد کرده است.
نشریه آتلانتیک نیز گزارش داده که ذخایر موشک‌های رهگیر پیشرفته آمریکا به سطح هشداردهنده‌ای کاهش یافته و هرگونه تصمیم برای اعزام نیروی زمینی به منطقه، به اتمام کامل سامانه‌های پدافندی باقی‌مانده خواهد انجامید.
جیمز استاوریدیس، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا در تشریح وضعیت نابسامان مهمات نظامی آمریکا  می‌گوید:
«این وضعیت، تنها با یک کلمه قابل توصیف است: خطرناک... البته باید تکذیبیه‌های پنتاگون را نیز در نظر گرفت. اما اگر این ادعا که ۸۰ درصد از ذخایر مصرف شده، صحت داشته باشد، ایالات متحده دیگر قادر نخواهد بود به‌طور کامل به متحدان خود در خلیج‌فارس، کشورهای عربی و اسرائیل برای دفاع از خود کمک کند. همچنین آمریکا دیگر نخواهد توانست موشک‌های پدافند هوائی در اختیار اوکراین قرار دهد... علاوه‌بر این، موشک‌های رهگیر کافی برای بازدارندگی در برابر چین نیز در دسترس نخواهد بود. فرماندهان نظامی در سراسر جهان، از جمله در اروپا و آمریکای لاتین، جایی که خودم نیز فرماندهی کرده‌ام، نسبت به این مسئله نگرانی عمیقی دارند». 
 پنتاگون و دست و پا زدن
 برای فرار از باتلاق جنگ ایران
در واکنش به این گزارش‌ها، پنتاگون نامه‌ای به رهبران صنایع دفاعی ارسال کرده و از آنها خواسته ظرف ۲۱ روز برنامه‌های خود را برای تسریع چشمگیر برنامه‌های تولید و افزایش ظرفیت تولید ارائه دهند. معاون وزیر دفاع آمریکا در این نامه تأکید کرده است: چرخه‌های توسعه چندساله قابل قبول نیستند. ما باید اکنون برنامه‌های خود را به شدت تسریع و ظرفیت تولید را افزایش دهیم.
تغییر معادله یا تغییر تاکتیک؟
به گزارش خبرگزاری دانشجو، تحلیل جامع گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که ترکیب دو عامل کمبود بی‌سابقه مهمات پدافندی آمریکا و ظهور نسل جدید موشک‌های مانورپذیر ایرانی، معادله 
نظامی- سیاسی منطقه را به طور اساسی دگرگون ساخته است. فناوری کلاهک‌های مانورپذیر (MaRV) که به گفته ریک سانچز، سامانه‌های تاد و پاتریوت را در رهگیری ناکام گذاشته، عملاً مزیت پدافندی آمریکا را که برای دهه‌ها ستون فقرات استراتژی نظامی واشنگتن در خاورمیانه بود، با چالش بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است.
از سوی دیگر، کاهش ذخایر راهبردی موشک‌های رهگیر از یک‌سو و جابه‌جایی تجهیزات از آسیا و اروپا به خاورمیانه از سوی دیگر، نشان‌دهنده آن است که آمریکا در یک گره راهبردی گرفتار شده است: ادامه درگیری مستلزم ریسک پذیرفتن خلأهای دفاعی در سایر نقاط جهان است و توقف آن نیز با توجه به شروط قاطع ایران، با هزینه‌های سیاسی سنگینی همراه خواهد بود.
آنچه مسلم است، افشاگری‌های ریک سانچز و گزارش‌های تأییدکننده از سوی رسانه‌های معتبر مانند نیویورک‌تایمز، سی‌ان‌ان، آتلانتیک و مرکز CSIS، نشان از یک تحول راهبردی دارد: دوران برتری مطلق سامانه‌های پدافندی آمریکا در برابر موشک‌های بالستیک منطقه، با ورود نسل جدید موشک‌های مانورپذیر ایران، به پایان خود نزدیک می‌شود.

captcha