کد خبر: ۳۳۴۰۶۵
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷
به بهانه سالگرد 23 تیرماه 1378

40 سال طول کشید تا خودشان آمدند

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
فتنه‌هایی که در سال‌های پس از پایان دفاع مقدس 8 ساله شکل گرفتند، همگی نتیجه تغییر رویکرد جبهه استکبار و عوامل داخلی‌شان از ترور و کودتا و جنگ در دهه اول انقلاب به نفوذ و تهاجم فرهنگی در 4 دهه بعد بود. 
در واقع در سال 1368 و پس از رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و آغاز ولایت و زعامت حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای، شیوه برخورد آمریکا و اذنابش با انقلاب و نظام اسلامی متفاوت گردید. چرا که 10 سال بی‌وقفه بر طبل جنگ سخت کوبیدن، راه به جایی نبرده بود و نظام جمهوری اسلامی استوارتر و قوی‌تر به راه خود ادامه می‌داد.
تغییر رویکرد از نبرد سخت به تهاجم فرهنگی و جنگ نرم بود که اذهان و روح و روان مردم را هدف قرار می‌داد تا استحاله فکری و فرهنگی و ایدئولوژیک آنها به تدریج به فروپاشی فیزیکال نظام بینجامد.  امام و رهبر جدید امت از همان نخستین روزهای ولایت و زعامت‌شان، این آرایش و جبهه جدید دشمن را برای مردم شرح دادند و تبیین نمودند. بارها و بارها به شیوه‌های مختلف تهاجم فرهنگی که بعد از آن به «شبیخون فرهنگی» و سپس «ناتوی فرهنگی» گسترش یافت‌، پرداخته و در دیدارها و سخنرانی‌های مختلف ابعاد گوناگونش را تحلیل کردند.
تهاجم فرهنگی از سال 1368 
در اواخر دهه 60  ابتدا حلقه‌های شبه روشنفکری شکل گرفت و سپس ارتباطات خاصی تحت عنوان پیوندهای علمی و تحقیقاتی با محافل مشکوک خارج کشور برقرار شد. هدف، به ظاهر تعاملات علمی و فرهنگی بود، اما در عمل، تغییر رفتار اجتماعی و ترسیم الگوی تجددگرایانه و رفاه‌طلبانه افراطی برای ایرانیان مد نظر قرار داشت. در واقع این حلقه‌های به اصطلاح علمی و فرهنگی در دانشگاه‌ها و دیگر محافل روشنفکری، به نظریه‌پردازی و آموزش گسترده علوم انسانی سکولاریستی درون دانشگاه‌ها پرداختند و با برگزاری همایش‌ها و سمینارهای مختلف با حضور چهره‌های شناخته شده انقلابات مخملی از آمریکا و اروپا همچون جین شارپ و اگنس هلر و جان کین و... تقابل ایدئولوژیک با انقلاب اسلامی را کلید زدند.
حلقه‌های شبه روشنفکری همانند «آیین» و «کیان» و... تحت تاثیر محافل و کانون‌های استعماری صهیونی از همان روزگار، طرح استحاله نظام جمهوری اسلامی و پروژه یک کودتای مخملی را در دستور کار قرار دادند. کودتایی که با عناوین مختلف اصلاح‌طلبی، سازندگی، دموکراتیزه کردن، گذار از شرایط انقلابی و پشت سرگذاردن دوران امام و... نامیده می‌شد. به تدریج از درون هریک از حلقه‌های روشنفکری فوق، روزنامه‌ها و مجلات متعددی بیرون آمد و فضای مطبوعاتی جامعه را به اشغال افکار و آراء غربگرا و اسلام هراسانه درآورد که به طور سیستماتیک در هر شماره و صفحه از آن نشریات ترویج می‌شد. ده‌ها نفر از نیروهایی که دور  همان حلقه‌های روشنفکری گرد آمده بودند، به عنوان دانشجو و بهانه ادامه تحصیل به خارج کشور و عمدتاً انگلستان فرستاده شدند تا از نیمه دوم دهه 70، رنگ‌آمیزی جدیدی از روزنامه‌نگاران و نویسندگان در صحنه مطبوعات و نشر کشور به وجود آید. نوعی رنگ‌آمیزی که با تأسیس دهها روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و فصلنامه و مؤسسات نشر کتاب، اساساً جای نفس کشیدن و به اصطلاح عرض اندام برای نیروهای انقلابی و طیف مخالف خود باقی نگذارد و به تدریج فضای فرهنگی کشور را از آن خود کرده، با عنوان دوران جدید انقلاب، نظام جمهوری اسلامی را به شکلی بطیء و خزنده به سمت استحاله پیش برد. استحاله‌ای که قرار بود دیگر نشانی از اسلام ناب محمدی(ص) و آرمان‌های حضرت امام خمینی(ره) و راه شهداء و هر آنچه عدالت و استقلال و استکبار‌ستیزی نام داشت، باقی نگذارد. روی کار آمدن دولت مدعی اصلاحات، کاتالیزوری برای تسریع در روند اتفاقات فوق بود. آنچه پس از دوم خرداد 1376 در عرصه مطبوعات و نشر این مملکت اتفاق افتاد، شاید در تاریخ روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم و انتشار کتاب بی‌سابقه باشد و شاید فقط بتوان نمونه‌ای از آن را در جریان جنگ سرد و سرمایه‌گذاری سازمان CIA برروی تأسیس نشریات و مجلاتی یافت که به قول تئوریسین‌های جنگ سرد، هر آنچه امپریالیسم غرب انجام می‌داد را موجه جلوه می‌دادند و هر چه مخالف آن بود را سیاه و ناموجه می‌نمایاندند.
10 سال بعد؛ اولین عملیات با رمز آمریکایی‌ها
به دنبال به وجود آمدن جبهه‌ای گسترده از حلقات شبه روشنفکری و نشریات وابسته به آنها، در دی‌ماه 1377 و در آستانه سال نو میلادی رئيس سازمان جاسوسي آمريکا اعلام کرد: «در سال 1999 (1378) در ايران انتظار حوادثی را داريم که در 20 سال گذشته بي‌سابقه است.» 
نشریه‌ آمریكایی «میدل ایست اكونومیك دایجست» هم در اوایل تیر 1378 وعده داد: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند كه تابستان امسال شاهد یك آزمون حیاتی قدرت و حتی شاهد دورنمای رویارویی جدی بین جناح محافظه‌كار و اصلاح‌گرایان خواهد بود.» تا اینکه در تیرماه 1378، همان نشریات (که از آن پس به نشریات زنجیره‌ای یا فله‌ای معروف شدند) ناگهان در برابر تصویب طرح اصلاحیه قانون مطبوعات در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به صف شدند و آن را به برقراری استبداد تعبیر نمودند و یکی از آنها یعنی روزنامه سلام، آگاهانه به انتشار سند محرمانه‌ای دست زد که می‌دانست منجر به توقیف روزنامه خواهد شد.
شگفت آن بود که خبر توقیف روزنامه سلام در ساعت 10 شب 16 تیرماه اعلام شد‌، ولی همه روزنامه‌های زنجیره‌ای صبح، آن را در یک اقدام هماهنگ به تیتر اول خود تبدیل نمودند! آشکار بود که این طراحی، بی‌ارتباط با اظهارات رئیس سازمان سیا و وعده نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست» به نظر نمی‌رسید.
آشوب در کوی دانشگاه
و از همین‌جا عوامل پیدا و پنهان کانون‌های معلوم‌الحال داخلی و خارجی به عرصه آمدند، ابتدا در شامگاه 17 تیرماه، کوی دانشگاه را به آشوب کشاندند. آشوبگران وقتی در کوی دانشگاه نتوانستند تعداد قابل توجهی از دانشجویان را به خود جلب کنند، از کوی بیرون آمده و راهی دانشگاه تهران شدند. عده‌ای هم با تابلوی لباس شخصی به کوی دانشگاه حمله کرده، خوابگاه دانشجویان را تخریب نموده، مال و اموالشان را به آتش کشیده و غارت کردند. آنچنان که قلب رهبر انقلاب را به درد آوردند. پس از حادثه طراحی شده کوی دانشگاه، اغتشاشات و آشوب‌ها ادامه یافت و کار به اهانت به مقدسات نیز کشیده شد. اغلب افرادی که در آن آشوب‌ها نقش اصلی را داشتند، بعداً سر از محافل و رسانه‌های امپریالیستی در آوردند، امثال احمد باطبی و علی افشاری و اکبر عطری و امیرعباس فخرآور.... بعضاً موجوداتی بودند که به دلیل شرارت و رذالت بیش از حد حتی امثال ریچارد پرل (عضو ارشد شورای روابط خارجی آمریکا و عامل اصلی انتقال این افراد به خارج کشور) از آنها ابراز نفرت کرد! 
در پی این اهانت‌ها و بیانات رهبری شهید‌، 24 نفر از سرداران 8 سال دفاع مقدس از جمله سردار حاج قاسم سلیمانی در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهوری وقت ضمن محکوم کردن حادثه کوی دانشگاه نوشتند: «... کاسۀ صبرمان به پایان رسیده و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم.»
اما دوشنبه 21 تیرماه 1378 جمعی از مردم که از توهین به مقدسات خود توسط اغتشاشگران ناراحت بودند، به دیدار رهبر انقلاب رفتند. سخنان رهبر انقلاب در آن دیدار در مردم انگیزه‌ای ایجاد کرد تا منسجم‌تر از قبل در برابر اغتشاشگران بایستند. آنها در 23 تیرماه 1378، به خیابان‌ها آمدند و پس از 5 روز تحمل آشوب و سوزاندن و غارت کردن و اهانت، فتنه گران را جارو کردند. بازهم این مردم بودند که برای فرو نشاندن فتنه به صحنه آمدند و غائله‌ای دیگر را پایان بخشیدند. 
فتنه‌های بعدی و بعدی
جریان تهاجم فرهنگی و فتنه‌گری، 10 سال بعد از آن، در قالب کودتای مخملی به میدان آمد و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را بهانه کرد و این‌بار با حضور مستقیم کانون‌های صهیونی بر ساختارهای انقلاب و نظام هجوم آورد. 
اما این فتنه نیز در 9 دی 1388، پس از حدود 8 ماه صبر و مدارا در برابر گستاخی‌ها و جسارت‌های فتنه‌گران، علی‌رغم همه سرمایه‌گذاری‌های کلان دشمنان خارجی و داخلی انقلاب، با به میدان آمدن مردم، طومارش در‌هم پیچیده شد.
باز هم 10 سال بعد و در آبان 1398، افزایش قیمت بنزین را بهانه کردند تا مجدداً همه نیروهای خود را یک‌جا به جان انقلاب بیندازند، این بار حتی نیروهای تروریستی‌شان از گروهک‌هایی مانند منافقین هم در میدان بودند و با خشونت افسارگسیخته زدند و کشتند و به آتش کشیدند و... 
همان روشی که 3 سال بعد و در پاییز 1401 به نحو خشونت‌بارتری تکرار شد و بالاخره در دی ماه 1404 باحضور سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و ارسال مستقیم اسلحه برای اغتشاشگران، به کودتایی خونین انجامید. ولی در تمامی موارد، درایت و هوشمندی رهبر شهید انقلاب و هوشیاری و مقاومت مردم به حول و قوه الهی، همه فتنه‌های یاد شده را با شکست مواجه ساخت تا اینکه جبهه استکبار دیگر همه نقاب‌های خود را از چهره برداشت و دستکش‌های مخملین خویش را درآورده و با همان هیبت شیطانی‌اش به اسلام و انقلاب و ایران یورش برد که بازهم به خواست و اراده خداوند تبارک و تعالی، با نثار خون و فدای جان هزاران نفر و پیشاپیش همه امام شهید انقلاب و خانواده‌شان و سپس مبعوث شدن مردم، با شکستی خفت‌بار مواجه گردید.