عیب اصلی ورزش ما در کجاست؟(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
با نگاهی به لیست مربیانی که قرار است امسال تیمهای فوتبال را در «لیگ برتر» رهبری فنی کنند، این نکته جالب و قابل توجه به دست میآید که یک فهرست کاملا ایرانی عهدهدار این کار است و از مربیان خارجی خبری نیست. بدون شک و بیتعارف، یکی از اصلیترین دلایل این اتفاق شرایط خاص جنگی است که بر کشورمان حاکم است و همین امر موجب شده که علیرغم تلاشهای دلالان و منفعتجویان، مربیان خارجی انگیزهای برای حضور بر روی نیمکت تیمهای ایرانی نداشته باشند و مدیران باشگاههای ما- خاصه کسانی که کاملا مطیع و گوش به فرمان باندهای باجگیر دلالی هستند و به اصطلاح در مشت آنها قرار دارند- به اجبار! رویکرد مثبتی برای بهکارگیری مربیان وطنی نشان دهند.
البته هزینههای بالای تیمداری و... میتواند از دلایل رویکرد اشاره شده باشد اما تاکید میکنیم که علت اصلی، «شرایط خاصی» است که بر ایران- و حتی منطقه- سایه گسترده، وگرنه مدیریت حاکم بر فوتبال ما اغلب- و البته با القائات نادرست برخی از رسانهها و تحمیلهای جریانات دلالی- نشان داده که میل و گرایش عجیبی به «خارجی»ها، بدون در نظر گرفتن توانایی و کیفیت فنی آنها دارد و این واقعیت چنان ملموس است که از رهگذر آن، رفتارهای غلطی با فوتبال ما و کممحلیهای بسیار اهانتآمیزی نسبت به سرمایههای«وطنی» صورت گرفته و در این باره مثالهای غیر قابل انکار بسیاری وجود دارد که ذکر آنها از حوصله این مقال خارج است. فقط کافی است در نظر بگیریم که در یکی دوفصل اخیر چه اهانتها و سرمایهسوزیهایی در دو تیم پرطرفدار پایتخت وجود داشته و چگونه مربیان جوان و قابلی مثل جباری و هاشمیان و... قربانی «خارجیپسندی» مدیران این دو باشگاه شدهاند. البته باز تاکید میکنیم که علتالعلل اتخاذ این روش و رفتار، جریان دلالی افسارگسیختهای است که برای کسب منفعت بیشتر، دست به هر کاری میزند. خوب است مدیران یکی از این دو تیم که حاتم طاییوار از کیسه بیتالمال خرج دلالها و خارجیها میکنند، توضیح دهند که استخدام «مدیر فنی پروازی» (کلارنس سیدورف هلندی) چه بازدهی مثبت و آوردهای برای آن تیم باشگاهی و فوتبال ایران داشته است. این اقدام آیا جز اهانت به سرمایههای انسانی فوتبال ایران و هدر دادن پول مردم معنای دیگری دارد؟
متاسفانه این حضرات و امثال آنها بابت این سوء مدیریتها و اسرافهای غیرمعقول هرگز پاسخگو نبوده و نیستند، چون اصل «نظارت» - که بارها درباره آن نوشتهایم- در مدیریت کلان ورزش ما جایی ندارد.
مدیر معزول آن یکی تیم هم توضیح دهد که چرا در مورد عملکرد مربی وطنی که در سطح اول فوتبال ایران جزو «بهترین»ها بود و سابقه بازی در «بوندس لیگا» و تیم پرآوازهای چون «بایرن مونیخ» را داشت، اینقدر«کمحوصله» بودند و در برکناری او آنقدر شتابزده و توهینآمیز عمل کردند اما درباره مربی خارجی جانشین وی که کارنامهاش«باخت پشت باخت» بود، اینقدر «باحوصله» و صبور و «جنتلمن»!! رفتار کردند؟! آیا این کارها جز بدرفتاری نسبت به فوتبال و اهانت به سرمایههای ملی نام دیگری دارد؟! راستی این است که در فوتبال ما خیلیها- خاصه در سطح مدیریتی- به وظیفه خود به درستی و با تعهد و نگاه ملی عمل نمیکنند. آن وقت خیلی از همین افراد برای تیم ملی یقه میدرانند و بدون اینکه به عملکرد خودشان نگاهکی بیندازند، بیرحمانه و غیر فنی به این تیم و مربیان و بازیکنان آن (که به طور طبیعی بر آنها، به ویژه کادر فنی، انتقاداتی وارد است) حمله میکنند!!
سخن در این باره بسیار است که خیلی از آنها گفته شده ولی چون گوش شنوایی نبوده، باز هم باید گفت و نوشت و...
باری، امیدواریم مربیان وطنی(که البته آنها هم از دست دلالی زیادهخواه و مداخلهگر در امان نیستند) از فرصتی که نصیبشان شده بهترین استفاده را ببرند و با عملکرد فنی و اخلاقی، قابلیتهای خود را یک بار دیگر ثابت کنند و به سهم خود نشان دهند که فوتبال(و ورزش) ایران از هر نظر غنی است و هرگز نیاز ندارد که بعضی از مدیران ناآشنا با ظرفیتهای ورزش به القای جریانات منفعتجو و باندهای دلالی مثل دوره منحط و عقبمانده قاجار و پهلوی بساط «مستشار بازی» را پهن کنند. آنها باید ثابت کنند که عیب، نه در سرمایه انسانی و مادی ورزش و فوتبال، بلکه در عملکرد و رفتار بعضی از کسانی است که بدون هیچگونه شناخت و صلاحیتی به اسم «مدیر» بر این ورزش و فوتبال تحمیل شدهاند!