چه زمانی جنگ به پایان میرسد؟(یادداشت روز)
2 می 2025 (12 اردیبهشت 2025) «رابرت آرمسترانگ» مقالهای در نشریه «فایننشال تایمز» نوشت که بسیار مورد توجه قرار گرفت. آرمسترانگ با رفتارشناسی ترامپ و سیاستهایش او را به «جوجهای که همیشه در لحظه آخر به علت ترس، از تصمیمهایش جا میزند» تشبیه کرد و عبارت
TACO (Trump Always Chicken Out) را که مخففی از همین توصیف بود، برای اولین بار در ادبیات سیاسی آمریکا وارد کرد.
آرمسترانگ که آن زمان اثر سیاستهای تعرفهای ترامپ بر بازارهای مالی آمریکا را تحلیل میکرد؛ نوشت: «بازارها متوجه شدهاند دولت آمریکا تحمل زیادی در برابر فشار بازار و اقتصاد ندارد و وقتی تعرفهها باعث درد شوند، به سرعت عقبنشینی خواهد کرد. این همان نظریه تاکو(TACO) است: ترامپ همیشه جا میزند.»
او به اعمال تعرفههای دولت ترامپ بر سایر کشورها در 2 آوریل 2025 اشاره میکرد که پس از مشخص شدن نتیجه آن بر بازار مالی آمریکا و ریزش ارزش سهام؛ ترامپ در چند نوبت اجرای تعرفهها را به تعویق انداخت و دست آخر نیز دادگاه تجارت بینالمللی آمریکا این سیاست را غیرقانونی و فراتر از اختیارات ترامپ اعلام کرد.
همین سرنخ باعث شد تا کارشناسان و رسانههای دیگر به تحلیل رفتار ترامپ و سیاستهای آمریکا بر این مبنا بپردازند. نشریه ویک(Week) نمونهای از این رفتار ترامپ را در سیاست سختگیرانه ضدمهاجرتی او ردیابی کرد. جایی که ترامپ از اخراج مهاجران و برخورد شدید با آنها سخن گفته بود اما پس از مشخص شدن نتیجه این سیاست و تأثیرش بر ایالتهایی که پایگاه رأی او به حساب میآمدند؛ با یک عقبنشینی آشکار در صفحه شخصیاش نوشت: «کشاورزان و افراد بااستعداد ما در صنعت هتلداری و تفریحی گفتهاند سیاست بسیار تهاجمی ما در مورد مهاجرت، کارگران بسیار خوب و باسابقه را از آنها میگیرد و جایگزینی این مشاغل تقریباً غیرممکن است.» و در ادامه وعده داد «تغییراتی در راه است.»
ماجرای عقبنشینی ترامپ از تصمیماتش آنقدر فراگیر شد که در بازار مالی آمریکا بر اساس آن سیگنال خرید و فروش سهام ارائه میکردند. وقتی 28 می 2025 (7 خرداد 1404) خبرنگاری در کاخ سفید از او پرسید که نظرش درباره اینکه در والاستریت او را به دلیل عقبنشینی از تصمیماتش اصطلاحا «جوجه [ترسو]» صدا میزنند؛ چیست؟ ترامپ نتوانست ناراحتیاش را پنهان کند و پاسخ داد: «اوه، این خوب نیست -من از موضع خود عقبنشینی میکنم؟!- هرگز آنچه را که گفتی نگو. این یک سؤال زننده است.»
اما «ترامپ همیشه جا میزند» این را به دفعات میتوان طی جنگ اخیر با ایران دید. 2 فرودین 1405 (22 مارس 2026) ترامپ، ایران را تهدید کرد که اگر ظرف 48 ساعت تنگه هرمز را باز نکند به نیروگاههای برق کشور حمله کرده و آنها را از بین خواهد برد. 48 ساعت بعد، او پیام دیگری منتشر کرد و تصمیمش برای حمله را 5 روز به تعویق انداخت. هنوز این پنج روز به اتمام نرسیده بود که ترامپ بار دیگر با انتشار پیامی در 6 فروردین 1405 (26 مارس 2026) مهلت خود را 10 روز دیگر به تعویق انداخت. نیروهای مسلح ایران هشدار دادند در پاسخ به چنین حملهای زیرساختهای انرژی منطقه را هدف قرار خواهند داد و ترامپ باز هم قبل از پایان مهلت اعلام شدهاش دوباره جا زد و تصمیمش را برای چندمین بار به تعویق انداخت. نیازی به گفتن ندارد که تنگه هرمز کماکان بسته است و رئیسجمهور آمریکا نیز جرأت حمله به زیرساختهای انرژی ایران را نداشته است.
10 فروردین 1405 (30 مارس 2026) ترامپ دوباره زبان به تهدید گشود و گفت اگر تنگه هرمز فورا باز نشود آمریکا تمام نیروگاههای برق، چاههای نفت و آبشیرینکنها و همچنین جزیره خارک را نابود خواهد کرد؛ او حتی از برگرداندن ایران به عصر حجر با بمباران زیرساختها گفت. اما رئیسجمهور آمریکا باز هم جا زد و حمله مورد ادعایش را به تعویق انداخت. تنگه هرمز همچنان بسته ماند و ترامپ آنقدر عصبانی و مستأصل بود که در واکنش به این اتفاق نوشت: «آن تنگه لعنتی را باز کنید دیوانههای عوضی، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد.»
18 فروردین 1405 (7 آوریل 2026) ترامپ ایران را تهدید به نابودی کرد و نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مُرد، و دیگر هرگز احیا نخواهد شد.» پیامی که در رسانههای جهان بحثبرانگیز شد و آن را نوعی تهدید به «نسلکشی» قلمداد کردند. یک روز بعد اما ترامپ باز هم جا زد و نوشت به شرط بازگشایی تنگه هرمز بمباران ایران را دو هفته به تعویق میاندازد. دو هفته بعد او باز هم تصمیمش را به تعویق انداخت و این در حالی است که تنگه هرمز کماکان بسته است.
14 اردیبهشت 1405 (4 می2026) ترامپ از طرح خود به منظور اسکورت کشتیها برای عبور از تنگه هرمز خبر داد و آن را «پروژه آزادی» نام گذاشت. اما حدود 50 ساعت بعد با اولین شلیک هشدار نیروهای مسلح ایران به کشتیهای در حال عبور؛ ترامپ باز هم جا زد و 16 اردیبهشت 1405 (6 می2026) از توقف «پروژه آزادی» خبر داد.
21 خرداد 1405 (11 ژوئن 2026) ترامپ بار دیگر جا زد. این بار پس از آنکه یک بالگرد آپاچی ارتش تروریستی آمریکا توسط ایران بر فراز تنگه هرمز سرنگون شد؛ ترامپ وعده حمله «بسیار سخت» به ایران و حتی اشغال جزیره خارک را داد اما ساعاتی بعد از این وعده عقب نشست و گفت: «حملات و بمبارانهای برنامهریزی شده علیه ایران را امشب لغو کردم.»
از این «جا زدنها» در عملکرد ترامپ طی جنگ اخیر باز هم میتوان پیدا کرد. آخرین نمونهاش 11 مرداد 1405 (2 آگوست 2026) است. وقتی رئیسجمهور آمریکا پس از چندین روز تهدید و وعده حمله سخت و گسترده به ایران؛ باز هم جا زد و از لغو تصمیمش خبر داد.
در روزهای اولیه جنگ که موجودی انبار مهمات آمریکا مناسب و فشار سیاسی و اقتصادی داخلی بر کاخ سفید به مراتب کمتر بود؛ ترامپ جرأت حمله گسترده نداشت و هر بار به بهانهای از تصمیم خود عقب مینشست و جا میزد. حالا وضعیت واشنگتن به مراتب بدتر است. به گفته رسانههای آمریکایی وضعیت موجودی مهمات در ارتش آمریکا به سطح هشدار خطرناک رسیده و همین باعث مشاجره رئیسجمهور آمریکا و وزیر جنگش در نشست کمپ دیوید شده است. از طرف دیگر با نزدیک شدن به انتخابات کنگره و بالا ماندن قیمت بنزین در آمریکا فشار بر ساکنان کاخ سفید بیشتر شده است. به گزارش نشریه آمریکایی آتلانتیک: «افزایش قیمت سوخت اکنون به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی آمریکا تبدیل شده است؛ بهطوری که یک نظرسنجی جدید نشان میدهد حدود ۷۵ درصد آمریکاییها ترامپ را مسئول افزایش قیمت بنزین میدانند... حتی اگر جنگ فوراً پایان یابد و تنگه هرمز نیز دوباره بهطور کامل بازگشایی شود، احتمالاً آمریکاییها تا زمان برگزاری انتخابات ماه نوامبر همچنان با قیمتهای بالای بنزین روبهرو خواهند بود.»
با این حساب باید به رئیسجمهور آمریکا حق داد که خیلی سریعتر از قبل جا بزند و از تصمیماتش عقبنشینی کند. اگرچه که نشنال اینترست میگوید از همان ابتدا به دلیل ترس از پاسخ ایران، ترامپ علیرغم تهدیداتش قصدی برای حمله به زیرساختهای ایران نداشت: «ایران نشان داده در صورت هرگونه هدف قرار دادن زیرساختهای انرژیاش، قادر است در مقیاسی جهانی دست به اقدام تلافیجویانه بزند... ترامپ، با وجود تمام لفاظیهایش، در عمل قصد حمله به زیرساختهای انرژی ایران ندارد.»
واقعیتی که از میان همه این رویدادها خودنمایی میکند این است که جمهوری اسلامی ایران نشان داد میتواند یکی از حیاتیترین آبراهههای جهان یعنی تنگه هرمز را مسدود کند، طوری که قویترین ارتش جهان با تمام امکانات و متحدانش علیرغم گذشت بیش از 160 روز همچنان نتوانسته این آبراهه حیاتی را برای کشتیها بازگشایی کند. اما این پایان کار نیست و نمیتواند باشد چون حاکمیت ایران بر تنگه هرمز فقط با مسدودسازی آن به دست نمیآید.
حالا وقت آن است که نشان دهیم میتوانیم تنگه هرمز را فقط برای شناورهایی که با آمریکا و اسرائیل همکاری نداشتهاند و به نظم مد نظر ایران تمکین میکنند، باز کرده و عبور امن آنها تا خروج از منطقه درگیری را تضمین کنیم. تکمیل حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پایه نظم جدید منطقه غرب آسیاست. تا زمانی که این نظم در منطقه غرب آسیا تثبیت نشده؛ جنگ به پایان نرسیده است. کاملا روشن است که آمریکا با مذاکره و تفاهم و امضای چند تکه کاغذ به این نظم تن نخواهد داد و البته ایران نیز برای اعمال حاکمیت خود بر تنگه هرمز و اجرای نظم جدید منطقه، نیازی به مذاکره و توافق ندارد.
اکنون که ماشین جنگی آمریکا با اختلال مواجه شده و ملاحظات سیاسی داخلی در واشنگتن بیش از پیش افزایش یافته؛ جمهوری اسلامی ایران در فرصت مناسب و البته محدودی برای اعمال قدرت خود قرار دارد. برای این منظور لازم است بدون ارجاع به سوءتفاهمنامهای که در اسلامآباد شکل گرفت و از همان روز اول توسط آمریکا نقض شد و سپس رئیسجمهور آمریکا پایان آن را اعلام کرد؛ اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از همین حالا آغاز شود و کشتیهای خاطی را در میدان جنگ تنبیه کرد. در مقابل محاصره دریایی ارتش تروریستی آمریکا باید برای تأمین امنیت کشتیهایی که از نظم جدید منطقه پیروی میکنند معادلهای بازدارنده تعریف کرد. میتوان با اعلام و هشدار قبلی، در ازای توقف هر کشتی تجاری یکی از مراکز تجاری کشورهای میزبان ارتش تروریستی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد و در ازای توقف هر نفتکش به سراغ ضربه زدن به یکی از تأسیسات نفتی کشورهای میزبان ارتش تروریستی آمریکا رفت.
مسئولان و دستاندرکاران جمهوری اسلامی ایران باید از عمق جان بپذیرند که برای ایجاد نظم جدید غرب آسیا راهی جز اعمال قدرت نیست و همچنین با تمام وجود به توانایی ایران برای اعمال این قدرت ایمان داشته باشند. نباید با نیرنگِ مذاکره و توافق خام شد و برای دشمن فضای تنفس ایجاد کرد. از آن بدتر نباید دلخوش به تفاهمنامه منقضیشده و پر از رخنهای ماند که با سیاست اصولی رهبر انقلاب فاصله داشت و سرعتگیری در مسیر پیشروی ایران بود.
سید محمدعماد اعرابی