کد خبر: ۳۳۵۸۸۸
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۳

افزایش نقدینگی آدرس اشتباه تورم

انتشار آمار متغیرهای پولی سال ۱۴۰۴ بار دیگر همان بحث آشنا را به صفحات روزنامه‌ها و میزهای کارشناسی بازگرداند. رشد پایه پولی و نقدینگی بالاتر از سال‌های پیشین ثبت شد و بلافاصله، طیفی از تحلیل‌ها، این رشد را زنگ خطر تورمی ماه‌های آینده خواندند. این واکنش در نگاه نخست، منطقی به نظر می‌رسد. نقدینگی و تورم در بلندمدت رابطه‌ای شناخته‌شده دارند اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که این رابطه، به یک رابطه علّی یک‌سویه و مکانیکی تقلیل پیدا می‌کند. گویی نقدینگی همواره علت است و هرگز معلول.
تقاضا؛ متهم تورم!
جریان غالب اقتصاد، در برابر این تشخیص، پنج توصیه سیاستی را پیش می‌نهد که هرکدام به‌ ظاهر مستقل اما در باطن، از یک ریشه فکری تغذیه می‌شوند. نخست، متوازن‌سازی بودجه از طریق کاهش یارانه‌ها، تقویت پایه‌های مالیاتی و کوچک‌سازی پیکره دولت است. دوم، استقلال بانک مرکزی از دولت، به ‌گونه‌ای که خزانه‌داری دیگر نتواند به ‌سادگی از منابع بانکی استقراض کند. سوم، افزایش نرخ بهره برای سرد کردن اقتصاد و کاستن از انگیزه تسهیلات‌گیری است. چهارم، اصلاح یا تعطیلی بانک‌های ناتراز که با خلق پول بدون پشتوانه، فشار مضاعفی بر پایه پولی وارد می‌کنند و پنجم، حرکت به سمت نظام ارزی شناور یا شناور مدیریت‌شده و کنار گذاشتن ارز ترجیحی است.
هیچ‌کدام از این پنج توصیه، فی‌نفسه نادرست یا بی‌فایده نیست. مشکل جایی دیگر نهفته است. در این ‌که هر پنج مسیر، از زاویه‌ای واحد به مسئله می‌نگرند و آن زاویه مدیریت سمت تقاضاست؛ به بیان ساده‌تر، منطق پنهان این نسخه‌ها آن است که اقتصاد ایران بیش از ظرفیت خود تقاضا تولید کرده و باید این تقاضا را ولو به بهای رکود تعدیل کرد. دولت باید کمتر خرج کند و بانک‌ها باید کمتر وام بدهند و مردم باید با بهره بالاتر کمتر مصرف کنند. حاصل جمع همه این توصیه‌ها، در انقباض پولی در کل اقتصاد تلقی می‌شود.
تبی که از بیرون آمده است
اکنون باید پرسید آیا واقعاً منشا تورم ایران در این سال‌ها افزایش بی‌رویه تقاضای داخلی بوده است؟ آمارها پاسخ دیگری می‌دهند. از مهر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۴، نرخ ارز در بازار غیررسمی از حدود 60 هزار تومان به مرزهای 170 هزار تومان رسید. نرخ ارز رسمی نیز از حدود 45 هزار تومان به بیش از 137 هزار تومان جهش کرد. نرخ ارز تخصیصی برای واردات کالاهای اساسی هم از 28 هزار و 500 تومان به نزدیک ۱۲۰ ‌هزار تومان صعود کرد. این ارقام، تصادفی یا حاشیه‌ای نیست. ستون فقرات قیمت‌گذاری در اقتصادی هستند که بخش بزرگی از مواد اولیه، ماشین‌آلات و کالاهای واسطه‌ای‌اش وارداتی است. در چنین شرایطی، انتظار ثبات قیمت‌ها، انتظاری است شبیه به خواستن از کشتزاری که با آب شور آبیاری می‌شود تا محصولی سالم بدهد. وقتی نهاده اصلی تولید، یعنی ارز، هر چند ماه یک ‌بار جهشی چند ده ‌درصدی را تجربه می‌کند؛ بنگاه اقتصادی چاره‌ای جز انتقال این هزینه به قیمت تمام‌شده کالا ندارد. 
این همان چیزی است که در ادبیات اقتصادی «تورم فشار هزینه» نامیده می‌شود. تورمی که از سمت عرضه و هزینه تولید سرچشمه می‌گیرد؛ نه از فوران بی‌ضابطه تقاضا. تجربه تاریخی ایران، از دهه 1370 شمسی تا امروز، بارها همین الگو را بازتولید کرده است. هر جهش ارزی، با فاصله‌ای کوتاه، به جهش قیمت کالاها منتقل شده؛ در حالی‌که رشد نقدینگی در بسیاری از این دوره‌ها، حتی از رشد نرخ ارز عقب مانده است.
پول به ‌مثابه پیامد نه پیشران
نکته‌ای که در نسخه‌های رایج نادیده گرفته می‌شود، ماهیت درون‌زای پول در اقتصادهایی مانند ایران است. در نگاه ساده ‌شده، بانک مرکزی همچون شیر آبی تصور می‌شود که هر قدر بخواهد می‌تواند آن را باز یا بسته نگه دارد و نقدینگی، محصول اراده مستقل سیاست‌گذار است. اما واقعیت پیچیده‌تر است. بخش قابل ‌توجهی از رشد نقدینگی در سال‌های اخیر، از دل استقراض دولت برای جبران کسری بودجه سربرآورده است؛ نه صرفا بی‌انضباطی مالی. 
مسیری که باید در پیش گرفت
آنچه اقتصاد ایران در این برهه نیاز دارد، تشخیصی دقیق‌تر از محل واقعی بیماری است. نرخ ارز، همچنان مهم‌ترین متغیری است که بی‌ثباتی آن زنجیره قیمت‌ها را در سراسر اقتصاد به لرزه درمی‌آورد. 
سیاست‌گذاری باید بر ثبات‌بخشی به این متغیر، از طریق تقویت منابع ارزی پایدار، مدیریت هوشمندانه تحریم‌ها و اصلاح تدریجی و حساب‌شده نظام تخصیص ارز متمرکز شود و کمتر بر فشردن بیشتر تقاضای داخلی متمرکز باشد.
سیاست‌های انقباضی، بدون درمان ریشه‌ای مسئله ارز، دستاوردی جز تحمیل رکود بر اقتصادی که همین حالا هم زیر بار تحریم و فشار خارجی خمیده است، به همراه نخواهد داشت. راه برون‌رفت از تورم ساختاری ایران، در سرکوب بیشتر تقاضا نیست و در بازسازی ثبات نرخ ارز و تقویت پایه‌های واقعی تولید نهفته است. تا این تشخیص اصلاح نشود، هر نسخه‌ای، هرچند در ظاهر علمی، در عمل فقط تب را فرو می‌نشاند و بیماری را در جای خود باقی می‌گذارد.
اقتصاد معاصر

captcha