انرژی هستهای برای شیرین کردن آب در پروژه مشترک اسرائیل و مصر
جنگ خلیجفارس هنوز پایان نیافته بود، اما حمله زمینی ارتش آمریکا بر ارتش عراق در کویت با قدرت در جریان بود، و شلیک موشکهای «اسکاد» بر اسرائیل تقریباً به طور کامل متوقف شده بود. در مجموع ما دو هفته در اتحاد جماهیر شوروی بودیم. در این مدت با مقامات ارشد، هم در روسیه و هم در جاهای دیگر ملاقات کردم و پایه یک سیستم تجاری پا برجا را گذاشتم که در سالهای آینده بالغ شد. اما تأسیسات هستهای برای شیرین کردن آب برای من ضروریترین موضوع بود. بعد از این که به اسرائیل بازگشتیم فوراً دو کارشناس نمکزدایی آب، دانیل هافمن و آمنون زفاتی را به اتحاد جماهیر شوروی فرستادم. هر دو آنها در گذشته از مدیران شرکت «مهندسی آب شیرینکن» بودند و بعد از اینکه از آن بازنشسته شدند، شرکت جدید «آدان تکنولوژی» را تأسیس کردند و به استفاده از دانش بسیاری که به دست آورده بودند ادامه دادند. از آن دو درخواست کردم دادههایی را که دانشمندان روسی به ما ارائه کردهاند، بررسی کنند و نظرشان درباره توانایی آب شیرینکن هستهای آنها را به من انتقال دهند. به وزارت انرژی درباره نتایج ملاقاتها در مسکو گزارش دادم و مدیرکل این وزارتخانه تصمیم گرفت که به هیئت دو نفره کارشناسانی را ملحق کند: دکتر امنون عیناو دانشمند ارشد این وزارتخانه، و دکتر یوسف آلتر از شورای انرژی اتمی اسرائیل.
همزمان پروفسور نپتوف معاون رئیس آکادمی علوم روسیه و مسئول حوزه شیرین کردن آب این کشور، به منظور بررسی امکانات مختلف همکاری بین دو کشور در این زمینه به اسرائیل آمد. من از این تحولات راضی بودم و آنها را به سه وزیر گزارش دادم: وزیر دارایی اسحاق موداعی، وزیر علوم و انرژی یوول نعمان که خودش یک فیزیکدان مشهور جهانی بود و وزیر کشاورزی رافائل ایتان. با تمام وجود اعتقاد داشتم که با توجه به کمبود شدید آب اسرائیل از یک طرف و آمادگی شگفت انگیز روسها برای همکاری با ما از طرف دیگر، ما در برابر یک راهحل انقلابی و در آستانه یک عصر جدید برای شیرین کردن آب دریا در اسرائیل قرارگرفتهایم. این هیئت در 20 مارس 1991 به مسکو رسید و به مدت یک هفته در آنجا اقامت کرد، برخلاف گذشته متوجه شدیم که این بار شورویها آمادگی بسیار و تمایل زیادی برای همکاری بین دو کشور نشان میدهند. اعضای این هیئت با مقامات آکادمی علوم شوروی ملاقات کردند و به یک جلسه هیجان انگیز با سیدورنکو معاون اول نخستوزیر اتحاد جماهیر شوروی دعوت شدند. تمام این علائم نشان میدادند که شوروی کمتر از ما به پیشبرد این موضوع مهم علاقهمند نیست. 3 آوریل، یک هفته بعد از اینکه این هیئت به اسرائیل بازگشت، خلاصه گزارشی را که توسط مهندسین شرکت «آدان تکنولوژی» تهیه شده بود برای دانشمند ارشد وزارت انرژی فرستادم. یک نامه کوتاه به این گزارش پیوست کردم، که برای وزیر علوم و انرژی و وزیر کشاورزی یک کپی از آن را فرستادم: «با توجه به شتاب ساخت و ساز برای مهاجران از اتحاد جماهیر شوروی، از یک طرف رشد چشمگیری در جمعیت اسرائیل پیشبینی میشود و از طرف دیگر کاهش مداوم منابع آب اسرائیل، تلاش با هدف تأمین آب شیرین به قیمتی که اسرائیل بتواند از عهده آن برآید اهمیت چند برابر و فزایندهای دارد. مطمئناً با ما موافق خواهید بود که ارتقای موضوع آب شیرینکن همچنین موجب کمک قابل توجهی به صلح، امنیت و ثبات در منطقه ما خواهد شد.»
من خوشبین بودم. گزارش این هیئت مثبت و امیدوارکننده بود. دو مهندس، که هر دو آنها صاحب تجربهای بیش از بیست و پنج سال در موضوع شیرین کردن آب بودند، نظر دادند که برنامهریزی شوروی، طبق آنچه به آنها ارائه شده است، پیشرفته، خوب و کارآمد است. این مهندسان گفتند «در اتحاد جماهیر شوروی تمایل زیادی به صادرات تجهیزات آب شیرینکن برای به دست آوردن ارز خارجی وجود دارد[...] علیرغم جاه طلبیهایشان، آنها فروشندگانی به عنوان عامل پیشرو در بازار جهانی ندارند. تدارک تأسیسات آب شیرینکن برای اسرائیل یک جهش و تبلیغ بسیار ارزشمند برای آنها خواهد بود»، و توصیه به ادامه و فعالیت برای شناختن روش شورویها و ایجاد یک تیم مشترک
شوروی - اسرائیلی به منظور طراحی یک برنامه مشترک برای تاسیسات آب شیرینکن مناسب برای ادغام با راکتورهای هستهای ساخته شده در اتحاد جماهیر شوروی کردند. همزمان با بازدید مهندسان از اسرائیل، متوجه شدم که امکانات شیرین کردن آب از طریق انرژی هستهای در زمان نه چندان دوری توسط کادر حرفهای که شیمون پرز ایجاد کرده بود بررسی شده است. نخستوزیر سابق به استفاده از انرژی هستهای برای شیرین کردن آب در پروژه مشترک اسرائیل و مصر علاقهمند بود. پرز که با حرارت برای پروژههای پیشبرنده صلح در منطقه همواره فعالیت میکرد، در ذهن داشت که دو نیروگاه هستهای - هر دو ساخت شوروی- نزدیک مرز بینالمللی بین اسرائیل و مصر تأسیس خواهند شد و برای تولید برق و شیرین کردن آب استفاده خواهند شد. پرز یک مقام وزارت خارجه، دکتر نمرود نوبیک را به عنوان مسئول بررسی این پروژه منصوب کرد. نوبیک گزارشی که در سال 1989 جمعآوری کرد را به من داد، هنگامی که در کنار پرز که وزیر امور خارجه بود کار میکرد. این گزارش به تفضیل به راهحلهای اقتصادی بسیار و کمک بسیاری که این تأسیسات به روند صلح در خاورمیانه خواهند کرد اشاره میکرد. این دقیقاً نتیجهای بود که من هم دو سال بعد به آن رسیدم.
14 آوریل 1991 با وزیر علوم و انرژی پروفسور یوول نعمان و وزیر کشاورزی رافائل ایتان تماس گرفتم و به آنها درباره تماسهایی که برای همکاری اسرائیل_شوروی در استفاده از انرژی هستهای برای تولید برق و کاربرد تکنولوژی پیشرفته برای شیرین کردن آب دریا برقرار کردم، به تفصیل گزارش دادم. از آنها تقاضا کردم که ادامه این تماسها با روسیه را تأیید کنند. پاسخ رسمی دریافت نکردم، اما در مکالمات غیر رسمی برای من روشن شد که دو وزارتخانه درباره پروژههایی که من آغاز کردهام نظر مثبتی دارند. در پایان ماه آوریل قرار بود پروفسور یوگنی ولیکف دانشمند ارشد آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی و رئیس بعدی «مؤسسه معتبر کورچاتف» به اسرائیل بیاید. پروفسور ولیکف که در جلساتی که در مسکو برگزار کردم مشارکت داشت، دعوت شد در رأس نمایندگان ارشد دانشمندان شوروی که مهمان وزارت علوم و انرژی بودند به اسرائیل بیاید. میدانستم که این ملاقات برای پیشبرد ایدههای جدیدی که درگیر آنها بودم مفید خواهد بود. دقیقاً بعد از آن، هنگامی که به نظر میرسید تمام این پروژهها قابل دستیابی هستند، مشکلات آغاز شدند. از طریقی که مشخص نبود این داستان به روزنامهها راه یافت. اولین خبر در 26آوریل 1991 در روزنامه دبر منتشر شد. این خبر تحت عنوان «اسرائیل در حال مذاکره خرید راکتور هستهای برای شیرین کردن آب از اتحاد جماهیر شوروی»، که در کل صفحه اول منتشر شد و با دقت بالا درباره تماسهایی که من برقرار کردم، هیئتی که از اتحاد جماهیر شوری بازدید کرد و ارتباطات فشرده بین اسرائیل و دانشمندان هستهای اتحاد جماهیر شوروی گزارش داد. این گزارش انعکاس زیادی داشت. وزیر علوم و انرژی مجبور شد در برابر حملات روزنامهنگاران داخلی و خارجی بایستد. روزنامههای عربی هم به این سر و صدا ملحق شدند، و محبوبترین روزنامه مصر الاهرام،
در 1 مه 1991 سرمقالهاش را به این موضوع اختصاص داد و به شدت به اتحاد جماهیر شوروی که داوطلب کمک به اسرائیل شده بود و اسرار هستهای خود را به آنها تسلیم کرده بود حمله کرد. این فشار عمومی وزیر یوول نعمان را مجبور کرد توضیحی منتشر کند مبنی بر اینکه اسرائیل اجازه ورود راکتورهای هستهای تولید خارج به این کشور را نخواهد داد، مگر فقط برای توسعه راکتورهای هستهای «ساخت اسرائیل». به خوبی میدانستم که معنای این صحبت خنثی کردن برنامههای من است، که آن را تنها راهحل برای مشکلات آب اسرائیل دیده بودم. در میان طوفان رسانهای با نخستوزیر اسحاق شامیر تماس گرفتم و درباره برنامهام به او گزارش دادم: «به خاطر تمایل برای اهدای سهم خود و تلاشهایم برای پیشرفت اقتصاد اسرائیل به ویژه در چالش بزرگ کنونی برای جذب صدها هزار یهودی از اتحاد جماهیر شوروی، تعدادی طرح مهم را آغاز کردم از جمله تلاش برای حل کمبود رو به رشد آب از طریق شیرین کردن آب [...]، در چهارچوب این طرح برای بازدید کاری به اتحاد جماهیر شوروی رفتم. در تماسهایم با رئیس آکادمی علوم آشکار شد که در اتحاد جماهیر شوروی تأسیسات آب شیرینکن هستهای تأسیس کردهاند[...] که پانزده سال با موفقیت کار کردهاند. میزبانان من در شوروی، به عنوان مسئول این موضوع در اتحاد جماهیر شوروی، در طرح خود آمادگیشان برای تحویل راکتور و تأسیسات آب شیرینکن مشابه به ما را اعلام کردند و حتی با من یادداشت تفاهمی در اینباره امضا کردند[...]. درست دانستم که مورد فوقالذکر را به اطلاع شما برسانم و بیفزایم که تا حد زیادی پیشرفت این موضوع به من بستگی خواهد داشت، به لطف خدا همه چیز را با موفقیت انجام خواهم داد. با احترام من فقط تقاضای تأیید شما را دارم.» نخستوزیر شامیر به نامه من پاسخ نداد.
همان طور که نگران بودم این موضوع با سرعت به سمت مشکل پیش رفت و در حقیقت در مسیری که من میخواستم نبود. در اسرائیل بحث عمومی درباره مسئله استفاده از انرژی هستهای برای تولید برق و شیرین کردن آب دریا شکل گرفت. نام چرنوبیل به کرات در تیترها عنوان شد و اعضای محیط زیست درباره راکتورهای هستهای که عمدتاً در اتحاد جماهیر شوروی ساخته میشد صحبت میکردند، که به اندازه کافی مطمئن نیستند و خطر آلودگی کشور و آسیب برگشتناپذیر به کشورهای منطقه وجود دارد. با این حال اعضای کمیته انرژی اتمی اسرائیل برای کاهش آسیبها تلاش کردند و به دقت درباره راکتورهای هستهای که به پاکیزگی محیط زیست اسرائیل کمک خواهند کرد توضیح دادند. آنها تأکید کردند که مطمئناً امکان تولید برق و آب شیرین شده توسط نیروگاه هستهای با حفظ قوانین امنیت عمومی وجود دارد. هنگامی که بحثهای عمومی گرم شدند، پیشبینی کردم که تأسیسات آب شیرینکن هستهای میرود و از ما دور میشود. متأسفانه خیلی زود روشن شد که درست گفتم.