خیابان خواب ندارد
رفتن میان مردم و جویا شدن از حال و هوایشان آن هم درست در شبهای طوفانی تهران؛ تصویری واقعی از ملتی آگاه، هوشمند و مطالبهگر ارائه میدهد، مردم ایران، هم حماسهسازند و هم نقاد. هم حامی نظامند و هم توقع کارآمدی دارند.
اگر قرار باشد تاریخ ما را قضاوت کند حتما از نهم اسفند 1404 به بعد را باید یکجور دیگری بنویسد و حتما باید کنار اسم این ملت به تعبیر شهید علی لاریجانی بنویسد: ملت رشید ایران!
کشور ما در شرایطی وارد جنگ شد که کسی باورش را نداشت، واشنگتن که ماهها از زبان تهدید نظامی استفاده و پایگاههای خود در منطقه را تجهیز کرده بود، تصور میکرد با غافلگیری هوائی میتواند اراده ملت ایران را در هم بشکند.
اما آنچه در روزهای بعد و به ویژه با شهادت قائد شهید امت امام خامنهای رخ داد، بزرگترین شکست اطلاعاتی و راهبردی کاخ سفید بود. خیابانهای ایران، صحنه تجمعات خودجوش، پرشور و بینظیر مردمی شد. پیر و جوان، زن و مرد، روحانی و دانشجو، کارگر و بازاری، همه با یکصدا و یک پیام به میدان آمدند، همان شعاری که در دهههای قبل و در تقابل با دشمن بعثی سر دادند: میجنگیم، میمیریم، ذلت نمیپذیریم...
روایت حضور افتخارآمیز مردم در این شبها را بارها در رسانههای مختلف دیدهایم اما وقتی به عمق ماجرا دقیق نگاه میکنیم مردمی که بیچشمداشت سبک زندگیشان را متناسب با میدانداری تنظیم کردهاند، حالا در کنار اینکه حواسشان به میدان است و خیابان را هم نگه داشتهاند تقاضا یا مطالبات به حقی هم دارند.
صحنهگردانی ملت؛ ناکامی بزرگ ائتلاف استکبار
خیلیها گمان میکردند بعد از اعلام آتشبس و رفتوآمد دیپلماتها به پاکستان، میدان خلوت میشود و آن وقت است که زندگی به ریتم پیش از حمله برمیگردد اما این اتفاق نیفتاد، دقیقا مردم همسو با خواست رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در سنگر خیابان ماندند، میدانداری مردم در طی بیش از هشتاد شب حالا نشاندهنده اهمیت اصل جمهوری اسلامی در ایران است؛ محمدرضا شهرستانی جامعهشناس است او درباره ماهیت این حضور به گزارشگر کیهان میگوید: «از منظر جامعهشناسی پدیدههای سیاسی مثل همهپرسی، راهپیمایی و تجمعات نقش تعیینکنندهای در فرآیند دموکراسی میتوانند داشته باشند؛ در حقیقت عدم انقباض اجتماعی و نبود شکاف بین اصل حاکمیت با مردم و همچنین گفتمان و مفاهمه مشترک حول محور وطن باعث شده در ایران شاهد اتفاق شگفتی باشیم که بر اساس هیچیک از نظریههای سیاسی و جامعهشناسی غربی نشود آن را توجیه کرد.»
این رویداد جای پژوهشهای بسیار زیادی دارد اما حقیقت میدان بر خلاف القائات دشمن و رسانهها کاملا متفاوت از برداشتهای نادرست است، مردم میدان بخش بزرگی از پیکره ایران هستند؛ همان پیکرهای که باید صدایشان را شنید کمااینکه در مواقعی مثل مذاکرات پاکستان تعیینکنندگی حضور آنها بعینه در تصمیمات مشاهده و احساس شد. برای آگاهی از عمق میدان در شبهای گذشته به سراغ حاج غلامرضا عباسی، جانباز ۷۰ درصد و راوی دفاع مقدس رفتیم. او که از همان شبهای حماسه میدان در میان جمعیت با ویلچر حاضر میشود، میگوید: «یادم میآید روزهای اول جنگ تحمیلی را. آن موقع هم دشمن خیال میکرد با بمباران شهرها میتواند مردم را به زانو دربیاورد. اما غافل از اینکه خون شهیدان، ملت را پولادینتر میکند. امروز هم آمریکا همان اشتباه صدام را تکرار کرد. مردم ما همان مردم سال ۱۳۵۹ هستند، با این تفاوت که امروز تجربه بیشتری دارند و دشمنشناسترند.»
در همان نزدیکی حاجیه خانم زهرا صفری که مادر شهید محمد طاهری از شهدای دفاع مقدس اول است در اینباره به خبرنگار ما درباره حضور میدانی مردم میگوید: «این مردم ثابت کردهاند که زیر بار ظلم نمیروند. آمریکاییها اگر عقل داشتند، از تاریخ درس میگرفتند. ۸ سال جنگ را به خاطر بیاورند. همان کشورهایی که آن موقع هم از صدام حمایت میکردند، امروز هم از اسرائیل حمایت میکنند. اما نتیجه همان است؛ عزت ایران و ذلت متجاوزان و این راه باید تا پیروزی نهائی ادامه داشته باشد، البته ما مردم از وضع معیشتی گلهمندیم اما گلایه ما حکم وطنفروشی نیست.»
این مردم پای کار
مردم ایران در این روزها و شبهای جنگ و آتشبس و حتی اکنون در برهه جنگ اقتصادی به خوبی مرزهای حقیقت و دروغ را میفهمند آنقدر که رسانههای غربی تصویر دیگری از ایران در ذهن داشتند، در گزارشهای خود ناامیدیشان را پنهان نمیکنند. شبکه CNN در گزارش ۱۵ اسفند خود اذعان کرد: «برخلاف انتظار، شاهد فروپاشی اجتماعی در ایران نیستیم. تجمعات گسترده در حمایت از نظام، معادلات جدیدی را ایجاد کرده است.»
این واقعیتی بود که دشمن آن را پیشبینی نمیکرد، ملت ایران در بحرانها، نه تنها پشت نظام میماند، بلکه خود سردمدار دفاع میشود. اما در میان این حماسه بزرگ، برخی جریانهای ضدانقلاب و تحلیلهای خائنانه در شبکههای فارسیزبان معاند، تلاش میکردند تا از همان روزهای اول، تصویری از شکاف بین مردم و نظام ارائه دهند و پس از عدم توفیق و البته در جریان بسته شدن تنگه هرمز، القائات رسانهای در زمینه تبعات جنگ اقتصادی شدت گرفت و موضوع معیشت و گرانی سوژهای برای ایجاد شکاف اجتماعی شد. بدون تردید، جنگ هزینه دارد. با قطع برخی از مسیرهای تأمین کالا، تشدید تحریمها و افزایش هزینههای حملونقل و انرژی، قیمت برخی اقلام افزایش یافت. این یک واقعیت جنگی در جهان است. اما چیزی که رسانههای غربی انکار میکردند، این بود که همین مردم با تورم موجود، باز هم در صحنه حضور دارند و اجازه نمیدهند دشمن به هدفش برسد.
نفیسه زارعی