رزم حقوقی در تجمعات با پلاکاردنویسی
فائقه بزاز
وقتی در متن یک حادثه بزرگ قرار داریم، عظمت آن را بهدرستی درک نمیکنیم تا گستره و ابعاد واقعی آن را دریابیم. میان داغی این معرکه ایستادهایم، شورش را احساس میکنیم و به غلیان در میآییم؛ اما چون در آن غوطهوریم از ابعاد عظیمتر این حادثه غافلیم. پدیده، پدیدهای بینظیر با ابعاد گوناگون در تاریخ این کشور است که قرار است فصل جدیدی را برای مردم مبعوث باز بگشاید.
یکی از پدیدههای غالب بر تجمعات شبانه پلاکاردنویسیهای جانانه مردم است که از درک عمیق و بصیرت مردم مبعوث حکایت دارد.
رهبر شهید انقلاب، در ارتباط با راهپیماییهای بیستودوم بهمن، فرمودهاند که به همین دستنوشتههای مردم و چیزهایی که مردم در دست دارند، توجه کنید، آنها را بررسی کنید و ببینید محتوای آنها چیست.
پلاکاردهایی که گاه پرده از نیات بدخواهان این سرزمین پرده بر میدارد، گاه رسواکننده بوده و گاه سیلی محکمی بر صورت خیانتکاران و دشمنان انقلاب اسلامی ایران است.
این مضامین، متنوع و دقیق است
این پلاکاردها خودشان یک چارچوب دارند. مثلاً در شبهایی که بحث لبنان و خطر لبنان جدیتر شده است، در تجمعات میبینم که خود مردم چیزی نوشتهاند، با خط خودشان آوردهاند و براساس فهم خودشان موضع گرفتهاند.
احسان صالحی، فعال سیاسی رسانه در ارتباط با عوامل استمرار وحدت اجتماعی مردم مبعوث به جهاننیوز میگوید: «ابزارهای اصلیمان عبارت بودند از: موشک، مردم و تنگه هرمز. اینها ابزارهای ما بودند. اما چارچوبی که بر این ابزارها حاکم بود، عبارت بود از ایمان، امید و اتحاد. یعنی اگر شما ایمان مردم را نبینید و این اعتقاد قوی مردمی وجود نداشته باشد، اساساً آن بعثتی که دربارهاش صحبت میکنیم اتفاق نمیافتد. اگر مردم امید نداشتند که میتوانند بایستند و از کشورشان و از انقلابشان صیانت
کنند.»
این فعال رسانه در ارتباط با شعارهای پلاکاردی مردم مبعوث معتقد است: «نوشتهها، سؤالها، مطالبات، حرفها و نقطهنظرهایی که در تجمعات مطرح میشود، خودش یک موضوع مهم برای بررسی است. این پلاکاردها خودشان یک چارچوب دارند. مثلاً در شبهایی که بحث لبنان و خطر لبنان جدیتر شده است، من در تجمعات میبینم که خود مردم چیزی نوشتهاند، با خط خودشان آوردهاند و براساس فهم خودشان موضع گرفتهاند. این مضامین، متنوع و دقیق است. از مطالبه انتقام خون رهبر شهیدمان گرفته تا یاد بچههای میناب، همه در این پلاکاردها دیده میشود و ما نباید از کنار اینها بگذریم. مطالبه شروط رهبر انقلاب و مواردی که جزو مصوبات شورایعالی امنیت ملی بوده و همچنین لزوم شکستن چرخه مذاکره جنگ مذاکره نیز در این دستنوشتهها وجود دارد. مردم در واقع با این نوشتهها میگویند که ما پای این مطالبات ایستادهایم. مطالبه پشیمان کردن دشمن و تأکید بر اینکه چرخه مذاکره، تهدید، جنگ و آتشبس باید شکسته شود، در همین نوشتهها دیده
میشود.»
میانگین فهم مردم درباره مسائل کشور
میانگین بسیار خوبی است
دکتر صالحی در ادامه میگوید: «شاید در نگاه اول تصور شود که یک آدم عادی نشسته و اینها را نوشته است، اما وقتی عمیقتر نگاه میکنید، میبینید که ستونهای بازدارندگی کشور با همین معادلات برقرار میماند. اعتقاد من این است که میانگین فهم مردم درباره مسائل کشور، میانگین بسیار خوبی است و حتی در سطح بالایی قرار دارد. در برخی موارد، این فهم از فهم مسئولان کشور جلوتر است. این را بیتعارف عرض میکنم که در برخی موضوعات، میانگین فهم مردم از میانگین فهم مسئولان کشور بالاتر است. به طور مثال مسئولی در اداره کشور، چه در حوزه اجرایی و چه در حوزه قانونگذاری، امروز حرفی را مطرح میکند که رد همان حرف را میشد یک هفته قبل در حرفهای مردم پیدا کرد. برای نمونه، در موضوعی که اکنون در حوزه لبنان اتفاق افتاد و تهدید معتبری که ما مطرح کردیم، یعنی اینکه اگر طرف مقابل از این جلوتر بیاید، ما وارد میشویم و این مسئله برای ما غیرقابلتحمل است، شاید از دو سه هفته قبل، همین مضمون در تجمعات و در دستنوشتههای مردم دیده میشد. شاید اگر همان دو سه هفته قبل، این خط قرمز را جدیتر اعلام میکردیم، حوزه مدیریتی ما فعالتر عمل میکرد و تهدیدهای ما معتبرتر نشان داده میشد، بخشی از آنچه متأسفانه اکنون در جنوب لبنان اتفاق افتاد و برخی مناطق را از دست دادیم، رخ نمیداد.»
صالحی، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم در ارتباط با تقویت این خیزش مردمی تأکید میکند: «تقویت این جریان چند رکن دارد. یک رکن آن، همانطور که عرض کردم، این است که مسئولان کشور بتوانند از این ظرفیت استفاده کنند؛ چه در حوزه سیاسی داخلی و چه در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی. مسئولان باید در رفتوبرگشتهای دیپلماتیک خود، این ظرفیت بینظیر را به رخ طرف مقابل بکشند و نشان دهند که همین ظرفیت مردمی، انقلاب و کشور را نگه داشته است. این کنار مردم بودن، خودش یک عامل مهم در حفظ وحدت و در تقویت همبستگی اجتماعی است. باید گفتوگوی عمومی را جدی بگیریم و باید اجازه ندهیم فاصلهای میان ساختار حکمرانی و بدنه اجتماعی ایجاد شود.»
رزم پلاکاردی جریانی متفاوت میان مردم مبعوث
مارشال مکلوهان معتقد است ویژگیهای فیزیکی رسانه، بیش از محتوای آن بر مخاطب اثر میگذارد.
متن پلاکاردهای امت مبعوث نیز پیامی فراتر از زیرنویسهای سیما و تجزیهوتحلیلهای سایر رسانهها یا بیانیههای تشکلهای خاص دارد و این متفاوتبودن اصالت و اضطرار، مستقل و مردمیبودن را مخابره میکند. شعارهای مردم در میدان، نوعی زبان بدن است. شهادتی عینی که سعی میکند قدرت مطالبه و گفتمانی را به تریبون های رسمی کشور و سیاسیون مسئول برساند. خیابان میداند با پلاکارد چه بخواهد و چه بگوید تا صدایش به جریان دیپلماسی افزوده شود.
خونخواهی امام شهید امت و انتقامخواهی از قاتلان رهبر و فرزندان شهید ایران از مهمترین مواضع و مطالبات این شبهای خیابان است که مصمم و روشن روی پلاکاردها یا در غریو حنجرهها فریاد میشود. روی مقوائی که در دستان بانویی سالخورده است نوشته شده: «غم عشقت خیابان پرورم کرد».
در تابلوی دیگری اینطور آمده است: «تا قیامت هم شده در خیابان میمانیم تا رسم امامکُشی باب نشود». جلوههای ویژهای از هنر سیاسی و بصیرت مردمی بر روی پلاکارد دیگری آمده است: «هر وقت که نیاز باشد، این پلاکاردها دستمان میماند؛ ما پایکارِ این انقلاب و نظام هستیم و خائنین به این مملکت باید از این اراده بترسند.» و نوشتهاند: «ما اینجا ریشه دواندهایم»
برخی مردم هم مفسدان اقتصادی را خطاب قرار دادهاند؛ «کودتا ممنوع! با دلار یکمیلیونتومانی هم از خیابان دست نمیکشیم. اما بعد از جنگ نوبت تسویهحساب با گرانسازیهاست. این بار فرق میکند؛ چون کار دست مردم است.» دیگری نوشته: «ایرانی باغیرت، خیابان نشه خلوت»
«امر امام امت: حضور مستمر، اتحاد، زهی خیال باطل اگر کسانی فکر کنند مردم از گرانی خیابان را رها کرده و به میز مذاکره پناه میبرند، اگر مشکلات با مذاکره حل میشد، علم و فصاحت امیرالمؤمنین(ع) اجازه نمیداد ذوالفقار از نیام بیرون آید. بهای گرانی برای برانگیختهشدن ملت دادهایم، باج نمیدهیم و مطالبهگری اتحاد شکن است را حربه دشمن میدانیم، اتحاد فقط حول فرمایشات رهبری از دیگر جملههای تبیینی است که در عرصه رزم پلاکاردی مردم توجهات را به خود جلب میکند. جملات و مطالباتی که خط بطلانی بر نقشههای شوم خیانتکاران است.
کنار دستنوشتهها، همچنان در کنار پرچمهای سهرنگ ایران اسلامی، تصاویر رهبر شهید امت و دستنوشتههایی به یاد ایشان، و پرچمهای سرخ «هیهات منا الذله» بیش از همه در دست مردمان حاضر در اجتماعات شبانه خیابانی غوغا میکند.
کودکان نیز با خط و نقاشی خود پلاکاردهایی تهیه کردهاند و در آن دشمن را خوار و خفیف کردهاند. تصاویر و شعارهایی که اگرچه کودکان است؛ اما ابهت دشمن را فرومیریزند.
کارزار طومارنویسی و هزاران امضا
طومارها و کارزارها نیز از پدیدههای دیگر این تجمعات هستند. مطالباتی که با امضاهای حداکثری دشمن را نشانه میروند و توسط حقوقدانان بینالمللی پیگیری میشوند.
در متن یکی از این کارزارها آمده: «آمریکا در ۱۷ تیر ۱۴۰۵، مجوز فروش نفت ایران را یکجانبه لغو کرد و به تمام معاملات نفتی ایران تنها ۱۰ روز مهلت داد. این اقدام، نقضِ صریحِ بند ۱۰ تفاهمنامه اسلامآباد است که کمتر از یک ماه پیش با میانجیگری پاکستان امضا شده بود.
ما امضاکنندگان اعلام میداریم، شهادت مظلومانه رهبر شهیدمان را محکوم کرده و آمریکا و اسرائیل را عاملان آن میدانیم. لغو مجوز فروش نفت، نقض آشکار عهد و رسوایی اخلاقی آمریکاست. انتقام خون امام، فقط قصاص نیست؛ پاسخ قاطع به هر پیمانشکنی دشمن، خود انتقامی تمدنی است. از دولت میخواهیم پاسخی قاطع و هوشمندانه به این بدعهدی بدهد. از کشورهای مستقل جهان میخواهیم در برابر یکجانبهگرایی آمریکا بایستند . تحریمها و بدعهدیها، ملت ایران را به زانو درنمیآورد.
درخواستهای ما: پیگیری حقوقی در محاکم بینالمللی، فعالسازی اقتصاد مقاومتی و دورزدن تحریمها، بازنگری راهبردی در سیاست خارجی، انعکاس گسترده بدعهدی آمریکا در رسانههای جهان و امضای این کارزار توسط همه ایرانیان است.»
کارزارهایی که میتواند با مطالبات حقوقی در عرصه بینالمللی تأثیرگذار باشد.
از دیگر نشانهها، اجرای مسیر پرتاب و اصابت موشک با حرکات دست است که جمعیت حاضر در تجمعات، با همخوانی نماهنگ «بزن که خوب میزنی» آن را به نمایش میگذارند و از نیروهای نظامی میخواهند کار را یکسره کنند. چرا که تساوی برای این مردم مقاوم و پرشور بیمعنی است و مردم مبعوث بهخوبی میدانند اگر در نبردی به واسطه مذاکرات کشدار و خستهکننده تساوی حاکم باشد جنگ تا سالیان سال ادامه پیدا خواهد کرد.
برای همین این شعار معمولاً در تجمعات تکرار میشود که: «سید مجید نقطهزن، دیمونا رو باز بزن»
دستنوشتهها، زبان خلاقانه برای روایت جنگ
اینها تنها چند نمونه از زبان خلاقانهای است که این روزها در تجمعات مردمی به چشم میخورد.
جنس این نمادها هرچه باشد؛ از پلاکاردهایی دستنویس با شعارهایی کنایهدار تا رفتارهای عادی و روزمره که در عرصه جنگ و حضور در تجمعات معناهای جدید پیدا کردهاند، همگی حکایت از این واقعیات دارد: مقاومت، اقتدار و تسلیمناپذیری ایرانیان، باور عمومی به توانمندی نیروهای مسلح ایران. این روزها و شبها ملت ایران با کلام خود، جنگ را روایت میکنند تا این روایتها در تاریخ سرزمینمان و برای هوشیاری نسلهای آینده ثبت شود؛ چراکه دشمنان همواره برای به چنگ آوردن ایران، دسیسهها خواهند چید و سالهاست که اعتراف کردهاند اگر ایران را در اختیار داشته باشند، انگار که همه دنیا را به چنگ آوردهاند؛ اما مردم مبعوث نشان دادند که زهی خیال باطل.
به لطف رزم پلاکاردها مطالبات مردم مبعوث جزئی اصلی از محاسبات شده است و تاریخ ایران بعدتر در اینباره سخنها خواهد گفت. درباره تحولی آرمانی به تولدی جدید در دنیا.