کد خبر: ۳۳۵۸۷۵
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۶
مقاله وارده-بخش اول

واکاوی نظام ارزیابی کمّی و سیاست‌های علمی کشور

دکتر کاظم پوستینی*

بیش از سیزده سال است که دانشگاه‌های معتبر دنیا در پی یک تجربه ناموفق، از روش «کمی» مبتنی بر ضریب تأثیر(IF) به عنوان شاخص اصلی در ارزیابی اعضای هیئت علمی روی گردانیده‌اند ولی سیاستگذاران علمی کشور ما گویی بیانیه‌های جهانی را ندیده و صدای جامعه بین‌الملل را نشنیده‌اند و همچنان بر پایه روش تاریخ‌گذشته و زیان‌بار شمارش تعداد ارجاع، عملکردهای پژوهشی را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. 
درباره «الزام وتوئی»: 
آیین‌نامه الزام وتوئی که از تاریخ هفتم آذرماه سال 1380 به اجرا درآمد، هرچند با محتوای غیرآشکار، ولی سه عنصر نامطلوب را به همراه داشت. اولین آنها انتقال اعتماد علمی و علم‌سنجی به خارج از کشور بود، زیرا شرط ارتقای اعضای هیئت علمی به‌طور غیرمستقیم منوط به دارا بودن مقاله چاپ‌شده در مجلات خارج از کشور (یعنی ISI) شده بود. 
عنصر مهم دیگری که اعلام نمی‌شد و یا کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت، شروع محوریت روش کمی در ارزیابی تحقیقات بود، یعنی شمارش تعداد استناد (Citation) به مجله‌ای که مقاله در آن چاپ می‌شد! در نتیجه، ارزیابی کیفی و اثرگذاری کیفیت تحقیق به نفع روش کمی به حاشیه رفته و عملاً ضریب تأثیر(IF) مبنای قضاوت و ارزیابی کار محققین ما قرار گرفت. 
مفهوم ضریب تأثیر(IF) در سال 1960 توسط دکتر یوجین گارفیلد(1) بنیانگذار مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) در فیلادلفیا 
معرفی شد. 
عنصر سوم مندرج در الزام وتوئی آن است که تعیین اولویت موضوع تحقیق در اختیار مجلات خارجی قرار گرفته و نیازهای پژوهشی کشور عملاً از کانون توجه محققین فاصله گرفت. 
الزام وتوئی چگونه بر کرسی رسمیت نشست؟
آئین‌نامه الزام وتوئی سال 1380 نشان نمی‌دهد که بر مبنای علمی مشخصی صادر شده باشد. انتظار می‌رود یک تصمیم اجرائی در حوزه علم و پژوهش با نقش مهمی که بر همه شئون کشور دارد، مبتنی بر یک تحقیق مشخص، با مطالعه و بررسی منابع اتخاذ شود. نظرخواهی یادشده در این آئین‌نامه خالی از هرگونه استاندارد علمی و منطقی بوده، زیرا آن زمان نه عناصر یادشده در بالا مشخص یا معرفی شده بود و نه تعداد مخاطبین و تعداد موافق و مخالف گزارش شده.
 همچنین اطلاعات پیرامونی نشان نمی‌دهد که به دیدگاه‌های بین‌المللی درباره میزان کارائی IF و روش ارزیابی کمی توجهی شده باشد. به عنوان مثال به یک مقاله خارجی که ترجمه آن، اتفاقاً همزمان با بخشنامه وتوئی (پائیز1380)، منتشر و در نشریه وزارت علوم چاپ شده بود، اشاره می‌شود: این مقاله(2) 
اثرپذیری IF از تعدادی از پارامترهای غیرعلمی را براساس داده‌های یک پژوهش علمی مورد بررسی قرار داده و نتایج را چنین اعلام می‌دارد که چندین عامل غیرعلمی، از جمله حجم مجله، نوع مجله و تعداد نگارنده مقاله در رقم IF تداخل نموده و آن را غیرقابل اعتماد و نهایتاً زیان‌بار می‌سازد.
 این خود نشان می‌دهد که از همان ابتدا توجهی به منابع علمی جهانی، که IF توان کافی در ارزیابی محققین را دارا نبوده و خسارت‌زاست، نشده است. از سوی دیگر بنا به آنچه در منابع آمده است؛ سیاست الزام وتوئی از طریق دانشگاه تربیت مدرس که در مدیریت وزارت علوم وقت نفوذ داشته بر کرسی رسمیت و قانون نشسته است(3).
طلوع و غروب IF در جهان:
در سال‌های حدود 1970 که تولیدات علمی در جهان رشد چشمگیری نشان می‌داد، زمینه برای پذیرش یک روش سریع در دانشگاه‌های دنیا برای ارزیابی تحقیقات و جمع‌بندی لازم فراهم شد. این نیاز موجب شد مفهوم ضریب تأثیر (IF) که قبلاً معرفی شده بود، مورد توجه قرار گرفته و تعداد استناد به مجله‌ای که مقالات در آن چاپ می‌شد مبنای ارزیابی واقع شود.
 این روش مورد استقبال قرار گرفت و کاربرد آن تا سال‌های 1990 و بعد از 2000 به اوج خود رسید. از آن پس با ظهور پیامدهای منفی محوریت IF، چرخش مجدد به سوی ارزیابی کیفی از سال 2010 به بعد آغاز شد. در بیانیه‌های جهانی به مواردی از این قبیل به‌عنوان پیامدهای منفی اشاره می‌شود: «گرایش به مقاله بیشتر به جای مقاله بهتر»، «نقض اخلاق پژوهش» و «به حاشیه رفتن تاثیر اصلی پژوهش بر جامعه، صنعت و سیاستگذاری». 
بند وتوئی آئین‌نامه ارتقاء در ایران که در سال 1380 ابلاغ شد، عملاً همین روش نادرستی که در آن زمان در دیگر کشورها رونق یافته بود را بدون مطالعه پذیرفته و به اجرا گذاشت. ولی اکنون که جهان، چنان که در بخش دوم این نوشتار می‌آید به عوارض نامطلوب این روش پی برده و از آن عدول نموده، سیاست‌های علمی کشور با ادامه روش نادرست «کمی» نه‌تنها از حرکت صحیح جهانی در اصلاح روش ارزیابی پژوهش عقب مانده، بلکه با سکوت و یا سانسور خبری، از اطلاع‌رسانی لازم هم عقب
 افتاده است.  
* استاد تمام دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
فهرست منابع: 
1- Eugene Garfield
2- ماپورامین ومیکائیل ناب، ترجمه وتدوین: دکترمحمدجوادرسائی، پائیز1380. عامل تاثیر
(Impact Factor) منافع ومضار؟! .فصلنامه علوم، تحقیقات وفناوری، سال سوم، شماره هفتم.  
3- حافظ‌نیا، محمدرضا 1390. تعارض الزام چاپ مقاله در مجلات خارجی بامنافع ملی کشور

captcha