پشت پرده نگرانی اروپا از بحران کود با بسته شدن تنگه هرمز
سرویس اقتصادی-
اروپا، خود را نگران بحران کود و اختلال در کشاورزی کشورهای آفریقایی و آسیایی نشان میدهد اما واقعیت آن است که نگرانی آنها از تورم، مهاجرت و شورش در اروپاست.
به گزارش کیهان؛ پیامدهای جنگ علیه ایران دیگر به بازار نفت محدود نمیشود؛ بلکه به کشاورزی و امنیت غذایی کشیده شده است. همزمان با اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز پیش از اعلام بازگشایی آن، بحران موازی اما شدیدتری برای همه کشورهای فاقد منابع انرژی و صنایع پتروشیمی، شکل گرفته است؛ کمبود و افزایش قیمت کودهای شیمیایی. این مسئله، امنیت غذایی میلیونها انسان را تهدید میکند.
برآوردها نشان میدهد حدود یکسوم تجارت جهانی کود از تنگه هرمز عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این آبراه بلافاصله به کاهش عرضه و افزایش هزینهها میانجامد. بر این اساس، قیمت کودهای شیمیایی بهویژه اوره در ماههای اخیر حدود ۴۰ درصد افزایش یافته و عرضه جهانی در برخی بازارها بین ۱۵ تا ۲۵ درصد کاهش پیدا کرده است.
علت این امر، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینه حملونقل و انرژی عنوان شده است. بنادر مهم منطقه که حدود ۴۵ درصد از صادرات جهانی کود اوره را بر عهدهدارند، اکنون تقریباً از دسترس خارج شدهاند.
افزایش 25 برابری نرخ بیمه کشتیرانی
همچنین افزایش کمسابقه ریسکهای امنیتی در تنگه هرمز بازار جهانی کشتیرانی و زنجیره تأمین غذا را با بحران روبهرو کرده است؛ به طوری که حق بیمه ریسک جنگی عبور کشتی از این آبراه حیاتی 25 برابر شده و تردد کشتیها بیش از ۹۵ درصد سقوط کرده است.
تازهترین گزارش بلومبرگ نشان میدهد که حق بیمه ریسک جنگی برای عبور یک کشتی از این آبراه از ۴۸ هزار دلار به رقم یک میلیون و 200 هزار دلار رسیده؛ افزایشی ۲۵ برابری که صنعت کشتیرانی بینالمللی را در شوک فرو برده است.
فعالان کشتیرانی گفتند که شرایط امنیتی بهقدری متشنج شده که بسیاری از بیمهگران خصوصی، ارائه پوشش بیمهای در این منطقه را بهطور کامل متوقف کردهاند. در نبود بیمه معتبر، مالکان و اجارهکنندگان کشتی حاضر به پذیرش ریسک نیستند و «بنبستی» میان طرفین شکل گرفته که عملاً عبور از تنگه را فلج کرده است.
دلیل نگرانی اروپا
در این وضعیت کشورهای اروپایی که سابقه استعمار و نسلکشی در آفریقا و آسیا دارند؛ نگران این کشورها شدهاند. کشورهای اروپایی، چند سالی است که به استعمار جدید در آفریقا و آسیا روی آوردهاند. آنها در دوره «نواستعمار» با همدستی آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی، در حال نسل کشی در آفریقا، با تحمیل ترکیبی از جنگ، گرسنگی و بیماری هستند.
با این سابقه و حال فعلی، شبکه تلویزیونی دانمارک (کشوری که با تهدید آمریکا بر سر گرینلند روبهرو شده است) به نقل از «توماس هوگارد»، مدیر یک بخش در «صندوق تأثیر دانمارک»، گزارش داد که اختلال در عرضه کود، فشار بیسابقهای به کشورهای در حال توسعه وارد کرده است.
او هشدار داد: «کمبود کود و افزایش قیمت آن، آسیبپذیرترین اقشار را شکنندهتر کرده و خطر قحطی را افزایش میدهد.» به گفته وی، بیشتر کشورهای در حال توسعه فاقد ذخایر راهبردی کود هستند و در برابر نوسانات بازار کاملاً بیدفاع میمانند.
در روزهای اخیر هم برخی مقامات اروپایی، نسبت به کمبود کود و خطر قحطی، هشدار دادهاند. «دیوید میلیبند»، وزیر خارجه سابق انگلیس، تأکید کرد که مسدود شدن تنگه هرمز نه تنها بر مسیر نفت و گاز تأثیر میگذارد؛ بلکه دسترسی به ۳۰ درصد کود شیمیایی جهان را نیز مختل کرده و در نتیجه، کشاورزی در آفریقا با بحران جدی مواجه است.
او در یک کنفرانس بینالمللی در لندن گفت: «اگر این تنگه (هرمز) به دلیل تنشهای سیاسی یا نظامی بسته شود، تبعات آن فراتر از بحران انرژی خواهد بود و به قحطی و ناامنی غذایی در مناطق مختلف جهان منجر میشود.»
نگرانی اروپا، به دلیل کاهش تولید کشاورزی و قحطی در آفریقا و آسیا نیست؛ چرا که خودشان مسبب این وضعیت در هر دو قاره بوده اند؛ نگرانی آنها از افزایش تورم در قیمت مواد غذایی، موج مهاجرتها به اروپا و آغاز شورشها در اروپاست.
راه نجات اروپا از بحرانهای اقتصادی
بحران کود تنها به سمت تقاضا محدود نمیشود، بلکه عرضه را نیز درگیر کرده است. افزایش قیمت گاز طبیعی که ماده اولیه اصلی کودهای نیتروژنی است؛ در کشورهای فاقد این منبع انرژی، باعث کاهش تولید در شماری از کارخانههای آسیا و اروپا شده است.
برآوردها حاکی از کاهش حدود ۲۰ درصدی تولید در برخی بازارهای نوظهور در اوج بحران است که شکاف بین عرضه و تقاضا را عمیقتر کرده و ماهیت بازار کود نیز پیچیدگی صحنه را دوچندان میکند. برخلاف نفت، هیچ سازوکار هماهنگ بینالمللی برای توزیع ذخایر یا جذب شوکها وجود ندارد و کشورهای فاقد گاز در برابر نوسانات بازار بیپناه میمانند.
کارشناسان پیشبینی میکنند با ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی، حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز، بازگشت عرضه به سطح طبیعی حداقل چهار تا شش هفته طول بکشد و آثار بحران در ماههای آینده به تدریج ظاهر شود؛ یعنی هنوز بدترین شرایط
فرا نرسیده است.
آثار این بحران تنها به مرزهای کشورهای در حال توسعه محدود نمیماند، بلکه از کانالهای گوناگون به شمال جهانی نیز سرایت میکند؛ بیثباتی در جنوب میتواند به موجهای جدید مهاجرت و افزایش فشار بر مرزهای اروپا منجر شود و از طریق نوسانات قیمت و اختلال در زنجیره تأمین، بازارهای جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در این میان، کشورهای غربی خود را با چالش دوگانهای روبهرو خواهند دید؛ مهار پیامدهای تورم مواد غذایی در داخل و مدیریت بحرانهای انسانی و سیاسی تشدیدشده در خارج. البته، بحران نفت، گاز، کود و... بهطور مستقیم هم بر کشورهای اروپایی تاثیرگذار است؛ مگر اینکه با مجازات عملی آمریکا و خروج پایگاههای نظامی آن از منطقه، آنها هم نجات یابند.