کد خبر: ۳۳۳۶۱۰
تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸

سراب صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری گروکشی جدید به سبک اینستکس

در سند تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، تشکیل صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و پرداخت غرامت‌های جنگ مطرح شده است. تاریخ اینستکس اروپایی و سابقه پرداخت غرامت جنگی عراق به کویت، نشان می‌دهد که این پیشنهاد نه یک کمک، بلکه تله‌ای برای خلع سلاح روانی و سیاسی ایران است.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ در تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، تشکیل یک «صندوق 
۳۰۰ میلیارد دلاری» برای سرمایه‌گذاری در ایران به چشم می‌خورد. 
این پیشنهاد در نگاه اول وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسد. رقمی نجومی که می‌تواند تمام خرابی‌های ناشی جنگ را جبران کند اما درست در همین نقطه، خطر بزرگ نهفته است.
این پیشنهاد با کدام منبع مالی، در چه بازه زمانی، با چه سازوکاری و مهم‌تر از همه با چه ضمانت اجرائی عملیاتی خواهد شد؟ 
پاسخ به این پرسش‌ها روشن است: هیچ‌کدام. این صندوق موهوم، ادامه منطقی همان راهبرد کهنه‌ای است که پیشتر در اینستکس و صندوق بازسازی غزه دیده‌ایم. یعنی دادن وعده‌های بزرگ و بی‌ضمانت، برای گرفتن امتیازات واقعی و 
ملموس.
منطق «گروکشی معکوس» این‌جا حاکم است، آنها وعده آینده را می‌دهند تا از ایران امتیاز امروز را بگیرند.
برای درک ماهیت واقعی این پیشنهاد، کافی است به سرنوشت «اینستکس» بنگریم. این سازوکار مالی که در ژانویه ۲۰۱۹ (دی ماه 97) توسط سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) راه‌اندازی شد، قرار بود راهی برای دور زدن تحریم‌های آمریکا و ادامه تجارت قانونی با ایران پس از خروج واشنگتن از برجام باشد. 
اروپایی‌ها با آب و تاب از این کانال به عنوان «راه‌حلی برای حفظ منافع اقتصادی ایران» یاد می‌کردند. اما واقعیت این بود که اینستکس عملاً هرگز یک تراکنش مالی واقعی و معنادار انجام نداد.
این سازوکار صرفاً برای یک محموله کوچک دارویی در مارس ۲۰۲۰ (اسفند 98) و آن هم در بحبوحه پاندمی کرونا فعال شد. حرکتی که بیشتر یک نمایش بشردوستانه بود تا یک کانال تجاری واقعی.
در نهایت، خود اروپایی‌ها در مارس ۲۰۲۳ (اسفند 1401) رسماً اعلام کردند اینستکس را منحل می‌کنند، زیرا این سازوکار «ناتوان از انجام مأموریتش بود». این اعتراف رسمی به شکست یک وعده توخالی، عبرتی بزرگ برای امروز است.
هدف اینستکس دقیقاً خریدن زمان و جلوگیری از واکنش ایران به بدعهدی‌های برجامی بود در حالی که هیچ عزمی برای مقابله با تحریم‌های آمریکا وجود نداشت.
دومین شاهد برای اثبات توخالی بودن این وعده‌ها، «صندوق بازسازی غزه» است. پس از جنگ ویرانگر غزه، در نشست‌های متعدد بین‌المللی از جمله نشست قاهره در دسامبر ۲۰۲۴ و نشست اضطراری اتحادیه عرب در مارس ۲۰۲۵، طرح‌های بازسازی با بودجه‌های تخمینی عظیم (تا ۵۳ میلیارد دلار) مطرح شد. 
ترامپ نیز با طرح‌های عجیب خود مانند «ریویرای خاورمیانه» به این هیاهو دامن زد اما امروز، پس از بیش از یک سال از این وعده‌ها، نتیجه چه بوده است؟
حتی یک دلار به صورت عملیاتی برای بازسازی وارد غزه نشده است. دلیل آن روشن است: هیچ کشور یا نهادی حاضر نیست بدون یک افق سیاسی روشن و تضمین‌های امنیتی واقعی، پول نقد را در یک منطقه بحران‌زده و تحت اشغال هزینه کند.
این صندوق یک نمایش سیاسی محض بود برای فرار از مسئولیت و انداختن توپ به زمین دیگران، نه یک برنامه واقعی برای بازسازی.
این دو نمونه، الگوی تکراری یک فریب راهبردی را نشان می‌دهد. یک سازوکار مالی رنگارنگ طراحی می‌شود، نامی فریبنده بر آن می‌گذارند، ارقام نجومی به آن نسبت می‌دهند و سپس آن را به عنوان یک «امتیاز بزرگ» به طرف مقابل ارائه می‌کنند، در حالی که از ابتدا هیچ عزمی برای عملیاتی کردن آن وجود ندارد. از طرفی این منطق «گروکشی معکوس» درست برعکس اصل حقوقی پرونده کویت-عراق عمل می‌کند.
آنجا عراق به دلیل تجاوز، محکوم و مجبور به پرداخت بی‌قید و شرط شد. این‌جا اما از ایران می‌خواهند برای دریافت غرامت، امتیاز بدهد. این همان تبدیل «حق» به «منت» است.
این پیشنهاد صرفاً یک وعده پوچ نیست، بلکه یک عملیات روانی چندلایه است. این رقم نجومی چنان بزرگ انتخاب شده که افکار عمومی را وسوسه کند و این ذهنیت را بسازد که اگر ایران این توافق را رد کند، ۳۰۰ میلیارد دلار ثروت ملی را دور ریخته است. در واقع هدف، خلع سلاح روانی منتقدان داخلی و تحت فشار گذاشتن تصمیم‌گیران ایرانی است.