خروجی که مشکلات را حل نکرد و خودش بخشی از مشکل شد
سرویس خارجی-
ده سال از رفراندوم برگزیت میگذرد؛ همهپرسیای که قرار بود با خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، اقتصاد را تقویت کند و کنترل بیشتری به لندن بدهد. اما امروز، بسیاری از مشکلاتی که برگزیت وعده حل آنها را داده بود، همچنان پابرجاست و حتی در برخی حوزهها عمیقتر شده است.
در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ (۳ تیر ۱۳۹۵)، انگلیسیها در یکی از مهمترین همهپرسیهای تاریخ معاصر اروپا پای صندوق رأی رفتند تا درباره ماندن یا خروج کشورشان از اتحادیه اروپا تصمیم بگیرند. نتیجه، رأی ۵۲ درصدی به «خروج» بود، رأیی که خیلی زود با نام برگزیت در حافظه سیاسی جهان ثبت شد. آن زمان، حامیان خروج وعده میدادند که انگلیس با ترک اتحادیه اروپا، کنترل مرزها را پس میگیرد، از بروکراسی بروکسل رها میشود، پول بیشتری برای خدمات عمومی بهویژه نظام سلامت ذخیره میکند و با آزادی بیشتر، اقتصاد پویاتری خواهد ساخت. اما حالا، نزدیک به یک دهه بعد، تصویر بهمراتب پیچیدهتر و تلختر از آن وعدههای انتخاباتی است. امروز، بحث اصلی این است که هزینه واقعی آن برای انگلیس چه بوده و آیا مشکلاتی که قرار بود حل شوند، واقعاً حل شدهاند؟
رشد کمتر، سرمایهگذاری ضعیفتر، درآمد محدودتر
مهمترین میدان داوری درباره برگزیت، اقتصاد انگلیس است. تقریباً همه نهادهای معتبر اقتصادی که در سالهای اخیر تلاش کردهاند اثر خروج از اتحادیه اروپا را اندازهگیری کنند، به یک جمعبندی مشترک رسیدهاند: برگزیت به رشد اقتصاد انگلیس ضربه زده است؛ هرچند درباره اندازه دقیق این ضربه اختلافهایی وجود دارد. تازهترین پژوهش دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا که در نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) منتشر شد، برآورد میکند که برگزیت تا سال ۲۰۲۵ تولید ناخالص داخلی انگلیس را حدود ۶ تا ۸ درصد پایینتر از حالتی قرار داده است که اگر خروجی در کار نبود، میتوانست تجربه کند. همین مطالعه میگوید سرمایهگذاری نیز بین ۱۲ تا ۱۸درصد کمتر شده و بهرهوری و اشتغال هم آسیب دیدهاند. مشکل اینجاست که برگزیت دقیقاً در دورهای رخ داد که انگلیس از قبل هم با رشد ضعیف، شکافهای منطقهای و بحران بهرهوری دستوپنجه نرم میکرد. در نتیجه، خروج از اتحادیه اروپا نهتنها این ضعفهای قدیمی را درمان نکرد، بلکه بهنظر میرسد بار تازهای هم بر دوش اقتصاد گذاشت.
اصطکاک بیشتر با بزرگترین شریک اقتصادی
یکی از وعدههای اصلی طرفداران برگزیت این بود که انگلیس با خروج از اتحادیه اروپا، آزادی بیشتری برای امضای توافقهای تجاری مستقل پیدا میکند و در نتیجه تجارتش شکوفاتر میشود. از نظر حقوقی، این وعده تا حدی محقق شد: لندن توانست توافقهای مستقلی با برخی کشورها دنبال کند. اما از منظر اقتصادی، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: اتحادیه اروپا نزدیکترین و بزرگترین شریک تجاری انگلیس بوده و هست. بنابراین هر مانع تازه در تجارت با اروپا، هزینهزا است. پس از خروج رسمی انگلیس از بازار واحد و اتحادیه گمرکی، تجارت با اروپا با لایهای از تشریفات جدید، کنترلهای مرزی، اظهارنامههای گمرکی، هزینههای انطباق مقرراتی و تأخیرهای لجستیکی روبهرو شد. این اصطکاکها شاید برای شرکتهای بسیار بزرگ قابل مدیریت باشد، اما برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط انگلیسی به مانعی جدی تبدیل شد. اثر این وضعیت در کاهش صادرات برخی بنگاهها، دشوارتر شدن واردات مواد اولیه و بالاتر رفتن هزینه مبادله دیده شده است. در عمل، انگلیس از یک بازار عظیم و کمهزینه که سالها به آن دسترسی روان داشت، به رابطهای پرهزینهتر با همان بازار رسیده است. این موضوع فقط به اعداد کلان تجاری محدود نمیشود؛ در زندگی روزمره هم ردپای آن دیده میشود. افزایش هزینه واردات، اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر قیمت برخی کالاها، بخشی از توضیحی است که چرا بخش مهمی از افکار عمومی انگلیس امروز بر این باور است که برگزیت به افزایش هزینه زندگی دامن زده است.
کمبود نیروی انسانی در بخش سلامت
یکی از مشهورترین نمادهای کارزار برگزیت، اتوبوسی بود که روی آن نوشته شده بود انگلیس میتواند بهجای پرداخت پول به اتحادیه اروپا، هر هفته صدها میلیون پوند بیشتر به NHS (نظام سلامت دولتی انگلیس) اختصاص دهد. این وعده، بهویژه در میان رأیدهندگانی که نگران فرسودگی خدمات درمانی بودند، اثر زیادی گذاشت. اما نزدیک به ده سال بعد، نهتنها NHS از فشار خارج نشده، بلکه همچنان با کمبود نیرو، فشار تقاضا و بحران ظرفیت مواجه است. آمارهای جدید نشان میدهد NHS برای حفظ عملکرد خود همچنان به کارکنان خارجی متکی است. طبق دادههای پارلمان انگلیس، حدود یکپنجم کارکنان NHS در انگلستان تابعیت غیر انگلیسی دارند و بیش از ۷۰ هزار نفر از کارکنان آن، شهروندان اتحادیه اروپا هستند. همزمان، سهم استخدام نیروهای خارجی از کشورهای دیگر هم بالا رفته است. این یعنی برگزیت نهتنها وابستگی ساختاری NHS به نیروی کار خارجی را از بین نبرد، بلکه در برخی موارد باعث شد سیستم درمانی برای جبران کمبودها به منابع تازهای از مهاجرت کاری متوسل شود.
برگزیت تمام شد، اما شکافها ماندند
برگزیت فقط یک پرونده اقتصادی نبود؛ زلزلهای سیاسی هم بود. این رفراندوم شکافهای عمیق در جامعه انگلیس را آشکار کرد: شکاف میان شهرهای بزرگ و مناطق محرومتر، میان نسلهای جوان و مسنتر، میان انگلیس و اسکاتلند، و میان نگاههای متفاوت به جهانیشدن، مهاجرت و هویت ملی. در اسکاتلند، جایی که اکثریت رأیدهندگان خواهان ماندن در اتحادیه اروپا بودند، برگزیت دوباره بحث استقلال را شعلهور کرد و این استدلال را تقویت کرد که اسکاتلند برخلاف خواست اکثریت خود از اتحادیه اروپا بیرون کشیده شده است. در سطح ملی هم برگزیت نهتنها به پایان اختلافات منجر نشد، بلکه سالها سیاست انگلیس را فلج کرد.