کد خبر: ۳۳۵۰۴۲
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰
گزارش خبری تحلیلی کیهان

راه تنفس دشمن را با مذاکره درباره تنگه هرمز باز نکنید

سرویس سیاسی- 
بازگشت به میز دیپلماسی در شرایطی که دشمن در موضع ضعف، فرسایش نظامی و بحران داخلی قرار دارد، باز کردن 
«راه نفس دشمنِ از نفس ‌افتاده» است. مذاکره درباره تنگه هرمز یا پذیرش سازوکارهای مبهم منطقه‌ای، دقیقاً همان 
«نقطه سر خطی» است که واشنگتن برای بازسازی زرادخانه‌های تهی‌شده‌اش به آن نیاز دارد.
در معرکه تقابل‌های راهبردی، آن‌کس که حواسش به «تیک‌تاک ساعت اقتدار» نباشد، قافیه را نه در میدان جنگ، بلکه روی میز دیپلماسی خواهد باخت. اکنون که ماهیت درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا وارد حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مرحله خود شده است، باز هم صداهایی سازشکارانه و مغالطه‌آمیز از سوی طیف حامی مذاکره به گوش می‌رسد؛ گروه‌هایی که با تقدیس ناآگاهانه یا مغرضانه «تفاهم‌نامه» و نمایش ساده‌لوحانه‌ای از دیپلماسی یک‌طرفه، سعی دارند کشور را به دست‌کشیدن از اهرم‌های اقتدار ملی ترغیب 
کنند.
این جریان‌ها در حالی توصیه به توقف میدان و عقب‌نشینی در شریان‌های حیاتی نظیر «تنگه هرمز» می‌کنند که طرف آمریکایی، دقیقاً در اوج ناکامی‌های میدانی و زیر فشار افکار عمومی و بحران‌های ساختاری، به دنبال فرصتی برای تنفس، تجدید قوا و خروج از بن‌بست راهبردی خویش است.
کدوی پوک واشنگتن!
برخلاف تصویرسازی‌های ‌هالیوودی از توان ارتش آمریکا، واقعیت‌های میدان نبرد و آمارهای محرمانه افشاشده در رسانه‌های غربی، سیمای کاخ سفیدی را ترسیم می‌کنند که به طرز خطرناکی تهی از سامانه و مهمات کلیدی شده است.
گزارش تحلیلی روزنامه وال‌استریت ژورنال بر پایه داده‌های مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی از حقیقت تلخی برای پنتاگون پرده برمی‌دارد. پس از ماه‌ها نبرد درگیری با ایران، ذخایر مهمات دقیق و موشک‌های تهاجمی و پدافندی آمریکا به شدت آسیب دیده است. بر اساس این تحلیل:
نزدیک به ۳۰ درصد از ذخایر موشک‌های کروز تاماهاوک مصرف شده است؛ نزدیک به نیمی از ذخایر موشک‌های سامانه پاتریوت و تاد شلیک شده‌اند؛ بخش قابل توجهی از موشک‌های هواپایه‌ و بردبلندJASSM از زرادخانه‌ها خارج گردیده‌اند.
کارشناسان دفاعی اذعان دارند که حتی با حداکثر توان تولیدی، بازسازی این حجم از ذخایر بین ۳ تا ۶ سال زمان می‌برد. مؤسسه «دفاع از دموکراسی‌ها» نیز افشا کرده که ارتش آمریکا تنها در ماه‌های نخست نبرد بیش از
۱۰۰۰ فروند موشک تاماهاوک شلیک کرده، در حالی که خرید پنتاگون در کل سال مالی ۲۰۲۵ تنها 
۳۸ فروند بوده است! این ناترازی فاحش نشان می‌دهد آمریکا توان پایداری در یک جنگ فرسایشی با شدت بالا را ندارد و ترس پنتاگون از مواجهه همزمان با سایر سناریوها (نظیر شرق آسیا و چین)، آن‌ها را به سمت توقف اضطراری نبرد سوق داده است.
  آتش در خانه ترامپ 
و سقوط محبوبیت جنگ
در بعد داخلی، ترامپ قمارباز با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های مشروعیت سیاسی در طول دوران ریاست‌جمهوری خود روبه‌رو است. شکاف میان ادعاهای کاخ سفید و واقعیت‌های میدان جنگ، افکار عمومی آمریکا را کاملاً علیه عملکرد واشنگتن برانگیخته است.
بر اساس نظرسنجی مشترک مؤسسه رویترز و ایپسوس، 
۶۹ درصد از مردم آمریکا (شامل ۴۰ درصد از هواداران حزب جمهوری‌خواه) معتقدند که دونالد ترامپ نتوانسته اهداف دخالت نظامی کشورشان در ایران را به روشنی و با منطقی قانع‌کننده تبیین کند. متناقض‌گویی‌های متعدد ترامپ درباره اهداف جنگ، مردم آمریکا را به این باور رسانده که کشورشان وارد باتلاقی بی‌انتها شده است.
علاوه ‌بر این، میزان حمایت عمومی از این قشون‌کشی از زمان آغاز عملیات نظامی همواره زیر 
۴۰ درصد باقی مانده است. مقایسه این میزان افتضاح‌آمیز با محبوبیت 
۷۰ درصدی حمله به عراق یا محبوبیت ۹۰ درصدی جنگ افغانستان در ماه‌های نخست، نشان‌دهنده سقوط آزاد پایگاه اجتماعی ترامپ در خانه است. «تیک‌تاک ساعت سیاسی» برای ترامپ به صدا درآمده و او می‌داند که تداوم این وضعیت، ضربه‌ای کشنده به انتخابات و آینده سیاسی وی وارد خواهد کرد.
تنگه هرمز؛ 
سلاحی خطرناک‌تر از بمب اتم
در میان این معادله، اهرم بی‌بدیل ایران در جغرافیای راهبردی منطقه یعنی تنگه هرمز، معادلات را به سود جبهه مقاومت رقم زده است. نشریه بریتانیایی تلگراف در تحلیلی هشدارآمیز تأکید می‌کند که کنترل عملیاتی تنگه هرمز برای ایران به «سلاحی تهاجمی و بسیار مؤثرتر از سلاح هسته‌ای» تبدیل شده است.
از این گذرگاه آبی حیاتی، بیش از ۲۰ درصد نفت خام جهان عبور می‌کند. ایران با بهره‌گیری از توانمندی‌های نامتقارن، قایق‌های تندرو، مین‌ریزی هوشمند و موشک‌های ساحل به دریا، قادر است بدون نیاز به هیچ ابزار دیگری، شریان انرژی جهان را متوقف کرده و تورمی ویرانگر را به بازارهای مالی غربی تزریق کند.
نشریه آمریکایی آتلانتیک نیز با اشاره به بن‌بست راهبردی ترامپ اعتراف می‌کند که ادامه درگیری در تنگه هرمز، ذخایر اضطراری نفت غرب را نهایتاً ظرف چند هفته تخلیه خواهد کرد؛ وضعیتی که ترامپ خود نیز با نگرانی از آن به عنوان سایه «سقوط بازار اقتصادی مشابه سال ۱۹۲۹» یاد کرده است. تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی سالیان گذشته علیه ملت ایران، این منطق را در میان قاطبه مردم جا انداخته که اگر قرار است ایران از منافع تجاری و صادرات آزاد محروم باشد، کشورهای متجاوز نیز باید هزینه ناامنی و محاصره را لمس کنند.
طرح‌های زنجیره‌ای فریب
حال که آمریکا در میدان نظامی به نفس‌نفس افتاده و ذخایر استراتژیکش رو به اتمام است، خط مکر و حیله دیپلماتیک آغاز شده تا آنچه را در میدان جنگ به دست نیاورده‌اند، روی میز مذاکره گدایی کنند.
بر اساس گزارش رویترز به نقل از منابع منطقه‌ای، مسقط طرحی را برای ایجاد یک «سازوکار مشترک منطقه‌ای جهت مدیریت تنگه هرمز» روی میز گذاشته است که بر اساس الگوبرداری از «تنگه مالاکا»، تسلط حاکمیتی و یکجانبه ایران بر این آبراه را سلب کرده و مدیریت آن را به شورایی بین‌المللی با مشارکت سایر کشورها واگذار کند. باید با صراحت و شجاعت تأکید کردکه سازوکار عمانی، شمایلی آمریکایی دارد!
دولت عمان اگرچه در ظاهر نقش میانجی را بازی می‌کند، اما ارائه چنین طرح‌هایی مستقیماً در جهت خدشه‌دار کردن حاکمیت ملی ایران و خلع ید کشور از مهم‌ترین اهرم چانه‌زنی بین‌المللی است. تبدیل تسلط حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز به یک اداره مشترک یا داوطلبانه، یعنی تقدیم رایگان کلیدی‌ترین اهرم اقتدار کشور به دشمنی که تا دیروز مناطق مختلف ایران را زیر آتش موشک قرار داده بود. این تفاهم‌نامه‌ها و طرح‌های پیشنهادی، در نطفه ابتر، بی‌خاصیت و خائنانه به منافع ملی هستند و تنها هدف آن‌ها ایجاد تنفس مصنوعی برای ارتش شکست‌خورده آمریکا 
است.
از طرفی، محاسبات آمریکا برای دور زدن اهرم هرمز نیز با هوشمندی جبهه مقاومت به بن‌بست کامل رسیده است. وقتی کشورهای حامی متجاوزان تلاش کردند نفت خود را از طریق خطوط لوله جایگزین منتقل کنند، انصارالله و نیروهای مسلح یمن موازنه قدرت جدیدی را خلق کردند.
گزارش روزنامه الاخبار نشان می‌دهد نیروهای مسلح یمن با حملات پهپادی دقیق، خط لوله راهبردی «شرق به غرب» عربستان (منتقل‌کننده روزانه 
۷ میلیون بشکه نفت از خلیج‌فارس به بندر ینبع در البحر الاحمر) را هدف قرار دادند. این ضربه مهلک که یادآور عملیات سال ۲۰۱۹ آرامکو است، نشان داد که هیچ شریان جایگزینی برای صادرات نفت در منطقه در امان نیست. انصارالله با متوقف کردن عبور نفتکش‌های متجاوز از باب‌المندب و فلج کردن ۵۰ درصدی بندر ینبع، صراحتاً ثابت کرد که امنیت انرژی یک مقوله تجزیه‌ناپذیر است؛ یا همه از آن بهره‌مند می‌شوند 
یا هیچ‌کس!
«نقطه سر خط» ممنوع!
بازگشت به میز دیپلماسی در شرایطی که دشمن در موضع ضعف، فرسایش نظامی و بحران داخلی قرار دارد، باز کردن «راه نفس دشمنِ از نفس افتاده» است. مذاکره درباره تنگه هرمز یا پذیرش سازوکارهای مبهم منطقه‌ای، دقیقاً همان «نقطه سر خطی» است که واشنگتن برای بازسازی زرادخانه‌های تهی‌شده‌اش به آن نیاز دارد. اگر تجربه تفاهم‌نامه‌های عقیم گذشته یک درس به ما داده باشد، آن درس این است که دشمن تنها زبان قدرت را می‌فهمد. نباید اجازه داد سانتیمانتالیسم سیاسی و ساده‌لوحی برخی جریانات داخلی، اهرم‌های حیاتی و استراتژیک کشور را که با خون امام شهیدان و اقتدار نیروهای مسلح به دست آمده، در مسلخ مذاکرات بی‌حاصل قربانی کند. تنگه هرمز، خط قرمز حاکمیت ملی ایران است و این اهرم اقتدار تا کوتاه‌آمدن کامل متجاوزان و رفع کامل مضایق اقتصادی علیه ملت ایران، نباید از دست 
برود.