کد خبر: ۳۲۸۲۹۱
تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۱

راز‌ و ‌رمز تعبیر «قل» در قرآن (شبهه ها و پاسخ ها)

 شبهه: تعابیری از قبیل «قل» که بیانگر خطاب خدا به پیامبر است تا دستور الهی را به سرانجام برساند، در قرآن کریم، فراوان به‌چشم می‌خورد، پرسشی که مطرح است این است که راز ‌و ‌رمز وجود این تعابیر در قرآن چیست؟ خدا به پیامبر دستور داده است تا فرمان خدا را انجام دهد، مأموریت پیامبر ابلاغ فرمان خداست، پس چه ضرورتی دارد که تعبیر «قل» (= بگو) نیز در قرآن حفظ شود؟ خواندن آن برای ما چه فایده‌ای دارد؟
پاسخ: «قل» فعل امر مخاطب از ریشه «ق و ل» و فعل «قال یقول» و به معنای «بگو» است. این فعل بیش از سیصد بار در قرآن به‌کار رفته است.(1) پنج سوره جن، کافرون، فلق، ناس و توحید با این فعل شروع شده‌اند. در اکثر موارد(2) این فعل خطاب به پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و در راستای ابلاغ وحی الهی است. با توجه به اینکه مسئولیت پیامبر ابلاغ و گفتن همه آیات قرآن به مردم بوده است، اعم از اینکه خداوند «قل» را بگوید یا نگوید، این سؤال پیش می‌آید که چرا این فعل در قرآن آورده شده است؟
چرایی آمدن «قل» در قرآن
درباره چرایی آمدن فعل امر «قل» در قرآن ادله مختلفی بیان شده است. در ادامه این ادله را باهم مرور می‌کنیم:
1. آوردن فعل «قل» تأکیدی است بر اینکه گفت‌وگوهای قرآن همگی به ‌فرمان خدا و عین منطق پروردگار است، نه نظرات شخص پیامبر خدا(3) قرائتی در تفسیر نور در همین زمینه گفته‌ است: «کلمه «قل» اندکى از کینه کفار نسبت به پیامبر مى‌‏کاهد، زیرا مى‏فهمند که سر‌و‌کارشان با خداست و پیامبر تنها مأمور است.»(4) چنان‌که آوردن کلمه «قل» ثابت مى‌کند که «وحى جوششى از باطن پیامبر یا سخنى تراویده از ذوق و اندیشه حضرتش نیست، بلکه پیامى از جانب خداست»(5) و پیامبر هیچ دخالتى در آن ندارد.(6)
2. شروع سوره یا آیه با «قل» نشانه اهتمام و عنایت ویژه خداوند نسبت به آن مطلب است؛ درنتیجه، هم خوب فهماندن آن مطلب و هم دانستن آن، لازم است.(7)
3. مواردی که در قرآن با کلمه «قل» آغاز مى‏شود ناظر به رسالت پیامبر و ابلاغ پیام ویژه الهى است. «قل» یعنى با این پاسخ، رسالت خود را ایفا کن و نظر دین و مکتب را در این زمینه به مردم بگو(8) طالقانی در همین زمینه گفته است: «امر «قل» در این سوره [فلق] و سوره بعد [ناس]- مانند سوره الکافرون و اخلاص و دیگر امرهاى «قل» که بسیار در قرآن آمده- فرمان‌هایی است از جانب خداوند به پیامبر اکرم که به‌عنوان مقام نبوت، باید به دیگران اعلام شود- تا دیگران به مضمون مورد فرمان آگاه شوند و یا بیش از آگاهى پیروى نمایند.»(9)
4. هرچند «قل» در بدو امر خطاب به پیامبر بوده، اما این «قل» در قرآن نیز ذکر شده تا همه مسلمانان متوجه شوند که آنان نیز موظف به ابلاغ و گفتن قرآن هستند.(10) برخی همه موارد استعمال «قل» در قرآن را بررسی و به این نتیجه رسیده‌اند که آمدن این فعل در قرآن حامل این پیام است که: «بخش وسیعی از معارف اسلامی و انتقال فرهنگ دینی اولاًً از طریق گفتار قابل انجام است و نیازی به انجام رفتار ندارد؛ ثانیاًً به‌صورت کنش فردی، قابل‌اجراست و لزوماً نیازمند اقدام جمعی نیست.» مطابق این تحقیق «قرآن کریم بر مبنای امر گفتاری «قل»، اثرگذاری فرهنگی در جامعه ایمانی و حتی غیر ایمانی را محدود به شخص یا گروه خاصی نمی‌داند. قرآن مؤمنان را به این باور می‌رساند که تک‌تک آنان، چه در جایگاه اکثریت و چه در جایگاه اقلیت ایمانی، بایستی کنشگر و آموزگار فرهنگی باشند و خود را معاف از نقش فرهنگی ندانند.» بر پایه این تحقیق خداوند با آوردن فعل امر «قل» در قرآن به دنبال سه هدف بوده است: 1. ترویج فرهنگ گفت‌وگو که البته لزوماً اختصاصی به خلق ندارد و شامل خالق نیز می‌شود؛ 2. مسئولیت‌پذیری همگانی؛ 3. توسعه فرهنگ دینی از طریق هم‌افزایی درون دینی و برون دینی.(11)
5. به باور برخی، آوردن فعل «قل» در قرآن نشان‌دهنده امانتداری پیامبر خدا و درنتیجه اصالت قرآن است.(12) چراکه حضرت عین مطلبی که به ایشان وحی می‌شده را بدون هیچ‌گونه تغییر و حذف و اضافه‌ای از اول تا آخر، حتی فعل امر «قل» را که خداوند خطاب به ایشان گفته، عیناً نقل می‌کردند و درنتیجه، این سبب اطمینان به اعتبار قرآن می‌شود(13) اما به نظر، این دیدگاه آخر صحیح نباشد؛ چرا که این دیدگاه به این معنی است که خداوند در آغاز وحی به پیامبرش می‌فرموده: «قل» و بعد قرآنی را که پیامبر موظف به ابلاغ آن بوده را بیان می‌کرده؛ اما حضرت به جهت امانتداری به‌جای اینکه فقط مطلب بعد از «قل» را که قرآن بوده نقل کند، خود «قل» را نیز نقل می‌کرده است! اگر واقعاً چنین چیزی مراد باشد، اولاًً قطعاً چنین دیدگاهی نمی‌تواند صحیح باشد؛ چراکه پیامبر ملزم به ابلاغ قرآن بوده و مطابق این نظر «قل» جزء قرآن نبوده، اما با وجود این، پیامبر آن را به‌عنوان قرآن نقل کرده است! ثانیاًً نه‌تنها نشان‌دهنده اصالت قرآن نیست؛ بلکه نشانه این است که مطالبی وارد قرآن شده که هرچند وحیانی هستند، اما به‌عنوان قرآن نازل نشده‌اند. ثالثاًً اگر این دیدگاه صحیح بود، باید همه سوره‌های قرآن، بلکه همه واحدهای نزول با «قل» شروع می‌شدند که چنین نیست.
دلیل‌های اختصاصی
برخی مفسران در مقام تفسیر قرآن برای برخی از «قل‌»های قرآن دلیل‌های ویژه‌ای را نقل کرده‌اند. برای نمونه نویسندگان تفسیر نمونه، درباره «قل» در آغاز سوره کافرون گفته‌اند: «اگر کلمه «قل» در آغاز این سوره نباشد سخن، سخنِ خدا خواهد شد و در این صورت جمله «لا أعبد ما تعبدون» (من آنچه را شما عبادت مى‏کنید نمى‏پرستم) و امثال آن مفهومى نخواهد داشت.»(14) طالقانی نیز در تفسیرش برای «قل» در آغاز سوره توحید و کافرون دلیلی اختصاصی نقل کرده و گفته است: ««قل هو الله أحد»: امر «قل،» اِشعار به این حقیقت دارد که چون اوصاف کامل و جامع خداوند برتر از دریافت عقول بشر است، باید از جانب او بیان و اعلام شود(15) «قل یا أیها الکافرون»: این امر «قل...» فرمان اعلام از جانب خداوند است تا مخاطبین «کافرین» متوجه شوند که آن حضرت واسطه ابلاغ است و نظر و مصلحت شخص او در اجرای این امر دخالت ندارد و تا یکسره امیدشان از هرگونه سازگارى درباره یگانه‌پرستی قطع شود.»(16)
نتیجه
فعل امر «قل» به معنای «بگو» بیش از سیصد بار در قرآن آمده است. برخلاف تصور برخی، «قل» دستور خداوند به ابلاغ قرآن نبوده که پیامبر در راستای امانتداری آن را نیز در قرآن نقل کرده، بلکه جزئی از قرآن بوده است. درباره چرایی آمدن این فعل در قرآن دلیل‌های مختلفی بیان شده است. این کلمه نشان می‌دهد که قرآن جوششى از باطن پیامبر یا سخنى تراویده از ذوق و اندیشه آن حضرت نیست، بلکه پیامى است از برون و ایشان هیچ دخالتى در آن نداشته است. افزون بر این، هرچند «قل» در هنگام نزول فقط خطاب به پیامبر بوده، اما این «قل» در قرآن نیز ذکر شده تا همه مسلمانان متوجه شوند که آنان نیز موظف به ابلاغ و گفتن قرآن هستند؛ ازاین‌رو، می‌توان گفت: ازجمله اهداف ذکر «قل» در قرآن ترویج فرهنگ گفت‌وگو و تقویت مسئولیت‌پذیری همگانی است.
برای مطالعه بیشتر:
- اسعدی، محمدمصطفی، کارکردشناسی فرهنگی واژه «قل» در قرآن کریم، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، پاییز 1400 ش، ش 40، صص 385-406.
پی‌نوشت‌ها:
1. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، چاپ اول، 1388 ش، ج‏10، ص 652.   2. در آیه‌های 23 و 24 سوره اسراء این فعل به‌کاررفته اما خطاب آن به پیامبر خدا نیست.   3. مستنبط غروى، مرتضى‏، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، شرکت سهامى چاپ کتاب آذربایجان‏، چاپ اول، 1381 ش، ص 314؛ شعراوى، محمد متولى‏، تفسیر الشعراوى، بیروت، اخبار الیوم، اداره الکتب و المکتبات‏، چاپ اول، 1991 م، ج‏1، ص 616؛ قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، چاپ اول، 1388 ش، ج‏6، ص 59.   4. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، چاپ اول، 1388 ش، ج‏10، ص: 620   5. رکنی یزدی، محمدمهدی، آشنایی با علوم قرآنی، تهران، سمت، 1379 ش، ص 25.   6. میرمحمدی زرندی، ابوالفضل، تاریخ و علوم قرآن، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1377 ش، ص 44.   7. صدر، سید رضا، تفسیر سوره حجرات، به اهتمام سید باقر خسروشاهی، قم، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم‏، چاپ دوم، 1379 ش، ص 373   8. دهقان، اکبر، نسیم رحمت، تفسیر قرآن کریم، قم، انتشارات حرم، چاپ اول، 1387 ش، ج‏1، ص 432.   9. طالقانی، محمود، پرتوى از قرآن، تهران، شرکت سهامى انتشار، چاپ چهارم، 1362 ش، ج‏4، ص 306   10. شمس، سعید، پرسمان‌های قرآنى نماز، قم، انتشارات سبط اکبر، چاپ اول، 1385 ش، ص 216؛‌ هاشمى رفسنجانى، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1386 ش، ج‏20، ص 635.   11. اسعدی، محمدمصطفی، کارکردشناسی فرهنگی واژه «قل» در قرآن کریم، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، پاییز 1400 ش، ش 40، صص 385-406، صص 387، 403 و 404؛‌هاشمی، تفسیر راهنما، ج‏1، ص 344: «هدف از آوردن کلمه «قل» در آیه، بیان ضرورت پاسخگویى به تبلیغات دشمنان دین است.»   12. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، چاپ اول، 1388 ش، ج‏10، ص 164.   13. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، 1371 ش، ج‏6، ص 59 و ج‏27، ص: 387؛ شمس، پرسمان‌های قرآنى نماز، ص 216.   14. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، 1371 ش، ج‏27، ص 387.   15. طالقانی، محمود، پرتوى از قرآن، تهران، شرکت سهامى انتشار، چاپ چهارم، 1362 ش، ج‏4، ص 300.   16. طالقانی، محمود، پرتوى از قرآن، تهران، شرکت سهامى انتشار، چاپ چهارم، 1362 ش، ج‏4، ص 283.
هادی غلامرضایی