از مشایه تا بهشت
فاطمه فروغیفرد
چهل روز است از حضیضِ خاک تا عزیزِ عرش، ارض و سما و مُلک و ملکوت، در راهِ تواَند. چهل شب است که حُضنِ تُراب، پیکر بیسر تو را در میان گرفته است. جماعتی از مشایه، رهروِ آن طریقند که مقصودش تویی. از جانب طریقالعلما، انبیا و اولیای الهی هرولهکنان جانبِ تو را به مقصد گرفتهاند و زیرلب، ناحیه مقدسه زمزمه میکنند. روزگار، روزگارِ کربو بلاست. زینب است که کاخ شام را به نطق طوفانیاش تسخیر و تکفیر میکند.
ای حسین!ای سراجِ تقدیر!
از قرابتِ وجود توست که مواکب را غرفههای جنت میخوانند. از ارج کارزارِ شریف توست که نینوا را تنها قطعهی بهشتِ دنیای دون میدانند.