پالس ضعف از اتاق عملیات کارگزاران
در شرایطی که آمریکا در مواجهه با اقتدار جمهوری اسلامی زمینگیر شده و گزافهگوییهای جدید ترامپ مبنی بر ادعای مضحک «اعلام تنگه هرمز بهعنوان بخشی از خاک آمریکا» نشانه ترس و پارس کردن دشمن از فرط عجز است، باز هم شاهد صدور پالسهای خفتبار ضعف از سوی جریان مدعی اصلاحات هستیم.
محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران، در سرمقالهای با عنوان «ارزش راهبردی ایران را نسوزانیم» با حمله به استراتژی بازدارندگی کشور مدعی شده است: «تصور کنیم که استمرار جنگ فرسایشی الزاماً به بازدارندگی پایدار منتهی خواهد شد... اگر بهای این راهبرد گسترش فقر، فرسایش سرمایه اجتماعی و تخریب زیرساختها باشد، ایستادگی موفق در میدان نظامی هم میتواند به یک شکست راهبردی تبدیل شود.»
وی در ادامه با زیر سؤال بردن اهرم تنگه هرمز مینویسد: «قدرت آینده ایران نباید بر توان ایجاد اختلال در تجارت جهانی استوار باشد... ژئوپلیتیک نیز مانند اقتصاد قانون استهلاک دارد» و در نهایت نسخه پیچی میکند که: «اکنون زمان بازآرایی حکمرانی است.»
باید از مدعیان اصلاحات پرسید مراد از این «بازآرایی حکمرانی» چیست؟ آیا منظورشان، باز کردن بیقیدوشرط تنگه، تحویل دو دستی اورانیوم غنیشده و یک کلام خلعسلاح کامل ایران در برابر متجاوزان است؟
تجربه تاریخی ثابت کرده آنچه آمریکای دغلباز را پای میز مذاکره کشید، اقتدار نیروهای مسلح و اهرمهای قدرتی چون تنگه هرمز بود. اگر مذاکره کارساز بود، چرا در میانه همان گفتوگوها دو بار بمباران شدیم؟ اگر دیپلماسی دستاوردهای میدان را نقد میکرد، چرا ترامپ به تفاهمنامه محلی نگذاشت و فاتحه آن را خواند؟
تنگه هرمز ارزش راهبردی بالایی دارد اما نمیتوان به آن چوب حراج زد. آمریکا باید بداند این تنگه حیاتی فقط با فرمان ایران باز و بسته میشود. در هنگامی که دشمن مثل سگ ترسیده و پارس میکند، فرستادن پالس ضعف و ادعای «استهلاک قدرت»، تنها جسارت دشمن را بیشتر میکند. آقایان! اهرمهای ملی را ارزان نفروشید؛ قدرت ملی ناموس امنیت کشور است، نه کالای تجارت سیاسی!