کد خبر: ۳۳۵۸۰۳
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۸
نگاهی به فیلم «ساجان سینگ، نیروی تازه‌نفس»

بدقولی ارباب در ازای یک عمر نوکری!

فاطمه قاسم‌آبادی

در تاریخ استعمار انگلستان، که قدمت طولانی دارد، همیشه انگلیسی‌ها اول برای تجارت و داد و ستد به کشور موردنظر می‌رفتند ولی بعد از مدتی و با سبک و سنگین کردن روحیات مردم آن کشور، برای آوردن نیروی نظامی بیشتر و استعمار اقدام می‌کردند. در مورد هند هم وضعیت به همین منوال است و تا ده‌ها سال کمپانی‌های تجاری انگلیسی در هند، تجارت می‌کردند تا زمانی که استعمار ریشه‌هایش قوی شد و پا گرفت.
در این بین پنجاب به عنوان یک ایالت با بیشترین تعداد مردم سیک(یکی از مذاهب هندی)، در هند به خاطر پس گرفتن آزادی بسیار مبارزه کرد و حتی در این راه بالای یک میلیون سرباز مزدور در جنگ جهانی اول در اختیار انگلیسی‌ها قرار داد ولی انگلیسی‌ها بعد از جنگ زیر قول خود زدند و همین خلف وعده، باعث جرقه‌های جنایت جلیان والا باغ شد... 
فیلم «ساجان سینگ نیروی تازه‌نفس» به کارگردانی «پنکاج باترا» محصول سال 2018 هند است. در این فیلم برخلاف اتفاقات تاریخی، مزدوری سربازان هندی به نفع انگلستان را دلیل اصلی رسیدن به آزادی هند عنوان کرده‌اند!
داستان تحقیر و گدایی احترام
داستان فیلم ساجان سینگ... در سال 2018 و از دید سرکرده یک گروه مردم‌نهاد هندی که برای کمک به آوارگان سوری در مرز سوریه و عراق آمده‌اند، شروع می‌شود.
داستان اصلی که به نوعی زندگی‌نامه «ساجان سینگ» است به سال 1912 برمی‌گردد، زمانی که ساجان به عنوان یک جوان سیک به‌دنبال رهایی از استعمار سفیدپوستان است و در این راه، بعد از چند سال به پیشنهاد پدرش که ده سال در خدمت انگلیسی‌ها بود، به ارتش انگلیس در جنگ جهانی اول می‌پیوندد تا در ازای این خدمت، از سفید پوست‌ها احترام ببیند و آزادی ایالت پنجاب که شرط این همکاری بود را محقق کند.
در نهایت ساجان به عنوان جوانی زخم‌خورده از تحقیر انگلیسی‌ها وارد ارتشی می‌شود که حتی چینش سربازان به صورتی است که در آن سیک‌ها و هندی‌ها به اصطلاح گوشت جلوی توپ هستند!
ساجان در طول داستان با فرمانده «سوبیدار» مدام در مورد تحقیرهای انگلیسی‌ها بحث می‌کند و به نتیجه نمی‌رسد و در نهایت هم بعد از مرگ از او به عنوان سرباز شجاع تقدیر می‌شود و به قول سوبیدار، بالاخره سفیدپوستان به او احترام می‌گذارند!
به ما حق داشتن دین می‌دهند!
در شروع فیلم ساجان سینگ... مخاطبین سیک‌های هندی را می‌بینند که برای کمک داوطلبانه به مرز عراق و سوریه آمده‌اند و به قول خودشان سعی دارند به مردمی که خدا به آنها پشت کرده کمک کنند! این نگاه پلید سازنده که نفرتش را نسبت به مسلمانان نشان می‌دهد و با استفاده از ادبیات از بالا به پایین سعی دارد اوضاع سیک‌های هندی را نسبت به مسلمانان بسیار بهتر نشان بدهد، قابل تأمل است. مخصوصا که سیک‌ها در هند به عنوان مردمی که شناخته می‌شوند که همیشه به شدت سرکوب می‌شوند و حتی هندو‌ها با آنها دشمنی واضح دارند و فقر در بین‌شان موج می‌زند... حال اینکه سازنده فیلم سعی دارد مسلمانان را محتاج کمک آنها به خاطر یک گروه کوچک سیک نشان بدهد، واقعا بامزه به نظر می‌رسد و کم از صحنه‌های علمی تخیلی دیگر فیلم‌های هندی ندارد!
از طرف دیگر سازنده در بخش گذشته مدام سعی دارد تحقیرهای انگلیسی‌ها را توجیه کند. در صحنه‌ای ساجان از فرمانده سوبیدار می‌پرسد:
«چرا اونها به ما توهین می‌کنند و بعد ما باید به خاطر اونها تیر بخوریم و بمیریم؟» 
سوبیدار در جواب می‌گوید:
«بزرگ‌ترین حق در دنیا حق داشتن دین است و اونها(انگلیسی‌ها) به ما این حق رو میدن! اونها به ما احترام نمی‌گذارن ولی به دین مون هم بی‌احترامی نمی‌کنند!»
منطق نویسنده و سازنده در مورد آزادی و احترام در همین دیالوگ کوتاه بیان می‌شود و در یک کلام عنوان می‌کنند، برده به اندازه انسان آزاد سفیدپوست‌شان ندارد و اگر سفیدپوست‌ها به برده‌شان اجازه داشتن دین را بدهند، باید سپاسگذارشان باشی!
جنایت جلیان والا باغ بعد یک میلیون کشته
واقعیت این است که شرط مهم شرکت سربازان هندی در جنگ جهانی اول به نفع استعمارگرشان انگلیس، وعده آزادی بود. 
بعد از جنگ جهانی و کشته‌شدن بیش از یک‌میلیون و 200هزار نفر هندی در این جنگ اما، خبری از آزادی نشد. 
به خاطر همین هم گروه‌های معترض در پنجاب کاسه صبرشان لبریز شد و علیه منافع انگلیسی‌ها در هند اقدام کردند و کمتر از یک سال بعد در روز ۱۳ آوریل ۱۹۱۹، و در تجمع مردم شهر امریتسار ایالت پنجاب در پارک، این جنایت اتفاق افتاد. 
این واقعه که یکی از خونین‌ترین وقایع دوران استعمار انگلیسی‌ها درهند بود، به روایتی صدها و به روایت دیگر هزاران کشته در یک روز بر جای گذاشت.
در یک جمله اگر بخواهیم بگوییم، جواب آن همه گوشت جلوی توپ شدن برای مردم پنجاب، به جای آزادی، هزاران کشته دیگر شد اما این شروع راه انتقام بود...
در نهایت شخصی به نام «اودهم سینگ» معروف به سردار اودهم، از بازماندگان این کشتار فجیع، 17 سال بعد «مایکل اودوایر» مسئول این کشتار را در خود انگلستان با گلوله کشت.
با توجه به سیر اتفاقات مستند تاریخی، ادعای سازنده فیلم ساجان سینگ... خلاف واقعیت است و قدم اول راه آزادی واقعی هند را نه سربازان سیک و هندویی که در جنگ جهانی اول برای انگلستان کشته شدند، که سردار اودهام برداشت و با مبارزه و مقابله به مثل، جرقه‌ای بر باروت این نفرت ریشه دار زد و با کار او بود که روزنامه‌های وقت اروپا تیترشان پایان تسلط انگلستان در هند شد.
ستایش استعمار سابق در ادبیات هند
بیشتر از دو دهه است که سینمای هند به سمت بزرگ کردن وجه ملی‌گرایی رفته است و به خاطر همین هم، یک در میان در فیلم‌های هندی، لگدی نسیب انگلیسی‌ها می‌شود! 
برخلاف سینما در هند که بیشتر مخاطبانش عام مردم هستند، در ادبیات روشنفکرانه آن کشور، وضعیت به شکل دیگری است و مخصوصاً در ادبیات‌، هنوز هم ستایش استعمار سابق (انگلستان) به‌صورت آشکار و پنهان ادامه دارد. به همین دلیل هم ادبیات هند موردتوجه غربی‌ها و جوایز بین‌المللی آنهاست.
به این منظور همیشه در چنین کتاب‌هایی از میان برداشتن سلسله طبقاتی یا همان جابه‌جا شدن کاست‌ها(طبقه اجتماعی) مورد انتقاد بوده است و دلیل این بی‌نظمی را انقلاب و بیرون کردن انگلیسی‌ها عنوان می‌کنند!(در بین مردم عام هند این طبقه‌بندی‌ها هنوز هم وجود دارند ولی در سیستم جدید فرصت برای پیشرفت مردم از کاست‌های محروم هم وجود دارد. برای مثال یک فرد از کاست محروم قبلاً حق تحصیل یا داشتن شغلی که از نظر مالی و اعتباری او را بالا بکشد را نداشت ولی حالا این امکان با تلاش بسیار زیاد ممکن شده است و...)
در بیشتر این کتاب‌ها مشکلات فرهنگی که با وجود استعمار ریشه‌دارتر هم شده بود، به گردن انقلاب انداخته می‌شود و نویسندگانی که اکثرا در خود هند هم زندگی نمی‌کنند، از زجرهای بعد از استقلال هند گله می‌کنند و حاضر به قبول هزینه‌های فرهنگی انقلاب که معمولاً تا چند دهه بعد هم وجود دارند و باید با تلاش خود مردم برداشته شوند، نیستند.
از طرف دیگر در این کتاب‌ها بدون استثنا از نخست‌وزیر «ایندیرا گاندی» که در دوره ریاستش باعث شد هند به بزرگ‌ترین قدرت منطقه‌ای در جنوب آسیا تبدیل شود، ایراد گرفته می‌شود و نقاط ضعف دوره ریاست او بزرگ‌تر از حد معمول نشان داده می‌شود. 
در یک جمله می‌شود گفت در داستان‌های این نویسندگان که قلمشان هم معمولاً به‌شدت قوی است، نشانی از ملی‌گرایی وجود ندارد و تنها خودتحقیری و اعتراض دیده می‌شود.
کتاب‌هایی مانند «دو خیاط هندی»، «ببر سفید» و... از این دست کتاب‌ها هستند که در آنها نویسندگان با قلمی خوشخوان، استقلال هند را دردسری بزرگ‌تر از استعمار معرفی می‌کنند و زیر لوای داستانی خاص، برای دوران استعمار مرثیه‌سرایی می‌کنند و البته که نتیجه این سبک نوشتن، دریافت جوایز بی‌شمار غربی شده است.
فیلم ساجان سینگ... هم می‌شود گفت نسخه سینمایی ادبیات ذلت‌پذیر است که با وجود ایرادات فاحش ساختاری، در سایت‌های معتبر غربی برخلاف بیشتر فیلم‌های هندی، امتیاز‌های بالایی از منتقدین غربی گرفته است و روایتش از تحقیر ملت هند، مورد توجه استعمارگران سابقش قرار گرفته است.

captcha