دروغهای شاخدار اینترنشنال برای تطهیر حمله به پژوهشگاه فضائی ایران
شبکه صهیونیستی اینترنشنال با جعل هویت ماهوارههای خصوصی، حمله به مرکز علمی طرشت را سفیدشویی کرد.
بامداد جمعه 22 اسفند، خیابان طرشت هدف حملات هوائی قرار گرفت. تصاویری که لحظاتی پس از این حادثه منتشر شد، برخورد چندین موشک به ساختمان «پژوهشگاه فضائی ایران» را تأیید میکرد؛ مرکزی غیرنظامی که در قلب یک منطقه شهری واقع شده است.
پژوهشگاه فضائی ایران؛ جایی بود که پژوهشگران ایرانی در حوزه فناوری صلحآمیز فضائی فعالیت میکردند، اما کمتر از 24 ساعت بعد، شبکه اسرائیلی اینترنشنال در یک گزارش ویدئویی مدعی شد که این مرکز بهدلیل ارتباط با برنامه موشکی ایران هدف قرار گرفته است!
سؤال اینجاست: اساساً این شبکه چگونه میتواند چنین ادعایی را بدون کوچکترین تحقیق میدانی مطرح کند؟ پاسخ در خود گزارش نهفته است؛ گزارشی که حتی در سادهترین مصداقها هم اشتباه میکند، مثلاً این شبکه، ماهوارههای خصوصی «کوثر» و «هدهد» را که متعلق به شرکت خصوصی و دانشبنیان «امید فضا» هستند و هیچ ربطی به پژوهشگاه ندارند، به نام این مرکز تمام میکند.
اشتباهی که هر خبرنگار تازهکاری با یک جستوجوی ساده آن را تکذیب میکند. در این گزارش نشان میدهیم که چگونه این تحلیل نهتنها از منظر راهبردی غلط است، بلکه حتی در ذکر مصادیق اولیه (مانند مالکیت ماهوارهها) دچار اشتباهات ابتدائی و غیرحرفهای شده است.
اشتباه فاحش در مصداق: ماهوارههای خصوصی
کوثر و هدهد
این رسانه در گزارش خود صراحتاً مدعی شده است: «پژوهشگاه فضائی ایران نقش مهمی در توسعه دو ماهواره مهم جمهوری اسلامی داشته: ماهوارههای هدهد و کوثر» و اینگونه القا کرده است که این پروژهها توسط این پژوهشگاه و با اهداف نظامی هدایت میشده است.
این جمله نشان میدهد که تهیهکننده این گزارش حتی زحمت یک جستوجوی ساده گوگلی را هم به خود نداده است! ماهوارههای کوثر و هدهد متعلق به بخش خصوصی ایران و شرکت «امید فضا» هستند.
این ماهوارهها در کلاس کیوبست (CubeSat) یا ماهوارههای مکعبی کوچک هستند. ابعاد بسیار کوچک و توان محدود این ماهوارهها که برای کاربردهای کشاورزی و اینترنت اشیاء (IoT) طراحی شدهاند، اساساً با استانداردهای محمولههای نظامی یا هدایت آتش که نیازمند اپتیکهای بسیار بزرگ و سنگین هستند، هیچ سنخیتی ندارد.
این دو ماهواره توسط موشک سایوز روسیه به فضا پرتاب شدند و محصول اولین دستاورد مهم بخش غیردولتی فضائی ایران هستند.
نسبت دادن این ماهوارهها به پژوهشگاه فضائی یا استفاده از آن بهعنوان مستندی بر «نظامی بودن» فعالیتهای این پژوهشگاه، یا ناشی از جهل کامل تهیهکننده گزارش است و یا تحریف عمدی اطلاعات.
پرتابگر سیمرغ
و نقش پژوهشگاه فضائی
در این گزارش، این شبکه مدعی شده است که پژوهشگاه فضائی ایران در ساخت و توسعه ماهوارهبر سیمرغ نقش داشته است! این ادعا کاملاً نادرست است، ماهوارهبر سیمرغ یک ماهوارهبر سوختمایع دومرحلهای است که توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ساخته شده است.
جالب اینجاست که یکی از خبرگزاریهای داخلی در گزارشی از پرتاب موفقیتآمیز ماهوارهبر سیمرغ، بهدرستی اشاره کرده است که ماهواره تحقیقاتی «مهدا» در پژوهشگاه فضائی ایران طراحی و ساخته شده است، اما در همان گزارش تأکید شده است که خود ماهوارهبر سیمرغ توسط وزارت دفاع ساخته شده است و اساساً ماهوارهبرها و پرتابگرهای ایران در وزارت دفاع ساخته میشوند.
هدف قراردادن پژوهشگاه
و کاهش توان موشکی ایران
این رسانه اسرائیلی مدعی شده است که هدف قرار دادن پژوهشگاه فضائی ایران میتواند توان موشکی ایران را کاهش دهد و برنامههای توسعه موشکهای دوربرد را عقب بیندازد!
این ادعا نیز بهشدت نادرست و غیرواقعی است، به چند دلیل:
برنامه موشکی بالستیک ایران عمدتاً زیر نظر نیروهای مسلح ایران و نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میشود. پژوهشگاه فضائی ایران که وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است، نقشی در زنجیره تولید یا توسعه موشکهای بالستیک ندارد.
برنامه موشکی ایران یک شبکه گسترده و پیچیده از مراکز تحقیقاتی، تولیدی و پرتابی است که در نقاط مختلف کشور پراکنده شدهاند. تصور اینکه هدف قرار دادن یک مرکز تحقیقاتی غیرنظامی همچون پژوهشگاه فضائی ایران بتواند «توان موشکی» یک کشور را کاهش دهد، از سادهلوحی و ناآگاهی تحلیلگران این رسانه حکایت دارد.
تجربه جهانی نشان داده است که حملات محدود به مراکز تحقیقاتی، هرگز نتوانسته است توان موشکی یا فضائی یک کشور را بهطور چشمگیری کاهش دهد. برنامههای موشکی و فضائی ماهیتاً انباشتی و قابل بازیابی هستند. تخریب یک ساختمان، دانش و تجربه انباشتهشده در ذهن محققان و مهندسان را از بین نمیبرد.
صنعت فضائی یک کشور و صنعت موشکهای بالستیک در سطح راهبرد کلان و نقشه راه (Roadmap) از هم جدا هستند؛ صرف داشتن دانش مشترک در موتور و سوخت، بهمعنای یکی بودن هدفگذاریها نیست. صنعت فضائی در جهان هم دارای بخش صلحآمیز (سنجش از دور، مخابرات) و هم بخش نظامی است و راهبرد این دو بخش با یکدیگر تفاوت بنیادین دارد.
برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به ساختار قدرتهای فضائی جهان بیندازیم. در نیروی هوائی و فضائی آمریکا، مدیریت ماهوارهها و موشکهای بالستیک در یک ساختار واحد بهنام مرکز فضائی و موشکی
(Space and Missile Systems Center – SMC) انجام میشود.
این مرکز مسئول کنترل موشکهای بالستیک در سطح کره زمین و ناوبری نظامی است یعنی اگر موشکی در هر جای جهان بلند شود، سیستمهای ماهوارهای این مرکز زنگ هشدار را به صدا درمیآورند و آن را رهگیری میکنند.
اگر منطق اینترنشنال درست بود، پس باید آمریکا نیز سالها پیش باید مرکز SMC خود را تعطیل میکرد! در حالی که دقیقاً این مرکز، فرماندهی مقابله با موشکهای ایران را بهعهده دارد! اما پژوهشگاه فضائی ایران چنین نقشی در راستای موشکی ندارد. وظیفه پژوهشگاه، طراحی و توسعه ماهوارههای تحقیقاتی و علمی بوده و هست.
آمریکا با مرکز SMC خود آشکارا بهدنبال مقابله با توان دفاعی ایران است، اما پژوهشگاه فضائی ایران یک مرکز علمی صلحآمیز است که هیچ نقشی در برنامه موشکی ندارد، این یعنی دومعیاری غرب در اوج خود.
وقتی یک گزارش
با اولین اشتباه خود فرو میریزد
این شبکه وابسته به موساد در همان گام اول، در یک مصداق کاملاً ابتدائی و غیرقابلبخشش مرتکب اشتباه شده است. این شبکه با قاطعیت تمام اعلام کرده است که پژوهشگاه فضائی ایران در توسعه ماهوارههای «هدهد» و «کوثر» نقش داشته، در حالی که این دو ماهواره مربوط به بخش خصوصی و شرکت «امید فضا» هستند و کوچکترین ارتباطی با پژوهشگاه ندارند.
این خطا آنقدر فاحش است که هر روزنامهنگار تازهکاری با یک جستوجوی ساده در گوگل یا مراجعه به اخبار معتبر بینالمللی (مانند رویترز یا فرانس پرس) میتوانست آن را اصلاح کند، حال سؤال اینجاست: اگر یک رسانه مدعی تحلیل راهبردی، نتواند حتی مالکیت دو ماهواره شاخص را بهدرستی تشخیص دهد، چگونه میتوان به سایر ادعاهای پیچیدهتر آن درباره «ارتباط فضائی با موشکی» اعتماد کرد؟ این اشتباه بهتنهائی نشان میدهد که گزارش مذکور نه بر اساس تحقیق، که بر اساس پیشداوری و روایتپردازی خام تهیه شده
است.
اما فراتر از این اشتباه رسواکننده، شبکه اینترنشنال دچار یک سردرگمی راهبردی عمیق نیز هست. این رسانه همپوشانی ساده فناوری را (که در تمام دنیا میان صنایع هوافضا وجود دارد) با «همسانی راهبردی» و «نقشه راه یکسان» خلط کرده است. واقعیت این است که در هیچ کشوری، از آمریکا و روسیه گرفته تا چین و هند، توسعه ماهوارههای علمی و مخابراتی صرفاً بهبهانه پیشرفت موشکی انجام نمیشود.
در پایان، روایت این شبکه اسرائیلی چیزی جز تلاشی مذبوحانه برای تخریب چهره علمی ایران و القای ترس از پیشرفتهای فناورانه آن نیست. حمایت از پژوهشگاه فضائی نه بهدلیل مسائل نظامی، بلکه بهدلیل حق حاکمیت ایران برای توسعه فناوری صلحآمیز فضائی (امری که در جهان کاملاً مرسوم و قانونی است) ضروری است.
گزارشی که ابتدا با یک دروغ درباره دو ماهواره خصوصی آغاز میشود و با یک قیاس غلط راهبردی ادامه مییابد، شایسته هیچ عنوان «تحلیلی» نیست و نشان میدهد که تهیهکنندگان آن حتی بهاندازه سرسوزنی، از اصول اولیه این صنعت آگاهی ندارند و این گزارش ویدئویی بهسفارش کارفرمایش یعنی اسرائیل و موساد تهیه شده است.
ایران اینترنشنال؛ صدای صهیون
برخی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان مثل «اسرائیل اینترنشنال»، فقط خبررسان نیستند؛ بلکه سلاح پنهان جنگ شناختی- روانی و جنگ روایتها بر ضد ایران عزیز و امید، روحیه و انسجام جامعه ایرانیاند. در جنگ شناختی- روانی، هدف فقط اطلاعرسانی نیست، بلکه شکل دادن به ادراک، احساس و قضاوت جامعه است؛ به عنوان مثال تقویت خشم، ناامیدی یا دو قطبی شدید. برای همین، انتخاب سوژهها، نوع تیترها و لحن گزارشها طوری چیده میشود که ذهن مخاطب را به یک نتیجه سیاسی مشخص برساند، حتی اگر همه چیز ظاهر خبری داشته باشد.
یکی از تکنیکهای رایج این شبکه، بزرگنمایی و تکرار گزینشی است؛ یعنی تمرکز افراطی بر خبرها و تصاویر منفی از داخل ایران (فقر، سرکوب، شکست، فساد، جنگ، شکست و...) و در مقابل، نادیده گرفتن یا کوچکنمایی هر نشانهای از موفقیت، پیروزی و اصلاح.
تکنیک دیگر این ضد رسانه سعودی-صهیونی، تیترهای احساسی با چاشنی قطبیسازی است؛ استفاده از واژههایی مثل «فاجعه»، «ویرانی کامل»، «خشم بیسابقه»، «مردم علیه...» حتی وقتی دادههای دقیق و مستند کافی وجود ندارد. این کار، هم اعتماد عمومی به هر نوع خبر داخلی را کاهش میدهد، هم مخاطب را در حالت خشم و اضطراب دائمی نگه میدارد که برای قضاوت عقلانی مناسب نیست.
تکنیک مهم دیگر شخصیسازی و سلبریتیسازی سیاست است. چهرهسازی از برخی فعالان سیاسی یا هنری تبعیدی بهعنوان صدای مردم ایران و همزمان نادیدهگرفتن طیف متنوع و متضاد صداهای داخل کشور، باعث میشود پیچیدگی واقعی جامعه به یک تصویر ساده و دوقطبی تقلیل پیدا کند. همچنین، ترکیب شو، سرگرمی، موسیقی و خبر در یک قاب واحد، مرز بین تحلیل جدی و سرگرمی را مبهم میکند؛ مخاطب گاهی در حال خندیدن است، اما همزمان یک بسته خبری القایی درباره تنها راهحل سیاسی آینده ایران دریافت میکند.
برای مقابله با هجویات و دروغپردازیهای این شبکه، مهمترین سلاح در شرایط کنونی اقناع مخاطب با ارتقا سواد رسانهای است. یعنی از مخاطب بخواهیم هر بار با دیدن این شبکهها با تفکر انتقادی از خودش بپرسد: ۱) چه خبرهایی درباره ایران هیچوقت اینجا دیده نمیشود؟ ۲) این روایت، چه احساسی را در من تقویت میکند و به نفع کدام پروژه سیاسی است؟ ۳) آیا منبع مستقل دیگری (با گرایش متفاوت) این خبر را تأیید کرده است؟ ۴) آیا آمار و سند روشن ارائه شده یا فقط کلیگویی و داستان احساسی است؟ با این عینک انتقادی، حتی اگر با محتوای دروغ این شبکه روبهرو شویم، اسیر جنگ روانی آن نخواهیم
شد.