کد خبر: ۳۳۵۲۸۶
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۳

تلاوت آه

ابوالقاسم محمدزاده

مقابلت می‌نشینم. افسوس که ساکت و آرامی و من بی‌تاب‌تر از همیشه ام.‌تا حالا این‌قدر به تو نزدیک نبودم. نام تو را با آه تلاوت می‌کنم.
من این طرف و تو آن طرف‌،من نفس نفس می‌زنم و تو فقط لبخند بر لب داری و نگاه می‌کنی آقا جان! 
شش‌ماه است که بین مان فاصله افتاده است و تنها سنگ‌نشان که ما را به هم می‌رساند. نمی‌خواهی دوباره منبر بروی‌، نمی‌خواهی دوباره از جهاد و مقاومت بگویی! نمی‌خواهی از حوادث روزگار بگویی و رسیدن به قله را برایمان تبیین کنی و پیروزی را برایمان 
نوید دهی؟
آقا جان! امام شهید و سفر کرده‌ام. چقدر فاصله است بین من و شما. فاصله به اندازه دنیا و آخرت است. غم و سوگ تا کی؟ چگونه تاب‌آوریم این‌همه داغ و درد و فراق را. دوباره ما را در این پیچ و تاب غم‌ها و غصه‌ها دریاب. دل‌های پاره پاره و تار و پود به هم ریخته ما را سامان نمی‌دهید؟
با خودم زمزمه می‌کنم حدیث وقوع کربلا در ماه مبارک رمضان را. تا کربلا و عاشورا راه زیاد بود اما کربلا را دیدیم و معنی ارباً اربا را فهمیدیم وحالا، کنار مزارت‌، واژه‌های سوخته و گدازه‌های قلبم را در کنار سنگ مزارت با آه تلاوت می‌کنم و فریاد هرچه بادا بادا سر دهم و زمزمه کنم‌،شیهه و ناله ی دوالجناح را وقتی با کاکل خونین و زین واژگون شده به خیمه‌ها 
برگشت. 
امام شهید که به امام حسین(ع) اقتدا کردی‌، از خودم می‌پرسم: 
کدام روز خواهد آمد منتقم‌،کدام روز شمشیر انتقام شما را برخواهد داشت تا بیداد را از جهان بردارد و پرچم یالثارات الحسین‌(ع) یا لثارات الخامنه‌ای را برخواهد افراشت.
چشم به راه خواهیم نشست تا مهدی صاحب‌الزمان بیاید: 
تا نام دوست می‌شنوم از زبان خویش
آیینه پیش ارم و ببوسم دهان خویش
نامش چو غیر می‌برد از هوش می‌رویم
وای از دمی که نام تو شنویم از دهان خویش
بیا ‌ای زیباترین نام‌، زیباترین نشان‌، بهترین منتقم: مهدی(عج)

captcha