مراقب نقشه وحدتشکن دشمن باشیم(یادداشت روز)
بررسی و مطالعه زندگی مردان الهی مالامال از پندها و اندرزهایی است که اگر پیروان آنها همت کنند و به اندازه تلاش و توان خود از آن بهره جویند هیچگاه جامعه با تنگنا و چالش لاینحل مواجه نمیشود. در تاریخ اسلام بارها خوانده و شنیدهایم که رسول خدا پس از آخرین سفر حج خویش و واقعه با شکوه غدیرخم و تعیین ولی امر مسلمین برای امت، وقتی بر حضرت معلوم شد که این دنیای فانی را وداع خواهند گفت؛ پیوسته در میان اصحاب خطبه میخواندند و دغدغههای خویش را بازگو میکردند و وصیت میکردند که امت من داخل فتنهها نشوند، دست از راه و روشش بر ندارند، در دین خدا بدعت نگذارند و در هر شرایط، در مسیر اهل بیت(ع) گام برداشته و از دستورات آنها سرپیچی نکنند. مگر پیامبر اسلام در حالی که به سختی و با کمک وصی خویش و فضل بن عباس از بستر بیماری برخاسته بود، در جمع مردم مدینه حاضر نشدند و با صدای بلند اینگونه نفرمودند:«ای مردم؛ آتش افروخته شده و فتنهها همچون پارهای شب تار روی آورد. ای مردم؛ همانا شیطان نومید شده از اینکه در سرزمین شما مورد پرستش قرار گیرد ولی پارهای از کارهایتان که آنها را کم اهمیت و کوچک میشمارید سبب خشنودی اوست.» اما چه شد که در کمتر زمانی و با وجود اینکه خلف شایسته او سکان هدایت جامعه را برعهده داشت، به گژراهه رفتند و آنی را کردند که پیش از او پیامبر بر آن هشدار داده بودند. با همین نگاه به هشدارهایی که امام راحلمان در واپسین ماههای حیات پربرکت خویش داشتند، توجه کنید: آنجا که آن پیر خوشضمیر در سوم اسفند 1367 در تعیین استراتژی نظام و رسالت حوزههای علمیه مشهور به «منشور روحانیت» میفرمایند: «نگران تقابل و تعارض جناحهای مؤمن انقلابم که مبادا منتهی به تقویت جناح رفاهطلب بیدرد و نق بزن گردد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب میکند، یکی متهم به طرفداری از سرمایهداری و دیگری متهم به التقاطی میشود که من برای حفظ اعتدال جناحها همیشه تذکرات تلخ و شیرینی دادهام.» به این فراز از سخنان امام توجه کنید؛ انگار این سخنان را برای امروز ما و برخی اختلافاتی که برخی افراد این روزها بیتوجه به شرایط کشور با انگ زدن و تهمت به این مسئول یا آن مسئول فریاد میزند،گفتهاند. آنجا که میفرمایند: «ممکن است هر کس در فضای ذهن و ایدههای خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقههای دیگران و مسئولین انتقادی داشته باشند ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی به طرف مسایل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود، این عمل کاملا غیرمنصفانه است و اعتماد مسئولین نظام را از بین میبرد و زمینه را برای ورود بیتفاوتها و بیدردها به صحنه انقلاب آماده میکند.»
امام شهید ما هم که قول و عمل او آینهای از سیره امام راحل و جدّ بزرگوارشان پیامبر اکرم(ص) بود نیز در طول 37 سال رهبری امت همانی را توصیه میکردند که آن بزرگواران توصیه و هشدار داده بودند و اوج این هشدارها و توصیهها همانگونه که امام راحل در دو سال پایانی عمر با برکتشان داشتند، در دو سال آخر منتهی به شهادتشان اتفاق افتاده است. رهبر شهید انقلاب با توجه به فضای ناامیدسازی در جامعه توسط دشمنان در سالهای اخیر، در دیدار رمضانی دانشجویان در اسفند 1403 و دیدار با مسئولان دستگاه قضائی در تیرماه 1404، 10 ضابطه برای مطالبهگری درست و منطقی ارائه دادند که عبارتند از؛ ۱- همیشه احتمال صحت کار مسئولان را بدهید ۲- از تهمت بپرهیزید۳-گاهی حتی طرح سؤال جایز نیست ۴- بنبستنمایی نکنید۵- انتقاد با لحن مناسب باشد ۶- پیش از انتقاد، تحقیق کنید ۷- تبیین کنید، نه جنجال ۸- از بحثهای جناحی بپرهیزید ۹- شور انقلابی داشته باشید ولی بیصبری مضر است۱۰- اتحاد ملی را با هر سلیقهای حفظ کنید.
به عنوان مثال در توصیه به اینکه همیشه احتمال صحت کار مسئولان را بدهید، فرمودند: «بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان بر اثر بیاطلاعی است؛ چرا مثلاً فرض کنید وعده صادق در فلان وقت انجام نگرفت و فلان وقت انجام گرفت؟ اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتفاق نمیافتاد. خب، این درست نیست. آن کسانی که متصدی این کارها هستند به انقلاب دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان کمتر از من و شما نیست؛ نمیشود متهم کرد. حساب دارند و با محاسبه کار میکنند. آنچه که انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را انجام میدادید. این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید. متهم نکنید افراد را». یا در رابطه تهمت نزدن به مسئولان فرمودند: «انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد. منتها نقد کردن با تهمت زدن فرق میکند. مراقب باشید وقتی نقد میکنید، کسی را متهم نکنید».یا در جای دیگر فرمودند: «ممکن است کسی در یک قضیه مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند. چرا، منتها: اولا لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد. ثانیا (انتقاد) بعد از تحقیق باشد. بعد از اطلاعیابی باشد».
این روزها شاهدیم که طرفداران یک شخصیت سیاسی برای اثبات نگاه خود درباره این فرمایش رهبر عظیمالشان انقلاب که فرمودند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» با بدترین شکل شخصیتهای یک جریان سیاسی دیگر و بعضا مسئولین نظام را مورد انتقاد قرار میدهند و متقابلا این اتفاق از طرف طرفداران آن شخصیتهای سیاسی نیز میافتد و مسایل بیاهمیتی در صدر اخبار قرار میگیرد و رسانههای دشمن که بهدنبال سوژههای اختلافی برای برهم زدن وحدت کشور هستند با برجسته سازی این اخبار جو جامعه را مسموم و شعارهای اساسی مردم که بیش از 120 روز است پشتوانهای برای رزمندگان میدان بوده است را به انحراف میکشانند. این در حالی است که امام شهید ما قبلا در این رابطه هشدار داده بودند که؛ «تبیین لازم است. رفع مغالطههایی که گاهی انجام میگیرد لازم است. اما ایرادهای غیر لازم را به میان کشیدن و دربارهاش بحث کردن و بر روی مسائل کوچک جنجال کردن این مُضّر است. اینها با هم فرق دارد.»
امام شهید و این یگانه دوران که بیش از 4 ماه است از نفس مسیحایی او محرومیم در نهایت در باب «اتحاد ملی» که مهمترین عنصر برای مانایی انقلاب و بقای کشور است در جمع مسئولان دستگاه قضائی میفرمایند: «افراد با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسی گاهی متقابل، با وزن مذهبیِ کاملاً متفاوت، در کنار هم ایستادند و این وحدت بزرگ را، این اتحاد عظیم ملّی را به وجود آوردند. من حرفم این است: این را حفظ کنید، این را نگه دارند. این با اختلاف سلیقه سیاسی منافات ندارد، با اختلاف وزن مذهبی منافات ندارد. این در کنار هم ایستادنِ برای دفاع از یک حقیقت است، دفاع از کشور است، دفاع از نظام است، دفاع از ایران عزیز است»
در واقع میتوان گفت که اصول 10 گانه رهبر شهید انقلاب، مرز میان «نقد سازنده» و «ناامیدسازی» را روشن میسازد و التزام عملی به این
10 ضابطه، جامعه را از یأس و تفرقه مصون نگه داشته و مسیر پیشرفت را با بصیرت و همدلی هموار میکند.
«وحدت» همان حلقه مفقودهای است که بعضا مورد غفلت همه ما قرار میگیرد و بیشتر از مردم باید مورد توجه مسئولان در این شرایط سخت کشور باشد. این روزها در مباحثهها و گفتوگوهای دو یا چندجانبه نیروهای انقلاب با هم در باب مذاکره و تفاهمنامه با آمریکا اختلافنظرهایی دیده میشود که بخشی از آن طبیعی است و باید به آن احترام گذاشت. اما زمانی که این مباحثهها تلخ میشود و از مرز قرمز هتک حرمتها عبور میکند، باید در ابعاد، انگیزهها، اهداف و بازیگران صحنه تصنعی دوقطبی و تفرقه، تردید کرد و روند تولید شبهه و اختلاف و کشاندن آن به درگیری و بیاعتمادی نسبت به هم و نسبت به مسئولان ارشد نظام را مسدود کرد؛ چرا که نتیجه چنین کاری چیزی جز ایجاد یاس در مردم، نگرانی از آینده، بیاعتمادی به مسئولین، خالی شدن خیابان و کوچه باز کردن برای دشمن نیست.
در نظام ولایی که همه مشروعیتها و مجوزها به رأس هرم این نظام، یعنی ولی فقیه منتهی میشود، موضع و نظر رهبری فصل الخطاب است و این موضع باید محل اعتبار و اعتماد و رسیدن به آرامش برای مردمی باشند که ممکن است نظرات و سلایق سیاسی متفاوتی داشته باشند. این الفبای قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی و نظام ولایی ایران است و طبعا مورد قبول همه است. اگر از عمق جان اعتقاد به ولی فقیه و رهبری حکیم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای(مدّ ظلّه العالی) داریم و همچنین وفادار به سیره دو امام سفر کرده انقلاب هستیم باید «وحدت و اتحاد ملی» را مبنای رفتار خویش قرار دهیم و به این امر ولی خویش که در پیامشان به مناسبت سالروز آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم تاکید کردند: «از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و انسجام بیبدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی به ملّت بعثت یافته ارزانی شده و در زمره مهمترین عوامل ظفر در مقابل شیطان بزرگ میباشد. شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است»، باید به شدت پایبند باشیم که در این صورت، حتما مشمول دعای حضرت بقیهالله الاعظم (عج) که این کشور متعلق به آن حضرت است، قرار خواهیم گرفت.
حسن رشوند