سردبیر« پابلیک اینترست » در مظان اتهام
فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
بر اساس اظهارات یکی از مقامات ارشد سازمان سیا، استوارت آلسوپ «یک عامل سازمان سیا بود». منابع دیگر نیز گزارش دادهاند که آلسوپ به ویژه در گفتوگو با مقامات دول خارجی به این سازمان کمک میکرد- پرسشهایی را که سیا در پی پاسخ به آنها بود مطرح مینمود، اطلاعات نادرستی را که به نفع ایالات متحده بود منتشر میکرد و امکان جذب اتباع خارجی دارای موقعیت مناسب را برای سیا ارزیابی مینمود. جوزف، برادر استوارت، ادعای «عامل» بودن برادرش را «کاملاً پوچ و بیاساس» خواند و گفت: «من از استو به سیا نزدیکتر بودم، هرچند استو نیز ارتباط بسیار نزدیکی داشت.» اما او افزود: «با اطمینان میگویم که قطعاً برخی وظایف را انجام میداد- او به عنوان یک آمریکایی کاری را میکرد که باید انجام دهد... بنیانگذاران [سیا] دوستان شخصی بسیار نزدیک ما بودند... این یک رابطه اجتماعی بود. من هرگز حتی یک دلار هم دریافت نکردم، هرگز قرارداد محرمانگی1 امضا نکردم. لازم نبود... من کارهایی برای آنها انجام دادهام که فکر میکردم درست است. من آن را انجام وظیفه شهروندی مینامم... سیا [آغوش] خود را به روی کسانی که به آنها اعتماد نداشت باز نمیکرد. آنها به استو و من اعتماد داشتند و من به این افتخار میکنم.» استوارت آلسوپ به دالس (رئیس سازمان سیا) و حلقه اطراف او به عنوان «شرقیهای شجاع» اشاره میکرد و از اینکه بخشی از آن «حلقه تنگ، آن گروه برادران2» بوده، احساس افتخار و خشنودی مینمود.
از یک جنبه بسیار مهم، مقاله بریدن نتیجه مورد انتظار را نداشت3. ادعای او مبنی بر اینکه سازمان یک مأمور در مجله اینکاونتر گماشته بود، تنها میتوانست با هدف افشای آن مأمور و تسریع استعفای او انجام شده باشد. بریدن بعداً توضیح داد این فرد «یکی از مأموران ما بود، فردی با دستاوردهای فکری برجسته و توانایی نویسندگی و ما حقوقش را پرداخت میکردیم.»
ایروینگ کریستول4، که اکنون به همراه دَنیل بل سردبیر مشترک مجلهای به نام پابلیک اینترست بود (مجلهای که با کمک هدیه سخاوتمندانه ده هزار دلاری جوسلسون راهاندازی شده بود)، مستقیماً در مظان اتهام قرار گرفت. او بعدها گفت: «وقتی تام بریدن مقاله را منتشر کرد و گفت که یک مأمور سازمان سیا در اینکاونتر وجود داشته، خشمگین شدم، چون خوب میدانستم که من مأمور سازمان سیا نبودهام و مطمئناً میدانستم که استیون اسپندر هم مأمور سازمان سیا نبوده است. به خدا قسم نمیدانم آقای بریدن هنگام نوشتن آن مقاله چه فکری در سر داشت.» اسپندر، که هرگز تحت سوءظن نبود5، گفت: «من واقعاً نمیتوانم باور کنم که کریستول بوده، واقعاً نمیتوانم. میدانم که من نبودهام.»
[از میان گزینهها] تنها گزینه باقی مانده اکنون لاسکی بود. سالها بعد، او همانطور که قابل پیشبینی به نظر میرسید، ادعای بریدن را به کلی به تمسخر گرفت و او را «پیرمردی علیل و خرفت» نامید.
لاسکی با رد کل ماجرا به عنوان «یک ملودرام جیمزباندی» و «سندروم شبکه جاسوسی و نفوذ»، گفت: «من هرگز مجلهای را برای سازمان سیا ویرایش نکردهام نه آن زمان و نه بعدها، و هرگز همچنین کاری را نخواهم کرد.» [در پاسخ به این پرسش که] عامل سازمان سیا کیست؟ گفت: «آیا تو بودی؟ آیا من بودم؟ اصلا کی بود؟ گوش کن، ما کار خودمان را کردیم6. نه، نه، نه، این خیالپردازی محض بود و نباید جدی گرفته شود، علی الخصوص توسط مورخان.» اما بریدن، سی سال بعد، قاطع و صریح گفت: «هیچ خیالپردازی در کار نبوده است».
جوسلسون و همسرش از خیانت بریدن سخت در هم شکستند. دایانا در نامهای به بریدن نوشت: «من همیشه خاطرات خوشی از تو در مسابقات ششروزه دوچرخهسواری و غیره در ذهنم داشتم، نیازی به اشاره نیست که احترام زیادی به عملکرد حرفهایتان قائل هستم و اکنون از خیانت بیدلیل شما به مایک و دوستانش در مقالهتان بسیار ناراحتم. ادعای کاملاً نادرست شما که به وضوح ایروینگ کریستول. را مقصر جلوه میدهد – کسی که ظاهراً فراموش کردهای کاملاً بیخبر بود...
وضعیتی آشفته و رنج شخصی به وجود آورده که باور دارم نمیتوانی تصورش را کنی، هرچند شاید دریافته باشی که ضربه کشندهای به یک مجله خوب وارد کردهای...
همانطور که من از تجربه زیستم در این سالهای طاقتفرسا میدانم و همانطور که تو نیز باید با قلبت به این موضوع رسیده باشی، تام: «اگر بخوام در این جهان یک مرد آزاد و مستقل معرفی کنم که تنها در برابر وجدان خود پاسخگو است، آن مرد بدون شک مایک خواهد بود.» دایانا در پایان از بریدن خواهش کرد که عذرخواهی کند و ادعای خود مبنی بر جاسوس بودن جوسلسون در کنگره را پس بگیرد. نامهاش هرگز پاسخی دریافت نکرد.
پانوشتها:
1- قرارداد محرمانگی یا پیمان رازداری.
2- tight establishment, the bruderbund.
3- نتایج مورد انتظار را نداشت چون نامی افشا نشده بود و بنابراین استعفایی هم صورت نگرفت شاید مقصود از انتشار یادداشت مقصرنمایی از یک فرد و اعلام عدم نفوذ سازمان یافته CIA به مجله اینکانتر بود.
4- بعدا نشریه معروف «ویکلی استاندارد» در گروه «فاکس نیوز» روپرت مرداک را راهاندازی و مدیریت کرد.
5- هرگز در قاب تصویر نبوده یعنی هرگز تحت سوءظن نبوده.
6- ما براساس وظیفهای که خودمان تعریف کرده بودیم عمل میکردیم.