سوژههای آسمانی که روی زمین قدم میزنند!
مهدی امیدی
راهپیمایی عظیم اربعین حسینی، تنها یک مناسک مذهبی یا یک پیمایش ساده جغرافیایی نیست؛ حماسهای بینظیر و الهی-انسانی از جنس پیوند زمین به آسمان و نقطه اتصال تاریخ مقاومت در جغرافیای امت اسلامی است. در این مسیر متبرک از نجف تا کربلا، آنچه رقم میخورد فراتر از محاسبات مادی و فرمولهای مرسوم دنیای مدرن است. اینجا صحنهای ممتاز است که در آن نیایش بر نمایش غلبه دارد و تمام حاضران- از زائر و خادم تا تماشاگر- خود ستارههای درخشانی هستند که منظومهای باشکوه از معنویت و آزادگی را میسازند. برخلاف ماراتنها، تورنمنتها و مسابقات ورزشی جهان که بر پایه رقابت فردی، غلبه بر دیگری و مدالهای مادی شکل گرفتهاند، در اربعین مسابقهای متفاوت در جریان است: مسابقه برای ایثار، خادمی و دستگیری از یکدیگر. در این راهپیمایی، یک فرد یا یک تیم به مقام نخست نمیرسد، بلکه این یک جبهه و یک تمدن است که بر سکوی اول میایستد و مدال افتخار جامعه بشری را بر گردن میآمیزد. انگیزه حرکت در این طریق، نقشهها و محاسبات مادیگرایانه نیست؛ بلکه جوشش شور همراه با شعور معنوی و انقلابی است که مسیر رهایی انسان معاصر را میگشاید.
یکی از زیباترین و در عین حال راهبردیترین ابعاد اربعین، تجلی مهر، آشتی و وحدت میان ملتها بهویژه دو ملت ایران و عراق است. سالهاست که قدرتهای سلطهگر و اختاپوسهای حاکم بر جهان میکوشند در عرصه رسانه و شبکههای اجتماعی با پمپاژ کینه و نفرت، میان مسلمانان تفرقه بیندازند و تصاویری تحریفشده، خشن یا انحرافی از فرهنگ عاشورایی به دنیا ارائه دهند. اما اتفاقات زیبایی که این روزها در مسیر نجف تا کربلا رخ میدهد و تجلی مهر و آشتی در امت اسلامی است، تمام این تصاویر ساختگی را در هم میریزد. همان کسانی که معمولاً تصاویر قمهزنی و پر از خشونت را به عنوان نماد فرهنگ عاشورایی به دروغ معرفی میکنند، چشم بر این همه زیبایی و عظمت در پیادهروی اربعین میبندند.
با این حال، سپهر رسانهای غرب امپراتوری سانسور خود را روی این واقعه خیمه زده است. جالب اینجاست که در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ (۴ آذر ۱۳۹۳)، نشریه معروف آمریکایی «هافینگتونپست» در گزارشی افشاگرانه به این بایکوت خبری اعتراض کرد و با تیتر «بزرگترین حرکت زائرانه جهان در جریان است، اما شما هرگز چیزی از آن نشنیدهاید!» نوشت که این حرکت، حج مسلمانان یا کومبهمیلای هندوها نیست و احتمالاً درباره این حرکت که به اربعین مشهور است هیچ وقت چیزی نشنیدهاید، چون در رسانهها سانسور شده است. این نشریه اذعان داشت که نهتنها تعداد این افراد از زائران مکه بیشتر است، بلکه جمعیت مراسم اربعین که به ۲۰میلیون نفر میرسد، هر اجتماع بشری دیگری را تحتالشعاع قرار میدهد. این اعتراف یک نشریه غربی به سانسور بزرگترین و خارقالعادهترین اجتماع سالانه بشری، حکایت از فاجعهای عمیق در اطلاعرسانی جهان دارد که علیرغم تمامی ادعاهای شداد و غلاظ در مورد جهان باز اطلاعات و دموکراسی، همچنان سانسور، محور اصلی جریان اطلاعات بوده و نشانهای از حاکمیت نوعی ایدئولوژی نژادپرستانه بر جهان است.
هافینگتونپست با اشاره به ثبت رکوردهای بینظیر مانند بزرگترین گردهمایی سالانه، طولانیترین سفره غذای پیوسته، بیشترین افرادی که به رایگان غذا میخورند و بزرگترین گروه داوطلبانهای که به یک واقعه خاص خدمت میکنند، تاکید کرد که اربعین صرفاً یک فعالیت مذهبی نیست بلکه مظهری از مقاومت است. این نشریه حتی به سوژههای دراماتیک و انسانی این مسیر اشاره کرد؛ مانند پدری که تمام مسیر بصره تا کربلا فرزند ۱۲ساله معلولش را روی شانههای خود حمل میکرد و تصریح نمود که این داستانی است که میتوان از روی آن فیلمهایی ساخت که قابلیت دریافت اسکار دارند، اما هالیوود بیشتر با قهرمانان کمیک سروکار دارد. براساس همین گزارش، کلیپ هوشمندانه دو دقیقهای نیز ساخته شد که به زیبایی این سانسور جهنمی را افشا میکرد: جایی که خبرنگاران شبکه BBC، الجزیره و CNN برای تجمعات چندهزار نفری در لهستان یا هنگکنگ با هیجان گزارش میدهند، اما در برابر بزرگترین زیارت جهان، حضور دهها میلیونی زائران بدون ابتداییترین لوازم سفر، انباشت اسلحهها و حفاظت داوطلبانه جنگجویان در برابر تهدیدات تروریستی، و توزیع بیش از هفتصد میلیون پرس غذا که هزینهاش توسط کشاورزان و کارگران فقیر تأمین میشود، سکوت مطلق اختیار میکنند.
بررسی رفتار رسانههای زنجیرهای وابسته به نظام سلطه (مانند BBC، صدای آمریکا، رادیو فردا، منوتو و...) نشان میدهد که مواجهه آنها با اربعین همواره از یک سناریوی پوسیده پیروی میکند. آنها در ابتدا پس از یک سکوت مرگبار و گورستانی دو تا سه هفتهای، در روزهای پایانی راهپیمایی که این همایش عظیم به انتهای راه خود میرسد، به ناگاه شروع به درج اخبار جهتدار میکنند تا استانداردها و قوانین خبری را زیر پا بگذارند. به عنوان نمونه، در سال ۱۳۹۷ شبکه BBC با ارائه آمارهای جعلی و محاسبات پرغلط، سعی کرد هزینههای اربعین را دولتی و گران القا کند، در حالی که نذر و نیاز و ایثار میلیونها خانواده عراقی و ایرانی را نادیده میگرفت. نکته حیرتآور اینکه گزارش فوق علیرغم انتشار در روز پایانی اربعین، با این جمله مبتدیانه شروع میشد که «جمهوری اسلامی ایران در حال برنامهریزی برای پیادهروی ۹۷ است!»؛ گاف بزرگی که نشان میداد گزارش به دلیل سیاست بایکوت، هفتهها معطل مانده بود. تصاویر انتخابی این رسانهها نیز بهجای نمایش خیل عظیم زائران و موکبهای به هم چسبیده، غالباً دو یا سه نفر را در بیابانی برهوت نشان میداد. حتی در سالهای بعد نیز با تقلیل جمعیت ۲۵ میلیونی (که تنها ۲۰درصد آن ایرانی بودند) به آمارهای ساختگی و پرداختن به سوژههای ابلهانهای نظیر قطعی شیر آب در یک پارک شهری، نشان دادند که تا چه حد از قواعد خبررسانی فاصله دارند.
در چنین شرایطی است که مسئولیت و رسالت هنرمندان و رسانههای مستقل و متعهد بسیار سنگینتر میشود. اما متأسفانه در کمال شرمندگی باید اذعان کرد که سینما و ادبیات داستانی ما نیز در فیلمها و سریالهای نمایشی خود، این واقعه مهم تاریخ معاصر را سانسور کردهاند و هنوز حتی یک فیلم سینمایی فاخر یا یک رمان بزرگ درباره این موضوع خلق نشده است. این در حالی است که هر بار پای خاطرات راهپیمایان این مسیر مینشینیم، با حجم زیادی از حوادث دراماتیک مواجه میشویم؛ به طوری که این سفر را میتوان محل ظهور موقعیتهای نمایشی برتر دانست. عشق، حماسه، غیرت، از خودگذشتگی، اندوه، شعف، نیاز، مبارزه، سلوک و حرکت جمعی همگی عناصری هستند که در این موقعیت ممتاز قابل کشف بوده و منبعی الهامبخش برای درامپردازان محسوب میشوند.
یکی دیگر از شاخصههای مهم در آثار نمایشی، نمایش سبک زندگی است که در فیلمهای سینمایی و انیمیشن اساس داستان را میسازد. بدون تردید، یکی از میدانهای بزرگ ظهور و بروز آنچه سبک زندگی اسلامی و ایرانی مینامیم در پیادهروی اربعین اتفاق میافتد؛ جایی که شاهد یک جامعه خالص و زیستن به شیوهای ناب و برتر هستیم. اربعین تنها جایی در جهان است که همه مرزها و رنگها رنگ میبازند و همه برای نیکی و زیبایی مسابقه میدهند و تمرکز یک فیلمنامهنویس یا کارگردان روی گوشهای از این رود مواج، تبدیل به اثری کامل و دیدنی درباره انسان و انسانیت متعالی میشود.
با این حال باید توجه داشت که رسانه اگر نتواند امید بیافریند، تنها پژواکی از شعار خواهد بود. بسط گفتمان مقاومت در فضای رسانهای باید همراه با تسلط کامل بر ابزار رسانه باشد تا از آسیب بزرگ شعارزدگی و پسزدن مخاطب جلوگیری شود. اگر هنرمندی بر ابزارهای رسانهای مانند سینما و تلویزیون مسلط باشد، پیام او بازتاب شعارگونه نخواهد داشت؛ چرا که در سینما که ابزار آن تصویر و فضاسازی است، نباید از دیالوگهای طولانی و سخنرانی استفاده کرد. از سوی دیگر، تصویر واقعی و الهامبخش از مقاومت زمانی خلق میشود که زمینهها و تبارشناسی تاریخی آن روشن شود. اگر تنها به اتفاقات امروز توجه شود، چرایی مقاومت برای نسل جوان مشخص نخواهد شد. ما باید تاریخ غیررسمی و بخشهای پنهانمانده تمدن اسلامی را بازخوانی کنیم؛ روایاتی از جنگهای صلیبی و جریانهای آخرالزمانی غرب تا در مقابل، گفتمان انتظار و عدالتخواهی تبیین شود. امروز در حالی که دشمن از ظرفیت فضای مجازی و رسانههای دیجیتال بهره میبرد، ما نباید دچار انفعال شویم. پیام شهدا و آرمانهای بلند مقاومت تنها زمانی به نسل جدید منتقل میشود که بتوانیم با عبور از شعارزدگی، تسلط بر ابزارهای هنری و تکیه بر عمق تاریخی، حماسه بینظیر اربعین را در برابر امپراتوری سانسور غرب به زیبایی روایت کنیم.