صلح به روایت ترامپ تبرئه متجاوز و تسلیم قربانی(نگاه)
مترجم: سید محمد امینآبادی
بیش از ۷۵هزار فلسطینی در غزه به قتل رسیدهاند و دهها هزار نفر دیگر همچنان زیر آوار مفقود هستند. آنان برای «ساختن خانه» یا خصوصیسازی سواحلشان نمردند. خانه داشتند و سواحل آزاد غزه متعلق به آنها بود. غزه پیش از آنکه به دست پیشرفتهترین ماشین ترور جهانی روی زمین، که از سوی دولتهای پیاپی آمریکا مسلح، تأمین مالی و از نظر دیپلماتیک حمایت میشد، با خاک یکسان شود، شهری سر زنده بود؛ هرچند دههها زیر محاصره اسرائیل قرار داشت.
این واقعیت در نشست افتتاحیه «شورای صلح» در واشنگتن هیچ جایی نداشت. این گردهمایی که به عنوان یک ابتکار دیپلماتیک به نمایش گذاشته شده بود، در عوض به عنوان نمایشی برای توجیه و چشمپوشی از جنایات جنگی اسرائیل، مهار و تنبیه مقاومت و تغییر نام اشغالگری به عنوان صلح عمل کرد. نمادپردازی در همهجا مشهود بود. دونالد ترامپ جلسه را با معرفی «جیانی اینفانتینو»، رئیس فیفا، آغاز کرد؛ گویی این گردهمایی جشنوارهای جهانی در عرصه ورزش است، و سپس رهبران سیاسی جهان را معرفی کرد. صحنهآرایی، رساتر از واژهها سخن میگفت. این جلسه یک نمایش بود، جایی که سلسله مراتب بر انسانیت غلبه میکند و ظاهرسازی جایگزین پاسخگویی میشود.
ترامپ از این لحظه همان طور که انتظار میرفت نهایت استفاده را کرد. او سخاوتمندانه از خودش تعریف و تمجید کرد و همان مزخرفات آشنا را با محکوم کردن مقاومت فلسطین در حالی که در مورد نقض سیستماتیک آتشبس توسط اسرائیل سکوت میکرد، تکرار کرد. در یکی از شاید نگرانکنندهترین بخشهای سخنانش، ترامپ مدعی شد که جنگ در غزه به جز «شعلههای کوچکی» پایان یافته است. «شعلههای کوچک» جان بیش از ۶۰۰ فلسطینی بود که از زمان شروع آتشبس توسط اسرائیل به قتل رسیدهاند. 600 انسان در حالی که ترامپ با استعاره صحبت میکرد، خاموش شدند. صلح در جایی که قتل فلسطینیان توجیه میشود و اشغال عادیسازی میشود، وجود ندارد.
هیچ اشارهای به نسلکشی یا جنایات اسرائیل در این نشست نشد. برعکس، «استیو ویتکاف»، فرستاده ترامپ، از بنیامین نتانیاهو- که بهعنوان یک جنایتکار جنگی در سطح بینالمللی تحت پیگرد است- قدردانی کرد و صرفاً از اسیران اسرائیلی سخن گفت. هیچ اشارهای به دهها هزار فلسطینی کشتهشده، به ۱۰هزار گروگان فلسطینی در زندانهای اسرائیل، به گورهای دستهجمعی، خانوادههای گرسنه یا کودکانی که بیجان از زیر آوار بیرون کشیده شدند، نشد.
مردم غزه و دیگر مناطق فلسطین از کمبود خانه رنج نمیبرند. آنچه آنان از آن رنج میبرند انکار کامل حقوق تاریخیشان است. آنچه غزه نیاز دارد نه بازسازی رؤیاهای املاک ساحلی، بلکه راهحلی سیاسی است که فلسطینیان را بهعنوان انسانهایی برخوردار از حق آزادی، کرامت و داشتن کشوری مستقل به رسمیت بشناسد. غزه نه یک پروژه ساختمانسازی و نه طرحی خیریه است. تبدیل غزه به مسئلهای صرفاً بشردوستانه برای مدیریت، نه مردمی که باید آزاد شوند، دقیقاً همان چیزی است که اشغال را تداوم میبخشد و مقاومت را اجتنابناپذیر میکند.
ترامپ مدعی است که پرچمدار صلح است، در حالی که از اسرائیل حمایت میکند؛ دولتی که بیش از ۹۰درصد بیمارستانها و تمام دانشگاههای غزه را ویران یا تخریب کرده، نانواییها و سامانههای آب را هدف قرار داده، نزدیک به ۳۰۰ روزنامهنگار را به قتل رسانده و مانع از گزارشدهی رسانههای بینالمللی درباره جنایات جنگیاش در غزه میشود. او مقاومت در برابر اشغال را محکوم میکند، اما شرایطی را که مقاومت را اجتنابناپذیر میسازد توجیه میکند. از ثبات سخن میگوید، در حالی که از یک نظام دائمی سرکوب حمایت میکند. در قاموس ترامپ، صلح یعنی تسلیمِ نهادینهشده.
برخلاف بسیاری از حاکمان عرب و مسلمان که برای ادای احترام به ترامپ صف کشیدند، چندین رهبر خارجی که هنوز حدی از نزاکت و احترام به خود را حفظ کرده بودند، در این نمایش پرزرقوبرق واشنگتن غایب بودند. رئیسجمهور مکزیک به این دلیل که فلسطین به این نشست دعوت نشده بود، شرکت نکرد. واتیکان و برخی دیگر نیز غایب بودند، زیرا این مجمع همان مردمی را که تحت اشغالاند، کنار گذاشته بود. حتی برخی از دولتهای اروپایی که در تسهیل نسلکشی اسرائیل در غزه همدست بودهاند، نتوانستند خود را راضی کنند که به این سیرک واشنگتن بپیوندند.
از زمان اعلام آتشبس، اسرائیل بارها جیرهبندی غذا، سوخت و تجهیزات پزشکی را اعمال کرده و صدها فلسطینی را به قتل رسانده است. این نقضها محل اختلاف نیستند؛ سازمانهای بشردوستانه و ناظران بینالمللی آنها را مستند کردهاند. با این حال، ترامپ و تیم «اسرائیل اول» او با اطلاعات نادرست و حذف واقعیتها آنها را عادی جلوه دادند و بهعنوان «درگیریهای کوچک» کماهمیت شمردند. محاصره نادیده گرفته میشود. اشغال نامرئی میگردد. آپارتاید انکار میشود. مقاومت، جدا از بستر سیاسی، تاریخی و حقوقیاش، به مزاحمتی بیاهمیت تقلیل داده میشود.
روایت ترامپ از مقاومت فلسطینیان وارونگی اخلاقی را کامل میکند. او قربانیان را مقصر میداند، حتی در حالی که اسرائیل مانع ورود «کمیته صلح» غیرنظامیِ منتخب خود او به غزه میشود و ابزارهای همان صلح ادعائی را مسدود میکند. هیچ اشارهای به دههها اشغال نظامی، ۱۷ سال محاصره غزه یا نظام آپارتایدی که یهودیان را از فلسطینیان برتر میداند و حقوق اولیه فلسطینیان را انکار میکند، نمیشود. آنچه «شورای صلح» ترامپ را خطرناک میکند، جاهطلبی آن برای تبرئه اسرائیل از نسلکشی و اعطای مجوز کشتار جمعی زیر پرچم «صلح» است. تحملپذیر جلوه دادن نقضهای اسرائیل و نامشروع دانستن مقاومت فلسطینیان صرفاً ریاکاری نیست؛ بلکه ناشی از ناتوانی سیاسی او در ایستادن در برابر قدرت صهیونیستهای آمریکایی است.
«شورای صلح» ترامپ تنها به این دلیل شکست نخواهد خورد که فاقد توازن یا ظرافت است؛ شکست خواهد خورد زیرا هرگز قرار نبوده با ستم مقابله کند. وقتی صلح، عاملان جنایت و نسلکشی را تبرئه میکند و قربانیان را به سکوت وامیدارد، جنگ ادامه مییابد. وقتی کشتار مردم به «شعلههای کوچکی» فروکاسته میشود که با جانهای بیگناه باید خاموش شوند، مقاومت به یک الزام اخلاقی تبدیل میشود. ملتهای تحت استعمار با دست کشیدن از مقاومت، در حالی که سرزمینشان ربوده میشود و آیندهشان محو میشود به آزادی دست نمییابند. این صلح نیست؛ عادیسازی بربریت و مصونیت نسلکشی است.
منبع: کانتر پانچ