وقتی اشرف و اسرائیل کنفرانس حقوق بشر برگزار کردند!
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
اینکه تصور شود امروز واقعیت ادعاها و به طور کلی ماجرای حقوق بشر، دیگر رنگ باخته و کوس رسواییاش بر آسمان رفته، شاید چندان دقیق نباشد. میتوان گفت بیپایگی این شعار آن هم با طراحی و تبلیغ جریانات و عوامل و دولتهایی که در طی حداقل این 100 سال اخیر، فجیعترین جنایات و هولناکترین قتل عامها و نسل کشیهای تاریخ بشریت را انجام دادهاند، از همان ابتدا اظهر من الشمس بود.
پرچمدار حقوق بشر شدن افراد و کانونهایی که بر طبق آموزهها و ایدئولوژی نژادپرستانهشان، به جز قوم و دار و دسته خود، اساسا فرد و گروه و دسته و ملل دیگر را بشر به حساب نیاورده و نمیآورند، از آن طنزهای تاریخی بوده و هست. (مثل سند زدن جایزه جهانی صلح به نام مخترع دینامیت و صاحب کارخانههای اسلحهسازی در آستانه جنگ جهانی اول!)
اما برخی مواقع این ماجرای حقوق بشر بیش از حد، مضحک و کاریکاتوری میگردد. از جمله این موارد، برگزاری کنفرانس حقوق بشر در اوایل اردیبهشت 1347 در تهران و به ریاست اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی محمدرضا و از سرکردههای باندهای بینالمللی قاچاق مواد مخدر) و با معاونت رژیم صهیونیستی بود.
این خبر در روزنامههای اوایل اردیبهشت ماه 1347 انتشار یافت که کنفرانس جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد در تهران برگزار گردید. یعنی رژیم شاهنشاهی در ایران میزبان کنفرانسی شد که در اصولش تضمین حقوق سیاسی، شهروندی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و پایان دادن به همه تبعیضها و زیر پا گذاشتن حقوق بشر و... و به ویژه از میان برداشتن آپارتاید یا تبعیض نژادی مورد تأکید قرار گرفته بود!
ریاست یک موجود تبهکار
در دنباله خبر فوق آمده بود:
«... کنفرانس جهانی حقوق بشر از فعالیتهای بشر دوستانه والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی ستایش و قدردانی کرد و با اکثریت آراء ایشان را به ریاست کنفرانس بینالمللی حقوق بشر انتخاب نمود...»
یعنی فاجعهبارتر از برگزاری کنفرانس حقوق بشر در مرکز رژیمی ضد بشر همچون رژیم پهلوی، مسئله ریاست این کنفرانس بود که به موجود تبهکاری به نام اشرف پهلوی واگذار شد. فردی که از خبیثترین و رذلترین اعضای خاندان پهلوی به شمار میرفت. او زمانی با دنائت به تماشای آتش زدن روزنامهنگاری همچون کریم پورشیرازی نشست، فقط به این جرم که در روزنامهاش به مفسدهها و فحشای اشرف معترض شده بود. همان اشرف که زمانی از پادوهای ارشد کودتای ننگین 28 مرداد 1332 و پیامرسان عاملان خارجی کودتا برای شاه بود و با دژخیمان ساواک همچون پرویز ثابتی روابطی نزدیک داشت و شخصا برای شکنجه و اعدام زندانیان اقدام میکرد.
براساس اسناد ساواک، اشرف پهلوی از سالهای 38-1337 در کار قاچاق مواد مخدر نقش داشت و در دهه 1340 به یکی از سرکردگان باندهای قاچاق هروئین و تریاک تبدیل شد که کوس رسواییاش هم بعد از کشف چمدانی مملو از تریاک و بازداشت در فرودگاه زوریخ، جهانگیر شد، تا جاییکه نشریات متعددی در غرب درباره قاچاقچی بودن اشرف نوشتند؛ همچون روزنامه «تریبون» در ژنو و «لوموند» و «نوول آبزرواتور» در فرانسه و...
البته اعتبار و ارزش موجود تبهکاری به نام اشرف برای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، تنها به ریاست کنفرانس آن در تهران محدود نشد، او در بهمنماه 1345 در میان بهت و حیرت همگان بهعنوان نماینده و رئیس هیئت نمایندگی ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل منصوب شد و سخنرانیاش در مجمع مذکور بهعنوان یک سند رسمی از سوی آن کمیسیون انتشار یافت! اشرف پهلوی سال بعد هم به ریاست هیئت نمایندگی ایران در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل منصوب گردید.
چند ماه پس از کنفرانس حقوق بشر تهران هم برای شرکت در اجلاس بیستوپنجم حقوق بشر به ژنو رفت و بنا به پیشنهاد دولت فرانسه به ریاست این اجلاس انتخاب شد!! انتخاب این عضو فعال مافیای جهانی مواد مخدر به ریاست اجلاس یادشده برای یک سازمان مدعی حقوق بشر، آن هم وابسته به سازمان ملل متحد، قطعا یک لکه تاریک و سیاه پاکنشدنی در کارنامه این نهاد مدعی بشر و مردم و انسانیت به شمار میرود.
معاونت رژیم صهیونیستی
از طرف دیگر، به گونهای شرم آور، علیرغم مخالفت بسیاری از کشورها، نماینده رژیم آپارتاید و اشغالگر فلسطین در کنفرانس حقوق بشر تهران حضور داشت و حتی بهعنوان نامزد معاونت کنفرانس نیز معرفی شد! اما وقتی با تهدید نمایندگان کشورهای عربی مبنی بر ترک کنفرانس مواجه گردید، نامش از فهرست نامزدهای معاونت کنفرانس خط خورد.
روزنامه اطلاعات در همان زمان برگزاری کنفرانس نوشت:
«... اولین کنفرانس بینالمللی حقوق بشر در جلسه عصر دیروز و بامداد امروز با امکان خارج شدن نمایندگان کشورهای عربی و کشورهای اروپای شرقی از کنفرانس روبهرو شد. این امکان در صورتی تحقق مییابد که نماینده اسرائیل به سمت یکی از معاونان ریاست کنفرانس انتخاب گردد... یکی از اعضا... کشورهای غربی را متهم کرد که نهایت سعی خود را در انتخاب اسرائیل مبذول
میدارند...»
در آن زمان رژیم شاه تنها حامی رژیم اشغالگر قدس بهعنوان یک رژیم نژادپرست و حامی آپارتاید (بنا به تصریح قطعنامه سازمان ملل) در منطقه به شمار میرفت و همانگونه که ذکر شد، مقابله با آپارتاید و تبعیض نژادی بهعنوان یکی از اصول مهم این کنفرانس مورد تأکید قرار گرفته و حتی یکی از بندهای بیانیه پایانی کنفرانس را به خود اختصاص داد. اما کنفرانس حقوق بشر تهران در زمانی برگزار شد که چند ماه پیش از آن، رژیم صهیونیستی در عملیاتی تجاوزکارانه در جنگ شش روزه ژوئن 1967 بخشهای دیگری از سرزمین فلسطین را اشغال کرده و دهها هزار فلسطینی را به خاک و خون کشیده و یا آواره ساخته بود.
همه اینها در شرایطی بود که در آن سالها رژیم شاه پس از سرکوب خونین قیام 15 خرداد 1342 و تبعید مرجع تقلید و رهبر دینی و انقلابی ملت ایران و به شهادت رساندن هزاران نفر از مردم و دستگیری و زندان و شکنجه صدها تن از علما و روحانیون و دانشگاهیان و معلمان و...، در محافل جهانی حقوق بشری، کارنامهای سیاه از خود نشان داده بود.
این واقعیت را حتی برخی از نشریات غربی هم در همان زمان مورد اشاره قرار دادند. از جمله نشریه معتبر «اشپیگل» آلمان چنین نوشت:
«... در سال 1963 مراسم سوگواری ماه محرم مبدل به تظاهرات سیاسی بر علیه رژیم میشود، تظاهرکنندگان خواستار آزادی زندانیان سیاسی و اجرای انتخابات آزاد هستند. ساواک و گارد شهربانی و نیروهای ویژه حافظ شاه، وارد عمل شده و هزاران نفر را به مسلسل میبندند. در همین حین خبر میرسد که در ورامین هزاران نفر به قصد پیوستن به تظاهرکنندگان تهرانی اجتماع کردهاند. بار دیگر دژخیمان ساواک وارد عمل شده و ورامین را به قتلگاه صدها نفر مبدل میسازند...»
کنفرانس حقوق بشر در کنار سیاهچالهای ساواک
ساواک یا سازمان اطلاعات و امنیت شاه که با کمک موساد و CIAتاسیس شد و شکنجهگرانش تحت آموزش همان سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی بودند، در همان سالها وحشیانهترین شکنجههای غیرانسانی را در سیاهچالهای مخوفش انجام میداد.
نشریه «اشپیگل»، در همان زمان، شکنجههای مرگبار ساواک را اینگونه تشریح نمود:
«... بریدن دست و پا با اره برقی، بیرون آوردن چشم و کورکردن زندانی، تجاوز با باتوم، انداختن جانوران وحشی در سلول زندانیان، تجاوز به زن و فرزند زندانی در برابر چشمان زندانی و هزاران عمل وقیحانه و جنایتکارانه دیگر از شگردهای ساواک و برای به زانو درآوردن معترضین و مخالفین است... زندانهای ساواک مملو از زندانیانی است که فقط به واسطه یک اعتراض ساده، روانه سلولهای تاریک و نمناک شده و مورد شکنجههای وحشیانه قرار میگیرند...»
علیرغم تمامی این پایمال کردن ابتدائیترین اصول و قواعدحقوق بشری که خود نشریات غربی بدان معترف بودند، اما کنفرانس حقوق بشر سازمان ملل در پایتخت رژیمی برگزار شد که دستانش تا مرفق در خون علما و انقلابیون مسلمان و ملت مظلوم ایران بود، آن هم در سالی که از پیش به عنوان «سال جهانی حقوق بشر» نامگذاری کرده بودند!
تنها اعتراض روحانیت مبارز برخاست
همزمان با برگزاری کنفرانس حقوق بشر در تهران و با وجود خفقان شدید، تلاشهای گستردهای از سوی حوزه علمیه قم و همچنین دیگر روحانیون انقلابی برای نشان دادن موارد نقض اعلامیه حقوق بشر در رژیم شاه صورت گرفت، از جمله نامهای که از سوی گروهی از اعضای هیئتهای موتلفه اسلامی و حزب ملل اسلامی در زندان نوشته شد و پس از آن نیز شهید محمد منتظری شرح یکی از آن یورشهای وحشیانه مزدوران شاه به زندان شماره 3 قصر را طی نامهای به مقامات جهانی و اعضای کنفرانس حقوق بشر در تهران به طور مشروح انعکاس داد که در برخی از نشریات خارج کشور نیز انتشار یافت ولی صدایی از این مجامع برنخاست!
پس از سالها همچنان کمیسیون حقوق بشر و سایر سازمانها و مؤسسات عریض و طویل حقوق بشری در برابر جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در دنیا سکوت مرگبار گورستانی را پیشه کردهاند ازجمله در غزه و فلسطین و لبنان و وحشیگری و سبُعیتشان در دو جنگ اخیر آنها علیه ایران که به شهادت مظلومانه رهبر انقلاب و فرماندهان عالی ارتش و سپاه و 268 دانشآموز در میناب و 104 سرنشین ناوشکن دنا و هزاران زن و کودک و پیر و جوان و معلم و دانشجو و دکتر وپرستار و کارگر و کاسب و امدادگر و آتش نشان و پلیس و سرباز و بسیجی و... و بمباران و تخریب دهها و صدها خانه مسکونی و بیمارستان و مدرسه و دانشگاه و خیابان و محله و فروشگاه و میراث فرهنگی و محیط زیست و.... انجامید.
اگرچه موج عظیم آگاهی و اعتراض در سراسر دنیا و در میان مردم آگاه و آزادیخواه جهان همان طور که پس از نسل کشی در غزه به راه افتاد، مجددا اوج گرفته و همه ادعاهای حقوق بشری مدعیان ضد بشر را باطل کرده است.