جلوه اخلاص و تندیس گمنامی (حدیث دشت عشق)
در روزگاری که زرقوبرقهای دنیوی، بسیاری را فریفته خود میسازد، هنوز هستند روحهای بزرگی که شکوهِ حضور را در گمنامی و عظمتِ بندگی را در فروتنی جستوجو میکنند. شهیده سیده بشری خامنهای، دختر رهبر شهید انقلاب، نمونه بارز و تمامعیار این سبک زندگی متعالی و مخلصانه بود. ایشان که از سال ۱۴۰۱ لباس خدمت به زائران امام رئوف(ع) را بر تن کرد، هیچگاه به دنبال شهرت یا استفاده از جایگاه والای خانوادگی خود نبود. در گوشهوکنار حرم مطهر رضوی، از کفشداری و غبارروبی صحنها گرفته تا سقایی با شوق و ارادت در رواق امام خمینی(ره) و گلابافشانی، خالصانه خدمت میکرد؛ تا جایی که بسیاری از همکارانش تا مدتها هویت واقعی او را نمیدانستند. او حتی در صفوف نماز و خطبهخوانیها، ایستادن در صفوف آخر را به جلوهگری در صف اول ترجیح میداد. در جریان تشییع شهید رئیسی، زمانی حضور در قاب رسانهها را پذیرفت که دانست حضورش به نیابت از پدر بزرگوارش است. او الگو و تجسم عینی تواضع بود؛ نمونهای کامل از خادمی عاشق که با خوشرویی دلها را جذب میکرد و آخرین دیدار دنیاییاش نیز در آیین غبارروبی مضجع شریف رضوی در حضور پدرش رقم خورد. سرانجام در ۹ اسفند ۱۴۰۴، این خادمه بیادعا و مخلص در جریان حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونی به بیت رهبری، همراه با دختر معصوم و ۱۴ ماههاش، شهیده زهرا محمدی گلپایگانی، پدر بزرگوار و دیگر اعضای خانوادهاش به فیض شهادت نائل آمد تا دفتر زندگی سرشار از سلوک معنوی و بندگی بیمنت او، با زیباترین پاداش الهی یعنی شهادت و جاودانگی مهر و موم شود. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.