اخبار ویژه
وطنفروشان بیمقداری
که حتی یک درصد دانشجویان هم نیستند
بانیان صهیونیستی و آمریکایی اغتشاش، سومین تودهنی را از دانشجویان و دانشگاهیان ایران خوردند.
طراحان جنگ 12 روزه پس از شکست در میدان نظامی، فتنه و کودتایی را طراحی کردند که آغاز آن از بازار به بهانه اعتراض اقتصادی بود اما این پوشش اقتصادی به سرعت با رفتار شرارتآمیز اشرار اجیر شده سیا و موساد کنار رفت و حالت ارعاب و تهدید کسبه را پیدا کرد. با این همه قاطبه بازاریان نه با پروژه اغتشاش و آشوب خیابانی همراه شدند و نه حتی با نقشه اعتصاب و تعطیلی کسب و کار همراهی کردند.
سرویسهای جنایتکار بیگانه به دنبال این شکست فاحش، گروهکهای سلطنتطلب و تجزیهطلب و تروریست را به صف کردند و برای شبهای 18 و 19 دی فراخوان دادند تا در پوشش نام مردم و خیابان، بتوانند به مراکز نظامی و انتظامی و امنیتی و دولتی حمله ببرند و با تصرف آنها و قتلعام مردم، کودتایی نیابتی را به اجرا بگذارند. اما در اینجا نیز عدم همراهی قاطبه مردم، تروریستهای جنایتکار را تنها گذاشت. به فاصله چهار روز، مردم هوشیار و موقعیتشناس، در راهپیمایی
22 دیماه حماسه آفریدند و کمر فتنهگران را شکستند تا جایی که در محافل سیاسی و رسانهای غرب تأکید شد این حضور کمنظیر مردم، موجب شکست نقشه اسرائیل و آمریکا (حتی در سطح اقدام نظامی) شده است.
دشمن پس از این سه شکست در میدان (نظامی)، بازار و خیابان، دانشگاه را هدف گرفت و کوشید تا ضمن به بازی گرفتن مزدوران خود و برخی عناصر شرور یا فریبخورده، اینبار دانشگاه را در مقابل نظام و اقتدار کشور قرار دهد.
شبکههای رسانهای وابسته به سرویسهای جاسوسی وابسته به اسرائیل و آمریکا و انگلیس، از شنبه تا سهشنبه گذشته -که برخی تجمعات هتاکانه و ساختارشکنانه محدود در چند دانشگاه رخ داد- با انواع ترفندها تلاش کرد عده معدود عناصر چاقوکش، هتاک، وطنفروش و توهینکننده به پرچم و مقدسات ملت ایران را به جای «دانشجویان ایران» به مخاطبان خود قالب کنند.
این چشمبندی و شعبدهبازی با استفاده از جمعهای 100- 150 نفره در 10- 12 دانشگاه در حالی است که اولاً ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در دانشگاههای مختلف مشغول به تحصیل هستند که حتی یکصدم آنها هم با فراخوان ضد انقلاب هیچ همراهی نکردند و در 95 درصد دانشگاهها اصلاً به این فراخوان هیچ اعتنایی نشد. ثانیاً در دانشگاههایی هم که تجمعات هتاکانه رخ داد، نوعاً خود دانشجویان غیور و مؤمن، عناصر وطنفروش و توهینکننده را عقب راندند.
ثالثاً تجمع 100- 150 نفره پادوهای بیگانه در برخی دانشگاهها مثل دانشگاه تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف، امیرکبیر، علم و صنعت، فردوسی مشهد، صنعتی اصفهان و... در حالی است که این دانشگاهها هرکدام بین ده هزار تا 50 هزار نفر دانشجو دارند و بنابراین تعداد عناصر هتاک و قانونشکن اصلاً عدد قابل اعتنایی نیست. به عنوان مثال، در دانشگاه تهران، ۵۶ هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند. همچنین، بیش از ده هزار دانشجو در دانشگاه علم و صنعت، ۱۴ هزار دانشجو در دانشگاه شریف، 19 هزار دانشجو در دانشگاه شهید بهشتی، ۱۰ هزار دانشجو در دانشگاه الزهرا، 25 هزار دانشجو در دانشگاه فردوسی مشهد، ده هزار دانشجو در دانشگاه صنعتی اصفهان و 13 هزار دانشجو در دانشگاه امیرکبیر تحصیل میکنند.
نکته مهم در این میان این است که اقلیت انگشتشمار هتاک، مرتکب جنایت و خیانت در حق کشور شده و محیط علم و فناوری را برای قاطبه دانشگاهیان متعهد مشوش کردهاند و از این جهت هم باید برخورد شدید و قاطعی با این عناصر وطنفروش انجام شود.
یادآور میشود رشد و پیشرفت علمی کشورمان و نقش منحصر به فرد دانشگاه به عنوان پیشران این نهضت علمی، همواره خار چشم صهیونیستها بوده است؛ همچنان که «عمی موئیل»، رئیس کمیسیون برنامهریزی و بودجه پارلمان اسرائیل اخیراً در جلسه «کمیته آموزش عالی کنست» گزارش داد: «ایران سالانه ۲۳۴۰۰۰ دانشجو در رشتههای مهندسی فارغالتحصیل میکند، رقمی چهار برابر بیشتر از اسرائیل که تعداد دانشجویان مهندسیاش از ۷۰۰۰ نفر در سال فراتر نمیرود. این شکاف به انتشار مقالات علمی نیز تسری مییابد، به طوری که سالانه ۲۲۷۰۰ مقاله تحقیقاتی در اسرائیل منتشر میشود، در حالی که این تعداد در ایران ۷۱۹۰۰ مقاله است.
همچنین «هرتسل هالوی» (فرمانده رکن اطلاعات در ستاد کل ارتش اسرائیل)، آبانماه ۱۳۹۴ خطاب به مدیران مجموعه خود گفته بود: «از ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ ایران، ما ۳ برابر رشد علمی داشتهایم، اما رشد ایران ۲۰ برابر شده. آنها به برتری فنی نزدیک میشوند. جنگ واقعی در آینده نیست؛ همین حالا جریان دارد. برداشته شدن فاصله ۳۰ سال پیش، برای ما بسیار پرهزینه خواهد بود. جنگ امروز، جنگ ذهنهاست و تبلیغات طرف مقابل میتواند روحیه اسرائیلیها را
درهم بشکند».
فارن افرز: موشکهای ایران
همچنان دردناک است
ایران در پی اجرای راهبرد «بینی خونین» و میتواند برای آمریکا باتلاق درست کند.
نشریه فارن افرز نوشت: الگوی ذهنی ترامپ یعنی اقدام قاطع و خروج بیهزینه او را به این باور رسانده که میتواند یک حمله محدود به ایران را هم مدیریت کند؛ همانطور که انتقال سفارت به اورشلیم، حملات ژوئن ۲۰۲۵ یا برکناری مادورو پیامد بزرگی نداشت. اما اینبار متفاوت است: ایران به تسلیم در میز مذاکره تن نمیدهد، بلکه فضای مصالحه را تنگتر میکند و انگیزه پاسخ سخت را بالا میبرد.
مطالبه «صفرِ غنیسازی و موشکی» بدون امتیاز ملموس، برای تهران غیرقابلقبول است؛ برنامه موشکی ستون بازدارندگی تلقی میشود و رهبر ایران در اینباره دست تیم مذاکره را باز نگذاشته است.
ایران اگر احساس کند هدفِ ضربات دورهای به برنامه موشکی و حتی تغییر رژیم است، ممکن است برای بازدارندگی راهبرد «بینیِ خونین» را در پیش بگیرد.. «بینی خونین» یعنی تلفات آمریکایی در پایگاهها، فشار بر زیرساخت انرژی خلیجفارس، تشدید حملات دریایی (دریای سرخ/هرمز)، یا ضربات موشکی به اهداف غیرنظامی اسرائیل. با توجه به مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، هر کشته آمریکایی هزینه سیاسی سنگینی برای ترامپ دارد. ابهام در اهداف ترامپ، نمایش قدرت، اهرم مذاکره، حمایت از معترضان، فاصلهگذاری با اوباما، ریسک لغزش از «ضربه محدود» به درگیری طولانی را افزایش میدهد. ایران همچنان ابزارهای دردآفرین را دارد و انگیزهاش برای استفاده از آنها بیش از گذشته است؛ بنابراین حمله میتواند به چرخهای از تلافی و تشدید بدل شود که خروج از آن برای واشنگتن پرهزینه و دشوار است.
شرق: جهش خیرهکننده تورم
نتیجه تصمیم ارزی دولت بود
«اصلاحات ارزی موسوم به جراحی اقتصادی دولت، به کالاهای وارداتی شوک تورمی درخور توجهی وارد کرد؛ تازهترین گزارش مرکز آمار، حاکی از آن است که نرخ تورم کالاهای وارداتی در پاییز امسال سهرقمی شده و جهشی خیرهکننده داشته است». روزنامه شرق از روزنامههای حامی دولت، با انتشار ارزیابی فوق نوشت: ادعای اصلاحات ارزی به در بسته خورد. مسعود پزشکیان از همان لحظاتی که شبانه روی آنتن صداوسیما رفت تا از برنامههای انتخاباتی خود بگوید، جملاتی به زبان آورد که مشخص شد بنا دارد طرح موسوم به «جراحی اقتصادی» را دنبال کند. پزشکیان و مشاوران اقتصادی او، از همان ابتدای تبلیغات ریاستجمهوری مفاهیم اقتصاد بازار را دستاویز قرار دادند.
در این دولت مذاکرات هستهای به نقطه روشنی نرسید و اقتصاد ایران که بهشدت به فروش نفت وابسته است، گرفتار تکانههای سیاسی شد. دولت برای افزایش درآمد خود، تلاش کرد با مفاهیم بازار آزاد، قیمت انواع کالا و خدمات را افزایش دهد و برای خود درآمدی دستوپا کند.
وامگرفتن از عبارت «آزادسازی قیمت» در حالی بود که بخش عمده اقتصاد در دست دولتیها و شبهدولتیهاست و آزادسازی قیمت میتوانست درآمد دولت را از بنگاهداری افزایش دهد؛ رخدادی که هیچگونه نسبتی با اقتصاد بازار ندارد. در دولت زمزمههای تکنرخیکردن ارز و حذف ارز ترجیحی بالا گرفت و در اولین گام، دولت ارز نیمایی را حذف کرد.
این اقدام موجب شد بهای ارز در بازار غیررسمی به آستانه صد هزار تومان برسد. ماجرا به همینجا ختم نشد و دولت اعلام کرد بنا دارد ارز ترجیحی را حذف کند. شمسالدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، اما در واکنش به این دسته از اقدامات دولت که آن را با عنوان اصلاحات اقتصادی و قیمتی انجام میدهد، اعلام کرد علت واقعی این ماجرا آن است که دولت ارزی در اختیار ندارد که بهعنوان ارز ترجیحی بپردازد. البته این ادعای حسینی را میتوان در وضعیت تخصیص ارز برای واردات کالا هم ردیابی کرد. واردکنندگان انواع کالا میگویند که مدتزمان ثبت سفارش کالا تا تخصیص ارز واردات در سال 1400 چیزی حدود سه ماه بود، اما حالا این بازه زمانی به هفت ماه رسیده است. مجموع این اتفاقات قیمت دلار را در بازار از 160 هزار تومان گذرانده و حالا نمود تورمی اینگونه تصمیمات موسوم به جراحی اقتصادی در آمار رسمی کشور خود را نشان داده است.
مرکز آمار، نرخ تورم کالاهای وارداتی و صادراتی را در فصل پاییز 1404 منتشر کرد که بر این اساس، کالاهای وارداتی جهش تورمی کمسابقهای را تجربه کرده و نرخ تورم آنها سهرقمی شده است. در پاییز 1404، شاخص قیمت کل کالاهای وارداتی مبتنی بر دادههای ریالی به عدد 2215.5 رسیده است که نسبت به فصل قبل، تورم فصلی 9.7 درصد، نسبت به فصل مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) 167.8 درصد و در چهار فصل منتهی به فصل جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم سالانه) 147.2 درصد افزایش داشته است.
در همین زمینه، بهاالدین حسینیهاشمی، اقتصاددان میگوید: جهش تورمی کالاهای وارداتی در پاییز امسال تقریباً بیسابقه است و به هیچ دوره زمانی شباهت ندارد. این جهش تورمی محصول سیاستهای موسوم به اصلاحات ارزی مانند تکنرخیکردن ارز یا حذف ارز ترجیحی است.
جنگ با ایران میتواند
هژمونی آمریکا را نابود کند
اقتصاددان آمریکایی و معاون اسبق وزارت خزانهداری تصریح کرد جنگ با ایران میتواند به پایان هژمونی آمریکا منجر شود.
پال کریگ رابرتس اقتصاددان آمریکایی است و در دولت ریگان، معاون وزارت خزانهداری بود. او ستوننویس نشریاتی مانند والاستریتژورنال، بلومبرگ و بیزنسویک بوده است.
کریگ رابرتس در تحلیل پشت صحنه جنگ علیه ایران گفت: این جنگ، ادامه جنگ ۲۵ساله آمریکا برای گسترش «اسرائیل بزرگتر» (از نیل تا فرات و حتی پاکستان) است؛ این جنگ از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شده و هدفش حذف مخالفان اسرائیل در خاورمیانه (مانند لیبی، عراق، سوریه، لبنان، ایران و عربستان سعودی) است. ایران اقدام تروریستی علیه آمریکا انجام نداده است. برچسب «تروریست» به ایران توسط لابی اسرائیل ساخته شده
است.
وی با بیان اینکه نتانیاهو، پشت صحنه طراحی جنگ علیه ایران است، افزود: آمریکا سیاست خارجی مستقل در خاورمیانه ندارد و پروکسی (نیابتی) اسرائیل است. در این میان، پنتاگون ممکن است ترامپ را از جنگ بازدارد چون ریسکها غیرقابل کنترل است؛ جنگ با ایران غیرضروری و انتخابی است و آمریکا نباید وارد آن شود. شکست در جنگ، هژمونی آمریکا را نابود میکند.
لابی اسرائیل از پول برای خرید سیاستمداران استفاده میکند و مخالفان را با برچسب «ضد سامیتیسم» ساکت میکند؛ رسانهها، دانشگاهها و هالیوود تحت کنترل هستند و نسلها با داستان قربانیبودن هولوکاست شدهاند. پول اسرائیلی... میتوانند حامیان را آسان بخرند.
در جنگ ۱۲روزه، موشکهای ایران به گنبد آهنین نفوذ کرد و اسرائیل درخواست آتشبس داد. این نشاندهنده قدرت نظامی ایران است.
نماینده کنگره: دولت ترامپ
هیچ توجیهی برای جنگ فاجعهبار ندارد
یکی از نمایندههای ارشد کنگره آمریکا با اشاره به جلسه توجیهی طبقهبندیشده با رئیس سازمان سیا و وزیر امور خارجه آمریکا گفت: آنها حتی یک دلیل هم در توجیه جنگ و حمله به ایران ارائه نکردند.
این جلسه توجیهی طبقهبندیشده توسط «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه و «جان راتکلیف» مدیر سیا برای گروه «گنگ آو اِیت» (رهبران ارشد کنگره از هر دو حزب) برگزار شد. این گروه شامل افرادی مثل چاک شومر، مایک جانسون، حکیم جفریز، جیم هایمز و دیگران میشود. موضوع جلسه، دلایل حمله احتمالی آمریکا به ایران بود.
بعد از این جلسه محرمانه، جیم هایم، عضو کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان سخنانی گفت که حسابی سر و صدا کرد. او پس از جلسه توجیهی طبقهبندیشده به خبرنگاران گفت: برای جنگ جدید حتی یک دلیل هم نداریم! وزیر خارجه و رئیس سیا حتی یه دلیل هم نتوانستد بیاورند که ضروری است آمریکا به ایران حمله کند.
او افزود: من واقعاً نگران شدم. مارکو روبیو و جان رتکلیف، هیچ دلیل قانعکنندهای برای شروع یک جنگ تازه در خاورمیانه ارائه نکردند.
هایـمز صریحاً گفت: جنگهای خاورمیانه نه برای رئیسجمهورها خوب تمام شده، نه برای خود آمریکا. ما حتی یه دلیل محکم هم نشنیدیم که چرا الان باید وارد یک جنگ دیگر بشویم. من بسیار نگرانم. جنگها در خاورمیانه برای رؤسایجمهور، برای کشور، خوب پیش نمیروند، و ما حتی یک دلیل خوب و روشن هم نشنیدهایم که چرا حالا زمان مناسبی است برای راهاندازی یک جنگ دیگر. جنگهای قبلی در منطقه برای آمریکا فاجعهبار بوده است.