اعتبار تاریخ طبری (شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: چرا عدهای از تاریخ طبری برای خراب کردن اعتقادات اسلامی شیعیان استفاده میکنند،این کتاب معتبر است یا خیر؟ چطور میشه به نوشتههای یک کتاب گفت درست یا نادرست؟
پاسخ: تاریخ طبری کتابی است که توسط محمد بن جریر بن یزید طبری (درگذشت ۳۱۰ ق) در اواخر قرن سوم نوشته شده است. نام کامل آن «تاریخُ الرُسُلِ و الاُمَمِ و المُلوک» است که به تاریخ الطبری معروف شده است. این کتاب از معروفترین کتابهای تاریخ اسلام است که از آغاز خلقت جهان تا حوادث سال ۳۰۲ ق را در بر میگیرد. تألیف این کتاب در سال ۳۰۳ ق به پایان رسیده است.
اعتبار تاریخ طبری:
الف) تاریخ طبری نسبت به دیگر کتابهای زمان خود جامع است، همان مطالبی که یعقوبی در دو جلد گنجانده، طبری در بیش از ده جلد روایت کرده است، این خود گویای جامعیت این کتاب است، اگر در یک ماجرا یعقوبی و امثال وی دو گزارش نقل کردهاند، طبری ده گزارش نقل میکند، اما همین امر باعث شده که اعتبار آن ریزش کند، زیرا هر چه گزارشها بیشتر شود خود به خود اعتبار کمتر خواهد شد. طبری خود در مقدمه بیان میکند: «آنچه در این کتاب جمعآوری شده همگی صحیح نیست و آنها را از افراد مختلف شنیدم و جمعآوری کردم. شاید در آن چیزهایی باشد که باعث ناراحتی شود، اما این سخنان از من نیست و من فقط آنها را جمعآوری کردهام.» (1) این سخن گویای آن است که حتی خود طبری همه مطالب کتابش را قبول نداشته و فقط درصدد جمع گزارشهای متعدد بود؛ زیرا وقتی در این ماجرا دو گزارش نقل میشود که صد و هشتاد درجه باهم تفاوت دارند، چگونه نویسنده میتواند هر دو آنها را قبول داشته باشد. برای مثال کسی مأمور میشود تا در یک درگیری شهری، گزارشهای متعدد را فقط جمعآوری کند، به سراغ شخصی میرود که این طرف دعواست، قطعاً به نفع خود میگوید، طرف مقابل نیز گزارش موردنظر خود را به سمع گزارشنویس میرساند، گزارشنویس به سراغ حاضران رفته و هرکدام از نگاه خود به بیان واقعه میپردازند، گزارشهای جمعآوری شده، گاهی 180 درجه با هم فرق دارد و گزارشنویس نیز همه اینها را قبول ندارد. از طرف دیگر کارش نیز اشتباه نیست، زیرا تنها درصدد جمعآوری گزارشهای متفاوت بوده و هر چه گزارشهای وی بیشتر باشد گزارش نامهاش کاملتر است؛ اما این بدان معنا نیست که همه گزارشهای وی صحیح است. حال اگر رسانههای دشمن به گزارشهای وی استناد کرده و بدترین گزارش را انتخاب و در رسانههای خود علیه جمهوری اسلامی بیان کند، به معنای درستی آن گزارش نیست و حتی خود گزارشنویس نیز تعجب خواهد کرد. در مورد طبری نیز همین امر صادق است، یعنی برخی اسلامستیزان به سراغ تاریخ طبری رفته و از ده گزارش وی در یک ماجرا، بدترین را گزارش کرده و در فضای مجازی نشر میدهند، در صورتی که خود طبری نیز آن را قبول نداشته و اگر زنده بود از نقل آن به عنوان گزارش صحیح تعجب میکرد. برخی از راویان طبری مورد قبول شیعه و حتی اهل سنت نیستند، یکی از راویان طبری فردی به نام «سیف بن عمر» است که بسیاری از گزارشهای او بیشتر به افسانه شباهت دارد. مستشرقان از روایتهای او برای نشان دادن چهرهای خشن از سپاه اسلام بهره بردهاند. (2) آیتالله سبحانی نیز پنج نفر از راویان طبری را تضعیف کرده و گفته است که در جلدهای سوم تا پنجم تاریخ طبری، ۷۰۱ روایت دربارﮤ وقایع سالهای ۱۱ تا ۳۷ هجری (دوران خلافت ابوبکر، عمر و عثمان) از طریق پنج راوی ضعیف (السری بن اسماعیل کوفی، السری بن عاصم، شعیب بن ابراهیم کوفی، سیف بن عمر و یزید الفقعسی) نقل شده است و این موضوع باعث شده حقایق تاریخیِ آن دوران به گونهای وارونه جلوه داده شوند. (3)
ب) علاوهبر آن، نکته دیگری که از اعتبار تاریخ طبری میکاهد تعصب مذهبی وی است. تعصب مذهبی وی باعث شده برخی از گزارشها را نتواند نقل کند، برای نمونه درباره واقعه غدیر سکوت کرده و هیچ اشارهای به حدیث غدیر نکرده است؛ (4) اما پس ازآنکه با برخی از حنبلیها مشکل پیدا میکند کتابی با نام «الولایه» در دو جلد تألیف میکند و اسناد غدیر را در آن میآورد. (5) این خود گویای تعصب مذهبی وی است که نتوانسته چنین اطلاعاتی را حتی در حد اشاره در کتاب تاریخ خودش نقل کند. بنا بر تحقیقات انجام شده، طبری ده نوع پنهان کاری در متن کتابش به کار برده است؛ ازجمله پنهان کاری در ماجرای یوم الانذار و نامه محمد بن ابی بکر به معاویه و اختلاف معاویه با ابوذر که منجر به تبعید ابوذر شده است. (6) وی در ماجرای قتل عثمان بصراحت میگوید: «قسمتى را بیان نکردم که زشت است و یاد کردن آن را خوش نداشتم.»(7) نیز در جای دیگر در مورد همین ماجرا میگوید: «بسیارى از مسائلی را که قاتلان وى دستاویز کشتنش کردند بیان کردم و بسیارى را نقل نکردم، چرا که به دلایلی عدم بیان آن را لازم
مینمود.» (8)
ج) مشکل دیگر تاریخ طبری زیادهروی در پذیرش اسرائیلیات و اوهام خرافی است؛ (9) این مشکل بیشتر در جلد اول که تاریخ جهان تا قبل از بعثت است نمود مییابد. (10) علامه سید جعفر مرتضی عاملی نیز کتاب طبری را انباشته از اسرائیلیات معرفی میکند؛ و به عنوان شاهد سخنانش به ماجرای ذبح فرزند حضرت ابراهیم، احادیث جسمیت (جسم بودن خداوند) و هیکل و احادیث جبر اشاره میکند که طبری به نقل از کعب الاحبار آورده است. (11)
اعتبارسنجی کتابها
برای اعتبار سنجی کتابها، تصور کنید صندوقی در اختیار دارید که صد سکه طلا در آن است، اما میدانید که پنجاه عدد از این سکهها تقلبی هستند. آیا همه را دور میریزید یا به یک طلاشناس مراجعه میکنید تا سکههای واقعی را از تقلبی جدا کند؟ همین قاعده دربارﮤ تاریخ هم صادق است. در طول تاریخ، به دلایلی مانند تعصبهای مذهبی و قومی، فشارهای حکومتها بر مورخان و اشتباهات ناخواسته مورخان، گزارشهایی جعلی وارد تاریخ شده است، اما این بدان معنا نیست که هیچ راهی برای تشخیص حقیقت وجود ندارد. متخصص تاریخ چگونه حقیقت را پیدا میکند؟ مورخ با استفاده از روشهای علمی و مهارتهایی که طی سالها پژوهش کسب کرده است، میتواند روایتهای درست را از نادرست جدا کند. (12)
نتیجه :
بنابر آنچه بیان شد، بهترین سخن در مورد طبری آن است که گفته شود، کتاب طبری روزنامه نیست، بلکه کتابی است تخصصی که تنها متخصص تاریخ میتواند گزارشهای صحیح و غلط آن را تشخیص دهد، کسانی که از دانش ادبیات عرب برخوردار باشند و در علم رجال تبحر داشته باشند و نیز به برخی از پیش نیازهای علوم مرتبط دیگر تسلط داشته باشند میتوانند به سراغ طبری رفته و گزارشهای آن را اعتبارسنجی کنند. به همین دلیل تنها با داشتن تخصص در علم تاریخ میتوان نسبت به گزارشهای آن قضاوت و گزارشهای درست و غلط را از هم پالایش کرد؛ اما اسلامستیزان از عدم اطلاع مخاطبان خود سوءاستفاده کرده و گزارشهایی را گزینش میکنند که در اسلامستیزی آنها کمک شایانی کند و مخاطبان را نسبت به اسلام بدبین کند.
پی نوشتها:
1. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر (م 310)، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیه، 1387 ش، ج 1، ص5. 2. عسکری، مرتضی، عبدالله بن سبأ و دیگر افسانههای تاریخی. (بی جا): مجمع علمی اسلامی، انتشارات منیر، ۱۳۷۵ ش، ج ۱، صص ۳۱۲ و ۳۱۳. 3. سبحانی، جعفر، آیین وهابیت. قم: مشعر، ۱۳۹۱ ش، صص ۱۶ و ۱۷. 4. جعفریان، رسول، جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۱ ش، ص ۱۴۸. 5. همان، صص ۱۴۸-۱۴۹. 6. عسکری، سید مرتضی، «نقد متد تاریخ نگاری طبری»، در مجله کیهان اندیشه، شماره ۲۵، مرداد و شهریور ۱۳۶۸ ش، ص 36. 7. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر (م 310)، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیه، 1387 ش، ج 4، ص 356. 8. همان،ص 365. 9. عاصی، حسین، ابوجعفر محمد بن جریر الطبری و کتابه تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۳ ق، ص ۱۱۱. 10. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، نشر علم، تهران، ۱۳۹۳ ش، ص ۲۲۸. 11. سید جعفر مرتضی، «اسرائیلیات در تاریخ طبری»، در مجله کیهان اندیشه، شماره ۲۵، مرداد و شهریور ۱۳۶۸ ش، صص 54- 45. 12. مصطفی، محسنی، آنچه گذشت، نشر معارف، 1402 ش، صص ۱۴-۱۵.
مصطفی محسنی