کد خبر: ۳۳۵۸۰۶
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۸

شیرجه در استخر خالی!

محمد عمرانی

«استخر» سومین فیلم سینمایی «سروش صحت» در مقام کارگردانی است که برای اولین بارسال گذشته درچهل و چهارمین دورۀ جشنوارۀ فیلم فجر به روی پرده رفت. 
این فیلم«سروش صحت» دربارۀ زوجی است که ظاهرا زندگی آرام و بدون تنشی دارند، ولی زن بعد از۲۵ زندگی مشترک و با وجود داشتن پسری جوان، ناگهان بی‌علاقگی خود را به همسرش اعلام کرده و از او جدا می‌شود. مرد در چرایی این جدایی سرگردان، مبهوت و غم‌زده است...
سروش صحت درسومین فیلم بلند خود، همچنان جهان خاص سینمایی‌ خود را دنبال می‌کند،که شاید مورد پسند همه مخاطبان نباشد. اما این بارشوخی‌ها، شخصیت‌ها و موقعیت‌های عجیب فیلم کمتر از آثار قبلی او تازگی دارند. «استخر» در نهایت اثری است که بیش از آنکه جهان صحت را گسترش دهد، به تکرار آن پرداخته است.
در جهان خودساخته صحت، آدم‌های معمولی در موقعیت‌هایی نامتعارف، درباره مفاهیمی چون مرگ، عشق و چالش‌های فلسفی حرف می‌زنند.درآثار او، گاهی یک شوخی ساده، شخصیت‌ها و حتی مخاطب را به پرسشی جدی درباره ماهیت زندگی سوق می‌دهد. به عبارت دیگر، از نگاه این فیلمساز؛ زندگی همین است،کوتاه و پر از لحظه‌های خنده‌دار و درعین حال جدی. درجای جای فیلم، جهان کمدی سروش صحت را می‌توان مشاهده کرد.بیرون کشیدن کمدی از دل موقعیت‌های بی‌معنا و درعین حال با مفهوم زندگی. تاکیدها، تکرارها و سکوت‌های طولانی در دیالوگ‌ها، واقعی شدن خیال‌ها، استفاده از فضای شمال کشور و حتی حضورگاو! ظاهرا امضای کارگردان فیلم هستند. با همه اینها، فیلم استخر نسبت به دو اثر قبلی سروش صحت، بسیارضعیف است و انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند. حتی در گرفتن خنده از تماشاگر هم چندان موفق نیست.فضای فیلم بیشتر مردانه است و زنان بیشتر در سایه هستند، حتی شخصیت‌پردازی زن اصلی فیلم یعنی بهار با بازی سحر دولتشاهی، بسیار سطحی، غیرقابل باور و مبهم است. طوری که درهیچ جای روایت دلیل اصلی جدایی‌اش را نمی‌گوید و فقط به گفتن کلمه «دوستت ندارم» بسنده می‌کند. اگرچه این شخصیت در مقابل فراموشی معنای زندگی، طغیان می‌کند. ولی این طغیان برای مخاطب باورپذیر نیست. اگر مرد قصه به دنبال معناست، زن، آن معنا را درخود دارد، بدون آنکه جست‌وجو نماید.
تمام هم و غم صحت در این فیلم بیان این نکته است که نباید عشق، محبت و دوست داشتن را در روزمرگی‌های زندگی فراموش کرد.در سکانس‌های آغازین فیلم، پسر جوان به پدرش می‌گوید: «باید تلویزیون رو خاموش می‌کردی تا حرف مامان رو می‌شنیدی! مرد که درحال ديدن گل پنالتی یک مسابقه فوتبال بود می‌گوید: «دو ثانیه بعد خاموش کردم.» پسر می‌گوید: «همه‌ زندگی، همین دو ثانیه‌هاست.» درجایی دیگر از فیلم، پدرزن مرد به او می‌گوید: «وقتی بهار تو را دوست داشت، تو حواست بهش نبود».
نکته دیگر اینکه درهمه فیلم‌های«سروش صحت» واقعیت کمی سوررئال است، هرچند او به دلیل سابقه بازیگری‌اش به جای استفاده از جلوه‌های فانتزی، با زبان، رفتار و موقعیت‌های غیرعادی این حالت خاص را می‌سازد. مثل تصور کشیدن سیگار بدون اینکه سیگاری درکار باشد درحالی‌که از دهان شخصیت دود خارج می‌شود! 
حضور بازیگران فرعی و چهره‌های آشنا، هرچند به فیلم حسی از صمیمیت بخشیده، اما همین سطح از آشنایی،گاهی علیه خود اثر عمل می‌کند. چرا که برخی از این حضورها و تیپ‌سازی‌ها،تداعی‌کننده آثار قبلی کارگردان هستند و در مواردی نیز، بیشتر درحد ایده‌هایی خام باقی مانده‌ و فرصت تبدیل شدن به شخصیتی کامل را پیدا نکرده‌اند. موسیقی همیشه درفیلم‌های صحت جایگاه خاصی داشته است. او با نشان دادن سازها و نوازنده‌ها در فیلم، انگار از موسیقی به عنوان میان پرده استفاده می‌کند، اما در استخر، نوازندگی در بطن داستان و برای نشان دادن حالات روحی شخصیت مورد استفاده قرارگرفته است. 
و گویا انتخاب نام «استخر» نیز برای این فیلم استعاره‌ای از تعمق و کاویدن درون‌ خود در زندگی است؛ درجایی از فیلم پیرمرد داستان با اشاره به درياچه‌ کوچک می‌گوید: «این هم استخر من است.» و از مرد دیگر داستان می‌خواهد که تنی به آب بزند که مرد امتناع می‌کند و...
همان‌طور که بیان شد، سروش صحت در «استخر» هم جهان سینمایی خودش را ساخته است، اما این بارکمتر مخاطبش را غافلگیر می‌کند.کارگردان، با اینکه همچنان می‌داند چگونه از یک موقعیت ساده، پرسشی درباره زندگی بیرون بکشد؛ ولی «استخر» او مسیر تازه‌ای برای رسیدن به پاسخ آن پرسش پیدا نمی‌کند.
کسی چه می‌داند؛ شاید،این فیلم از سرناچاری و صرفا برای پول ساخته شده باشد!

captcha