اصول، مبانی و روش تفسیر اهلبیت(ع) (۳)
پرسش:
اهل بیت پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآن کریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟
پاسخ:
در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به مبانی تفسیر قرآن اهل بیت(ع) در پنج مبنا شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان خود مردم نازل شده است ۲- قرآن کلام خداست نه کلام بشر 3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی 4- یاری جستن از قواعد عقلی ۵- جاودانگی قرآن پرداختیم. اینک در ادامه، دنباله مطلب را پی میگیریم.
روششناسی تفسیر اهل بیت(ع)
مهمترین شاخصهها در روش تفسیر، منابعی است که مفسر با استناد به آنها به بیان مراد خداوند از آیات قرآن میپردازد. این منابع بنا بر مبانی مفسران، متفاوت است. با توجه به مباحثی که در مبانی تفسیر اهل بیت(ع) آمده میتوان چنین استنباط کرد که روش تفسیر اهل بیت(ع) مستند به: لغت و قواعد زبان عربی: آموزههای قرآن کریم، سنت پیامبر(ص)، و عقل میباشد. در اینجا به ذکر نمونههایی از روش تفسیر اهل بیت(ع) که بر اساس هریک از این منابع صورت گرفته است میپردازیم:
۱- روش تفسیر قرآن با استناد به قواعد عربی
در روش تفسیر اهل بیت(ع) مشاهده میشود که گاهی با استناد به معنای دقیق واژهها و نیز ارتباط بین اجزای کلام، نکتهای بدیع به عنوان تفسیر آیات بیان شده است. نمونههای زیر از این قبیل است: 1-«زراره میگوید: به امام باقر(ع)، عرض کردم: ممکن است بفرمایید از کجا دانستید که تنها بر قسمتی از سر و قسمتی از پا مسح لازم است؟ آن حضرت پس از تبسمی فرمود: ای زراره! این حکم را پیامبر(ص) اینگونه فرمود، و خداوند نیز در قرآن اینچنین نازل کرد. زیرا خدای متعال میفرماید: «فاغسلوا وجوهکم» (مائده-۶) پس ما دانستیم سزاوار است تمام صورت شسته شود. سپس فرمود: «و ایدیکم الى المرافق». آنگاه حکم مسح را چنین بیان کرد: «و امسحوا برؤوسکم» پس ما از مدلول حرف «باء» در «برؤوسکم» فهمیدیم که مسح تنها بر بخشی از سر واجب است. آنگاه همانطور که «ایدیکم» را به «وجوهکم» وصل کرد، «ارجلکم» را به «رؤوسکم»، عطف نمود و فرمود: «و ارجلکم الی الکعبین»، پس ما دانستیم که باید بخشی از دو پا را مسلح کرد. (کافی، ج ۳، ص۳۹، ح ۴) ۲- امام رضا(ع) در تفسیر آيه «والسماء ذات الحبك»(ذاریات-7) میفرماید: «آسمان (با ستونهایی که بین آنها و زمین است) استوار گشته است. راوی میپرسد: «چگونه چنین ستونهایی آسمان را استوار کرده و نگهداشتهاند در حالی که خداوند میفرماید: «رفع السموات بغير عمدترونها»(رعد-۲) امام رضا(ع) در پاسخ فرمود: سبحان الله! مگر خداوند نفرمود: «بغیر عمدترونها»؟ راوی میگوید: بلی، حضرت فرمود: پس در آنجا ستون هست، لکن شما آن را نمیبینید. (تفسیر نورالثقلین، ج12،ص481).
در روایت دیگری از امام علی (ع) این ستونهای نامرئی به ستونهای نورانی تفسیر شده است. بنابراین امام رضا(ع) با استناد به این که جمله «ترونها»، صفت برای «عمد» است و در این جمله، موصوف به طور مطلق نفی نشده است، بلکه با وصف مذکور نفی شده است، آیه را تفسیر کرده است.
۲- روش تفسیر قرآن به قرآن
در روش تفسیر قرآن اهل بیت(ع)، خودآموزههای قرآن کریم مهمترین منبع تفسیر است. فرهنگ قرآن، سیاق آیات و آیاتی که دارای وحدت موضوعیاند، و نیز استفاده از آیات محکم در تفسیر آیات متشابه از اهم اموری است که مورد توجه اهل بیت(ع) بوده است. در اینجا نمونههایی از این روش تفسیر را گزارش میکنیم:
۱- از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت در تفسیر آیه: «ختم الله على قلوبهم و على سمعهم» (بقره-۷)، فرمود: «ختم» مهری است که بر دلهای کافران زده میشود و این مجازاتی است که در مقابل انتخاب راه کفر میبینند، همانطور که خداوند فرمود: «بل طبع الله عليها بكفرهم فلا يومنون الا قليلا» بلکه خداوند از سر بیدینشان مهر بدبختی بر دلهایشان زده و برای همین جز عده کمیشان ایمان نمیآورند. (نساء- ۱۵5)
(ادامه دارد)