امروز دنیا تغییر خواهد کرد
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«امروز دنیا تغییر خواهد کرد»
این جمله را یک بلاگر ایتالیایی با دیدن انبوه جمعیت تشییعکننده امام شهید در تهران، در پست مجازی خود گفت و نوشت. او با نشان دادن این جمعیت انبوه با حیرت نوشت: «واقعاً باورنکردنی است».
جمعیتی که نشریه اکونومیست آن را «جمعیتی عجیب» خواند. جمعیتی بالغ بر میلیونها نفر که پس از دو شبانهروز وداع با قائد شهید خود در مصلای بزرگ تهران و خلق حماسهای سترگ در قلب پایتخت، اینک برای بدرقه امام شهید از سحرگاه راهی خیابانهای تهران شده بود. اما تغییری که برای دنیا، آن بلاگر ایتالیایی در حرکت جمعیت انبوه تشییعکننده دید، نه امروز بلکه از سالها قبل بلکه از حدود نیمقرن پیش در این سرزمین آغاز شد و هر بار و در هر بزنگاه، برای ناظران خارجی حیرتبرانگیز بود و قواعد کهنهای را در این دنیای تحت سلطه برهم ریخت.
از طلوع فجر برانگیخته شدند
هنوز سحرگاه بود که در جایجای مسیر اعلامشده از سهراه تهرانپارس و تقاطع بزرگراه شهید باقری با خیابان دماوند گرفته تا میدان امام حسین علیهالسلام و تا میدان انقلاب و بالاخره تا میدان آزادی، جمعیت انبوهی از مردم اجتماع کرده و در انتظار آغاز مراسم و روشنشدن چشمهایشان به اتومبیلهای حامل پیکر شهداء
بودند.
ایستگاههای مترو و قطارها و خطوط تندرو اتوبوسرانی هم مملو از انسانهایی بود که از دور و نزدیک و شهرهای مختلف برای آخرین دیدار آمده بودند. و اینبار پرچمهای قرمز رنگ مزین به عباراتی مانند «یالثارات الحسین» و «یا لثارات الخامنهای» و «انتقام» و تابلوهایی با عبارات «ترامپ را بکش» و «خون به پا خواهد شد»، حال و هوای جمعیت را به کلی متفاوت کرده بود. گویی آن میلیونها نفر پس از بغض و گریهها و مویههای دو شبانهروز گذشته در فراق رهبر محبوبشان، اینک برای انتقام به پاخاسته بودند و با همان شعار «باید برخاست» به میدان آمده بودند تا اطمینان حاصل نمایند که با تشییع امام شهیدشان، پرونده انتقام از قاتلین ایشان بسته نخواهد
شد.
جانها فدای آنکه جان فدا کرد
لحظه به لحظه بر سیل جمعیت افزوده میشد. اینبار حضور از شهرها و حتی کشورهای مختلف چشمگیرتر و بارزتر بود. وقتی سراغشان میرفتیم، حکایت عشق و شوریدگی بود و دلدادگی. عشق و شوری برآمده از آگاهی و علم به آنچه رهبر شهید برایشان انجام داد. جکسون هینکل خبرنگار و بلاگر آمریکایی اینگونه عشق و شوریدگی یادشده را توضیح داد:
«... میبینم که سیدعلی خامنهای برای محافظت از مردمش تا کجا پیش رفته و در دفاع از مردمش در برابر هیولایی به نام آمریکا ایستاد... او مردی بود که هرگاه پای حفاظت از حاکمیت ایران و مردم ایران در میان بود با کمال میل و آمادگی کامل، حاضر بود جان خود را خطر اندازد. او در حالی شهید شد که داراییهای بسیار اندکی داشت، به همراه دانشی بسیار عظیم که او را به جایگاهی والا در تاریخ رساند و او را به یکی از شگفتانگیزترین رهبران جهان تبدیل کرد...»
بسیاری از ناظران خارجی که در مراسم وداع و تشییع حضور داشتند همین نظر جکسون هینکل را تکرار کردند، از جمله دامنیک واگهورن سردبیر بخش امور بینالملل اسکاینیوز که گفت:
«... او خودش را فدا کرد، جانش را داد تا کشورش بتواند قویتر شود و من فکر میکنم بسیاری از ایرانیها با گرایشهای مختلف، به آنچه کشورشان به دست آورده افتخار میکنند...»
مردمش را سرافراز کرد
امام شهید را ایرانیترین ایرانی خواندهاند، اینکه همواره ایران را به عنوان امالقرای جهان اسلام، سربلند و استوار میطلبیدند. یک خبرنگار انگلیسی که خود را رابط دیپلماتیک و نویسنده روابط بینالملل معرفی میکرد، ضمن اشاره به بیسابقه بودن مراسم تشییع امام خامنهای، درباره آنچه ایشان برای ایران و ایرانی خواست، اظهار داشت:
«... بقا ولی نه بقای شخص خودش، بلکه بقای ایران به عنوان یک کشور مستقل و بینیاز و میدانم که این دو موضوع برای ایرانیان طی قرنها اهمیت داشته و به دست آوردن آن در زمانهای که بهخاطر تحریمها و به خاطر پرونده هستهای تحت فشار آمریکا و اسرائیل بودند، یک دستاورد بزرگ است حتی اگر برایش هزینه زیادی بدهند...»
و آنا کاسپاریان استاد روزنامهنگاری دانشگاه کالیفرنیا نیز در میزگرد یکی از رسانههای خارجی درباره این خصوصیت امام شهید از نظر خودش گفت:
«... آیتالله خامنهای مرد شجاعی بود. او هرگز تسلیم اسرائیلیها نشد، در حالی که ما تحت حاکمیت دولتی زندگی میکنیم که بدون توجه به اینکه کدام حزب در قدرت است در برابر اسرائیل زانو زده است...»
بر همین اساس دکتر علم صالح در گفتوگو با بیبیسی فارسی اضافه نمود:
«... از لحاظ استراتژیک و سیاستهای راهبردی کلان، آقای خامنهای توانست ایران را به یک استقلال سیاسی برساند، آنگونه که تهران خود تصمیم بگیرد و خود در مورد سیاستهای خارجی و منطقهای خود عمل کند، در عین حال آقای خامنهای توانست ایران را به یک قدرت نظامی توانمند، مستقل و خودکفا برساند و این قدرت در جنگ چهلروزه کاملاً ظاهر شد و نمود پیدا کرد...»
ساختارهای پولادین بنیاد گذارد
اگرچه حضرت امام خمینی رحمهًْاللهعلیه در همان 10 سالی که رهبری نظام را برعهده داشتند، با چندین رفراندوم و انتخابات، نظام و قانون اساسیاش و مجلس و ریاستجمهوریاش را رسمیت بخشیده و ساختارهای متعددی را برای آن به وجود آوردند مانند سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، بنیاد مسکن، بنیاد شهید و کمیته امداد و...
اما امام شهید در طی سالهای رهبری خویش بهگونهای برای نظام جمهوری اسلامی زیرساختهای متعدد و پولادین تدارک دیدند که پس از شهادت خودشان و فرماندهان ارشد نظامی، برخلاف بسیاری از باورهای خارجی و خارجینشینان، نهتنها از هم نگسیخت بلکه بلادرنگ به پاسخ سهمگین موشکی و پهپادی در مقابل دشمن متجاوز دست زد که با آمدن مردم به خیابانها و مبعوثشدن آنها، کار تمام شد و انقلاب و نظام علیرغم مقابله با دو قدرت اتمی، استوار و توانمندتر از قبل باقی
ماند.
فرخ نگهدار از ضد انقلابیون فراری گروه موسوم به فدائیان خلق در اینباره ابراز داشت:
«... بعد از جنگ چهلروزه، مشاهده میکنیم که آن انتظاری که اگر آقای خامنهای از میان برداشته شود، نظام هم با تزلزل و فروپاشی مواجه خواهد شد، درست از آب درنیامد و این تلقینی بود که ما بدان مبتلا شده بودیم. و من به این نتیجه رسیدم که ما در زمینه توانمندی کشور در دفاع از خود در برابر تهاجم خارجی، یک ارزیابی دست پایین داشتیم...»
مهدی خلجی کارشناس بیبیسی انگار در ادامه اعتراف فرخ نگهدار، کلام او را تکمیل کرده و میگوید:
«... آقای خامنهای قهرمان نهادسازی و شبکهسازی بود، هم در داخل و هم در خارج کشور...»
در اینجا مجری بیبیسی با تعجب پرسید: «شما الان دارید آیتالله خامنهای را تحسین میکنید؟»
خلجی پاسخ داد: «اگر شما از بیان این واقعیات، تحسین میفهمید، بله تحسین میکنم، قرار نیست اگر ما از واقعیت خوشمان نمیآید، چشممان را ببندیم. در حالی که هرچقدر که واقعیت تلخ و سخت است، باید آن را دید. کسانی که دوست دارند با رؤیاهایشان فکر بکنند، همان کسانی هستند که با آسیابهای بادی درمیافتند!»
اعترافهای میلیونی در رسانههای خارجی
اینچنین شد که گویا همان تغییری که آن بلاگر ایتالیایی گفت در دنیا اتفاق میافتد، روی داد و برای اولینبار رسانههای خارجی که همواره میلیونها تظاهرکننده در ایران را «هزاران نفر» اعلام میکردند، اینبار از «جمعیتهای میلیونی» نام بردند و به نوشته یکی از رسانهها عبارت «مردم ایران» را در خبرهایشان آوردند. نشریه «فایننشالتایمز» آمار ۱۲میلیونی داد و و «والاستریتژورنال» حاضران مراسم را ۲۰میلیون اعلام کرد و بالاخره نشریه «گاردین» نوشت:
«انتظار میرود تا ۳۰میلیون نفر در مراسم وداع و تشییع (آیتالله) علی خامنهای شرکت کنند».
این بزرگترین و عظیمترین مراسم تشییع و حتی گردهمایی است که فراتر از پیادهروی اربعین حسینی با 25میلیون زائر و مراسم تشییع سی.ان.آنادورای نخستوزیر پیشین ایالت تامیل نادو هند با ۱۵میلیون نفر بود.
یک نماز ۸ کیلومتری!
و در این مراسم، یکی از خارقالعادهترین نمازهایی که برای شهداء خوانده میشود، توسط حضرت آیتالله جوادی آملی در قم و در مسجد جمکران بر پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان گزارده شد که صفوف آن تا حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام متصل بود. یعنی برای اولینبار یک نماز تاریخی ۸ کیلومتری (فاصله حرم مطهر تا مسجد مقدس جمکران) اقامه گردید، آن هم نمازی که سجاده و مهر و فاصله بین دو نمازگزار را ندارد و همه نمازگزاران به طور فشرده در کنار همدیگر ایستادند.
اگر اینها رفراندوم نیست، پس چیست؟
دکتر بیژن عبدالکریمی این مراسم وداع و تشییع را در واقع یک رفراندوم بهشمار آورده و گفت:
«... میخواهم از همه روشنفکران و دانشگاهیان و کسانی که مدعی رهبری فکری و اجتماعی جامعه ما هستند، بپرسم که الان کجا هستند؟! آرزو داشتم که ایکاش در صحنه حضور داشتند و این جمعیت را میدیدند. آنهائی که دنبال آرمان دموکراسی هستند، چرا این رفراندوم وسیع را نمیبینند؟ چرا این خودآگاهی عظیم ملی و تاریخی مردم را نمیبینند؟ چرا در خانههایشان خزیدهاند و بدون آنکه با این مردم ارتباط برقرار کنند، در مورد مسائل کشور اظهار نظر میکنند؟»