انرژی هستهای از روسیه؛ آب از اسرائیل
فوریه 1991، در ادامه تماسهای فشردهای که افرادم با آکادمی شوروی برای انرژی اتمی انجام دادند، در رأس هیأت کوچکی که شامل دوستم رحویا واردی، عضو هیأت مدیره «توسعه زمین» و پروفسور ایلیا زماتسف میشد به مسکو رفتم. این یک هدف انقلابی بود: اولین تلاش به منظور تحت کنترل در آوردن دانش هستهای که در اتحاد جماهیر شوروی توسعه یافته بود برای حل مشکلات آبِ اسرائیل. به عبارت دیگر، شیرین کردن آب در اسرائیل به وسیله انرژی هستهای از روسیه.
موضوع شیرین کردن آب برای من جدید نبود. از 1962 هنگامی که به عنوان مستشار ارتش اسرائیل در تهران خدمت میکردم و همچنین بعد از آن، هنگامی که تاجر شخصی بودم، در شیرین کردن آب فعالیت کرده بودم. تمام تأسیسات آب شیرینکن در جهان کموبیش بر طبق این اصول کار میکردند: استفاده از انرژی برق برای تبخیر و شیرین کردن آب دریا.
در اسرائیل شرکت «مهندسی آب شیرینکن» این چنین فعالیت میکرد، که خوب کار کرد و این دانش اسرائیلی را به نقاط بسیاری از جهان صادر کرد، از جمله چنان که گفته شد، ایران. علیرغم اینکه اسرائیل در بین پیشروان جهان در توسعه و بازاریابی تأسیسات آب شیرینکن بود، برای پذیرش این شیوه از ما عجلهای نداشت. در طول سالهای بسیار در اسرائیل صادرات این تأسیسات را به جای استفاده از آنها در داخل ترجیح دادند. بیش از حد به دریاچه کینرت و مخازن آبهای زیر زمینی اعتماد کرده بودند.
در آغاز دهه نود تصمیم گرفتم این موضوع را تحت کنترل درآورم. [اراضی غصبی] اسرائیل یک [سرزمین] کمآب است که کنار بیابان قرار دارد و باید برای سالهای بسیار خشک آماده شود. به عبارتی آینده را پیشبینی کردم. اسرائیل در برابر تغییرات جمعیتی چشمگیری قرار دارد. تخمین زدم که نزدیک یکمیلیون یهودی از اتحاد جماهیر شوروی که سرانجام دروازههایش را باز کرد به سوی ما مهاجرت کنند.
آنچه که برای چهار میلیون نفر جمعیت کافی بود، به سرعت معلوم میشد برای [جمعیتی بزرگتر]، کافی نیست و البته جریان صلح با همسایگانمان هم بود. اگرچه در سال 1991 در میانه انتفاضه و از صلح با اردن دور بودیم و کسی رؤیای مذاکرات مستقیم صلح با سوریه را نداشت، من قبلاً تخمین زده بودم که مشکل آب در سالهای آینده در صدر دستور کار ملی اسرائیل قرار خواهد گرفت، زیرا تمام کشورهای منطقه به این منبع گران چشم طمع میبرند. هر بهبودی در توازن آب کشور، برای مقابله با چالشهای سالهای آینده به بهترین شکل به ما کمک خواهد کرد.
من اینبار هم تصمیم گرفتم یک مسیر جدید را امتحان کنم. اگر همه بر تأسیسات آب شیرینکن موجود تمرکز کردهاند، من یکچیز انقلابی را جستوجو خواهم کرد و در دهه نود قرن بیستم، در آستانه هزاره جدید، چه چیزی بیشتر از ایجاد تأسیسات آب شیرینکن هستهای انقلاب خواهد کرد. تأسیسات آب شیرینکن موجود امروز با انرژی برق کار میکنند. انرژی هستهای میتواند جایگزینی برای برق باشد. این شیوه یک راهحل بزرگ است، که هزینههای شیرین کردن آب را بسیار پایین میآورد، چیزی که ممکن است آبهای شیرین شده را در مقایسه با آبهای شیرین شده با برق دهها درصد ارزان کند. در بررسیهای مقدماتی که با همکاری وزارت انرژی هستهای انجام دادم، روشن شد که اتحاد جماهیر شوروی یک کشور پیشرو در جهان در توسعه انرژی هستهای برای فعال کردن تأسیسات آب شیرینکن است. در حقیقت در جهان تنها در اتحاد جماهیر شوروی تأسیسات آب شیرینکن با انرژی هستهای با موفقیت کار میکنند. در غرب هم طی دهه شصت تحولات مشابهی آغاز شد، اما آنها بعد از مدتی بدون ترقی ماندند. با این وجود در اتحاد جماهیر شوروی این توسعه تکمیل شد و یک تأسیسات آب شیرینکن بزرگ ساخته شد، که آب شیرین در شوچنکو1- یک شهر علمی محرمانه که در منطقهای بیابانی در قزاقستان بر ساحل دریای خزر تأسیس شده بود- را تولید میکرد. این تأسیسات بیش از پانزده سال با موفقیت کار کرده بود و تقریباً تمام آب مصرفی صدها هزار کارگر و اعضای خانوادهشان را که در آن جا زندگی و کار میکردند تولید میکرد.
11 فوریه 1991 به مسکو رفتم. اسرائیل را با حس سختی ترک کردم. روزهای سخت جنگ خلیج فارس بود. ایالات متحده آمریکا و متحدانش در میانه حملات هوایی ضد ارتش عراق بودند که به کویت حمله کرده بود، و در اسرائیل هم هر شب سیستمهای آژیر خطر هشدار میدادند که موشکهای «اسکاد» از غرب عراق شلیک شدهاند.2 یکی از آن موشکها در قلب ساویون فرود آمد، از خانه من دور نبود و باعث خسارت زیادی در این محله آرام شد.
از یک طرف احساس میکردم لازم است با اعضای خانواده و دوستانم در این ساعتهای سخت بمانم. اما از طرف دیگر اعتقاد داشتم جلساتی که در اتحاد جماهیر شوروی برای من معین شده بودند مهمتر از این بودند که سفرم را به تعویق بیندازم. در آن روزها هنوز در اتحاد جماهیر شوروی فضا برای تاجران اسرائیلی باز نبود و من اعتقاد داشتم که هرچه زودتر برسم بهتر است. در جریان این ملاقاتها که دو هفته ادامه داشت، هر چند ساعت یکبار تلفنی آخرین اخبار حوادثی را که در اسرائیل اتفاق میافتادند میگرفتم و اعضای خانوادهام را دلگرم میکردم.
در مسکو برای من جلسات زیادی با اشخاص سطح بالای دولت تعیین شده بودند و در آنها تلاش میکردم اهداف اقتصادی را که برای خودم تعیین کرده بودم جلو ببرم. اینجا البته بر تماسهایی که در هر ارتباطی برای خرید تأسیسات آب شیرینکن با انرژی هستهای انجام دادم تمرکز میکنم. اوج آن در 22 فوریه 1991 بود، در ملاقاتی که من و رحویا واردی و پروفسور زماتسف با رئیس آکادمی علوم شوروی پروفسور مارچوک برگزار کردیم. این جلسه در عمارتی قدیمی در قلب مسکو، در یک ساختمان باشکوه و زیبا، که در تاریخ منحصر به فرد بود برگزار شد. ناپلئون در سال 1812 در آخرین شب قبل از ترک مسکو و آغاز عقبنشینی شتابزده به غرب در این مکان اقامت کرده بود. از یکی از توقفها در بحثها استفاده کردم و چند دقیقه به بالکن کوچک مجاور اتاقی که در آن نشسته بودیم رفتم. مسکو با تمام زیباییاش در برابرم بود. یک لحظه در ذهنم تصور کردم قیصر فرانسه واقعاً در این مکان ایستاده و این شهر سوخته را نظاره میکند، که ارتشِ تزار روس آتش گرفتهاند و به شرق فرار میکنند.
ملاقات با اعضای آکادمی علوم بسیار پرثمر بود. دانشمندان روسی برای ما اصول روش شیرین کردن آب با کمک انرژی هستهای را توضیح دادند و درباره تأسیسات هستهای خودشان که بیش از پانزده سال با موفقیت کار کرده تعریف کردند. به آنها تاریخ شیرین کردن آب در اسرائیل و پروژههای شیرین کردن آب را که در گذشته با آنها برخورد داشتم معرفی کردم و نیاز اسرائیل را توضیح دادم. گفتم: «اسرائیل فوراً به تأسیسات آب شیرینکن نیاز دارد، اما امروزه همه تأسیسات آب شیرینکن موجود در بازار تا حد زیادی هزینههای آب را افزایش داده است، چیزی که مانع استفاده از آنها میشود.» و ادامه دادم «روشی که شما به ما پیشنهاد میدهید میتواند پاسخ مناسبی به نیازهای فوری اسرائیل بدهد و هزینهها را از آنچه امروز موجود است معقولتر کند.»
جو این جلسه عالی بود و آنجا به آنها اعلام کردم که آماده سرمایهگذاری صد هزار دلاری برای پیشبرد تحقیقات مشترک اتحاد جماهیر شوروی و اسرائیل در زمینه شیرین کردن آب و انرژی هستهای هستم. صحبتهایی که از دانشمندان روسی شنیدم من را متقاعد کرد که بیهوده تمام راه را از تلآویو نیامده بودم. با تمام وجودم باور کردم- و من امروزه هم همچنان اعتقاد دارم- که استفاده از انرژی هستهای راهحل درست و ارزان برای مشکلات آب اسرائیل است. نه فقط برای اسرائیل. اعتقاد دارم به کمک انرژی هستهای، میتوانیم تأسیسات آب شیرینکن ارزان به کشورهای دیگر عرضه کنیم. همچنین فرصتهای تجاری برای سرمایهگذاری در آن دیدم. روز بعد یک یادداشت تفاهم بین آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی و من، به عنوان رئیس هیأت مدیره شرکت «توسعه زمین» امضا شد و بر انجام تحقیق و توسعه مشترک برای تبادل اطلاعات بین اسرائیل و اتحاد جماهیر شوروی و احداث تأسیسات بزرگ آب شیرینکن در اسرائیل که توسط سوخت هستهای راهاندازی خواهند شد، تصمیم گرفته شد. این تحقیق و توسعه به لطف کمک مالی من به آکادمی علوم امکان پذیر خواهد شد. همان روز به اسرائیل بازگشتم.
پانوشتها:
1- م: نام این شهر بندری اکنون به «آقتاو» (به انگلیسی: Aktau) تغییر کرده است که در زبان قزاقی به معنی «کوه سفید» است. بندر آقتاو همچنان یکی از مراکز انرژی هستهای در قزاقستان به حساب میآید.
2- م: سال ۱۹۹۱ در جریان جنگ اول خلیجفارس که توسط آمریکا و متحدانش برای بیرون راندن رژیم بعث عراق از خاک کویت شکل گرفت؛ صدام حسین با هدف وارد کردن اسرائیل به جنگ و تحریک ملتهای عرب در حمایت از خود، اقدام به شلیک موشکهای اسکاد به سرزمینهای اشغالی نمود.