نیویورکتایمز: آمریکا دیگر قدرت برتر جهان نیست
سرویس سیاسی-
همزمان با آغاز روز صد و سی پنجم جنگ، گزارشی تکاندهنده از روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» مورد توجه قرار گرفت که به افول قدرت ایالات متحده در جهان اشاره داشت؛ خبر و گزارهای که سیاستهای بیجا و کودکانه ترامپ در پدیدار شدن آن تاثیر بسزا دارد.
بامداد یکشنبه (21 تیر 1405) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در راستای حفظ تسلط و حکمرانی بر تنگه هرمز 2 کشتی متخلف را هدف قرار داد و اعلام کرد که تنگه هرمز تا پایان مداخلات آمریکا در منطقه بسته است و هیچ شناوری اجازه عبور ندارد.
همچنین در پاسخ به حملات یگان تروریستی «سنتکام» به نقاطی از ایران، پایگاههای آمریکا در عمان، اردن، قطر، کویت و بحرین درهم کوبیده شد.
راز حمله به پاشنه آشیل ناوگروههای آمریکا
در عمان
در سومین مرحله از پاسخ به تجاوز ارتش آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که «مراکز پشتیبانی لجستیکی ناوها و سکوهای سوختگیری ناوهای هواپیمابر آمریکایی در بندر دُقم عمان» را هدف حمله قرار داده است. در نگاه نخست ممکن است این پرسش مطرح شود که با وجود برخورداری ناوهای هواپیمابر آمریکا از پیشران هستهای، هدف قرار دادن اسکلههای سوخترسانی چه اهمیتی دارد؟ پاسخ این سؤال را باید در تفاوت میان «سوخت ناو» و «سوخت ناوگروه» جستوجو کرد.
ناو هستهای است؛ اما ناوگروه نه
ناوهای هواپیمابر کلاس «نیمیتز» و «جرالد آر. فورد» نیروی محرکه خود را از راکتورهای هستهای تأمین میکنند و برای حرکت به سوخت فسیلی نیاز ندارند؛ اما این ویژگی تنها به سامانه رانش خود ناو مربوط میشود و به معنای بینیازی ناوگروه رزمی از زیرساختهای سوخترسانی نیست.
یک ناو هواپیمابر هرگز بهتنهائی مأموریت انجام نمیدهد. این شناور همواره در قالب یک ناوگروه رزمی شامل ناوشکنها، رزمناوها، شناورهای پشتیبانی و کشتیهای تدارکاتی فعالیت میکند. بخش عمده این شناورها همچنان از موتورهای دیزلی یا توربینهای گازی استفاده میکنند و برای ادامه مأموریت خود به سوخت دریایی وابسته هستند.
هواپیماها هم بدون سوخت پرواز نمیکنند
موضوع تنها به شناورهای همراه محدود نمیشود. دهها جنگنده، هواپیمای هشدار زودهنگام، هواپیمای جنگ الکترونیک و بالگرد مستقر روی عرشه ناو نیز برای انجام عملیات به سوخت هوانوردی نیاز دارند.
اگرچه ناو هواپیمابر بخشی از این سوخت را در مخازن داخلی خود حمل میکند، اما در مأموریتهای طولانیمدت، این ذخایر باید بهطور مستمر از طریق شناورهای لجستیکی یا زیرساختهای بندری تکمیل شود. از همین رو، بنادری که امکان انتقال حجم بالای سوخت، تعمیرات و پشتیبانی را فراهم میکنند، بخشی از زنجیره حیاتی عملیات ناوگروههای آمریکایی محسوب میشوند.
چرا «اسکله دُقم» اهمیت دارد؟
بندر دُقم عمان طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی دریایی آمریکا در شمال اقیانوس هند و دریای عرب تبدیل شده است. این بندر با برخورداری از اسکلههای ویژه، مخازن ذخیره سوخت، خطوط انتقال فرآوردههای نفتی و زیرساختهای تعمیراتی، قابلیت ارائه خدمات به شناورهای بزرگ نظامی از جمله ناوهای هواپیمابر را دارد.
در سالهای گذشته نیز ناوهای هواپیمابر آمریکایی بارها برای انجام تعمیرات، دریافت خدمات لجستیکی و پشتیبانی در این بندر پهلو گرفتهاند.
هدف؛ ضربه به زنجیره پشتیبانی
بر همین اساس، هدف قرار دادن اسکلهها و مراکز سوخترسانی را باید فراتر از حمله به یک تأسیسات بندری ارزیابی کرد. چنین زیرساختهایی گلوگاه پشتیبانی ناوگروههای رزمی به شمار میروند و هرگونه اختلال در آنها میتواند فرآیند سوخترسانی به شناورهای همراه، کشتیهای تدارکاتی و تأمین مجدد سوخت مورد نیاز عملیات هوائی و دریایی را با مشکل مواجه کند.
به بیان دیگر، هرچند راکتور هستهای، انرژی لازم برای حرکت ناو هواپیمابر را تأمین میکند، اما توان رزمی یک ناوگروه به شبکهای از زیرساختهای لجستیکی، سوخترسانی، تعمیرات و پشتیبانی وابسته است؛ شبکهای که استمرار حضور و عملیات در دریا را تضمین میکند و از همین رو، از منظر نظامی یکی از اهداف راهبردی و اثرگذار محسوب میشود.
قطر تردد تمامی شناورها در هرمز را ممنوع کرد
همزمان با تشدید تنشهای نظامی در منطقه و پاسخهای موشکی و پهپادی ایران به اهداف نظامی آمریکا در چندین کشور عربی حاشیه خلیجفارس، وزارت حملونقل قطر روز یکشنبه (21 تیر 1405) طی اطلاعیهای از کلیه مالکان و کاربران شناورهای دریایی خواست تا اطلاع ثانوی از هرگونه تردد و فعالیت دریایی خودداری کنند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، وزارت حملونقل قطر با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرده است که تمامی فعالیتهای دریایی شامل قایقهای ماهیگیری، شناورهای تفریحی و کشتیهای تجاری تا اطلاع ثانوی ممنوع است.
این وزارتخانه از تمامی فعالان دریایی خواسته است که برای حفظ ایمنی و امنیت خود، از تردد در آبهای این کشور خودداری کنند.
این حکم در پی اعلام رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر بسته شدن تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی صادر شده است و سازمان عملیات تجارت دریایی انگلیس (UKMTO) نیز اعلام کرد که سطح تهدید دریایی در تنگه هرمز همچنان در بالاترین درجه خطر، یعنی «شدید»، طبقهبندی شده است.
این نهاد هشدار داده که حملات علیه کشتیهای تجاری در این آبراه حیاتی همچنان محتمل است و از همه شناورها خواسته است که هوشیاری خود را حفظ کنند.
منابع خبری گزارش دادهاند که همزمان با این تصمیم، آژیرهای خطر در دوحه به صدا درآمده و انفجارهایی در آسمان این شهر شنیده شده است.
همچنین وزارت دفاع قطر از رهگیری و انهدام اهداف هوائی در حریم هوائی این کشور خبر داده است. این در حالی است که دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد که تردد نفتکشها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته و بر اساس جدیدترین دادههای ردیابی ترافیک تجاری، در ۲۴ ساعت گذشته تنها ۱۱ فروند شناور تجاری (شامل ۸ نفتکش و ۳ کشتی باری) از این تنگه عبور کردهاند.
تأثیر بر صادرات انرژی قطر
قطر که دومین صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در جهان محسوب میشود، هرگونه اختلال در تردد دریایی میتواند ضربهای جدی به بازارهای جهانی انرژی وارد کند. مجتمع عظیم «راس لفان» که حدود ۱۹ درصد از عرضه جهانی گاز الانجی را تأمین میکند، در آبهای این کشور قرار دارد و هرگونه توقف یا کاهش تردد کشتیها در این منطقه، زنجیره تأمین انرژی جهان را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.
بنابر گزارش بلومبرگ، شرکت قطر انرژی پس از حملات اخیر، برنامههای خود برای افزایش تولید در این مجتمع را به حالت تعلیق درآورده و عملیات را در حداقل سطح ممکن نگهداشته است.
حمله به نفتکشهای متخلف؛
نقطه آغاز بحران جدید
پیش از این و در تاریخ ۷ جولای، نفتکش حامل گاز طبیعی مایع «الرکیه» متعلق به قطر در تنگه هرمز که از مسیر پرریسک در تنگه هرمز عبور میکرد، هدف حمله موشکی ایران قرار گرفته بود که خدمه آن ناچار به ترک کشتی شدند.
چشمانداز بحران؛
اقتصاد جهانی در انتظار شوک جدید
با ادامه ممنوعیت تردد دریایی در قطر و بسته شدن تنگه هرمز، قیمتهای جهانی نفت و گاز با جهش قابل توجهی روبهرو خواهد شد. قیمت گاز الانجی در بازارهای آسیایی هماکنون بیش از ۸۰ درصد نسبت به دوران پیش از جنگ افزایش یافته و قطر نیز اعلامهای فورس ماژور خود را برای مشتریان آسیایی تا ماه اوت تمدید کرده است. این بحران میتواند تورم و فشار اقتصادی بر کشورهای آسیایی که به شدت به انرژی وارداتی از خلیجفارس وابسته هستند را به طور چشمگیری افزایش دهد و زمستانی دشوار را برای این قاره رقم بزند.
آمریکا رو به افول است
در چنین فضائی، مردم و رسانههای آمریکاییها به نمایندگی از جامعه به سیاستهای ترامپ اعتراض کرد و علیه آن شدند.
«استیون مارشی»، ستوننویس روزنامه نیویورک تایمز در اعتراض به سیاستهای مخرب ترامپ طی مقالهای تحت عنوان «زامبی شدن آمریکا»، نوشت: سیاستهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده نه تنها نظم بینالمللی را که واشنگتن دههها رهبری آن را بر عهده داشته، تضعیف کرده، بلکه متحدان آمریکا را نیز بر آن داشته تا سیاستهای امنیتی و اقتصادی خود را بر اساس این فرض که اتکا به آمریکا دیگر گزینه امنی نیست، بازسازی کنند.
وی افزود: واکنش اولیه به تهدیدات ترامپ که شامل درخواستهایی برای الحاق کانادا، سیطره بر گرینلند، اعمال تعرفه و متحدان و تضعیف ناتو بود، با خشم و اضطراب متحدانش مواجه شد. اما بعد از آن به تدریج کشورهای متحد آمریکا متوجه شدند که هزینه فاصله گرفتن تدریجی از واشنگتن کمتر از آن چیزی است که پیشبینی میکردند. در ادامه این گزارش آمده است: به عنوان مثال کانادا از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، با فشار تجاری فزاینده آمریکا مواجه شد و مطالعهای که توسط بانک کانادا انجام شده، نشان میدهد که اعمال تعرفه 25 درصدی واشنگتن در صادرات کانادا، رشد اقتصادی را کند میکند اما به معنای فاجعه اقتصادی برای این کشور نیست.
نویسنده این مقاله تاکید کرد: همچنین مطالعه دیگری که توسط مؤسسه شیلد کانادا انجام شده نشان میدهد که کاهش صادرات این کشور به آمریکا تا حد زیادی با افزایش تقاضا از سایر نقاط جهان جبران شده؛ به این معنی که وابستگی کانادا به بازار آمریکا به تدریج در حال کاهش است.
ستوننویس نیویورک تایمز تصریح کرد: البته این تغییر صرفاً محدود به کانادا نیست، بلکه به اروپا نیز گسترش مییابد؛ جایی که بازارهای مالی اروپا طی دو سال گذشته با هدف کاهش وابستگی به واشنگتن، شروع به هدایت هزینههای دفاعی خود به سمت صنایع نظامی اروپا به جای شرکتهای آمریکایی کرده
است.
نویسنده معتقد است که تهدیدات ترامپ علیه گرینلند، اتحادیه اروپا را بر آن داشت تا از اقدامات متقابل تجاری خود استفاده کند که دولت آمریکا را مجبور به عقبنشینی کرد. در جبهه نظامی هم، جنگ با ایران محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار ساخت و تهران علیرغم فشارهای نظامی سنگین توانست نظام سیاسی خود را حفظ کند و حتی در نهایت از طریق یادداشت تفاهم با آمریکا به لغو تحریمها دست یافت. این در حالی است که کشورهای حوزه خلیجفارس بعد از این جنگ در مورد تضمینهای امنیتی آمریکا دچار تردید شدهاند.
استیون مارکِی خاطرنشان کرد که اظهارات ترامپ در اجلاس اخیر ناتو در آنکارا که در آن به چندین متحد خود حمله کرد و خواستههای خود را در مورد گرینلند تکرار کرد، دیگر مانند گذشته نگرانکننده نیست و کشورهای مختلف این تهدیدات ترامپ را صرفاً یک مانور میدانند که فاقد ظرفیت لازم برای
اجراست.
در ادامه این مقاله آمده است: چندین کشور از مدتها قبل شروع به کاهش وابستگی خود به آمریکا، چه در حوزههای تجاری و چه نظامی و فناوری کردهاند و کانادا در مدت کوتاهی بیش از 100 توافقنامه تجارت بینالمللی منعقد کرده، در حالی که اتحادیه اروپا به سمت کاهش وابستگی خود به شرکتهای فناوری آمریکایی حرکت کرده است و کشورهایی مانند بلژیک و فنلاند نیز گامهایی برای فاصله گرفتن از خدمات محاسبات ابری آمازون برداشتهاند.
نویسنده این یادداشت، ایالات متحده را در صحنه بینالمللی مانند یک زامبی توصیف میکند که هنوز هم قدرت زیادی دارد، اما به دلیل اختلافات سیاسی داخلی و عدم قطعیت مداوم در مورد سرنوشت آینده آن، صرف نظر از نتیجه انتخابات آینده، توانایی رهبری پایدار نظام بینالمللی را از دست داده است.
در پایان این مقاله تاکید شده که جهان شروع به تعامل با آمریکا به عنوان شریکی کرده که نمیتوان به طور کامل به آن اعتماد کرد و این امر متحدان را به سمت گزینههایی برای کاهش وابستگی به نفوذ آمریکا سوق میدهد؛ به ویژه با توجه به اینکه روند تغییر شکل نظام بینالمللی نه به دلیل قدرت رقبای واشنگتن بلکه در نتیجه خود سیاستهای آمریکا در حال شتاب گرفتن است.
لیندسی گراهام مُرد
همزمان با این وقایع، «لیندسی گراهام»، سناتور آمریکایی و ضدایرانی که بیشترین اشتراک را با سیاستهای ترامپ داشت و شیفته بازگشت ایران به دوران پهلوی بود، مُرد.