کد خبر: ۳۳۵۵۵۷
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۶
نگاهی به فیلم «تاپ گان: ماوریک»/هالیوود علیه ایران

پنتاگون 4 سال زودتر با ‌هالیوود به ایران حمله کرد-بخش هفتم

سعید مستغاثی

در روز دوم هفتاد‌و‌پنجمین جشنواره فیلم کن در ماه می‌۲۰۲۲، نخل طلایی به تام کروز و فیلم «تاپ‌ گان: ماوریک» اهدا شد؛ نخل طلایی که با حضور دبیر جشنواره یعنی تی‌یری فره‌مو و برای نخستین‌بار در تاریخ سینما و جشنواره‌های جهانی، با پرواز ویژه جنگنده‌های فرانسوی بر فراز کاخ جشنواره همراهی شد.
فیلم «تاپ گان: ماوریک»، در واقع قسمت دوم فیلم «تاپ ‌گان» بود که در سال ۱۹۸۶ توسط تونی اسکات ساخته شد و مجدداً داستان یک خلبان نیروی هوائی آمریکا به‌نام پیتر ماوریک میچل (با بازی تام کروز) بود که پس از گذشت ۳۶ سال بازنشسته شده و به تربیت خلبانان جوان ارتش آمریکا اشتغال داشت اما برای یک مأموریت مهم ناگزیر می‌شد که راساً وارد عمل شده و فرماندهی اسکادران‌های جنگنده آمریکایی را برعهده بگیرد. 
آن مأموریت، حمله به کشوری در غرب آسیا بود که گویا منافع آمریکا را در آن منطقه به خطر‌ انداخته بود! یعنی درواقع «تاپ ‌گان: ماوریک»، روایتگر یک عملیات تروریستی دولتی و تجاوز آشکار ارتش آمریکا در هزاران مایل دورتر از مرزهای خود به کشوری دیگر محسوب می‌گردید؛ کشوری که مشغول غنی‌سازی اورانیوم بوده و گویا تا سه هفته بعد به بمب اتم دست پیدا می‌کرد! 
صورت مسئله خیلی آشنا به نظر می‌رسید! همان جمله معروفی که تا امروز بیش از دو دهه است از سوی کشورهای غربی و به خصوص آمریکا علیه ایران شنیده و می‌شنویم. حالا گروه تاپ‌ گان که ظاهراً از زبده‌ترین و نخبه‌ترین خلبان‌های آمریکا تشکیل شده بایستی به مرکز غنی‌‌‌سازی اورانیوم در کشور یاد شده حمله برده و آن را نابود می‌ساخت. 
اگرچه مرکز فوق در میان دره‌ای بسیار عمیق قرار داشت که توسط موشک‌های زمین به هوای اس-۱۲۵پیچورا و نسل پنجم سوخو-۵۷ و البته چند فروند هواپیمای قدیمی اف-۱۴ یا تام‌کت محافظت می‌شد! همین مشخصه نشان می‌داد مقصود از دولت سرکش و کشوری که با غنی‌‌‌سازی اورانیوم تا سه هفته دیگر به بمب اتم دست پیدا می‌کرد، کدام کشور بود؟ در واقع وجود هواپیماهای جنگی اف-۱۴ یا تام‌کت در کشور هدف و در فرودگاه نظامی نزدیک به مرکز غنی‌سازی اورانیوم که در طول فیلم چندین‌بار بر وجود آنها تأکید می‌شد و فرار نهائی ماوریک و همکارش پس از گرفتاری در سرزمین هدف نیز توسط یکی از همین اف-۱۴‌ها امکان‌پذیر شد، تأکیدی بر هویت کشور هدف بود. مطلب پوشیده و پنهانی نیست؛ هواپیماهای جنگی اف-۱۴ به جز ارتش آمریکا، فقط در اختیار ایران قرار داده شد و در آخرین سال‌های رژیم شاه، ۸۰ فروند از این هواپیما به ایران فروخته شد که ۷۹ فروند آن تحویل و یک فروندش برای برنامه‌های بعدی در آمریکا نگهداری شد. 
استفاده از همه اجزای فرمول ‌هالیوود
استفاده از بازیگران معروفی همچون تام کروز و ایجاد تعلیق و هیجان به سبک و سیاق فرمول‌ هالیوود و نمایش همان قهرمان تک افتاده آمریکایی که تنها او می‌تواند دنیا را از یک خطر مهیب و عنقریب نجات بخشد، همه و همه فیلم «تاپ گان: ماوریک» را به صورت اثری دیدنی درمی آورد که حرف و پیام خود را از ورای صحنه‌های پرکشش و مملو از تعقیب و‌گریزهای دلهره‌آور منتقل می‌نماید. 
قصه و داستان به گونه‌ای پیش می‌رود که همان قهرمان آشنای 27 سال قبل (استفاده از عناصر ذهنی آشنا برای تماشاگر) حالا در آستانه بازنشستگی، تنها فردی است که می‌تواند با تکیه بر توانایی‌های فردی و شجاعت و بی‌باکی وسترنر آمریکایی یک اسکادران هواپیمای نجات را هدایت کند تا علی‌رغم تمامی دشواری‌ها، ظاهراً محل توطئه برای نابودی جهان و حاکمیت شر را بمباران 
کنند و جهان را از وجود آن خلاص گردانند.
صحنه‌های اوج درگیری‌های فیلم برای بمباران مکان یاد شده در دل کوه‌های صعب‌العبور و نجات لحظه آخر که تنها در گرو چند ثانیه نهائی است، بهره‌گیری از همان فرمول همیشگی‌ هالیوود به نظر می‌رسد که به قول خودشان، تماشاگر را روی صندلی‌اش میخکوب کنند. اما سازندگان فیلم به همین هم بسنده نکرده و برای نمایش پایانی قهرمان و وسترنر آمریکایی یا همان کابوی، او را برای نجات فرزند رقیب سابقش که در سرزمین دشمن گیر افتاده و راهی برای فرار ندارد دوباره به دل آتش می‌کشانند تا هم دوز هیجان فیلم را بالاتر برده و هم به اصطلاح جوانمردی و لوطی‌گری شخصیت اصلی یعنی ماوریک را به نمایش بگذارد علی‌رغم اینکه همان فرزند رقیب سابقش، او را مسئول مرگ پدرش می‌داند!!
به این ترتیب فیلم «تاپ گان: ماوریک» همه اجزاء فرمول‌ هالیوود اعم از منجی‌گرایی و قهرمان تک افتاده آمریکایی و نجات دقیقه 90 و جوانمردی تاریخی و هیجان و تعلیق و.... را ترکیب کرده و یک جا به خورد تماشاگر می‌دهد تا از ورای همه اینها، دشمنی را که با انواع و اقسام لطائف الحیل عَلَم کرده، همچون مترسکی در چشم و چار او فرو کند!!!
صحنه‌سازی جشنواره کن برای یک جنگ جهانی دیگر
در واقع سازندگان فیلم «تاپ گان: ماوریک»‌، این دشمن را ایران به‌عنوان یک کشور یاغی نشان داده و علناً و رسماً، آن تهدید به عملیات تروریستی کرده، خاکش را مورد تجاوز قرار داده، فرودگاهش را تخریب و به تأسیسات هسته‌ای‌اش حمله می‌ نمایند. 
این تهدید تروریستی آن‌گاه جدی‌تر به نظر رسید و از یک فیلم صرفاً سینمایی فراتر رفت که دریافتیم اساساً تولید فیلم «تاپ‌ گان: ماوریک» براساس قراردادی بین کمپانی پارامونت و پنتاگون تولید شد و وزارت دفاع آمریکا برای تبلیغات مورد نظرش به نفع اهداف تروریستی و سلطه‌طلبانه علیه ایران، امکان دسترسی سازندگان فیلم را به انبوهی از پیچیده‌ترین و سری‌ترین سلاح‌های ارتش آمریکا فراهم آورد. 
مکان‌های فیلمبرداری، برخی از محرمانه‌ترین پایگاه‌های نظامی آمریکا و عرشه دو ناو هواپیمابر هسته‌ای «یواس‌اس تئودور روزولت» و «یواس‌اس آبراهام لینکلن» (همین ناوی که در جریان جنگ‌های 12روزه و 40روزه در سواحل جنوب شرقی مقابل مرزهای آبی ایران مستقر گردید) بود که در آنها انبوهی از جدیدترین سلاح‌های تولیدی مستقر هستند و تولید‌کنندگان فیلم اجازه یافتند ده‌ها دوربین را روی هواپیماهای جنگی اف-۱۸ و همچنین نقاط مختلف پایگاه‌ها و ناوهای هواپیمابر نصب 
کنند. 
افتتاحیه فیلم در آمریکا بر عرشه ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس مید‌وی انجام گرفت و تام کروز با یک بالگرد نظامی در این مراسم حضور پیدا نمود. اما افتتاحیه بین‌المللی فیلم در جشنواره فیلم کن بود که ابتدا در میان شگفتی همگان، عوامل فیلم بر روی فرش قرمز جشنواره، مورد استقبال یک اسکادران هواپیماهای جنگی ارتش فرانسه قرار گرفتند، سپس حضور ویلیام (که پادشاه آینده انگلیس به حساب می‌آید) و همسرش کیت میدلتون، به‌طور کلی مراسم جشنواره کن برای فیلم «تاپ ‌گان: ماوریک» را از یک مراسم سینمایی خارج ساخته و آن را نه تنها به یک مراسم سیاسی بلکه به یک مانور نظامی برای حمایت از فیلمی درباره عملیات تروریستی علیه ایران تبدیل نمود. 
در اوج مراسم نیز تیه‌ری فره‌مو (دبیر جشنواره کن) با اهدای نخل طلای این جشنواره (بالاترین و مهم‌ترین جایزه جشنواره کن) در واقع کل این فستیوال سینمایی را در خدمت همان اهداف تروریستی و مانور نظامی سه کشور اصلی ناتو یعنی آمریکا، فرانسه و انگلیس قرار داد که هر کدام با یک نماد در این مانور نظامی تروریستی شرکت کرده بودند!
ژان لوک گدار، فیلمساز مشهور موج نوی سینمای فرانسه این صحنه‌گردانی نظامی-تروریستی در جشنواره کن ۲۰۲۲ را چنین تشریح کرد: «... با صحنه‌سازی جشنواره کن از احتمال وقوع یک جنگ جهانی دیگر و خطر یک فاجعه دیگر، متوجه شدیم فستیوال کن یک ابزار تبلیغاتی است، مانند هر ابزار دیگر... آنها (جشنواره فیلم کن) زیبایی‌شناسی غربی را تبلیغ می‌کنند. حالا تصور کنید که در جشنواره از جنگ به‌عنوان ابزار زیبایی‌شناسی استفاده می‌شود و سهامداران آن هم کشورهای درگیر، یا بهتر بگوییم صاحب «منفعت» هستند و برنامه‌هایی را پخش می‌کنند که همه ما تماشاگران آن هستیم...»
تاپ گان ماوریک آمد ولی مفتضح شد!
یعنی آمریکا و پنتاگون 4 سال پیش از تجاوز نظامی در 23 خرداد 1404 توسط‌ هالیوود و آثاری مانند «تاپ ‌گان: ماوریک» به ایران تجاوز نظامی کرده و در واقع اذهان و افکار عمومی را برای چنین تجاوزی آماده ساخته بودند.
بمباران ناموفق تأسیسات هسته‌ای ایران در اوایل تیرماه 1404 (که ترامپ ادعا نمود این تأسیسات را نابود کرده ولی مجدداً خودش و دیگران بارها معترف شدند که همچنان تأسیسات نامبرده و ذخائر هسته‌ای ایران سر جای خودش است) و حمله نظامی دیگر برای دستیابی به مواد و ذخایر هسته‌ای در اسفند 1404 که به شکست مفتضحانه و در واقع طبس دیگری برای نیروهای آمریکایی انجامید، نشانگر آن بود که میدان جنگ آن هم در ایران، تفاوت بسیار فاحشی با فیلم‌ها و آثار نخ نما شده و کلیشه ای‌هالیوود، برای بزرگ کردن شبه قهرمان‌های آمریکایی دارد! 
قرار است برای همین عملیات اخیر که به طبس 2 معروف شد و به بهانه نجات خلبان گمشده آمریکایی صورت گرفت ولی در واقع برای دستیابی به تأسیسات هسته‌ای ایران بود، فیلمی به کارگردانی فیلمساز تبلیغاتچی آمریکایی، مایکل بی‌ ساخته شود که حتماً باز هم مشتی خالی‌بندی و دروغ‌پردازی و صحنه‌های جعلی در آن سر هم شده و به مقداری از همان مایه‌های کلیشه‌ای فرمول ‌هالیوود اعم از تعلیق و هیجان و تعقیب و‌گریز هم آمیخته خواهد شد.
 طبیعی است که از افتضاحات شکست حقیرانه‌شان سخن و تصویری به میان نخواهند آورد؛ از اینکه هواپیماها و بالگردها و حتی وسایل شخصی و کارت شناسایی‌شان را بزدلانه جا گذاشتند و در رفتند، نشانی بر تصاویر آن فیلم نخواهیم دید، از زخمی‌ها و کشته‌هایشان صحنه‌ای نمایش داده نخواهد شد، 
و احتمالاً آن خلبانی که هیچ‌گاه نشانی از او نمایانده نشد و اساساً معلوم نگردید که وجود خارجی داشته یا خیر! قهرمان اصلی فیلم خواهد بود و به احتمال دیگری تام کروزی هم به وسط میدان آمده و یک «مأموریت غیرممکن» جعلی دیگر انجام می‌دهد. مأموریتی که تنها روی پرده سینمای‌ هالیوود، قابل انجام است!! 

captcha