کد خبر: ۳۳۳۶۴
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۱
نقدی بر عملکرد کاسبکارانه مسئولان در اربعین حسینی

سفری که می‌توانست بهتر هم باشد ...


  صادق خزعلی
  چند سالی است عتبات عالیات در ایام اربعین حسینی، جلوه‌ای از شکوه و عظمت شیعیان سرتاسر جهان را می‌نمایاند. آن‌چه که در وهله اول راجع به این همایش عظیم می‌توان و باید گفت این است که شروع، هدایت و اختتام این حماسه حسینی، تنها با خواست الهی و عنایات ائمه اطهار میسور و ممکن می‌شود، وگرنه صرف اراده بشری هرگز نمی‌تواند چنین جمعیتی را به بهترین وجه ممکن و با بهترین حالات روحی و روانی تأمین و تدارک کند.
تنها، رفتگان به این سفر می‌دانند که حال خوش دست داده مجاور ایوان طلای حرم حضرت امیر (ع) چیست و وداع با این حرم برای پیاده راهی شدن به کرب بلا چه بغض و سوز پرتلاطمی دارد. بینندگان مسجد کوفه و سهله هستند که می‌دانند تنفس در خانه‌ای که حضرت علی (ع) در آن زندگی می‌کرده است و دو رکعت نماز خواندن در ستون‌های پنجم و هفتم و ... مسجد کوفه با روح آدمی چه می‌کند. حال خوش سلام آخر به امیرالمومنین و قدم گذاردن در وادی‌السلام برای پیوستن به سیل خروشان جمعیت راهی شده به سوی حسین(ع) را تنها کسانی می‌دانند که اربعین به عتبات رفته باشند. گذر از موکب‌های پراخلاص مسیر هشتاد و اندی کیلومتری نجف – کربلا، گویی گذار از پله‌ای است برای رسیدن به بهشت و چه کسی جز رونده این مسیر می‌داند که گذر از مسیری که سر تا سر آن بوی بهشت می‌دهد چگونه جلا‌دهنده جان و جسم آدمی است. شمردن عمودهای مسیر، شنیدن ندای «هل بکم، هل بزوار ابو سجاد»، استراحت در موکب‌های آسمانی، نوشیدن آب و چای و قهوه و خوردن مائده‌های گونه‌گون طول مسیر، بی‌هیچ نقصان و کمبودی، برخورد و گام برداشتن مجاور عاشقانی که خود پیماینده مسیر‌اند و ... را تنها رفتگان به سفر اربعین حسینی می‌فهمند و به درستی آن را با هر سفر معنوی دیگری برابر نمی‌دانند.و رسیدن به دروازه کرب بلا، با جسم و روحی جلا داده شده و رویت گنبد حرم عباس (ع) از خیابان علقمه و گام نهادن در بین‌الحرمین، وصفی زمینی ندارد و نمی‌تواند در حصار قلم و کاغذ بگنجد و مکتوب شود، مگر می‌شود استغنای اعلای روح آدمی را در چنین حالتی نگاشت ؟ و باز هم این تنها زائر اربعین حسین (ع) است که می‌داند و می‌فهمد جسم زمینی، چگونه و با چه صفایی با آسمان پیوند می‌خورد ...هنیئاً لک.
درست است که رخ دادن حال خوش سفر اربعین، خارج از هرگونه معادلات بشری است، اما گاهی بی‌برنامگی‌ها و نقصان‌هایی که در این سفر به چشم می‌خورد، این پرسش منطقی را به ذهن متبادر می‌کند که آیا نمی‌توان با کمی برنامه‌ریزی و مدیریت، از زوّار حسین بهتر پذیرایی کرد ؟ زائرانی که نه لزوماً از اقشار مرفه جامعه، بلکه حتی از پایین‌ترین طبقات اقتصادی، مشتاقانه به کرب‌بلا شتافته‌اند تا ارادت قلبی خود را به ساحت امام حسین و حضرت عباس (سلام‌الله علیهما) اعلام کنند.
بی‌برنامگی برخی نهادها و مدیران داخل کشور وقتی بیشتر به چشم می‌آید که چند برابر جمعیت زوّار ایرانی در شهر کوچک کربلا و در طول مسیر نجف – کربلا به بهترین نحو ممکن مدیریت می‌شوند، آن هم نه برای مدت محدود یک هفته، بلکه برای حداقل بیست، بیست و پنج روز!
بنا بر آمار اعلام شده داخلی، بیش از یک میلیون و دویست‌هزار نفر ایرانی اربعین امسال به زیارت عتبات عالیات رفته‌اند. اگرچه مشاهدات عینی و اخبار غیررسمی، جمعیت ایرانی حاضر در عراق را بسیار بیشتر از این عدد نشان می‌دهد، اما به فرض صحت این آمار، مدیریت این عده، بایستی بسیار بهتر از آن چه که امسال اتفاق افتاد می‌بود، علی‌الخصوص اینکه حدود بیست میلیون زائر در عراق با کمترین مشکل هدایت و مدیریت شده‌اند. آشفتگی و بی‌برنامگی برخی نهادها و مدیران داخلی را می‌توان در چند حوزه بررسی مختصر کرد.
مرز، نیروی انتظامی
همگان شاهد بودیم که در روزهای منتهی به اربعین، اخبار ضد و نقیضی از شلوغی مرزهای زمینی و هوایی گرفته تا نیاز یا عدم نیاز به ویزا برای خروج از کشور، و یا حتی این‌که فقط مرزنشینان ایران برای سفر به عراق نیازی به ویزای عراق ندارندو سایر ایرانیان باید ویزا تهیه کنند (!) مخابره می‌شد. اما هیچ کدام از این اخبار بعضاً متناقض که برای بهبود اوضاع در مرزها هم مخابره می‌شد، در عمل نتوانست مرزهای ایرانی را از هر نظر به وضع مطلوبی برساند. ازدحام در مرزها که در بعضی موارد موجب شد زائران حسینی تا ده ساعت هم در صف مهرگذرنامه توقف داشته باشند، موجبات ناراحتی عده بسیاری، علی‌الخصوص بانوان و سالخوردگان، را فراهم کرد. مرز زمینی مهران در همین رابطه بارها خبرساز شد.
فرماندهان نیروی انتظامی، از مدت‌ها قبل اعلام کرده بوده بودند که نیروی انتظامی به صورت سینرژیک (هم‌افزایانه) از تمام ظرفیت خود برای خدمت به زائران حسینی بهره خواهد گرفت. بنا بر اعلام رسمی، ناجا بیش از 8 هزار نیروی خود را برای حماسه حسینی به کار گرفت.
گذشته از امنیت مرزی و نیز اخلاق خوب کارکنان نیروی انتظامی در مرزها که بسیاری از آن تعریف کرده‌اند، عملکرد نیروی انتظامی در خصوص صدور و مهر گذرنامه و صف‌های چند ساعته در مرز، قابل انتقاد جدی است. ناجا می‌توانست با افزایش گیت‌های ورودی و خروجی به کشور در تمام ساعات شبانه‌روز، مدت زمان انتظار در مرزها را به حداقل ممکن برساند. پیش‌بینی جمعیت ورودی و خروجی به مرز، کار چندان پیچیده‌ای نیست.
دیگر این‌که، مهرهای زده شده بر گذرنامه‌ها هم در مواردی موجب تعجب فراوان شده است. به عنوان یک نمونه، فردی که از مرز زمینی مهران در عراق وارد کشور ایران شده است و مهر خروج زمینی از عراق بر گذرنامه وی درج گردیده است، هنگام ورود به ایران، بجای الصاق مهر مرز زمینی مهران، مهر «مرز هوایی مهرآباد» در گذرنامه وی درج شده است! این بدین معناست که چنین فردی در فاصله چند صد متری مرز مهران عراق تا مرز مهران ایران، از ادامه مسیر انصراف داده و با پروازی اختصاصی از مهران به مقصد مهرآباد تهران وارد ایران شده است !! بدیهی است که همین اشتباه فاحش نیروی انتظامی برای سفرهای بعدی خارجی این فرد مشکلات فراوانی را به دنبال خواهد داشت، چرا که وی باید ثابت کند از همان مرز زمینی مهران وارد ایران شده و الصاق مهر مرز هوایی مهرآباد در گذرنامه، اشتباهی بوده است که کارمندان ناجا در مرز زمینی مهران مرتکب آن شده‌اند!
این قبیل امور، نشان‌دهنده بی‌برنامگی و یا حداقل کم‌برنامگی نیروی انتظامی در مواجهه با زائران حسینی است که بایستی برای سال‌های آتی برطرف گردد.
سازمان حج و زیارت، بازیگر یا بازیگردان ؟!
از مدت‌ها قبل گفته شد که سازمان حج برای اربعین امسال دو ستاد به راه انداخته است، یکی اجرایی و دیگری فرهنگی. اما مشاهدات عینی و اخبار واصله حکایت از آن دارد که سازمان حج نه اقدامات اجرایی درخوری انجام داده است و نه به لحاظ فرهنگی برای همایش عظیم اربعین برنامه‌ریزی پیشینی داشته است.
ایرادات اجرایی سازمان حج و زیارت بسیار مشهود بود. تنها به عنوان نمونه می‌توان به آشفتگی خیل مردم در مرزها به دلیل مختلف از جمله نبود مکانی برای استراحت، نبود وسایل حمل و نقل و ... اشاره کرد.
مسئولان سازمان حج اعلام کرده‌اند که 1500 دستگاه اتوبوس را به مرزها فرستاده‌اند تا مردم را جابجا کنند، اما جابجایی مردم در مرزها، به بدترین شکل ممکن صورت پذیرفت. در مرز پر تردد مهران، زائران خسته، برای ورود به کشورشان و رسیدن به پایانه‌های اتوبوس‌رانی، بایستی مسیری بیش از ده کیلومتر را پیاده‌روی می‌کردند؛ آن هم مسیری سنگلاخی و بسیار نامناسب. اسف‌بارتر اینکه زائران در تمام طول این مسیر بایستی ساک‌های خود را خودشان حمل می‌کردند. خستگی مفرط همه، به ندرت توانی را برای افراد باقی گذاشته بود که به یکدیگر کمک کنند. چه بسیار پیرمردها و پیر زن‌ها و دخترانی که با پای آبله زده از مسیر پیاده‌روی اربعین، این مسیر ناهموار ده کیلومتری را با توقف‌های فراوان و مشقت‌های بسیار پیمودند، سختی‌ای که با یک برنامه‌ریزی ساده می‌توانست وجود نداشته باشد. در مرز مهران، پایانه اتوبوس-رانی تعبیه شده برای جابجایی مسافران، چندین کیلومتر از مرز فاصله داشت که موجب بروز این همه سختی نابجا شده بود. دیدن صحنه‌هایی که سالخوردگان ساک خود را به زمین می‌کشاندند و با چشم‌هایشان مترصد وسیله‌ای نقلیه بودند که فقط در آن بنشینند، بسیار متأثرکننده بود.
این همه ماجرا نبود، چرا که رسیدن به پایانه مسافربری و اتوبوس، خود مشکلات دیگری را به همراه داشت. در حالت عادی، نرخ کرایه اتوبوس مهران تا تهران، نهایتاً سی هزار تومان است، اما مشاهدات عینی و اخبار واصله حاکی از این است که برخی با سوءاستفاده از موقعیت به وجود آمده، تا دویست هزار تومان هم از مردم کرایه دریافت می‌کرده‌اند، گویی اصلاً هیچ نهاد نظارت‌کننده‌ای بر پایانه‌های مسافربری نظارت نداشته است. ازدحام بی‌اندازه و ساعت‌ها منتظر ماندن برای خروج اتوبوس از پایانه و قرار گرفتنش در مسیر، از مصائب دیگر بی‌برنامگی نهادهای مسئول بود.
و باز هم این همه ماجرا نیست ! اقدامات سازمان حج و زیارت در آن‌سوی مرز هم انتقادات جدی‌ای را به همراه دارد. هزینه دریافتی این سازمان از مردم در قالب کاروان‌های زیارتی عتبات، با خدمات ناچیزی که ارائه می‌دهد قابل مقایسه نیست. به عنوان نمونه، هزینه‌ای که سازمان حج و زیارت از زائران حسینی دریافت می‌کند، معادل هزینه‌ای است که در قبال آن باید اسکان درجه یک به زائران ارائه نماید، اما اصلاً چنین نیست. سازمان حج تا پیش از سفر اربعین برای سفر هوایی به عراق مبلغ یک میلیون و 350 هزار تومان را دریافت می‌کرد که متأسفانه در اقدامی کاسبکارانه برای اعزام اربعین آن را به یک میلیون و 650 هزار تومان افزایش داد! کارگزاری‌های سازمان حج برای سفر زمینی اربعین هم مبلغ یک میلیون تومان به طور رسمی دریافت می‌کردند.
طبق اعلام رسمی، هزینه ثبت نام هر فرد در دفاتر کارگزاری حج حدود 145 هزار تومان است، به این ترتیب که 40 دلار هزینه اخذ ویزا و 15 هزار تومان حق کارگزار دریافت می‌شود. مجموع این هزینه با نرخ دلار 3 هزار و 250 تومان حدود 145 هزار تومان می‌شود.
با این حساب اگر امسال همان یک میلیون و دویست هزار زائر هم به عراق رفته باشند،مجموعاً بیش از 174 میلیارد تومان برای ویزا و حق کارگزار به طور خالص عاید سازمان حج شده است! خدمات این سازمان به زائران در عراق، به نسبت این سود هنگفت، اصلاً قابل مقایسه نیست. ضمن این‌که بخشی از این پول که به جهت اخذ ویزا از دولت عراق گرفته شده است، با توجه به رایگان شدن ویزا توسط دولت عراق، باید به مردم بازگردانده شود، اما خبری از بازگشت پول‌ها نیست!
با این تفاصیل، برای مردم بسیار به صرفه‌تر است که شخصاً و خارج از کاروان‌های حج و زیارت به زیارت بروند، چرا که خدمات این سازمان با هزینه‌هایی که از مردم دریافت می‌کند، اصلاً همخوانی ندارد.به بیانی دیگر، مردم با صرف هزینه کمتر و برخورداری از امکانات بیشتر، به زیارت خواهند رفت، اگر خارج از چارچوبه تعیین شده و انحصاری سازمان حج اقدام نمایند !
این موضوع منحصر به سفر عتبات نیست، در سفر حج هم اجحاف‌های دیگری می‌شود که جای پرداختن به آن در اینجا نیست. با توجه به در پیش بودن تعطیلات نوروزی و افزایش سفرهای زیارتی در آن ایام، این موضوع نیازمند بررسی جدی‌تر مسئولان و نهادهای نظارتی است.
از اقدامات فرهنگی در ایام اربعین، که بنا بر گفته مسئولان سازمان حج بنا بوده از ستاد فرهنگی تشکیل شده در این سازمان منبعث شود هم خبری در میان نبود. اقدامات فرهنگی پراکنده اما با خلوص مردم، به دور از هرگونه ستاد و مدیریت سازمانی، بسیار بیشتر و اثرگذارتر از برنامه‌های اجرا نشده سازمان حج و زیارت بود. در مجموع، به نظر می‌رسد اگر تمام اقدامات به صورت خودجوش و مردمی می‌بود، چه بسا بهتر از آن‌چه که اتفاق افتاد، نتیجه عاید زائران می‌شد !
شمسا یا شرکت مالی سرمایه‌ای آقایان خاص ؟!
شرکت مرکزی دفاتر خدمات زیارتی سراسر ایران (شمسا)، چند سالی است که بطور انحصاری به ارائه خدمات به زائران می‌پردازد. اینکه نحوه شکل‌گیری این شرکت چگونه بوده. و اعضای آن چه کسانی هستند، مطالب جداگانه دیگری را می‌طلبد، اما نحوه خدمات این شرکت، علی‌الخصوص در ایام اربعین در خور انتقادات جدی است؛ از هتل‌های بی‌کیفیت و در حد مسافرخانه و غالب کردن آن‌ها به زائران حسینی به عنوان هتل درجه یک گرفته تا دریافت دو برابری هزینه جابه‌جایی از زائران، گوشه‌ای از اقدامات این شرکت سرمایه‌ای است.
تنها به عنوان یک نمونه کافی است اشاره شود که شمسا، با کاروان‌های ایرانی در ایران برای جابجایی زوّار عقد قرارداد می‌نمود، اما در کمال تعجب، هنگام جابه‌جایی زائران ایرانی در عراق تا مبلغی بیش از آن‌چه که در متن قرارداد منعقد شده دریافت نمی‌نمود، اقدام به جابه‌جایی زائران نمی‌کرد! این مبلغ بعضاً تا دو برابر قیمت توافق شده هم می‌رسید، علاوه بر این‌که تأخیرهای چند روزه در ارائه اتوبوس به کاروان‌ها، موجبات ناراحتی بسیاری از زائران را فراهم نموده بود. بر همه این‌ ‌ها، این را هم باید اضافه کرد که گویی هیچ نهادی، از جمله سازمان حج و زیارت بر قراردادهای منعقد شده میان شمسا و طرف‌های عراقی نظارت نمی‌کند، چرا که یکی از ادعاهای شمسا برای دریافت هزینه بیشتر پای حرکت این بود که طرف عراقی این هزینه را مطالبه کرده است و ... !
عملکرد بسیار ناصحیح شمسا منحصر به سفر عتبات در اربعین امسال نیست، بلکه این شرکت در سایر سفرهای زیارتی و از مدت‌ها قبل هم موجبات نارضایتی بسیاری را فراهم کرده است. انحصاری بودن ارائه خدمات به ایرانیان مقیم کشورهای زیارتی توسط شمسا، عمده دلیل سوء مدیریت شکل گرفته در این شرکت است. طرح تحقیق و تفحص از شمسا به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ارائه گردیده که امید است بدون کارشکنی مطرح، پیگیری و شفاف‌سازی شود.
پرواضح است که با تمام این سوءمدیریت‌ها، چیزی از حلاوت معنوی سفر اربعین، نمی‌کاهد؛ اما ‌ای کاش مسئولان اجرایی و نهادهای نظارتی بهتر و بیشتر برنامه‌ریزی بنمایند تا زائر حسین (ع)، تنها به زیارتش بیندیشد.