سرمایه اجتماعی، ولینعمت حکمرانی(مقاله وارده)
مقدمه
حتماً برایتان پیش آمده که در یک محله، اهالی برای حل یک مشکل کوچک مثل آبگرفتگی یا نظافت کوچه، بهراحتی کنار هم جمع میشوند و کار را پیش میبرند. در جای دیگر، دیدهاید که حتی برای یک مسئلهی ساده، هیچکس پا پیش نمیگذارد و همه منتظرند تا دیگری کاری کند. راز این تفاوت، در چیزی است که اسمش را «سرمایه اجتماعی» گذاشتهایم. این سرمایه، مثل چسبی نامرئی، اعضای یک جامعه را به هم پیوند میزند و به آنها امکان میدهد تا برای رسیدن به اهداف مشترک، با هم همکاری کنند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید این سرمایه نامرئی، نه تنها در زندگی روزمره، بلکه در بزرگترین تصمیمهای یک کشور، یعنی «حکمرانی» هم نقش اول را بازی میکند؛ تا جایی که میتوان گفت سرمایه اجتماعی، ولینعمت حکمرانی است. کشورهایی که از این سرمایه برخوردارند، حکمرانیِ روانتر و کارآمدتری دارند و برعکس، هر جا این سرمایه تقلیل رفته، فساد، بیاعتمادی و هزینههای سرسامآورِ اجرائی جای آن را گرفته است.
* حکمرانی خوب یعنی چه؟
حکمرانی خوب، یعنی دولتی که شفاف باشد، پاسخگو باشد، به قانون احترام بگذارد، با فساد مبارزه کند و مردم را در تصمیمگیریها مشارکت دهد. این مؤلفهها، بیتردید در بستری از وفور سرمایه اجتماعی رشد میکنند. یعنی اگر سرمایه اجتماعی نباشد، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت هم ممکن نیست.
* اعتماد؛ رکن اصلی سرمایه اجتماعی
در میان مؤلفههای سرمایه اجتماعی، اعتماد از همه مهمتر است. اعتماد یعنی «انتظار مثبتِ مردم از رفتار دیگران و نهادها». این انتظار مثبت، ریسک همکاری را کاهش میدهد و مردم را به مشارکت ترغیب میکند. اعتماد در سه سطح معنا پیدا میکند: اعتماد درونگروهی (میان اعضای یک خانواده، قوم یا گروه همفکر)، اعتماد بینگروهی (میان گروههای مختلف جامعه) و اعتماد نهادی (اعتماد به دولت، قوه قضائیه، رسانهها و نهادهای رسمی).
* اقتصادِ بدون اعتماد، اقتصادیِ پر هزینه
حتماً برایتان پیش آمده که در یک معامله یا همکاریِ اقتصادی، به خاطر بیاعتمادیِ طرف مقابل، مجبور شدهاید کلی وقت و هزینه صرفِ نظارت و کنترل کنید. این دقیقاً همان جایی است که سرمایه اجتماعی خودش را نشان میدهد. وقتی مردم به هم و به نهادهای اقتصادی اعتماد داشته باشند، هزینهها پایین میآید، معاملهها روانتر میشود و تولید رونق میگیرد.
* نهادهای کارآمد، ستون فقرات اقتصادِ پایدار
کیفیت نهادها، یکی دیگر از ارکانِ حکمرانی اقتصادی است. نهادهای کارآمد، یعنی دستگاههایی که قوانین را درست اجرا میکنند، از حقوق مالکیت حمایت میکنند و فرصتهای برابر برای مشارکت اقتصادی فراهم میآورند. وقتی نهادها قوی باشند، سرمایهگذاری افزایش مییابد، ریسک کاهش مییابد و اقتصاد به سمتِ رشدِ پایدار حرکت میکند.
* شفافیت؛ کلیدِ طلاییِ اقتصادِ سالم
شفافیت یعنی دسترسیِ آزاد و بموقعِ مردم به اطلاعاتِ مربوط به تصمیمگیریها و عملکردِ دولت. وقتی بودجه کشور شفاف باشد، وقتی قراردادهای دولتی در معرضِ نظارتِ عمومی باشد، وقتی اطلاعاتِ مالیِ نهادها در دسترس باشد، فساد کاهش مییابد و اعتمادِ عمومی افزایش پیدا میکند. شفافیت، هزینههای مبادله را کاهش میدهد، انضباط مالی را تقویت میکند و بستری امن برای سرمایهگذاری فراهم میآورد. در ایرانِ امروز، یکی از نیازهای اساسیِ اقتصاد، شفافسازیِ فرآیندهای اقتصادی است.
* راهکارهای عملی برای تقویت سرمایه اجتماعی
1- افزایش شفافیت. یعنی مردم بدانند در کشور چه میگذرد؛ یعنی اطلاعاتِ مربوط به تصمیمگیریها، بودجهها و عملکردِ دولت، در دسترسِ عموم باشد. وقتی مردم از جزئیاتِ تصمیمها و هزینهها مطلع باشند، میتوانند نظارت کنند و مسئولان به نوعی پاسخگو شوند. شفافیت، فساد را کاهش میدهد و اعتماد را افزایش میدهد. در ایرانِ امروز، یکی از نیازهای اساسی، شفافسازیِ فرآیندهای اداری و مالی است.
2- مبارزه جدی با فساد. فساد بزرگترین دشمنِ سرمایه اجتماعی است. وقتی مردم ببینند که مسئولی از قدرت خود سوءاستفاده میکند، اعتمادشان از بین میرود. مبارزه با فساد، نیازمندِ اراده سیاسی، تقویتِ نهادهای نظارتی و حمایت از افشاگرانِ فساد است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که مبارزه جدی با فساد، اولین گام برای بازسازیِ اعتمادِ عمومی است.
3- تقویت نهادهای مدنی مثل تشکلها، انجمنها، احزاب و سازمانهای مردمنهاد. وقتی این نهادها فعال و قدرتمند باشند، مردم میتوانند صدای خود را به گوشِ مسئولان برسانند و در تصمیمگیریها مشارکت کنند. تقویتِ نهادهای مدنی، یعنی گسترشِ دموکراسیِ مشارکتی و افزایشِ سرمایه اجتماعی.
4- تمرکززدایی و واگذاریِ امور به مردم. تمرکزِ بیش از حدِ قدرت در دستِ دولت، یکی از موانعِ اصلیِ توسعه و تقویتِ سرمایه اجتماعی است. واگذاریِ بسیاری از امور به مردم، شوراها و نهادهای محلی، نه تنها باعثِ کاهشِ هزینهها میشود، بلکه مشارکتِ مردمی را افزایش میدهد و حسِ مسئولیت را در مردم تقویت میکند.
5- استقلالِ رسانه ملی و نقشِ آن در اعتمادسازی. رسانه ملی، اگر مستقل و آزاد باشد، میتواند نقشِ مؤثری در شفافسازی، نقدِ منصفانه و افشایِ فساد داشته باشد. رسانه مستقل، مثل چراغی در تاریکی، مسیرِ درست را نشان میدهد و به مردم کمک میکند تا تصمیماتِ بهتری بگیرند.
6- عدالتِ اقتصادی و رفعِ تبعیض. یکی از مهمترین عواملِ تخریبِ سرمایه اجتماعی، نابرابریِ اقتصادی و تبعیض است. وقتی مردم احساس کنند که فرصتها به طورِ عادلانه تقسیم نمیشود، اعتمادشان از بین میرود. اجرایِ سیاستهایِ عادلانه مالیاتی، حمایت از اقشارِ آسیبپذیر و ایجادِ فرصتهایِ برابرِ شغلی، از راهکارهایِ اساسی برای تقویتِ سرمایه اجتماعی است.
نتیجهگیری
سرمایه اجتماعی و حکمرانی خوب، دو روی یک سکهاند. هر چه سرمایه اجتماعی قویتر، حکمرانی کارآمدتر؛ و هر چه حکمرانی شفافتر و پاسخگوتر، سرمایه اجتماعی پایدارتر. این رابطه متقابل، کلیدِ توسعه و پیشرفتِ هر جامعهای است. سرمایه اجتماعی ایران، سرمایهای عظیم و کمنظیر است. تجمعات شبانه، تشییع میلیونی رهبر شهید، حضورِ گسترده در مراسم تشییع شهدا، همگی گواهِ این واقعیتاند که ملت ایران، در بزنگاههایِ حساسِ تاریخی، همچنان با وحدت، همدلی و احساسِ مسئولیت در صحنه حضور دارند.
نظامهای حکمرانی که پشتوانه ملی و مردمی داشته باشند، قدرتمندند و ایران از این سرمایه ارزشمند برخوردار است. این سرمایه، فرصتی بینظیر برای پیشرفت و تعالی کشور فراهم آورده است. برای بهرهبرداریِ بهینه از این فرصت، همکاری و همدلیِ نظام حکمرانی با مردم، نقشی کلیدی ایفا میکند. وظیفه نظام حکمرانی، پاسخگوییِ شایسته به این سرمایه عظیم است. شفافیت، مبارزه با فساد، تقویتِ مشارکتِ مردمی، توانمندسازیِ شهروندان، تمرکززدایی، استقلالِ رسانه و عدالتِ اقتصادی، هفت راهکاری هستند که میتوانند این سرمایه را برای همیشه پویا و بالنده نگه دارند و آن را به پیشرفتِ ملموسِ اقتصادی و اجتماعی تبدیل کنند.
ملتی که در میدانها حاضر است، در پای صندوقهای رأی و در صحنه تولید نیز حاضر خواهد بود؛ این، همان سرمایهای است که با همراهی و همگراییِ نظام حکمرانی و مردم، به اوجِ شکوفایی خود خواهد رسید.
اسرافیل بزارپور/ دکترای DBA