ناوهای آمریکا از نزدیکشدن میترسند ایران میتواند آنها را منهدم کند
جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی امروز وارد هفته بیست و چهارم شد. دیروز در روز صد و شصت و یکم جنگ تمام همّ و غمّ مقامات آمریکایی به جای تکرار ادعای پیروزی در جنگ این بود که تحت فشار خبرنگاران رسانهها توضیح دهند تنگه هرمز چگونه بازگشایی میشود؟ اما چنان که تحلیلگران بسیاری گفتهاند وضعیت تنگه هرمز به ابزار نمایش اقتدار ایران و تحقیر نظامی- سیاسی آمریکا تبدیل شده است.
اعتراف به قدرت بلامنازع ایران در تنگه هرمز
خبرنگاری از ترامپ پرسید: «آیا برای بازگشایی تنگه هرمز به توافقی رسیدهاید؟» او در پاسخ گفت: نمیخواهم بگویم که به توافق رسیدهایم، اما تنگه الان تا حدی باز است. ما تنگه را کنترل میکنیم. فکر میکنم جنگ بهزودی پایان خواهد یافت. من شخصاً در مذاکرات با ایران درگیر هستم. بهخوبی پیش میرود و ممکن است بهزودی توافقی حاصل شود. ایران همیشه قادر است در تنگه هرمز شلیک کند یا یک مین کار بگذارد. هیچکس نمیخواهد، هیچکس نمیخواهد کشتی چند میلیارد دلاریاش را به خطر بیندازد و در تنگه هرمز به مین برخورد کند.
فشار قیمتها به وزیر خزانهداری و جمهوریخواهان
همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا گفت: «به زودی از این وضعیت عبور میکنیم. امیدوارم در چند روز آینده با ایران به توافق برسیم و پیشرفت کنیم. قیمتها دوباره به تدریج کاهش خواهند یافت».
مایک جانسون رئیس جمهوریخواه مجلس نمایندگان هم میگوید: دونالد ترامپ، پیامدهای اقتصادی جنگ برای شهروندان آمریکایی و تأثیر آن بر انتخابات کنگره را درک میکند و تمام وقت در تلاش برای حل این وضعیت است».
بر اساس نتایج نظرسنجی رویترز/ایپسوس: «۵۰ درصد آمریکاییها معتقدند حملات جدید، باعث بیثباتی خاورمیانه خواهد شد و فقط ۱۷درصد گفتهاند موجب ثبات بیشتر میشود. فقط ۳۵ درصد موافق جنگ هستند. ۵۸ درصد انتظار دارند قیمت بنزین بیشتر شود و تنها ۱۵ درصد انتظار بهبود اوضاع را دارند.
کاهش تردد کشتیها از ۱۴۰ به ۱۲ فروند
براساس دادههای شرکت تحلیل دریایی کپلر، تردد کشتیها در تنگه هرمز همچنان بهشدت محدود است و در هفتۀ جاری تنها ۶ فروند نفتکش از این آبراه استراتژیک عبور کردهاند. میانگین تردد روزانه کشتیها از تنگه هرمز در دوران پیش از جنگ حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ فروند بوده و این رقم در دوران اوج درگیری به میانگین روزانه به حدود ۱۰ تا ۱۳ فروند رسیده بود.
شرکت اطلاعات دریایی ویندوارد هم اعلام کرد: در ۲۴ ساعت گذشته، تنها ۱۲ شناور از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که پیش از اختلال در کشتیرانی، روزانه حدود ۱۴۰ شناور از این مسیر عبور میکردند. دادههای ردیابی شناورها و تصاویر دریایی نشان میدهد تردد کشتیها در تنگه هرمز همچنان تحت تاثیر جنگ قرار دارد.
همچنین رویترز میگوید: در فاصله دوشنبه تا پنجشنبه تنها ۳۳ شناور از این آبراه عبور کردند، در حالی که هفته گذشته این رقم ۵۰ فروند بود. تنها ۶ نفتکش این هفته از تنگه خارج شدهاند و با وجود تخفیف ۳۰ دلاری عراق برای هر بشکه، مالکان کشتیها همچنان از ورود به منطقه خودداری میکنند. این کاهش همزمان با مذاکرات ایران و عمان برای بازگشایی این آبراه استراتژیک که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد، رخ داده است.
اویل پرایس هم گزارش داده است: شرکتهای بزرگ نفتی هشدار میدهند که ذخایر جهانی سوخت به طرز خطرناکی در حال کاهش است.
جهش موشکی قیمت بنزین
و مقاومت در برابر کاهش
در وضعیت بحران اقتصادی ناشی از انسداد تنگه هرمز، نشریه آمریکایی آتلانتیک میگوید: قیمت بنزین مانند موشک بالا میرود اما مثل پر پایین میآید. جنگ با ایران همچنان قیمت بنزین را در سراسر آمریکا در سطح بالایی نگه داشته و اقتصاددانان هشدار میدهند که حتی اگر بهزودی آتشبس برقرار شود، رانندگان نباید انتظار کاهش سریع قیمتها را داشته باشند. از زمان آغاز جنگ میانگین قیمت بنزین در آمریکا همواره بالاتر از ۳.۵ دلار بوده و پس از شروع مجدد درگیریها، بار دیگر از ۴ دلار فراتر رفته است. افزایش قیمت سوخت به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی تبدیل شده؛ بهطوری که نظرسنجیها نشان میدهد
۷۵ درصد آمریکاییها ترامپ را مسئول افزایش قیمت بنزین میدانند. جمهوریخواهان کمتر از ۱۰۰ روز تا انتخابات میاندورهای کنگره فرصت دارند.
با وجود اینکه پس از امضای تفاهمنامه میان آمریکا و ایران، قیمت نفت خام نسبت به اوج خود در ماه مه بیش از ۴۰ درصد کاهش یافت، قیمت بنزین تنها حدود ۱۴ درصد افت کرد. اقتصاددانان این پدیده را با این عبارت توصیف میکنند که «قیمت بنزین مانند موشک بالا میرود، اما مانند پر پایین میآید.» حتی اگر جنگ فوراً پایان یابد و تنگه هرمز نیز دوباره بهطور کامل بازگشایی شود، احتمالاً آمریکاییها تا زمان برگزاری انتخابات ماه نوامبر همچنان با قیمتهای بالای بنزین روبهرو خواهند بود.
تنگه هرمز؛ نماد ماندگار تحقیر آمریکا
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس تأکید کرد: دونالد ترامپ بین پذیرش سازش با ایران و خطر بروز تصویر «بازنده» در آستانه انتخابات، و تداوم بحرانی که منابع نظامی و اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار داده، گرفتار شده است.
همزمان، نشریه اکونومیست نوشت: پس از گذشت بیش از پنج ماه جنگ، کشورهای عربی حوزه خلیجفارس به این جمعبندی رسیدهاند که راهحل نظامی آمریکا نتوانسته امنیت تنگه هرمز را تأمین کند و تنها گزینه واقعبینانه، دستیابی به توافقی با ایران است؛ توافقی که هرچند مطلوب آنها نیست، اما از ادامه بحران کمهزینهتر خواهد بود.
جاش گلنسی، روزنامهنگار و نویسنده انگلیسی در همین زمینه گفت: تنگه هرمز به نماد یک تحقیر تاریخی برای آمریکا تبدیل شد. تحقیرى که ممکن است برای یک نسل در حافظهها بماند. اگر نتیجه بهکارگیری تمام توان زرادخانه و قدرت هوائی آمریکا علیه ایران این باشد که اکنون جهان برای عبور از تنگه هرمز مجبور به پرداخت عوارض شود.
تابآوری موفقیتآمیز ایران
با سلاح راهبردی هرمز
نشریه نیوزویک در گزارشی اذعان کرد تجارت جهانی در هرمز دچار خفگی شده و اهرم مرگبار تهران حتی بمب اتم را بیاعتبار کرده است؛ تابآوری موفقیتآمیز ایران در برابر جنگ ششماهه ایالات متحده و اسرائیل به روشنی اثبات کرد که کارآمدترین و برندهترین سلاح در زرادخانه استراتژیک جمهوری اسلامی، برخلاف ارزیابیهای پیشین، بمب هستهای نیست. در حالی که دولت ترامپ تمام تمرکز خود را بر مهار برنامه اتمی معطوف کرده بود، ایران با اعمال یک اهرم فشار بیبدیل بر تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را به ورطه بحران کشاند. تبعات ویرانگر این استراتژی تا قلب ایالات متحده نفوذ کرده و مصرفکنندگان آمریکایی را از این مداخله نظامیِ نامحبوب، مستأصل و خشمگین ساخته است. با لغو عملیات نظامی عظیمی که ترامپ آن را بزرگترین حمله پس از جنگ جهانی دوم میخواند، این واقعیت تلخ برای واشنگتن عیان شد که تسلط مطلق تهران بر یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، سلاحی به مراتب مرگبارتر و کارآمدتر از جنگافزارهای هستهای است؛ سلاحی که اقتصاد جهانی را با فلجی مهلک مواجه میسازد.
انسداد شریانهای تجارت جهانی از طریق این شاهراه آبی، به یک کمپین جنگی مقرونبهصرفه اما ویرانگر برای تهران تبدیل شده است؛ کارزاری فرسایشی که در حال تخلیه انبارهای مهمات گرانقیمت و پیشرفته واشنگتن است، در حالی که ایران با سرعتی فراتر از پیشبینیها، توانمندیهای تسلیحاتی ارزانقیمت خود را بازتولید میکند. با استفاده از جنگافزارهای کمهزینه، حملات مستمر ایران به کشتیرانی تجاری اثری دومینووار بر سیستم تجارت جهانی گذاشته و شرکتهای بیمه و خطوط کشتیرانی را وادار به بازنگری بنیادین در خطرات ترانزیت کرده است. این رویکرد نامتقارن، مقابله متناسب نظامی را برای ایالات متحده به شدت دشوار ساخته است.
تابآوری کاخ سفید در آستانه در هم شکستن است
نیوزویک افزود: موفقیت استراتژی دریایی تهران، معادلات دیپلماتیک واشنگتن را به شدت پیچیده کرده است؛ به طوری که پس از فروپاشی تفاهمنامه ژوئن، ایران هرگونه مذاکره مستقیم را رد کرده و صرفاً از طریق میانجیگری عمان به دنبال بازتعریف معماری امنیتی هرمز است. این چالش هژمونیک با اقدامات همپیمانان انصارالله یمن در فلج کردن کشتیرانی دریای سرخ و بیاثر ساختن کارزارهای نظامی آمریکا، ابعادی مضاعف یافته است. در نتیجه، سایه رعبآور تهدیدات نظامی ایالات متحده کارکرد بازدارنده خود را در نگاه بازیگران منطقهای از دست داده است.
در صورت تبدیل این بحران به یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت، زمان هرگز به نفع واشنگتن نخواهد بود. فشارهای فزاینده سیاسی و اقتصادی در داخل آمریکا، چالشهای لجستیکی و فرسایش شدید عملیاتی، توان تابآوری کاخ سفید را در هم خواهد شکست. دکترین بنیادین تهران اکنون بر بهرهبرداری هوشمندانه از همین آسیبپذیریها متمرکز است تا با افزایش مستمر هزینههای حضور نظامی آمریکا، زمینه را برای خروج تدریجی و نهائی واشنگتن از خاورمیانه فراهم سازد.
گزارش تکاندهنده رسانهها ترامپ را دیوانه کرد
غیر از فشار اقتصادی کمرشکن جنگ بر آمریکا، بحران کمبود ذخائر نظامی نیز عرصه را بر دولت ترامپ تنگ کرده است. مقامهای ارشد دولت ترامپ به وال استریت ژورنال گفتند گزارشهای رسانهای هفتههای اخیر، ترامپ را بهشدت آشفته کرد. یکی از مقامات گفت تیترهای رسانهها او را «دیوانه کرده بود». ترامپ میگوید گزارشها درباره میزان ذخایر مهمات، به ایران جسارت بیشتری خواهد داد و تلاش برای مهار برنامه هستهای را تضعیف میکند.
افزایش قدرت تهاجمی ایران
به موازات درماندگی پنتاگون
در همین زمینه، نشریه آتلانتیک گزارش داد: پنج ماه جنگ با ایران، ایالات متحده را با کمبود جدی موشک روبهرو کرده تا جایی که دیگر توان کافی برای مدیریت همزمان یک بحران در آسیا را ندارد. نیروهای آمریکا در برابر موشکهای ایرانی تنها چند ثانیه فرصت دارند تا تصمیم بگیرند؛ رهگیرهای محدود خود را شلیک کنند یا خطر اصابت را بپذیرند. در همین حال، ایران تولید موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی را افزایش داده و توان عملیاتی آنها را نیز ارتقا یافته است. در نتیجه، ادامه جنگ دیگر فقط به تصمیمات سیاسی و از جمله انتخابات کنگره وابسته نیست؛ بلکه از وضعیت تولید صنعتی و زنجیره تأمین و تدارکات نظامی نیز تأثیر میپذیرد... قیمت بنزین مانند موشک بالا میرود اما مانند پر پایین میآید.
تفنگداران ناو لینکلن در آستانه فروپاشی روانی
دیروز ویلکرسون، افسر بازنشسته ارتش آمریکا فاش کرد: «ناوهای آمریکا از نزدیک شدن به ایران و عبور از خط قرمز آن میترسند؛ ایران میتواند ناو هواپیمابر آمریکایی را منهدم کند و عبور از خط قرمز ایران یعنی مرگ!»
اما از این اظهارات قابل تأملتر، گزارش شبکه
MS NOW درباره به ستوه آمدگی تفنگداران و ملوانان ناو لینکلن به نقل از خانوادههای آنان است:
«خانواده تفنگداران حاضر در ناو هواپیمابر، همزمان با ورود به نهمین ماه حضور در دریا و پنجمین ماه عملیات علیه ایران، هشدار میدهند که عزیزانشان دچار خستگی مفرط شدهاند و ممکن است این وضعیت به اشتباهات مرگبار منجر شود. تفنگداران و ملوانان از افسردگی و افت شدید روحیه رنج میبرند. آنها میگویند «خسته شدهایم، مواد غذایی کم و جیرهبندی شده است، لباسشوییها خراب شده، صابون و آب گرم نداریم، دوشها کپک زدهاند. در صورت این وضعیت، دیوانه میشویم». خانوادهها میگویند: روحیه در ناو لینکلن اصلاً خوب نیست. تفنگداران گفتهاند «برای یک وعده غذایی تنها نصف فنجان برنج و دو عدد تورتیلا دریافت میکنیم. اگر کشتی بهزودی وارد بندر نشود، افراد از نظر روانی از هم میپاشند».
اگر به زودی برنگردند دیوانه میشوند
شبکه MS NOW میافزاید: ۱۲ نفر از اعضای خانوادههای آنان در گفتوگو با ما میگویند که شدیداً نگران روحیه، ایمنی و شرایط موجود در این ناو هستند؛ زیرا خدمه به خاطر استقرار طولانیمدت و غیرمتظره ناو تحت فشار قرار دارند. اعضای خانوادهها گفتند که اکثر ملوانان مشغول شیفتهای بسیار طولانی و طاقتفرسا هستند. پدری که خود از بازنشستگان نیروی دریایی است، میگوید پسرش ایجاد سوراخهایی را توصیف کرده که بر اثر فرسایش در عرشه پرواز ناو لینکلن به وجود آمدهاند. عرشه پرواز یک ناو هواپیمابر در حال حاضر یکی از خطرناکترین نقاط در ارتش به شمار میرود. بانی یورک که ناپدریاش در لینکلن خدمت میکند، گفت: «روحیهها اصلاً خوب نیست. ظاهراً پزشک یا روانشناس ناو گفته است که آنها باید به زودی به بندر بروند وگرنه ديگر دیوانه میشوند.»
بسیاری توصیف کردند که فرزندان یا همسرانشان در گفتوگو با آنها از دستشوییهای غیرقابل استفاده، دوشهای کپکزده، لباسشوییهای خراب و دورههای طولانی عدم دسترسی به آب گرم برای استحمام گفتهاند.
پسر نیکول کنراد در ناو لینکلن خدمت میکند و مادرش هفت ماه است که نتوانسته او را ببیند. او در پیامهایی که از ناو فرستاده، از روزهایی گفته است که دوشها قفل بوده و لباسشویی تعطیل شده بود، و همچنین از کمبود مواد غذایی در ناو که باعث شده بود وعده غذایی او نصف لیوان برنج و دو تکه نان باشد. کنراد به ترامپ رأی داده، اما از تصمیم او برای ورود به جنگ با ایران ناامید شده است. او میگوید: «ترامپ ما را وارد جنگی کرد که نباید در آن حضور میداشتیم.» بسیاری از اعضای خانوادهها نیز اصل هدف جنگ و ضرورت آن را زیر سؤال بردند.
توهم شکستناپذیری آمریکا با این جنگ نابود شد
نیل الیور، مورخ اسکاتلندی و مجری تلویزیونهای انگلیس در گفتوگو با ماریو نوفل تحلیلگر آمریکایی گفت: ایران فقط از این جنگ جان سالم به در نبرد، بلکه در آن پیروز شد و توهم شکستناپذیری نظامی آمریکا همراه با جنگ، مُرد.
ایران جنگی را که نمیخواست و درخواستش نکرده بود، برد. هرچه از این پس پیش بیاید، خود را در دنیایی متفاوت میبینیم. این ایده که آمریکا میتواند هرجا که بخواهد و به هر دلیلی نیروی خود را به کار گیرد، برملا شده و این توهم ممکن است برای همیشه دفن شده باشد. مردم دیگر منتظر فروپاشی روایت رسمی نیستند؛ عملیاتهای روانی را همان لحظه که اتفاق میافتند تشخیص میدهند، فوری افشا میکنند و این چیزی است که بازگرداندنش به بطری بسیار
دشوار است.
اخراج دو مقام ارشد پس از اخراج رئیس موساد
یکی از پس لرزههای جنگ اخیر، زلزله در سرویس جاسوسی موساد است. پس از برکناری رئیس موساد، دیروز کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داد که رئیس جدید موساد، دو مقام ارشد مرتبط با طرح ناکام تغییر حکومت ایران را برکنار کرده است. رومن گوفمن، رئیس تازهمنصوبشده موساد، دو تن از ارشدترین مقامهای این سازمان اطلاعاتی را که در تدوین طرحی ناکام برای سرنگونی جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشتند، از سمتهای خود برکنار کرده است. یکی از این افراد از ماه دسامبر ریاست اداره اطلاعات موساد را برعهده داشت و دیگری مسئول بخش ایران این سازمان بوده است.، این دو مقام از طراحان اصلی یک برنامه عملیاتی مکتوب بودند که هدف آن سرنگونی جمهوری اسلامی با اتکا به گروههای اقلیت قومیتگرا در ایران و تشویق به ازسرگیری اعتراضات گسترده مردمی برای براندازی
حکومت بود.