کد خبر: ۳۳۵۸۰۱
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۸
انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن- ۸

ماهیت و ویژگی‌های انقلاب اسلامی

علامه محمدتقی مصباح یزدی

در ایران انقلابی رخ داده است که همه معادلات را به هم ریخته، حساب‌های به اصطلاح علمی و جامعه‌شناسانه را نقش بر آب کرده است. کسی باور نمی‌کرد که انقلابی رخ بدهد که خاستگاه آن مساجد باشد، در حالی که هیچ تشکیلاتی هم در میان مردم وجود نداشته باشد و مردم هیچ نوع تمرین حزبی و انقلابی هم نداشته باشند. به هر حال می‌بینیم که غربی‌ها هم این انقلاب را پدیده نوظهوری می‌دانند.1
1. مقدمه
تعریف واژه انقلاب و مقایسه آن با سایر تحولات اجتماعی و نیز نظریه‌های مطرح در مورد این پدیده، از مطالبی بود که در طی دروس گذشته مورد توجه قرار گرفت و پس از نقد و ارزیابی تئوری‌های موجود انقلاب، نظر صحیح در این مورد بیان و به دیدگاه اسلام نیز اشاره شد. بر اساس دیدگاه صحیح، زمانی تعادل در جامعه وجود خواهد داشت که تمام یا اکثریت افراد جامعه منافع عضویّت در جامعه خود را بیشتر از زیان‌های آن بدانند. در غیر این صورت، عواملی دست به دست هم خواهد داد تا این تعادل جای خود را به بحران اجتماعی دهد و ثبات جامعه را برهم ریزد. همچنین تاکنون مشخص گردید که از نظر اسلام، در آینده جامعه جهانی، روند رو به تکاملی را شاهد خواهیم بود که در آن مؤمنان حقیقی حاکمان زمین می‌گردند. بدیهی است که یکی از ابزار تحقق این آرمان، انقلابی است که بر اساس آرمان‌های اسلامی شکل گرفته باشد. در این‌جاست که ضرورت پرداختن به ماهیت و ویژگی‌های چنین انقلابی ضروری می‌نُماید.
2. تعریف انقلاب اسلامی
بر اساس تعریفی كه در درس اول، از انقلاب ارائه گردید، به‌دست آمد كه انقلاب در این نوشتار به معنای تحوّل سریع، شدید و بنیادین ناشی از وقوع طغیان عموم مردم در اوضاع و احوال سیاسی جامعه و در نتیجه، جایگزینی یك نظام سیاسی، حقوقی و اقتصادی به‌جای نظام دیگر می‌باشد. با توجه به این تعریف از انقلاب و نیز با عنایت به این مطلب كه مراد از اسلام، به عنوان یك دین، مجموعه‎ای از معارف است كه از طرف خداوند برای هدایت و استکمال انسان‌ها نازل گردیده و به‌وسیله رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نوع بشر ابلاغ شده است، به آسانی می‎توان به تعریفی از انقلاب اسلامی دست یافت. هرچند كه تعریف‌های ارائه شده در این زمینه، از حیث عبارت، تفاوت‌هایی را با یكدیگر دارند؛ لیكن بنای اكثر این تعاریف بر آن مفهومی از دو واژه «انقلاب» و «اسلام» استوار شده است كه در بالا اشاره گردید.
كلیم صدیقی در تعریف انقلاب اسلامی می‎نویسد: «انقلاب اسلامی عبارت است از حركت امّت مسلمان در جهت تغییر نظام غیر اسلامی موجود و جایگزین نمودن یك نظام جامع و كامل اسلامی به‌جای آن؛ همچنین تلاش برای اجرای مقررات، قوانین و برنامه‎های اسلامی در كلیه شئون زندگی خویش(یعنی امت)»2 شهید مرتضی مطهری نیز معتقد است كه: «انقلاب اسلامی راهی است كه هدف آن، اسلام و ارزش‌های اسلامی می‎باشد و انقلاب و مبارزه، تنها برای برقراری ارزش‌های اسلامی انجام می‎گیرد. در این صورت انقلاب اسلامی متفاوت با اسلام انقلابی خواهد بود، زیرا در صورت اخیر، انقلاب و مبارزه هدف خواهد بود و نه وسیله، برخلاف صورت نخست كه مبارزه و انقلاب، وسیله است نه هدف.»3
3. ماهیت انقلاب اسلامی
شناسایی ماهیت انقلاب اسلامی و تشخیص فصل ممیّز آن از سایر انقلاب‌ها مشكل به نظر نمی‎رسد و تفاوت این انقلاب با سایر انقلاب‌های دنیا، در اسلامی بودن آن است. بنابراین، اگر نظامی، آن فصل ممیز و آن مشخصه ماهوی خود را همچنان حفظ كند، می‎توان ادعا كرد كه هنوز ماهیت خود را از دست نداده است. ولی اگر این فصل ممیز حفظ نگردد، باید اعتراف كرد كه این انقلاب از مسیر اصلی خود خارج و دچار آسیب شده است.
از آن‌جا كه تنها دینی كه برای تمام شئون انسان‌ها، اعم از شئون فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی، برنامه دارد، اسلام است، تنها انقلابی نیز كه قادر است كه جمیع مصالح مردم را تأمین و تضمین كند و خود، مسایل و مشكلات جدیدی پدید نیاورد، انقلاب اسلامی است؛ یعنی انقلابی كه در همه ابعاد و وجوه خود، بدون استثنا، از جهان‎بینی و ارزش‎گذاری دین مقدس اسلام مایه بگیرد و تغذیه كند. ازاین‌رو، رهبران این انقلاب، برخلاف رهبران سایر انقلاب‌ها، نه برای تأمین مقاصد انقلاب، از هر عقیده‎ای، و اگرچه باطل و خلاف واقع، بهره می‎گیرند و نه با تحریك و تهییج شدید احساسات و عواطف مردم، عوامل غیرعقلانی را بر فعالیت‌ها و كارهای آنان حاكم می‎سازند؛ بلكه احساسات و عواطف مردم را محكوم و تابع احكام و ادراكات عقل و آرای صحیح می‎گردانند و آن‌گاه از آن‌ها برای كامیاب ساختن انقلاب و محقق كردن اهدافِ آن سود می‎برند. به همین دلیل، ترویج و اشاعه بینش‌ها و ارزش‌های اسلامی، كه هم صحیح و مطابق واقعند و هم آمادگی شگرفی برای ایثار، فداكاری و جان‌فشانی در مردم پدید می‎آورند، از جمله برنامه‎های رهبران این انقلاب است.
بنابراین اگر عنصر فرهنگ، اساسی‎ترین عنصر اسلام تلقی شود، بزرگ‎ترین بُعد پیروزی انقلاب اسلامی نیز بُعد فرهنگی آن خواهد بود. ازاین‌رو، استفاده‌كنندگان اصلی این نعمت نیز در درجه اول، اقشار فرهنگی جامعه خواهند بود كه مصداق بارز آن‌ها حوزه‎ها و دانشگاه‎ها هستند. بنابراین، وظیفه این اقشار، از اقشار دیگر جامعه بسیار سنگین‎تر است. ازاین‌رو، تردیدی نیست كه ماهیت انقلاب اسلامی ـ یعنی عنصر اسلامی بودن آن ـ كه یك عنصر فكری و فرهنگی است، با تغییر مسئولین تغییر نمی‎كند. معیار بقای این انقلاب، بقای فكر و اندیشه آن است، نه بقای تفكرات اشخاصی كه در زمان انقلاب از انقلابیون به‌شمار می‎آمدند. چه بسا با تغییر نسل‌ها، اشخاص دیگری جایگزین شوند، لیكن تفكر انقلابی و ماهیت آن پابرجا باشد. بنابراین ملاك اصلی برای ارزیابی چنین انقلابی، بررسی سلامت یا بیماری ریشه فكری و عنصر فرهنگی آن است.
انقلاب ایران نیز كه با پسوند اسلامی شناخته شده است، دارای ابعاد گوناگونی است. این انقلاب، هم انقلابی ضد امپریالیستی، هم انقلابی ایدئولوژیك، هم انقلابی بر ضدّ یك رژیم فاسد و هم انقلابی فرهنگی به‌شمار می‎رود. برای پیروزی انقلاب در تمام این ابعاد و بقای آن در برابر حملات دشمنان، ضروری است كه نیروی دفاعی كافی در همه قسمت‌ها وجود داشته باشد. هم‎چنین برای ایفای رسالت جهانی خود نیز باید از نیروی تهاجمی كافی در همه ابعاد برخوردار باشد. ولی باید در نظر داشت كه قوام این انقلاب به اقامه ارزش‌ها و باورهای اسلامی است. از این‌ رو، اگر ما در تمام ابعاد انقلاب پیروز گردیم؛ لیكن در این بُعد با شكست مواجه شویم، در واقع ماهیت انقلاب تغییر كرده است. اگر تنها هدف ما پیروزی، اگرچه به قیمت دست كشیدن از آرمان‌های اسلامی باشد، دیگر این انقلاب، انقلاب اسلامی نخواهد بود. اسلامی بودن این انقلاب به این است كه همه چیز فدای مكتب شود. تنها در این صورت می‎توان این انقلاب را انقلاب اسلامی نامید.
4. ویژگی‌های انقلاب اسلامی
انقلابی را می‌توان اسلامی نامید كه مؤلفه‌های زیر در آن وجود داشته باشد. فقدان حتی یكی از این موارد می‌تواند دلیلی بر این باشد که چنین انقلابی بی‌جهت نام اسلامی را بر خود گرفته است:
الف ـ توجه ویژه به ابعاد فرهنگی
انقلاب اسلامی، بیش و پیش از هر چیز، یك انقلاب فرهنگی است؛ نه یك انقلاب ‏سیاسی، حقوقی، و اقتصادی. 
البتّه این به معنای نفی خصلت‏های سیاسی، حقوقی و اقتصادی این‏انقلاب نیست؛ به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی، در عین حال كه، به هیچ‌روی از سهم و تأثیر عواملی همچون فقر مادّی و اقتصادی، ظلم اجتماعی و حقوقی، و از دست دادن شأن و حیثیّت بین‏المللی و جهانی در فاسد و نابه‌هنجار ساختن زندگی انسان‏ها غفلت یا تغافل ندارد، بیشتر دل‌نگران محروم ماندن مردم از استكمالات معنوی و اخلاقی است؛ و اگر با پدیده‏های اجتماعی‏ای مانند فقر و ظلم هم مبارزه می‏كند، به علّت‏تأثیر منفی‏ای است كه هر یك از این پدیده‏ها در استكمال معنوی و اخلاقی بشر می‏تواند داشت.
ب ـ اهمیت به انتخاب آگاهانه
چون هدف اصلی و نهائی این انقلاب استكمال معنوی انسان‌ها است و این هدف جز بر اثر افعال ‏اختیاری آنان حاصل نمی‏شود، رهبران این انقلاب برای اینكه تعداد بیشتری از مردم را به صفوف‏ انقلابیّون ملحق سازند، هرگز به شیوه‏های مجبور كننده، تحمیلی، و قهری متوسّل نمی‏شوند؛ بلكه‏ می‏كوشند تا خود مردم به مقاصد انقلاب ایمان آورند و آگاهانه و آزادانه به انقلابیون بپیوندند و از جان‏ و دل، سقوط و انهدام نظام فاسد و استقرار نظام انقلابی را بخواهند. از این رو رهبران این انقلاب، نه به كتمان حقایق و نه به نشر اكاذیب می‌پردازند و اساساً از هرگونه اغفال و فریبكاری و نیرنگ‌بازی روی می‌گردانند. در واقع آنان وظیفه خود می‌دانند كه آگاهی‌های مردم، رشد فكری، عقلانی، و فرهنگی آنان را افزایش دهند.
ج ـ تلاش در تحكیم عقاید حقه
به‌منظور استكمال معنوی آدمیان، انقلابیون، نخست سعی در ایجاد یا تحكیم و تقویت عقاید حقّه در مردم می‏كنند و سپس از آن ‏عقاید حقّه در جهت مقاصد انقلاب بهره می‏جویند. 
رهبران این انقلاب، برخلاف رهبران سایر انقلاب‏ها، از هر عقیده‏ای، اگرچه نادرست و خلاف واقع، برای خدمت به انقلاب، استفاده‏ نمی‏كنند. آنان با تحریك و تهییج شدید، احساسات و عواطف غیرعقلانی مردم را بر فعّالیّت‏های خود حاكم نمی‏سازند؛ بلكه احساسات و عواطف را محكوم و تابع احكام، ادراكات عقل و آرا و عقاید صحیح می‏گردانند و آن‌گاه از آنها برای كامیاب ساختن انقلاب و محقّق كردن اهداف آن سود می‏برند. به همین دلیل، ترویج و اشاعه بینش‏ها و ارزش‏های اسلامی، كه هم صحیح و مطابق واقعند و هم‏ آمادگی شگرفی برای ایثار، فداكاری، و جان‌فشانی در مردم پدید می‏آورند، از جمله برنامه‏های رهبران‏ این انقلاب است.
د ـ تأكید بر تبیین دقیق اهداف
رهبران انقلاب اسلامی، همچنین، بر تعیین صریح و دقیق اهداف و مقاصد انقلاب، تأكید آشكاری‏ دارند. از این ‌رو، همواره اعدام می‏كنند كه اغراض ملّت‏گرایانه، وطن‌پرستانه، نژادپرستانه و از این قبیل‏ را دنبال نمی‌کنند و فقط در پی حقّ و عدالتند، و حال آنكه رهبران سایر انقلاب‏ها چه ‏بسا اهداف و مقاصد خود را در پرده ابهام و ایهام پوشیده می‏دارند، تا به‌این وسیله هیچ دسته‏ای از مردم را از خود نرانند و همه را با خود و در كنار خود داشته باشند و نظام حاكم را سریع‏تر و زودتر ساقط كنند و انقلاب را به پیروزی ‏رسانند. رهبران انقلاب اسلامی، در عین حال كه خیرخواه همه مردم هستند و منافع و مصالح جمیع افراد جامعه را، در تمام ابعاد و وجوهش، می‏خواهند؛ اهداف خود را به‌صورت آشكار صریحاً معلوم می‏دارند تا ارزش‏های‏حقّ و ارزش‏های باطل برآمیخته نگردد و مردم به گمراهی و بیراهه نیفتند.
هـ ـ فراگیری انقلاب
انقلابیون برای این‌كه همه عناصر و نیروهای كارآمد و سودمند را بشناسند و جذب كنند، بسیار جدی هستند چرا كه انقلاب را برای به قدرت رسیدن یك فرد یا گروه یا قشر نمی‏خواهند، بلکه مقصود آنان این است كه جمیع افراد، گروه‏ها، و قشرها رشد یابند و به مصالح حقیقی خود برسند. البتّه، برای ‏جذب عناصر و نیروهای مؤثّر و مفید، از هیچ‌یك از اصول و مبانی شریف انقلاب نیز عدول نمی‌كنند.
و ـ عدم اتكا به بیگانگان
افراد انقلابی هرگز به بیگانگان اتّكا و اتّكال ندارند (لازم به تذكر است كه مقصود از «بیگانه» در این‌جا، فقط جامعه‏ها، كشورها، اقوام و مللی هستند كه با دین اسلام و اهداف و مقاصد والای انقلاب ‏اسلامی دشمنی و‌ستیز دارند)، زیرا تبرّی از دشمنان اسلام، درست مانند تولّی با دوستان این دین مقدّس، از اصول ایدئولوژی این مكتب است. 
از این‌ رو، این انقلاب فقط بر عناصر و نیروهای خودی و دوست تكیه دارد و قائم به خود و مستقلّ ‏است.
ز ـ ثبات قوانین و مقررات
چون این نوع انقلاب مبتنی بر اسلام است كه دارای یك سلسله قوانین و احكام ارزشی و حقوقی ثابت و لایتغیّر است، نیاز ندارد كه در هر مسئله و مشكلی از مردم یا صاحب‏نظران و كارشناسان، ‏رأی‏جویی و نظرخواهی كند. از این‌رو، هیچ فرد یا گروه یا قشری، نمی‌تواند در این انقلاب طمع داشته باشد كه با تغییر احكام و مقرّرات حقوقی و اجتماعی منافع خصوصی خود را تأمین و تضمین كند. این دو عامل در حفظ ثبات و بقای انقلاب، پس از پیروزی آن، سخت مؤثّرند.
ح ـ رعایت مصالح متغیّر
ثبات ارزش‌ها و قوانین بنیادی به هیچ‌روی، مانع از تأمین مصالح متغیّر و موسمی نمی‌شود، بلکه بر اساس همان ارزش‌های ثابت، مقررات خاص و جزئی وضع می‌شود و به‌وسیله آن مصلحت‌ها و نیازهای متغیّر تأمین می‌گردد.
ط ـ برخورداری حاکمیت از پشتوانه ثابت
حاكمیّت رهبر و زمامدار این انقلاب، به‌ویژه از دیدگاه مذهب تشیّع، شعاعی ازحاكمیّت ولیّ اعظم الهی، و در مرتبه بالاتر، شعاعی از حاكمیّت خدای متعال است؛ و این امر ثبات و بقای دستگاه حاكمه را ضمانت می‏كند.
ی ـ بهره‌مندی از امدادهای غیبی
این مؤلفه از همه ویژگی‏های پیش‌گفته مهم‌تر است و با محاسبات علمی و تجربی، محاسبه نمی‌شود. بر اساس این مؤلفه خدای متعال امدادهای غیبی خود را بر كسانی كه صادقانه و مخلصانه این‏ انقلاب را یاری كنند، فرومی‏فرستد و آنان را شكست‏ناپذیر می‏گرداند.
پانوشت‌ها:
1- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص110.
2- كلیم صدیقی، نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، ص49.
3- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص45.

captcha