کد خبر: ۳۲۸۵۲۳
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۹
یادی از شهید سید احمد پورموسویان

ندایی از غیب (حدیث دشت عشق)

دانشجوی شهید سید احمد پورموسویان، یکم اردیبهشت‌ سال ۱۳۴۰ همزمان با ماه محرم در بهبهان دیده به جهان گشود. پس از شرکت در آزمون سراسری در مقطع کارشناسی حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد و در دوران دفاع مقدس، همراه دیگر دانشجویان رهسپار جبهه شد. پس از حضور در عملیات کربلای پنج، سیزدهم بهمن‌ سال ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت. شهید سید احمد پورموسویان در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «معبودم! چندین‌بار در گوشه‌ای به تنهائی نشستیم و به امید دعوت از جانب تو، ورق پاره‌ای را به عنوان وصیت‌نامه سیاه کردم؛ اما هر بار که به درون خود نگریستم و به بازنگری از اعمال گذشته‌ام نشستم، جز سیاهی چیزی ندیدم و جز پوچی و هیچی اندوخته‌ای را نداشتم... اول به مقایسه‌ اعمال و خواسته‌ام می‌نشستم و در نتیجه شیطان به وسوسه‌ام می‌نشست که اعمالت با خواسته‌ات برابری ندارد، ولی ندایی از غیب می‌رسید که: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَهِ إِنَّ الَلهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ».می‌دیدم که در عین گناهکاری‌ام، ربّم، معبودم، محبوبم! تو مرا بنده‌ خود می‌خوانی و به پیامبرت سفارش می‌کردی که مرا بگوید که از رحمتت مأیوس نگردم... پس خدایا! با همه‌ آن نافرمانی‌ها و بدی‌ها و زشتی‌هایم، به امید تو رهسپار جبهه شدم تا شاید بتوانم ندای آن پیر خمین را لبیک گویم و به کاروان امام حسین(ع) بپیوندم. لذا رهسپار شدم به این امید که در آن عالم ملکوت، ذکر «الله‌اکبر» و «الحمدلله» و «سبحان الله» را از من نگیری.»