پاسداری از مرزهای کشور (مقاله وارده)
علی اکبری
«امروز برانگیختگی معجزهگون ملّت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و آمریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف بههم پیوسته امّت مبعوث شده اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین - از نانو و بیو تا هستهای و موشکی- را سرمایه ملّی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی، پاسدار آن خواهند بود.» این متن، بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیجفارس است. خداوند متعال بر درجات رهبر شهید انقلاب بیفزاید. ایشان در مقطعی در نارضایتی و گلایه از عملکرد برخی از مسئولین وقت در موضوع هستهای، اظهار داشته بودند که «یکزمانی انرژی هستهای، حق مسلم ما بود.» این سخن متعاقب عقبنشینیهای دولتمردان در موضوع هستهای و فرآیندی به نام برجام بود که در نهایت به «خسارت محض» منتج شد. رهبر شهید این ماجرا را عبرتی برای آینده کشور نامیدند. در آن مقطع، برخی از مرزهای هویتی و ملی کشور جابه جا شده بود. عدهای با شعار «چارهای جز معامله با کدخدا نداریم» تلاش داشتند همه داراییهای ملت را بر میز مذاکره و معامله بگذارند و نه تنها به دادن سرمایه هستهای کشور قانع نبودند بلکه برجام 2 و 3 را دنبال میکردند. امری که نهیب و روشنگری عمارگونه سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی و مخالفت با این طرح را به دنبال داشت و در نهایت نیز آن شهید سعید، با خون مطهر خود، این خط ذلت را ناکام گذاشت.
سؤال این است که چه شد که در آن مقطع، همین ملتی که اکنون بیش از دو ماه است در میدان حضور فعال دارد؛ با این فرآیند مخالفت نکرد و اجازه داد که برخی دولتمردان، نزدیک به یازده تن اورانیوم غنیشده کشور، چند هزار سانتریفیوژ و... را به ثمن بخس بفروشند؟
از نگاه نگارنده، بخشی از این غیبت جامعه در آن مقطع زمانی، ناشی از خط نفوذی بود که از سالها قبل به انحا مختلف تلاش داشت مردم را از حضور فعال در جامعه خالی کند. این جریان هر صدای مخالف را با برچسبهایی از قبیل بیاعتماد به رهبری و ارکان نظام، نافهم نسبت به مصالح ملی، تندرو، متعصب و... از صحنه خارج و خود را بهعنوان نماینده عقلای جامعه و بینیاز از نظر جامعهای که راننده تاکسی و لبوفروش نمایندگان آن هستند؛ معرفی میکرد و بیان میداشت که نیاز نیست جامعه در همه موضوعات سیاسی دخالت بکند. «ملت کار خود را بکند و مسئولان نیز وظایف خود را انجام خواهند داد.» جمله ظاهراً زیبایی که در بطن خود، امر خطرناک کمرنگ کردن جمهوریت نظام اسلام را مستتر داشت.
این نگاه، درست در تقابل با خط فکری و رهنمودهای امام جامعه بود. قائد شهید امت هر جریانی که به دنبال خارج کردن مردم و به خصوص قشر جوان و دانشجو از صحنه سیاسی کشور بود را به صراحت مورد لعنت قرار داده و در ادامه فرموده بودند: «حکومتهای مستبد دنیا، صرفهشان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند؛ اما حکومتی که میخواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد؛ نظام را میخواهد با قدرت بیپایان مردم به سرمنزل مقصود برساند و مردم را همهچیز نظام میداند، مگر مردمش- بخصوص جوانان و بالاخص جوانانِ دانشجویش- میتوانند غیرسیاسی باشند؟! مگر میشود؟!» (12/08/1372)
در موقعیت کنونی نیز شاهدیم که همین جریان ترسو و ترساننده که یکی از نفرات این تفکر در شرایط جنگ تحمیلی کنونی، نسخه تسلیم برای کشورمان را به زبان انگلیسی و در نشریات خارجی تجویز میکند درصدد است جامعه را از میدان خالی کرده و دوباره همان خط «بدهیم برود» را احیا نماید. این جریان که همواره، حقوق ملت را بر روی میز مذاکره و معامله قرار داده است و در عین حال اظهار میدارد جامعه نباید سیاسی باشد چرا که فهم سیاسی جامعه، یکی از بزرگترین موانع در مقابل خط فکری این جریان است بار دیگر به میدان آمده است. این بار تنگه هرمز، دانش هستهای و اورانیوم غنیشده، دو ابزار و دستاوردی که به لطف خدا در اختیار ملت سرافراز ایران اسلامی قرار گرفته، وجهالمذاکره و مصالحه و نقطه هدف این جریان و تفکر است. این خط فکری تلاش دارد نظر خود را به عنوان نظر عقلای جامعه به مسئولان ارشد و بعضاً مذاکرهکنندگان کشورمان القا نماید که به جای مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن، این دو ابزار را در مقابل تضمین عدم تجاوز و برطرف شدن تحریمها، واگذار نماید.
این بار اما جامعه برانگیخته و مبعوث شده ایران اسلامی با تأسی به کلام رهبر شهید و در پاسخ به ندای رهبر معظم انقلاب، با فهم سیاسی و توجه به تجارب تمدنی خود، نه تنها قصد عقبنشینی از حقوق حقه خود را ندارد بلکه به دنبال احیاء حقوقی است که سالها از آن چشمپوشی کرده بود.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به ملت این رهنمود را میدهد که باید بر حقوق خود از جمله حقوق هستهای، موشکی و... پافشاری کرد. هیچ شخص یا مجموعهای حق ندارد به نمایندگی از ملت و جامعه بر سر این حقوق معاملهای انجام دهد. ملت باید پاسدار این حقوق باشد. پاسداری مستلزم بیداری و هوشیاری و در عین حال داشتن ابزار محافظت و مراقبت است. رهبر شهید پس از شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و موشکباران پایگاه آمریکا در عراق فرموده بودند: «این فریاد انتقامی که از مردم شنیده شد در سرتاسر کشور، در واقع این فریاد انتقام، سوخت حقیقی موشکهایی بود که پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد.»
این بار نیز حضور و فریاد ملت در خیابان، انگیزه و اطمینان به مسئولان نظامی، دولتی و سیاسی، قضائی و... کشور است که با تمام قدرت و بدون هرگونه خوف و ترس از این که ملت، میدان را خالی کند، از حقوق ملت دفاع کنند و بدانند که ملت با تمام وجود پشتیبان ایشان است و همانطور که از مرزهای جغرافیایی کشور مراقبت میکند، از مرزهای هویتی، دانشی، ملی و... کشورمان نیز مراقبت خواهد نمود.
البته در تمام امور، نصرت و یاری الهی برای کسانی است که در راه خدا استقامت ورزند، از دشمن شیطانی نهراسیده و با اطاعت از امام جامعه به وعدههای الهی امیدوار باشند.