کد خبر: ۳۳۵۳۶۳
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
هالیوود علیه ایران-نگاهی به فیلم «خانه‌ای از دینامیت»-بخش ششم

هالیوود؛ اتاق فکر تجاوز نظامی به ایران

سعید مستغاثی

موشکی از طرف کشوری نامعلوم شلیک شده که به تدریج متوجه می‌شوند نقطه‌ای در خاک آمریکا و شهر شیکاگو را هدف قرار داده است. چنانچه این موشک دارای کلاهک هسته‌ای باشد، حدود 10میلیون نفر را درجا خواهد سوزاند و تعدادی به همین میزان را مجروح و مصدوم می‌کند. روسیه و چین از خود سلب مسئولیت کرده و معلوم نیست که کره شمالی هم شلیک‌کننده موشک مذکور باشد.
پدافند دفاعی هم عمل نمی‌کند و موشک لحظه به لحظه به شیکاگو نزدیک‌تر می‌شود. وزیر دفاع تنها راه مقابله را هدف قراردادن نقاط مختلف نظامی و اقتصادی دشمنان آمریکا دانسته و یک مشاور نظامی، دفترچه‌ای در مقابل رئیس‌جمهور قرار می‌دهد که در آن سه نوع پاسخ محدود و بازدارنده و گسترده وجود دارد؛ پاسخ‌هایی که می‌تواند به جنگ وسیع هسته‌ای و کشته شدن صدها میلیون نفر منجر شود. (دقیقا مانند طرح‌های مختلف امروز سنتکام علیه ایران که انگار یا از این فیلم  ‌هالیوودی کپی کرده و یا سردمدارانش به آن خط داده‌اند!)
رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری مردد است.یک دقیقه فرصت فکرکردن می‌خواهد، درحالی که فقط دو دقیقه تا برخورد موشک با شیکاگو وقت هست. این روایت را کاترین بیگلو (فیلمساز معروف ‌هالیوود و برنده جایزه اسکار) در جدیدترین فیلم خود به نام «خانه‌ای از دینامیت» (A House of Dynamite) سه بار در موقعیت‌های مختلف تکرار می‌کند: 
یک بار در اتاق وضعیت کاخ سفید، یک بار در مرکز فرماندهی جنگ و یک بار هم همراه رئیس‌جمهور. 
بیگلو دراین فیلم، آمریکا را کشوری مظلوم و طالب زندگی و خانواده و صلح نشان می‌دهد که رئیس‌جمهورش (با بازی ادریس البا) اهل ورزش و تعامل با ورزشکاران نوجوان است و فرمانده اتاق وضعیت کاخ سفیدش (با بازی ربکا فرگوسن) مادری متعهد که تا صبح بالای سر کودک تب‌دارش بیدار بوده و سپس راهی محل فرماندهی می‌شود و وزیر دفاعش همچنان در اتاق جنگ، از بازی شب گذشته بازیکن مورد علاقه‌اش هیجان زده است.
صلح برای آمریکا و جنگ برای ملت‌های دیگر!
مردم آمریکا در حال زندگی هستند؛ یکی از اعضای مهم اتاق وضعیت در آستانه ازدواج قرار دارد، معاون امنیت ملی آمریکا به همسر باردارش فکر می‌کند، رئیسش در حال عمل جراحی است و.... درهمین حال، چین به برگزاری مانورهای گسترده ارتش خود روی آورده، زیردریایی‌های روسیه پنهان شده‌اند، ایران نیروهای نیابتی‌اش را در منطقه تقویت کرده، و حتی پاکستان به نیروهای ارتش خود آماده‌باش کامل داده است! 
و بالاتر از همه اینها موشکی نامعلوم به سوی آمریکا شلیک شده تا وضعیت آمادگی جنگی‌اش را از درجه 4 به درجه 1 برساند؛ یعنی آمریکا، آرام و متین و ساکت، سر به زندگی خود دارد! و همه دنیا درصدد تهدید و نابودی او هستند! در نتیجه آمریکا هم باید وارد عمل شود، اگرچه تصمیمش برای رئیس‌جمهور آن، سخت است! 
این تصویری است که در فیلم «خانه‌ای از دینامیت» و بسیاری دیگر از فیلم‌های تاریخ سینمای ‌هالیوود ساخته شده و می‌شود. با همین تصاویر و فیلم‌هاست که ایالات متحده بیش از 750 پایگاه نظامی در سراسر دنیا و هزاران مایل دورتر از خاک خود ایجاد کرده و از جنگ جهانی دوم به بعد، بیش از صد بار کشورها و سرزمین‌های دیگر را مورد تجاوز خود قرار داده و خاک آنها را تیول خویش گردانده است. 
با توجیه همین تصاویر و فیلم‌هاست که تنها بمب‌های اتمی تاریخ را آمریکا بر سر مردم هیروشیما و ناکازاکی فروریخت و بیش از 200 هزار تن را قتل عام و صدها هزار تن را دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر نسلی کرد. با همین فیلم‌ها، سال‌ها مردم ویتنام را مورد حمله انواع و اقسام بمب‌های سنگین و ناپالم و میکروبی و... قرار داد و هزاران تن بمب بر سر آنها فروریخت و با عامل نارنجی، نسلی ناقص‌الخلقه در آن کشور باقی گذارد. با همین تصاویر و فیلم‌ها بود که طی این 60-50 سال اخیر در ده‌ها کشور دخالت نظامی و ترور و کودتا کرد و حکومت‌های آنها را به هم ریخت و دست به کشتار مردمش زد، از جمله در ایران که علاوه‌بر قتل عام ده‌ها هزار نفر در سال‌های پیش از انقلاب، با طراحی، حمایت و پشتیبانی لجستیکی از توطئه‌ها و کودتاهای متعدد، و نیز حمله صدام و اسرائیل به ایران، ده‌ها هزار نفر دیگر از این ملت را به شهادت رساند و صدها هزار تن را دچار مصدومیت و آسیب‌های جبران ناپذیر کرد.
تهدید همیشگی «دیگران» در سینمای آمریکا
درواقع سینمای آمریکا از همان دوران صامت، آمریکایی‌ها را صلح‌طلب و محق و تحت ستم نشان داد که ناگزیر و برای دفاع از خود وارد هرجنگی شده و می‌شوند. ازهمان زمان که دیوید وارک‌گریفیث، مشهور به پدرسینما، درفیلم «تولد یک ملت»(1915)، سیاهپوستان را افرادی شرور و خبیث نشان داد که به سفیدپوستان حمله برده و درصدد کشتار آنها هستند اما گروهی به نام کوکلوس کلان (از خبیث‌ترین فرقه‌های نژادپرست تاریخ آمریکا که سیاهپوستان را زنده می‌سوزاندند) به کمک سفیدپوستان آمده و در دوربین‌گریفیث، سیاهپوستان به اصطلاح شرور را نابود می‌کردند! 
این درحالی است که در واقعیت، همین سفیدپوستان آمریکایی، سیاهپوستان را از شهرها و دیارشان در آفریقا ربوده، به زنجیر بردگی کشیده و مانند حیوان به تجارت آنها پرداخته و ظلم‌های بی‌حدوحصر درحق‌شان روا داشتند، چنانکه بنا به نوشته خود آمریکایی‌ها، طی این پروسه تجارت برده بیش از 200 میلیون سیاهپوست قربانی شدند! 
یا فیلمسازانی مانند جان فورد و ‌هاوارد‌هاکس و ادوارد دیمیتریک و جورج شرمن و... با فیلم‌ها و سینمای وسترن، سرخپوستان و بومیان آمریکا را افرادی خبیث و شرور و بدذات نمایش دادند که به سفیدپوستان ظاهرا متین و آرام و متمدن و...هجوم برده و به قتل و غارت آنها می‌پرداختند و این جمله ماحصل آن فیلم‌های وسترن بود که «سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است»! 
در سینمای آمریکا و ‌هالیوود، غیرآمریکایی‌ها همواره در قامت «دیگران» (Others) به تصویر کشیده شده و می‌شوند؛ عناصری که گویی بی‌وقفه، این آمریکایی‌های صلح‌طلب و سربه زیر! را تهدید کرده و می‌کنند. بنابراین، در این فیلم‌ها آمریکایی‌ها ناگزیر به آغاز جنگ و درگیری با آنها هستند تا خود را نجات دهند! حتی زمانی شرقی‌های دور یعنی چینی‌ها و ویتنامی‌ها و کره‌ای‌ها و... این «دیگران» شرور جلوه داده شدند؛ در فیلم‌هایی مانند: «55 روز در پکن» (نیکلاس ری 1963)، «وحشی و گیشا» (جان هیوستن 1968)، «شکارچی گوزن» (مایکل چیمینو 1978)، «اینجا کره است» (جان فورد 1952) و....
ایران‌هراسی در‌ هالیوود
اما در این میان ایران و ایرانی‌ها علاوه‌بر دارا بودن عناصر پدیده «دیگران»، تقریبا حدود 50 سال (پس از پیروزی انقلاب اسلامی) است که بنا به اذعان و گفته‌های بارها و بارها تکرارشده مقامات آمریکایی و مشاوران‌شان و همچنین ناظران سیاسی و تئوریسین‌ها، منافع آمریکا را به خطر انداخته است. چگونه؟ قطعا ایرانی‌ها هیچ‌گاه به داخل خاک آمریکا تجاوز نکردند (همچنان که هیچ زمانی به هیچ کشور و سرزمین دیگری هم هجوم نبردند و همواره خود در معرض هجوم و تجاوز به خاک بوده اند) و حتی در نزدیکی آمریکا هم حضور نداشته‌اند، نه ناو و هواپیمای جنگی فرستادند و نه پایگاهی زدند. برخلاف ایالات متحده آمریکا که تقریبا دور تا دور ایران را با پایگاه‌های نظامی‌اش محاصره کرده است! اما آنچه مدنظر آمریکایی‌ها از به خطرافتادن منافع‌شان در جهان است، اولا سرنگونی رژیمی در ایران به وسیله انقلاب اسلامی بود که نوکر آمریکا و به قول خودشان ژاندارم آمریکا در منطقه غرب آسیا محسوب می‌شد و غارت از این سرزمین‌ها را برای اربابش نمایندگی می‌کرد. و ثانیا جلب توجه مردم دنیا به این که قرار نبوده و نیست آمریکا مانند دوران برده‌داری و نسل‌کشی سرخپوستان، بازهم به قتل و غارت دیگران بپردازد و کسی در دنیا نباشد که در مقابلش بایستد. در همین مسیر بود که انقلاب اسلامی از نهضت‌ها و جنبش‌های آزادی‌بخش به خصوص در فلسطین و علیه اسرئیل (متحد استراتژیک آمریکا) حمایت کرد و همه اینها یعنی به خطرانداختن منافع آمریکا، یعنی درواقع به خطرانداختن دست اندازی آمریکا به سراسر دنیا. از همین روی سینمای غرب به خصوص آمریکا و‌ هالیوود علاوه‌بر اسلام هراسی که از ابتدای پیدایش و اختراع سینما وجود داشت، پدیده ایران هراسی را هم در دستورکار خود قرار داد.
 تصویر سینمایی تجاوز نظامی به ایران 
فیلم «خانه‌ای از دینامیت» در جشنواره فیلم ونیز 2025 (شهریور 1404) به نمایش درآمد و سپس اکران جهانی شد. دقیقا بعد از ناکام ماندن تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا در خرداد و چند ماه پیش از حمله و تجاوز نظامی آمریکا در 9 اسفند 1404 که با توجیه به خطر افتادن منافع آمریکا و حمله پیشدستانه صورت گرفت و البته اهداف خام سرنگونی 3 روزه نظام و تجزیه کشور را در دستورکار داشت. 
در فیلم «خانه‌ای دنیامیت» با ارائه شابلون و الگویی جهت زمینه‌سازی ذهنی مخاطب در مسیر عملیات نظامی آمریکا علیه یک دشمن ناشناخته (که در عمل و به تدریج ایران را در جای خالی نام و هویت آن قرار می‌دهند) سعی دارد نسخه خود را بپیچد و دنیای ذهنی مخاطبان را در برابر یک القاء جعلی قرار دهد. 
این همان کاری است که سینما و به خصوص سینمای غرب و‌ هالیوود با اذهان میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا انجام داده و می‌دهد. دشمن تراشی و دشمن‌سازی و مظلوم‌نمایی و هیولاساختن از دشمنان ساختگی و ناگزیری از درگیری با آنها که اگر پیشدستانه و به اصطلاح بازدارنده نباشد زندگی همه آمریکایی‌ها به خطر خواهد افتاد، همه درونمایه و تم این قبیل آثار سینمایی را تشکیل می‌دهد که در انتها، تماشاگر را دست بسته و تسلیم نسخه‌های خود گردانده تا در هنگام عملی ساختن و به واقعیت درآوردن آن نسخه‌های سینمایی، نتواند تحلیل درست و واقع گرایانه‌ای از حوادث و به خصوص تجاوزات نظامی آمریکا داشته باشد. 
دیگر نمی‌تواند تحلیل کند زمانی که در اتاق وضعیت کاخ سفید و برنامه‌های مشاور رئیس‌جمهوری آمریکا در فیلم «خانه‌ای از دینامیت»، قرار می‌شود یکی از آن طرح‌ها انتخاب و اجرائی گردد، در واقع می‌تواند همان حمله با موشک‌های تاماهاوک به مدرسه شجره طبیه میناب و شهادت 168 دانش‌آموز و معلم و مربی باشد، می‌تواند حمله با یک سلاح وحشتناک کشتار جمعی به ورزشگاه لامرد باشد، می‌تواند هدف قرار دادن ناو دنا و لذت بردن آمریکایی‌ها از شهادت مظلومانه 104 سرنشین آن باشد، می‌تواند آوار ساختن خانه‌های محقر و لنج‌های صیادان و ماهیگیران بندرعباس و سیریک و بوشهر و قشم باشد. می‌تواند....

captcha