هوادار، نگران و دلال خشنود است!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی
چند شماره قبل از شرایط نامساعد تیم استقلال نوشتیم و یادآور شدیم تیمی که به «مربیسازی» و «مربیپروری» معروف بوده و هست چرا باید به سرمایههای خود پشت میکند و از یک مربی خارجی پرهیاهو و البته رفوزه استفاده کند و در هفته بیستم تصمیم به اخراج او بگیرد.
شرایط در پرسپولیس هم بهتر از استقلال نیست؛ در آن یکی تیم پرطرفدار و ریشهدار همه دیدیم در حالی که در آغاز فصل با مربیگری هاشمیان نتایج چندان بدی نگرفته بود و در هشت بازی تنها یک باخت داشت و در جدول ردهبندی جزو مدعیان صدرنشین بود، آقایان برای اثبات کاردانی خود ابتدا و بیدرنگ حکم برکناری وحید را امضا کردند اما در برخورد با مربی خارجی که ظرف 6 هفته در 4 بازی شکست خورده، از گل نازکتر نمیگویند و حتی با سرعت و قاطعیت و شجاعت! دادن هر گونه اخطار و اولتیماتوم به او را شدیداً تکذیب میکنند تا هوادار را نگران و البته آقایان دلال و پدرخوانده را از خود خرسند سازند!
برای این باندها و عناصر رسوخ کرده به تاروپود ورزش همین معاملهها و بند و بستها و پورسانتها مهم است. اینها مثل همپالکیهای خود در سایر حوزهها – از جمله اقتصاد- به هیچ چیز دیگر کاری ندارند و اصلا برایشان مهم نیست که مثلا مملکت در چه وضعیتی است و بدخواهان خبیث و دشمنان استقلال و آزادی مردم ایران چه فکرهای شومی در سر میپرورانند. اینها نه به اعتراض کار دارند، نه اغتشاش، نه تهاجم نظامی جنایتکاران صهیونیست و نه زخمهای جامعه. آنها در هر شرایطی فقط و فقط به دنبال منافع پست خودشان هستند و سعی میکنند از هر فرصتی برای تامین منافع نامشروع خود استفاده کنند. برگردیم به بحث خودمان.
حرف بر سر این بود که آیا برای این عناصر، اینکه در وسط میدان چه میگذرد و کیفیت بازیها و تیمها مورد رضایت هواداران هست یا نه، اهمیتی دارد؟ صریحتر بگوییم برای پدرخواندههای ورزش- که رشتههایی مثل فوتبال را آلوده کردهاند و شیره جان آن را میمکند تا حتیالمقدور جیب خود را بیشتر پر کنند- نظر و احساسات تماشاگران ابداً مهم نیست. بیاغراق، اینها از حضور تماشاگران در ورزشگاهها ناراحت میشوند زیرا اعتراض هواداران فهیم و صاحب تشخیص را مخل کار و کاسبی خود میدانند.
حرف از تماشاگر به میان آمد. یکی از سرمایههای ورزش که میشود بدون اغراق «ستون اصلی» ساختمان ورزش دانست، «تماشاگر» است. خدا را شکر، ورزش ما از این نظر هم غنی است. اگر بگوییم ورزش- به ویژه در حوزه ورزش قهرمانی- با تماشاگر معنا پیدا میکند و با پشتیبانی و حمایت اوست که از کیفیت و کارایی لازم برخوردار میشود، سخنی به گزاف و بر سبیل اغراق یا تعارف نگفتهایم. حضور تماشاگران در ورزشگاهها روح و نشاط غیر قابل انکاری را به میدان رقابت میدمد.
تصور کنید اگر دو تیم رئال مادرید و بارسلونا با همه ستارگان و بازیکنان قیمتی و باارزش خود در سانتیاگو برنابئو یا نیوکمپ بدون تماشاگر به میدان بروند، چه بازی ملالآور و خستهکنندهای خواهد شد. برعکس، وقتی دو تیم در ورزشگاهی مملو از جمعیت و هیاهو بازی میکنند، اصلا گذشت زمان احساس نمیشود و تماشاگر علاقهمندی که حتی در ورزشگاه حضور ندارد و از طریق رسانههای جمعی مثل رادیو و تلویزیون و... نظارهگر بازی است، از لحظه به لحظه مسابقه لذت میبرد و احساس نشاط و رضایت میکند. این مثال قابل تعمیم به همه تیمها و ورزشگاهها و حتی دیگر رشتههای ورزشی است.
چرا راه دور برویم؟ به ورزش خودمان نگاه کنید. شهرآورد پایتخت را در نظر بگیرید که در ورزشگاه یکصدهزار نفری باتماشاگر و بیتماشاگر برگزار میشود. چه احساس و برداشتی دارید؟ اتفاقا این مثال ملموسی است چون طرفداران فوتبال در ایران تجربه هر دو حالت را دارند و راحت میتوانند به سؤال ما پاسخ دهند.
سخن را جمع کنیم. حرف آغازین ما این بود که ورزش ایران از سرمایههای سرشاری- از تیم و ورزشگاه و مربی و بازیکن گرفته تا تماشاگر- برخوردار است ولی بیتعارف، از آنها به درستی استفاده نکردهایم و حتی در بعضی از جاها کفران نعمت هم شده است. هنر این است که قدر سرمایهها را در عمل بدانیم و از آنها برای ارتقای سطح فنی و کیفی ورزش و کسب افتخارات بیشتر استفاده کنیم.